پیشنهادهای محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف) (١٨,٧٢٣)
Baastrup syndrome [ˈbɑːstrʌp ˈsindrəʊm] نشانگان باستروپ/ بیماری ستون فقرات بوسه زننده/ التهاب کیسه زلالی بین خاری کمری {ا}: سندرمی که در اثر تماس بین ...
Baastrup syndrome [ˈbɑːstrʌp ˈsindrəʊm] نشانگان باستروپ/ بیماری ستون فقرات بوسه زننده/ التهاب کیسه زلالی بین خاری کمری {ا}: سندرمی که در اثر تماس بین ...
Ayerza syndrome [ˈaivərzə ˈsindrəʊm] نشانگان آیرزا {ا}: پرفشاری خون ریوی همراه با اتساع شریان های ریوی، مربوط به بیماری ریه ها
Ayerza syndrome [ˈaivərzə ˈsindrəʊm] نشانگان آیرزا {ا}: پرفشاری خون ریوی همراه با اتساع شریان های ریوی، مربوط به بیماری ریه ها
Ayerza syndrome [ˈaivərzə ˈsindrəʊm] نشانگان آیرزا {ا}: پرفشاری خون ریوی همراه با اتساع شریان های ریوی، مربوط به بیماری ریه ها
Axenfeld syndrome [�ksənfeld ˈsindrəʊm] نشانگان آکسنفلد {ا}: تکامل ناقص بخش قدامی چشم و امتداد نوارهای عنبیه به داخل قرنیه که با آب سیاه و نقص در رشد ...
Axenfeld syndrome [�ksənfeld ˈsindrəʊm] نشانگان آکسنفلد {ا}: تکامل ناقص بخش قدامی چشم و امتداد نوارهای عنبیه به داخل قرنیه که با آب سیاه و نقص در رشد ...
Axenfeld syndrome [�ksənfeld ˈsindrəʊm] نشانگان آکسنفلد {ا}: تکامل ناقص بخش قدامی چشم و امتداد نوارهای عنبیه به داخل قرنیه که با آب سیاه و نقص در رشد ...
Avellis syndrome [�v. əllɪs ˈsindrəʊm] نشانگان آولیس {ا}: سندرمی که در آن ضایعه ساقه مغز، عصب دهی واگ را به صورت یک طرفه محدود نموده و منجر به فلج هم ...
Avellis syndrome [�v. əllɪs ˈsindrəʊm] نشانگان آولیس {ا}: سندرمی که در آن ضایعه ساقه مغز، عصب دهی واگ را به صورت یک طرفه محدود نموده و منجر به فلج هم ...
Avellis syndrome [�v. əllɪs ˈsindrəʊm] نشانگان آولیس {ا}: سندرمی که در آن ضایعه ساقه مغز، عصب دهی واگ را به صورت یک طرفه محدود نموده و منجر به فلج هم ...
autoimmune lymphoproliferative syndrome ( ALPS ) [ɔ:təʊi'mju:n lˈimfəprəlifərətiv ˈsindrəʊmz] نشانگان لنف تکثیری خودایمن {ا}: یک اختلال ارثی آپوپتوز ...
autoimmune lymphoproliferative syndrome ( ALPS ) [ɔ:təʊi'mju:n lˈimfəprəlifərətiv ˈsindrəʊmz] نشانگان لنف تکثیری خودایمن {ا}: یک اختلال ارثی آپوپتوز ...
autoimmune lymphoproliferative syndrome ( ALPS ) [ɔ:təʊi'mju:n lˈimfəprəlifərətiv ˈsindrəʊmz] نشانگان لنف تکثیری خودایمن {ا}: یک اختلال ارثی آپوپتوز ...
autoimmune lymphoproliferative syndrome ( ALPS ) [ɔ:təʊi'mju:n lˈimfəprəlifərətiv ˈsindrəʊmz] نشانگان لنف تکثیری خودایمن {ا}: یک اختلال ارثی آپوپتوز ...
autoimmune lymphoproliferative syndrome ( ALPS ) [ɔ:təʊi'mju:n lˈimfəprəlifərətiv ˈsindrəʊmz] نشانگان لنف تکثیری خودایمن {ا}: یک اختلال ارثی آپوپتوز ...
Asherson syndrome [ˈaʃəsən sˈindrəʊm] نشانگان آشرسون یا آشالازی انگشتری حلقی {ا}: سندرمی از دیسفاژی، ناشی از عدم هماهنگی عصبی عضلانی و آشالازی عضله ...
Asherson syndrome [ˈaʃəsən sˈindrəʊm] نشانگان آشرسون یا آشالازی انگشتری حلقی {ا}: سندرمی از دیسفاژی، ناشی از عدم هماهنگی عصبی عضلانی و آشالازی عضله ...
Asherson syndrome [ˈaʃəsən sˈindrəʊm] نشانگان آشرسون یا آشالازی انگشتری حلقی {ا}: سندرمی از دیسفاژی، ناشی از عدم هماهنگی عصبی عضلانی و آشالازی عضله ...
Asherson syndrome [ˈaʃəsən sˈindrəʊm] نشانگان آشرسون یا آشالازی انگشتری حلقی {ا}: سندرمی از دیسفاژی، ناشی از عدم هماهنگی عصبی عضلانی و آشالازی عضله ...
Asherson syndrome [ˈaʃəsən sˈindrəʊm] نشانگان آشرسون یا آشالازی انگشتری حلقی {ا}: سندرمی از دیسفاژی، ناشی از عدم هماهنگی عصبی عضلانی و آشالازی عضله ...
Asherson syndrome [ˈaʃəsən sˈindrəʊm] نشانگان آشرسون یا آشالازی انگشتری حلقی {ا}: سندرمی از دیسفاژی، ناشی از عدم هماهنگی عصبی عضلانی و آشالازی عضله ...
arthropathy camptodactyly syndrome [ɑːˈθrɒpəθɪ k�mptədʌktˈili ˈsindrəʊm] نشانگان خم انگشتی مفصل رنجوری {ا}: یک اختلال اتوزومال مغلوب نادر که با آرترو ...
arthropathy camptodactyly syndrome [ɑːˈθrɒpəθɪ k�mptədʌktˈili ˈsindrəʊm] نشانگان خم انگشتی مفصل رنجوری {ا}: یک اختلال اتوزومال مغلوب نادر که با آرترو ...
arthropathy camptodactyly syndrome [ɑːˈθrɒpəθɪ k�mptədʌktˈili ˈsindrəʊm] نشانگان خم انگشتی مفصل رنجوری {ا}: یک اختلال اتوزومال مغلوب نادر که با آرترو ...
Arnold nerve reflex cough syndrome [ɑ:nəld nɜːv ˈriː. fleks kɒf ˈsindrəʊm] نشانگان سرفه بازتابی عصب آرنولد {ا}: سرفه رفلکسی به دلیل تحریک ناحیه ای که ...
Arnold nerve reflex cough syndrome [ɑ:nəld nɜːv ˈriː. fleks kɒf ˈsindrəʊm] نشانگان سرفه بازتابی عصب آرنولد {ا}: سرفه رفلکسی به دلیل تحریک ناحیه ای که ...
Arnold nerve reflex cough syndrome [ɑ:nəld nɜːv ˈriː. fleks kɒf ˈsindrəʊm] نشانگان سرفه بازتابی عصب آرنولد {ا}: سرفه رفلکسی به دلیل تحریک ناحیه ای که ...
anxiety syndrome [�ŋˈzaɪətiˈsindrəʊm] نشانگان اضطراب {ا}: نشانه های جسمی همراه با اضطراب، مانند تپش قلب، تنفس سریع و سطحی، تعریق، رنگ پریدگی و احساس ...
anxiety syndrome [�ŋˈzaɪətiˈsindrəʊm] نشانگان اضطراب {ا}: نشانه های جسمی همراه با اضطراب، مانند تپش قلب، تنفس سریع و سطحی، تعریق، رنگ پریدگی و احساس ...
anxiety syndrome [�ŋˈzaɪətiˈsindrəʊm] نشانگان اضطراب {ا}: نشانه های جسمی همراه با اضطراب، مانند تپش قلب، تنفس سریع و سطحی، تعریق، رنگ پریدگی و احساس ...
anticonvulsant hypersensitivity syndrome [�ntikən'vʌlsənt haipəsensəˈtivəti ˈsindrəʊm] نشانگان بیش حساسیت ضد تشنج {ا}: یک واکنش افزایش حساسیت چند عضو ...
anticonvulsant hypersensitivity syndrome [�ntikən'vʌlsənt haipəsensəˈtivəti ˈsindrəʊm] نشانگان بیش حساسیت ضد تشنج {ا}: یک واکنش افزایش حساسیت چند عضو ...
anticonvulsant hypersensitivity syndrome [�ntikən'vʌlsənt haipəsensəˈtivəti ˈsindrəʊm] نشانگان بیش حساسیت ضد تشنج {ا}: یک واکنش افزایش حساسیت چند عضو ...
anticholinergic syndrome [�ntikəʊli'nɜːdʒik ˈsindrəʊm] نشانگان پادزهره کنش {ا}: اثرات مرکزی و محیطی ناشی از مصرف بیش از حد یا واکنش غیرطبیعی به دوز ب ...
anticholinergic syndrome [�ntikəʊli'nɜːdʒik ˈsindrəʊm] نشانگان پادزهره کنش {ا}: اثرات مرکزی و محیطی ناشی از مصرف بیش از حد یا واکنش غیرطبیعی به دوز ب ...
anticholinergic syndrome [�ntikəʊli'nɜːdʒik ˈsindrəʊm] نشانگان پادزهره کنش {ا}: اثرات مرکزی و محیطی ناشی از مصرف بیش از حد یا واکنش غیرطبیعی به دوز ب ...
anticholinergic syndrome [�ntikəʊli'nɜːdʒik ˈsindrəʊm] نشانگان پادزهره کنش {ا}: اثرات مرکزی و محیطی ناشی از مصرف بیش از حد یا واکنش غیرطبیعی به دوز ب ...
anterior opercular syndrome [�nˈtiəriəˈɒpəkjʊlə sˈindrəʊm] نشانگان سرپوش قدامی یا فوکس چاوانی ماری {ا}: از دست دادن متناوب یا مداوم حرکات ارادی عضلا ...
anterior opercular syndrome [�nˈtiəriəˈɒpəkjʊlə sˈindrəʊm] نشانگان سرپوش قدامی یا فوکس چاوانی ماری {ا}: از دست دادن متناوب یا مداوم حرکات ارادی عضلا ...
anterior opercular syndrome [�nˈtiəriəˈɒpəkjʊlə sˈindrəʊm] نشانگان سرپوش قدامی یا فوکس چاوانی ماری {ا}: از دست دادن متناوب یا مداوم حرکات ارادی عضلا ...
anterior opercular syndrome [�nˈtiəriəˈɒpəkjʊlə sˈindrəʊm] نشانگان سرپوش قدامی یا فوکس چاوانی ماری {ا}: از دست دادن متناوب یا مداوم حرکات ارادی عضلا ...
anterior opercular syndrome [�nˈtiəriəˈɒpəkjʊlə sˈindrəʊm] نشانگان سرپوش قدامی {ا}: از دست دادن متناوب یا مداوم حرکات ارادی عضلات قسمت پایین صورت، گ ...
anterior opercular syndrome [�nˈtiəriəˈɒpəkjʊlə sˈindrəʊm] نشانگان سرپوش قدامی {ا}: از دست دادن متناوب یا مداوم حرکات ارادی عضلات قسمت پایین صورت، گ ...
anterior opercular syndrome [�nˈtiəriəˈɒpəkjʊlə sˈindrəʊm] نشانگان سرپوش قدامی {ا}: از دست دادن متناوب یا مداوم حرکات ارادی عضلات قسمت پایین صورت، گ ...
insula [ˈɪnsjʊlə] اینسولا {ا}: ناحیه ای هرمی شکل از مغز در هر نیمکره مغزی که زیر بخش هایی از لوب های پیشانی و گیجگاهی قرار داشته و در پردازش درد و اح ...
insula [ˈɪnsjʊlə] اینسولا {ا}: ناحیه ای هرمی شکل از مغز در هر نیمکره مغزی که زیر بخش هایی از لوب های پیشانی و گیجگاهی قرار داشته و در پردازش درد و اح ...
anterior interosseous nerve syndrome [�ntˈiəriə intər'ɒsiəs nɜːʳv ˈsindrəʊm] نشانگان عصب بین استخوانی قدامی یا کیلو نوین {ا}: مجموعه ای از نشانه های ...
anterior interosseous nerve syndrome [�ntˈiəriə intər'ɒsiəs nɜːʳv ˈsindrəʊm] نشانگان عصب بین استخوانی قدامی یا کیلو نوین {ا}: مجموعه ای از نشانه های ...
anterior interosseous nerve syndrome [�ntˈiəriə intər'ɒsiəs nɜːʳv ˈsindrəʊm] نشانگان عصب بین استخوانی قدامی یا کیلو نوین {ا}: مجموعه ای از نشانه های ...