پیشنهادهای محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف) (١٩,٢٥١)
cholesterolopoiesis [kəlestərɒləpɔi'i:səs] کلسترول سازی {ا } : تشکیل و سنتز کلسترول توسط کبد
cholepoiesis [kɒlipɔi'i:səs] صفرا سازی {ا } : تشکیل صفرا در کبد
choledochoscope [kəledə'kəskəʊp] زرداب مجرابین {ا}: ابزاری برای دیدن داخل مجرای صفراوی مشترک
choledochopancreatography [kəledəkəp�ŋkriə'tɒgrəfi] زرداب مجرا - لوزالمعده نگاری {ا}: معاینه و مشاهده مجرای صفراوی مشترک و مجرای پانکراس با اندوسکوپ ...
choledochectomy [kəledə'kektəmi] زرداب مجرا برداری {ا}: عمل جراحیِ بریدن و برداشن قسمتی از مجرای صفراوی مشترک []
cholecystolithotripsy [kɒlisistəliˈθəʊtripsi] سنگِ زهره شکنی { اسم } : فرآیند خرد کردن سنگهای صفراوی درون کیسه صفرا []
cholecystokinase [kɒlisistə'kaineiz] کله سیستوکیناز {�اسم�}�:�آنزیمی�که�تخریب و فروشکست کله سیستوکینین�را�افزایش می دهد�. []
cholecystograph [kɒlisis'tɒgrəf] زَهره نگار {ا}: دستگاه مورد استفاده جهت کله سیستوگرافی
cholecystograph [kɒlisi'stɒgrəfik] زَهره نگار {ا}: دستگاه مورد استفاده جهت کله سیستوگرافی
cholecystocolostomy [kɒlisistəʊkəlˈɒstəmi] زهره - پس روده سنبی {ا}: ایجاد آناستوموز بین کیسه صفرا و قسمتی از کولون ( معمولا قسمت بالایی آن ) از طریق ...
cholecystangiogram [kɒlisist�ndʒˈiəʊgr�m] زهره رگ نگاری { اسم } : فیلم نشان دهنده کیسه صفرا، مجاری صفراوی مشترک و کیست بعد از تجویز ماده حاجب []
cholangiohepatitis [kəl�ndʒiəʊ'hepətaitəs] زردابراه کبد آماس {�اسم�}�:�التهاب�شدید�کبد�و�مجاری�صفراوی�کوچک�در�کبد�که�اغلب�با�آلودگی�کرم فلوک�همراه�ب ...
cholecystagogue [kɒlisisˈtəgɑg] صفرا افزا {ا}: عاملی که فعالیت کیسه صفرا را ت حریک نموده و باعث افزایش جریان صفرا از آن می گردد . []
cholangiopancreatography [kəl�ndʒiəʊ'hepətaitəs] زردابراه کبد آماس {�اسم�}�:�التهاب�شدید�کبد�و�مجاری�صفراوی�کوچک�در�کبد�که�اغلب�با�آلودگی�کرم فلوک�هم ...
chloruretic [klɔːr'jʊretik] کلر ادرار�{ا}�:�عامل�که�دفع�ادراری�کلریدها�را�افزایش می دهد؛�کلر ادرار�{ص}�:�افزایش�دهنده�دفع�ادراری�کلریدها []
chloroleukemia [klɔːroʊluːˈkiːmiə] سبز گوی چنگار خونی { اسم } : نوعی سرطان خون که در آن، هیچ نوع جرم توموری محسوسی وجود ندارد، اما اندام ها و مایعات ...
chirology [kairˈɒlədʒi] دست یا انگشت خوانی�{�اسم�}�:�روشی�برای�ارتباط�با�ناشنوایان�یا�بین�آنها�از�طریق�علامت های�دست [] dactylology [d�ktiˈlɒlədʒi] ...
chimera [kaɪˈmɪərə] کژزاد/ هرسازواره { اسم } : فردی که بدن او حاوی سلول هایی از دو رده سلولی متفاوت است که از دو زیگوت مختلف مشتق شده اند .
chimera [kaɪˈmɪərə] کژزاد/ هرسازواره { اسم } : فردی که بدن او حاوی سلول هایی از دو رده سلولی متفاوت است که از دو زیگوت مختلف مشتق شده اند .
chemtrode [ˈkemtrəʊd] کِمترود { اسم } : لوله توخالی کوچکی که می تواند در مغز کاشته و برای تحویل مقادیر کمی مواد شیمیایی به نواحی خاص استفاده شود .
chamecephaly [k�məˈsɛfəli] کامِسفالی {�اسم�}�:�وضعیت�داشتن�سر�تخت و کوتاه
cauloplegia [kɔː. loʊˈplɪdʒə] آلت فلجی�{�اسم�}�:�فلج�آلت�تناسلی�مردانه
banjo cast [ˈb�ndʒəʊ k�st] گچ بانجو {ا}: گچی با ضمیمه حلقه ای بزرگ که با استفاده از نوارهای لاستیکی، انگشتان را در حالت کشیده نگه داشته و بیشتر برای ...
گزارش موردی {ا}: یک گزارش پزشکی مفصل و توصیفی که به ثبت و ارائه جزئیات یک مورد بیماری منحصر به فرد، نادر یا غیرمعمول در یک بیمار می پردازد.
von Gierkeˈs disease [vɒn 'gikəz dizi:z] بیماری فون گیرکه/ بیماری ذخیره گلیکوژن نوع اول {اسم}: یک بیماری ارثی کمبود سنتز گلیکوژن و تجمع این ماده در ک ...
von Gierkeˈs disease [vɒn 'gikəz dizi:z] بیماری فون گیرکه/ بیماری ذخیره گلیکوژن نوع اول {اسم}: یک بیماری ارثی کمبود سنتز گلیکوژن و تجمع این ماده در ک ...
von Gierkeˈs disease [vɒn 'gikəz dizi:z] بیماری فون گیرکه/ بیماری ذخیره گلیکوژن نوع اول {اسم}: یک بیماری ارثی کمبود سنتز گلیکوژن و تجمع این ماده در ک ...
von Gierkeˈs disease [vɒn 'gikəz dizi:z] بیماری فون گیرکه/ بیماری ذخیره گلیکوژن نوع اول {اسم}: یک بیماری ارثی کمبود سنتز گلیکوژن و تجمع این ماده در ک ...
encephalitis axialis diffusa [enkefə'laitis ˈ�ksiəlis dɪˈfjuːzə] Schilderˈs disease Schilderˈs disease [enkefə'laitis, ensefə'laitis] مغزآماس محوری ...
encephalitis axialis diffusa [enkefə'laitis ˈ�ksiəlis dɪˈfjuːzə] Schilderˈs disease Schilderˈs disease [enkefə'laitis, ensefə'laitis] مغزآماس محوری ...
encephalitis axialis diffusa [enkefə'laitis ˈ�ksiəlis dɪˈfjuːzə] Schilderˈs disease Schilderˈs disease [enkefə'laitis, ensefə'laitis] مغزآماس محوری ...
encephalitis axialis diffusa [enkefə'laitis ˈ�ksiəlis dɪˈfjuːzə] Schilderˈs disease Schilderˈs disease [enkefə'laitis, ensefə'laitis] مغزآماس محوری ...
encephalitis axialis diffusa [enkefə'laitis ˈ�ksiəlis dɪˈfjuːzə] Schilderˈs disease Schilderˈs disease [enkefə'laitis, ensefə'laitis] مغزآماس محوری ...
Brooke formula [brʊk ˈfɔː. mjə. lə] فرمول بروک {ا}: فرمولی پرکاربرد برای تخمین میزان مایعاتی که باید در 24 ساعت اول درمان برای بیماران مبتلا به سوختگ ...
Brooke formula [brʊk ˈfɔː. mjə. lə] فرمول بروک {ا}: فرمولی پرکاربرد برای تخمین میزان مایعاتی که باید در 24 ساعت اول درمان برای بیماران مبتلا به سوختگ ...
= bronchopneumonia
bronchofiberscope [brɒŋkəʊˈfaɪ. bə. skəʊp] نایژه رشته نما {ا}: فیبروسکوپی با طراحی ویژه برای مشاهده نای و نایژه ها
bronchofiberscope [brɒŋkəʊˈfaɪ. bə. skəʊp] نایژه رشته نما {ا}: فیبروسکوپی با طراحی ویژه برای مشاهده نای و نایژه ها
bradystalsis [br�di'st�lsəs] کندلولش {ا}: کندی غیرطبیعی حرکات دودی روده
blepharoedema [blefərəʊ'edəmə] پلک خیز {ا}: : ادم پلک ها
blepharodiastasis [blefərəʊ'daiəstəsis] پلک جدا شدگی {ا} : جدا شدن غیرطبیعی پلک ها از هم یا عدم توانایی در بستن کامل آنها
bioterrorism [baɪ. əʊˈter. ə. rɪ. zəm] زیست وحشت افکنی {ا}: استفاده از سلاح های بیولوژیکی به عنوان وسیله ای برای ایجاد ترس در مردم ( به عنوان مثال، ...
bioterrorism [baɪ. əʊˈter. ə. rɪ. zəm] زیست وحشت افکنی {ا}: استفاده از سلاح های بیولوژیکی به عنوان وسیله ای برای ایجاد ترس در مردم ( به عنوان مثال، ...
biorbital [bai’ɔː bitəl] دو حدقه ای ( اسم ) : مربوط به/ شامل حدقه هر دو چشم
biorbital [bai’ɔː bitəl] دو حدقه ای ( اسم ) : مربوط به/ شامل حدقه هر دو چشم
bionosis [baiənəʊˈsəs] زی بیماری {ا}: هر بیماری که توسط یک عامل زنده مانند باکتری یا ویروس ایجاد شود.
bionosis [baiənəʊˈsəs] زی بیماری {ا}: هر بیماری که توسط یک عامل زنده مانند باکتری یا ویروس ایجاد شود.
bidactyly [baiˈd�ktəli] دوانگشتی ( اسم ) : فقدان تمام انگشتان دست یا پا به جز انگشت اول و پنجم []
bestiality [bes. tiˈ�l. ə. t] حیوانیت ( اسم ) : ۱. هرگونه رفتار حیوان مانند؛ ۲. آمیزش جنسی بین انسان و حیوان
Baxter pump [ˈb�kstə pʌmp] پمپ باکستر {ا}: وسیله ای برای آنفوزیون های داخل وریدی دارو