پیشنهادهای محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف) (١٨,٧٤٥)
hard paraffin
پارافین مایع ( اسم ) : روغن معدنی که به عنوان ملین استفاده می شده است.
پاپاورین ( اسم ) : قلیاسانی مشتق شده از تریاک که عضلات صاف را شل می کند.
تمام گرا ( صفت ) : توصیف کننده ویروسی که می تواند به بسیاری از بافت های مختلف بدن حمله کند و آن ها را تحت تأثیر قرار دهد، بدون اینکه وابستگی خاصی به ...
پانکرئوزیمین ( اسم ) : هورمونی که باعث تحریک تولید آنزیم توسط لوزالمعده می شود.
لوزالمعده آماس راجعه یا برگشتی ( اسم ) : التهاب لوزالمعده که در آن، علائم التهاب لوزالمعده حاد، عودکننده بوده و کمتر شدید می باشند. . ممکن است با سنگ ...
لوزالمعده آماس حاد ( اسم ) : یک بیماری ناگهانی که در آن، بیمار درد شدیدی در قسمت فوقانی شکم و پشت همراه با شوک را تجربه می کند.
لوزوالمعده برداری نسبی ( اسم ) : برداشتن بخشی از غده لوزوالمعده
نشانگان پانکواست ( اسم ) : درد و فلج در شاخه های تحتانی شبکه بازویی به دلیل درون نشت تودینه بدخیم ناحیه قله ای ریه
Malaria
paralysis
پالمیتیک اسید ( ا ) : یک اسید چرب اشباع جامد که از روغن نخل و سایر چربی های گیاهی و حیوانی به دست می آید.
پوتامن ( ا ) : قسمت بیرونی مایل به قرمز هسته عدسی مغز
گوی رنگ پریده ( ا ) : قسمت میانی و کوچکتر هسته عدسی مغز که رنگ پریده تر از پوتامن مجاور است و از دو بخش تشکیل شده است.
گوی برداری/ گوی بُری ( اسم ) : یک عمل جراحی مغز و اعصاب برای از بین بردن یا اصلاح اثرات گوی رنگ پریده برای تسکین پارکینسونیسم و سایر شرایطی که در آ ...
گوی برداری/ گوی بُری ( اسم ) : یک عمل جراحی مغز و اعصاب برای از بین بردن یا اصلاح اثرات گوی رنگ پریده برای تسکین پارکینسونیسم و سایر شرایطی که در آ ...
کام سخت ( اسم ) : قسمت جلویی کام که به وسیله زوائد استخوان های فک بالا و کام تشکیل شده و توسط غشای مخاطی پوشیده شده است.
سامانه بایگانی و تبادل یا ذخیره و انتقال تصویر ( اسم ) : سامانه الکترونیکی که امکان ذخیره تصاویر اشعه ایکس و سایر تصاویر را به صورت رقمی بر روی رایان ...
ضخامت سنج ( اسم ) : ابزاری که برای اندازه گیری ضخامت قرنیه استفاده می شود.
ریزدانه ای شدن عنکبوتیه/ جسم پاکیونی ( ا ) : بیرون زدگی فضای زیر عنکبوتیه معمولاً به درون کاوک های وریدی سخت شامه که به بازجذب مایع مغزی نخاعی کمک می ...
ریزدانه ای شدن عنکبوتیه/ جسم پاکیونی ( ا ) : بیرون زدگی فضای زیر عنکبوتیه معمولاً به درون کاوک های وریدی سخت شامه که به بازجذب مایع مغزی نخاعی کمک می ...
لایه ازن: لایه ای در در ارتفاع حدود10 کیلومتری زمین حاوی غلظت بالایی از ازن، که بیشتر تابش فرابنفش خورشید را جذب می کند.
اوزنا ( اسم ) : اختلال در بینی که در آن غشاهای مخاطی داخل بینی کاهیده می شوند و ترشحات و پوسته های رنجاننده ایجاد می کنند.
اکسیدوردوکتاز ( اسم ) : یکی از گروهی از زی مایه هایی که واکنش های احیاء اکسایش را تسریع می کنند.
اگزالوریا ( اسم ) : وجود اسید اگزالیک یا اگزالات به ویژه اگزالات کلسیم در ادرار
اسید اگزالیک ( اسم ) : اسید بسیار سمی که در بسیاری از گیاهان از جمله ترشک و برگ های ریوند و در برخی پودرهای سفید کننده یافت می شود و در صورت بلعیده ش ...
اگزالات ( اسم ) : نمک اسید اگزالیک
برون زاد آوری ( اسم ) : عمل آوری فرزندان توسط والدینی که خویشاوندی نزدیک ندارند.
گوش قارچ زدگی ( اسم ) : عفونت قارچی گوش که باعث تحریک و التهاب کانال بین پرده گوش و دهانه خارجی گوش می شود.
منفذ شکمی ( اسم ) : دهانه لوله رحمی به داخل حفره شکم
هدایت استخوانی ( اسم ) : هدایت صدا توسط استخوان، مانند آنچه در استخوانچه های گوش میانی رخ می دهد.
عفونت مزمن استخوانی ( اسم ) : عفونت استخوانی که ممکن است از عفونت استخوانی حاد تا حدی درمان شده یا پس از شکستگی های باز یا جراحی که در طی آن استخوان ...
عفونت حاد استخوان ( اسم ) : عفونت استخوانی در اثر ورود باکتری ها از طریق جریان خون به استخوان که در کودکان شایع تر است. درد شدید و قرمزی روی استخوان ...
استخوان تودِ شبه استخوان ( اسم ) : رشد بیش از حد یاخته های استخوان ساز که معمولاً باعث ایجاد درد در وسط یک استخوان بلند می شود.
استخوان تودِ فشرده ( اسم ) : استخوان تودی که معمولاً بی ضرر است اما به ندرت ممکن است ساختارهای اطراف را ( مانند داخل جمجمه ) فشرده کند.
نشانگان گاردنر ( اسم ) : شکلی از پولیپ زدگی غده ای خانوادگی که در آن پولیپ های پسروده با تارتود و استخوان تود ( تومورهای خوش خیم ) به ویژه جمجمه و ف ...
استخوان شناسی ( اسم ) : مطالعه ساختار و عملکرد استخوان ها و ساختارهای مرتبط
استخوان گوشت چنگار/ گوشت چنگارِ استخوان زاد ( ا ) : تودینه بدخیم یاخته های استخوانی
استخوان زاد ( صفت ) : منشاء گرفته یا متشکل از بافت استخوانی
استخوان کاه تود ( اسم ) : تودینه نادر استخوانی که در اثر تکثیر یاخته های استخوان کاه ایجاد می شود.
استخوان شکنی ( اسم ) : شکستن عمدی یک استخوان بدریخت یا بدجوش خورده که توسط جراح برای اصلاح بدشکلی انجام می شود.
استخوان غضروف تود ( اسم ) : تودینه استخوانی متشکل از یاخته های های غضروف ساز که به صورت توده ای بدون درد، معمولاً در انتهای یک استخوان بلند ظاهر می ش ...
استخوان جوشی ( اسم ) : فرآیندی که در آن مواد خاصی مانند تیتانیوم ممکن است بدون ایجاد واکنش جسم خارجی به درون استخوان زنده وارد تا یک اتصال بسیار محکم ...
اسمول ( اسم ) : واحد فشار گذرندگی برابر با وزن مولکولی یک جسم حل شده بر حسب گرم تقسیم بر تعداد یون ها یا ذرات دیگری که در محلول به آنها تفکیک می شود.
اسمولاریته ( اسم ) : فشار گذرندگی یک ماده که بر حسب اسمول ماده در هر کیلوگرم محلول بیان می شود.
اسمولالیته ( اسم ) : فشار گذرندگی یک ماده که بر حسب اسمول ماده در هر کیلوگرم آب بیان می شود.
بیماری اسگود اشلاتر ( اسم ) : التهاب و تورم در محل قرار دادن وتر اصلی چهارسر ران در بالای استخوان درشت نی، درست زیر زانو. این بیماری در نوجوانی شایع ...
اورنیتین ( اسم ) : اسید آمینه ای که در کبد به عنوان یک محصول جانبی در طی تبدیل آمونیاک به اوره تولید می شود.
اشراف ( اسم ) : آگاهی از خود در زمان، دوره و مکان که ممکن است در شرایطی مانند بیماری عضوی مغز، حالت های دارویی سمی و ضربه مغزی مختل شود.
داروی خوراکی کاهنده قند خون ( اسم ) : یکی از گروه داروهایی که سطح گلوکز خون را کاهش می دهد و برای درمان دیابت غیر وابسته به انسولین ( نوع II ) از راه ...