پیشنهادهای امیرحسین سیاوشی خیابانی (٣٣,٦٨٥)
وجه ناقابلی جوف پاکت
لایِ = جوفِ
پیوستِ= جوفِ
دَر=جوفِ
فی المجلس
فی المجلس
بلافاصله، بی درنگ
فی المجلس
فی المجلس
بازی با سگ ها هم عالمی دارد!
پایور ، پایه ور
صاحب منصب ، صاحب مقام
تنگ هم نشستن، بیخ گوش همدیگر نشستن
با آب و تاب
به طور خلاصه و کلّی
با آب و تاب
با آب و تاب
کنایه از سامانِ فرد
( اصطلاح )
تازگی ها مازیار به فکر ازدواج افتاده
دنیا به کام سلطان بود.
بند و بست
بند و بست
بند و بست
بند و بست
قرار و مدار
قرار و مدار
قرار و مدار
آب افتادن دهان / دهن کسی
آب افتادن دهان / دهن کسی
معلم سرخانه
آن وقت از سال
آرایش شده
بزک کرده
کنایه از متوجه چیزی شدن بوی چیزی به دماغ/مشام کسی خوردن/رسیدن
( اصطلاح )
همین جوری و بی مقدمه
نه آن روز و نه هیچ روز دیگر.
دلداری دادن
خبری از محسن نشد.
های های
طرف صحبت
پشت سرم گرپ صدایی آمد.
طرف صحبت
تعجب بیش تر در این بود که . . . . . . . . .
هوار هوار کردن
داد و هوار
درشت استخوان
درشت هیکل
رجوع کردن کاری به او رجوع کردم=کاری به او سپردم