منو
محمدرضا شریفی

محمدرضا شریفی

عضو از ٢ سال پیش
امتیاز کل
٨,١٠٠
لایک
٨٢١
لایک
دیس‌لایک
٥٥
دیس‌لایک
رتبه کل
٤٢٤
رتبه کل

دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
٨,١٠٠
امتیاز
رتبه در دیکشنری
٤٢٤
لایک
لایک
٨٢١
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٥٥

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٠
امتیاز
رتبه در بپرس
٠
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

پیشنهادهای برتر

تاریخ
٢ سال پیش
دیدگاه
٢٣

پرخاشگری کردن

تاریخ
٢ سال پیش
دیدگاه
١٧

سوژه

تاریخ
٢ سال پیش
دیدگاه
١٥

زنگ ( در مدرسه، مثلا زنگ چهارم تاریخ داریم )

تاریخ
٢ سال پیش
دیدگاه
١٣

someone, usually your romantic or sexual partner, who you have a special relationship with, and who you know and love very much

تاریخ
١ سال پیش
دیدگاه
١٧

to stop doing something or leave a place before something is finished جیم شدن، در رفتن

ترجمه‌های برتر

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The professor was forced to acknowledge that the student had been correct after all.
دیدگاه
٢٨

استاد در نهایت مجبور شد بپذیرد که سر آخر حق با دانشجو بوده است.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Dry twigs snapped under our feet as we walked down the path.
دیدگاه
١٣

وقتی که در مسیر قدم می زدیم، شاخه ها زیر پایمان شکستند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
I wanted to throw up, pass out, scream and cry at the same time.
دیدگاه
١٣

همزمان می خواستم بال بیاورم، از حال بروم، جیغ بکشم و گریه کنم.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
She hadn't been home for a long time, and she craved a good conversation with her dad.
دیدگاه
١٠

برای مدت زیادی خانه نرفته بود و آرزوی گفت و گو با پدرش را داشت

تاریخ
٢ سال پیش
متن
She seconded his nomination for chairman.
دیدگاه
١٠

از نامزدی او برای ریاست حمایت کرد

سوال‌های برتر

پاسخی موجود نیست.

پاسخ‌های برتر

پاسخی موجود نیست.