نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
viewing angle: زاویه دید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lie with: برعهده کسی بودن مربوط به کسی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
adult life: بزرگسالی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
act of kindness: Good deed کار خیر عمل خوب و پسندی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
act of kindness: Good deed کار خیر عمل خوب و پسندی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
culture vulture: کسی که علاقمند به سنت ها و فرهنگ و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
intracity: درون شهری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tidy the room: مرتب کردن اتاق
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
load the dishwasher: ظرف هارو تو ماشین ظرفشویی گذاشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
load the dishwasher: ظرف هارو تو ماشین ظرفشویی گذاشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do the dusting: گردگیری کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
age range: رده سنی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put someone or something at a disadvantage: در شرایط بدو نامطلوب قرار دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be at an advantage: در موقعیت بهتری بودن نسبت به مثلا ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make up your mind: تصمیم گرفتن انتخاب کردن پس از مدتی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give a leg up: کمک کردن به کسی برای پیشرفت کردن . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
freedom of the press: آزادی مطبوعات
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
freedom of information: حق دسترسی به منابع اطلاعات
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
freedom of religion: آزادی و حق انتخاب برای برگزیدن مذهب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
quality time: زمان مفید
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
past actions: اقدامات گذشته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
disparage: بی قدر کردن بی اعتبار کردن بی ارزش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
uphill task: کارهای سخت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bad housing: مسکن نامناسب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
government housing policy: سیاست گذاری های دولت در بخش مسکن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blood moon: پدیده ماه خونی پدیده ای است تقریبا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
moral obligation: تعهد اخلاقی وظیفه اخلاقی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
biological relatives: اقوام زیستی مثلا میمون و انسان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
commonsense assumption: فرضیه معقول
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
commonsense assumption: فرضیه معقول
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
multiple user system: سیستم های چند کاربره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sanction: تحریم ضمانت اجرایی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دلیل محکم: Firm grounds
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pickings: طعمه آسان پول مفت شکار آسان و بدو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
work to rule: کم کاری کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
venture an opinion: جسارتا اظهار عقیده کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
adulting: زندگی بزرگسالان. رفتارها و سیستم ز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in want: نیازمند چیزی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make an answer: جواب دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take an interest in: علاقمند شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
borderless: بدون مرز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in broad terms: در کل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
persona: شخصیت نقاب جلوه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
breakneck work: کار کمرشکن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take pride of place: از جایگاه ویژه ای برخوردار بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
by way of: به عنوان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
prate: یاوه گویی کردن وراجی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
grammarian: متخصص دستور زبان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
overwinter: زمستان را در محلی سر کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at most: نهایتا متضاد at least
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take something for granted: چیزی را مسلم دانستن قدر چیزی را ند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
new year’s resolution: تصمیماتی که مردم معمولا با شروع سال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rotten: گندیده و فاسد One rotten apple spo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take toll: زبان داشتن عوارض داشتن اثر منفی گ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take its toll: تاثیر مخرب داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grid: شبکه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
supple: نرم و انعطاف پذیر Limber Flexible
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
assort: طبقه بندی کردن مناسب بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
assort: طبقه بندی کردن مناسب بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
flit: تند رفتن نقل مکان کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
generalisation: Make generalisation یعنی تعمیم داد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
stand aloof: کناره گیری کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold aloof: کناره گیری کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
due course: به موقع
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in due course: به وقتش سر موعد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get experience: تجربه کسب کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
organism: جاندار اندامگان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
wave speed: سرعت موج
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
crossover: گذر کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cross off: خط زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
launch pad: سکوی پرتاب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cool as a cucumber: خونسرد و آرام بودن در استرس و مشکلا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
going concern: تجارت سودآور کسب و کار موفق
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
catchall: فراگیر و جامع All around
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lose consciousness: از هوش رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
public television: شبکه داخلی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
first and foremost: اولین و مهم ترین
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be supposed to: باید قرار است
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
move forward: به جلو بردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
so too: همینطور
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اینده شغلی: Job prospects
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
اینده شغلی: Job prospects
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a step ahead: یک قدم به جلو برداشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a step behind: قدمی به عقب برداشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bounty: ۱ ) مژدگانی و جایزه ای که برای کشتن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
overshadow: از اهمیت چیزی کم کردن سایه افکندن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's fair to say: منصفانه ست که بگیم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pursuit of happiness: the act of trying to achieve happin ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pursuit of happiness: the act of trying to achieve happin ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
finisher: کسی که کاری رو تا آخر پیش می بره T ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dress to kill: خیلی خوشتیپ لباس پوشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dress to the nines: تیپ خفن زدن . خیلی شیک پوشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dress to the nines: تیپ خفن زدن . خیلی شیک پوشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dress to the teeth: خیلی شیک پوشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dress to the teeth: خیلی شیک پوشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
natural world: طبیعت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
believe it or not: باور کنی یا نه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
betterment: اصلاح ترقی بهبود
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
betterment: اصلاح ترقی بهبود
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
push the boundaries: مرزهارا جابجا کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the question of: در باب موضوع
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
state intervention: مداخله دولت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make evident: آشکار کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ever present: همیشگی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by custom: طبق عرف
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
by custom: طبق عرف
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
juggle: تردستی و شعبده بازی کردن. انجام هم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at any given time: در هر بازه زمانی مشخص شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tap into: نهایت استفاده را کردن تلنگر زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give way to: جای خود را به چیزی دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make space: ایجاد فضا برای ساخت چیزی یا پیشرفت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dual carriageway: جاده دو بانده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cut short: کوتاه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
religious matters: مسایل دینی و مذهبی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
play havoc with: make a situation much more difficul ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
play havoc with: make a situation much more difficul ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sleep debt: Sleep deprivation کمبود خواب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
صلاح دیدن: To find something expedient
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lost his teeth: افتادن دندان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lost a fortune: از دست دادن ثروت و پول
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lose a sale: به فروش نرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lose an eye: نابینا شدن اریک چشم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lose blood: خونریزی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lose control of the car: کنترل اتومبیل رو از دست دادن از کنت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
natural consequence: پیامد طبیعی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
وایرال شدن: فراگیر شدن در فضای مجازی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
land transport: حمل و نقل جاده ای
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make a day of it: تمام روز رو صرف یه کار تفریحی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a bike: دوچرخه سواری کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at their best: در بهترین حالت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give in trust: امانتی دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
out of bounds: ممنوعه. Be out of bounds ممنوع است
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get low: Get low in something. یعنی از چیزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a gap in the market: فرصتی برای ارایه محصول جدید به بازا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
experiment with: امتحان کردن چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
straightway: فورا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
straightforward: سرراست قابل فهم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
man hours: نفر در ساعت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
adult age: سن بلوغ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
underage: زیر سن قانونی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
underage: زیر سن قانونی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
firm friends: دوست صمیمی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
firm friends: دوست صمیمی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
firm faith: ایمان راسخ
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep someone busy: کسی رو مشغول کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
coach trip: سفر با اتوبوس های بین شهری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
coach trip: سفر با اتوبوس های بین شهری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dressy occasion: مناسبت رسمی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
put sb down: کنار گذاشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
trekkie: طرفداران و دنبال کنندگان فیلم استار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trekkie: طرفداران و دنبال کنندگان فیلم استار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
as of: از فلان روز به بعد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the like: و موارد مشابه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
textual: متنی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
live a lie: در دروغ زندگی کردن . ناصادق بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
live a lie: در دروغ زندگی کردن . ناصادق بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spiral out of control: و همچنین spin out of control. یعنی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
spiral out of control: و همچنین spin out of control. یعنی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
board member: عضو هیأت مدیره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
labour: معنی های زیادی داره . حزب کارگر. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
encase: محصور کردن . پوشاندن کاور کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
enlist the help of: از کمک کسی بهره بردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
groundbreaking: پیشگامانه نوین Groundbreaking cer ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
forte: نقطه قوت چیرگی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
state of the art: Latest Cutting edge
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
play ignorant: خودتو به نتونستن بزنی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a charge: هزینه چیزی شدن هزینه چیزی را طلب کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
snooze button: دکمه ای که زنگ بیدار باش ساعت رو خا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stand the test of time: ارزش خود را در طول زمان حفظ کردن و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make something a habit: تبدیل به عادت کردن چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
risk life and limb: خطر کردن ریسک کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pull a long face: قیافه آویزون به خودت گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tip of the iceberg: مشتی از خروار برای نمونه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
soak in the culture: غوطه ور شدن در یک فرهنگ
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do more harm than good: ضررش از فایده اش بیشتره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
do more harm than good: ضررش از فایده اش بیشتره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
good fences make good neighbors: مالت رو سفت بگیر همسایه تو دزد نکن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in place of: به جای
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in return for: در ازای
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
thank goodness: شکرخدا
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone's a leg up: کمک کردن به کسی برای پیشرفت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
نسوان: زنان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be the case: درست بودن صدق کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
patterns of behaviour: الگوهای رفتاری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
patterns of behaviour: الگوهای رفتاری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
generational: نسلی بین نسل ها
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
generational divide: Generational gap شکاف بین نسل ها
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
new blood: نیروی کار تازه نفس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get to know someone: کسی را شناختن آشنا شدن با کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bring something to an end: به پایان رساندن چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bring something to an end: به پایان رساندن چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
since then: از اون موقع
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep something within budget: در حد بودجه خرج کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's what friends are for: دوستی به درد همین ها میخوره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
that's what friends are for: دوستی به درد همین ها میخوره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
it's no good: بی فایده ست
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
endue: ارزانی داشتن به
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
patronage: پشتیبانی سرپرستی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
have time on one's hands: بیکار بودن وقت آزاد داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have time on one's hands: بیکار بودن وقت آزاد داشتن
٢ سال پیش