نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
industrial zone: منطقه صنعتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
industrial zone: منطقه صنعتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
strewn: پر از .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone bad dreams: باعث این بشه که کسی خواب بد ببینه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
follow your hopes and dreams: دنبال کن امیدها و آرزوهاتو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
follow your hopes and dreams: دنبال کن امیدها و آرزوهاتو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
equate: مساوی دانستن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come of age: به سن قانونی رسیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
all walks of life: People from all walks of life از هم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fake it till you make it: وانمود کن ، اداشو در بیار تا بهش بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
context: متن . فضا ، بستر ، شرایط
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ever before: از هر زمانی تا به امروز
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be the limit: به شدت آزار دهنده بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
source country: Home country کشور مبدا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cut corners: میانبر زدن در کاری . به قول دوستان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
jump the queue: صف رو رعایت نکردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
upturned nose: دماغ سربالا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bonding: صمیمیت و ارتباط
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
underscore: تاکید کردن زیر چیزی خط کشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
what does she look like: چه شکلیه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pull your socks up: کمر همت بستن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone a leg up: زیر پروبال کسی رو گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go in vain: بی حاصل شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be an item: رابطه خوبی داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
talk crap: چرت و پرت گفتن مزخرف گفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
trash trooper: آدم هایی که داوطلبانه زباله هارو از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tossing and turning: غلط زدن تو تخت به علت بی خوابی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
goosebumbs: مو به تن سیخ شدن . . . Gives me th ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
guilt trip: کسی رو دچار عذاب وجدان کردن Don't ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
rock a baby to sleep: بچه را تکان بدیم تا بخوابه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
rack one: به کارت فشار بیاری که چیزی رو یادت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hang in there: Don't give up
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
non taken: نه بابا خواهش میکنم این چه حرفیه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
perforate: Pierce سوراخ کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
must read: یه کتابی که خیلی جالبه حتما باید بخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
must read: یه کتابی که خیلی جالبه حتما باید بخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
must try: یه چیزی که حتما باید امتحانش کرد . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
must die: محکوم به فنا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
must do: کاری که حتما توصیه میشه انجامش بدی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
innocent like a lamb: بی گناه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dawn till dusk: از صبح علی الطلوع تا دیروقت موقع تا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grow a conscience: باوجدان شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be all over someone: به کسی بی احترامی و توهین کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dressing: پانسمان چاشنی غذا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
relish: لذت بردن ترشی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reflect on: عمیقأ در مورد چیزی فکر کردن . تاثی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come into play: پا به عرصه گذاشتن وارد عمل شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come into effect: اجرایی شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
turn up: سرو کله کسی پیدا شدن صدای چیزی را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
know beans about something: در مورد چیزی اطلاعات داشتن . البته ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pass our lives in absurdity: گذراندن عمر در بیهودگی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
aftereffects: عواقب اثرات متعاقب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
side effect: عارضه جانبی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
air freshener: خوشبو کننده هوا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
landlocked: محدود و دوره شده با خشکی یعنی دریا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fiddle: ور رفتن با چیزی کمانچه زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with age: با بالا رفتن سن با پیر شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sense of sight: حس بینایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sense of control: کنترل گری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nail: ترکوندن و با موفقیت انجام دادن ناخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have an eye in details: دقت زیاد برای جزییات داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold weight: Make sense
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take out on: دق دلی و عصبانیت خودت رو سر کسی خال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pleasant feeling: احساس خوشایند
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unpleasant feeling: احساس ناخوشایند
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
draw near: نزدیک شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
draw near: نزدیک شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have a word with: چند کلام با کسی صحبت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
be a witness of: شاهد بودن . گواه بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go bald: کچل شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
exchange of ideas: تبادل افکار و ایده ها
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go amiss: اشتباه پیش رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rush into: عجله کردن یورش بردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
uplift: روحیه دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trifle: مسایل بی اهمیت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
coordination: هماهنگی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
a change of clothes: یک دست لباس اضافی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a change of clothing: یک دست لباس اضافی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sedative: داروهای آرام بخش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
budget travel: مسافرت ارزان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
char: چزغاله کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tear one down: کسی رو خراب کردن . He always like ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
scandal sheet: روزنامه شایعه پراکن و بی سرو ته
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wealth bracket: میزان ثروت و توانمندی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to make this worse: موضوع بدتر اینکه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be short handed: کمبود پرسنل داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
long haul flights: پروازهای طولانی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
long haul flight: پرواز طولانی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
widely held myth: باور عمومی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
widely held myth: باور عمومی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feel honoured: احساس افتخار کردن احساس سربلندی و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
out of sight: دور از دیدرس
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in it's own right: به خودی خود
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hate something with a passion: شدیداً از چیزی متنفر بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
adventurous spirit: روحیه ماجراجویی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
economize: صرفه جویی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
educator: مربی آموزگار دبیر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in progress: در حال اجرا در جریان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bottle up: سرکوب کردن احساسات
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make major strides: گام های اساسی در جهتی برداشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
imminent: حتمی و غریب الوقوع
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by an incredible piece of luck: با یه شانس باورنکردنی و فوق العاده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take the precaution of doing something: اقدامات احتیاطی برای انجام کاری را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to put it in another way: به عبارت دیگر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
practice makes perfect: کار نیکو کردن از پر کردن است 💪
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in abundance: به وفور
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
be a long shot: تیری در تاریکی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take the oath: Swear سوگند خوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do business: کاسبی کردن تجارت کردن معامله کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
do business: کاسبی کردن تجارت کردن معامله کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
vermin: حشرات موذی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do stunt: بدلکاری کردن شیرین کاری کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dramatic gestures: حرکات نمایشی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
disposable plastic tableware: ظروف پلاستیکی یکبار مصرف
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
functionality: کاربرد کارایی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kick a dog: دق دلی خودت رو سر کسی دیگه خالی کنی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
kick a dog: دق دلی خودت رو سر کسی دیگه خالی کنی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rub something in one's face: Don't rub it in my face منت سرم نذا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a daylight robbery: دزدی در روز روشن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
irrational: غیرمنطقی و نامعقول Unreasonable
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
urgency: ضرورت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
urgency: ضرورت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reach puberty: به بلوغ رسیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
premarital: پیش از ازدواج مثلا : Premarital co ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
subjugate: مطیع و تسلیم کردن سرکوب کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
subjugated to: مطیع چیزی یا کسی بودن سرکوب شده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
like a stone in your shoes: Annoying
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
annoying like a bug bite: آزار دهنده مثل گزش یک حشره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bear fruit: میوه دادن ثمره دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
surmount a difficulty: فایق آمدن بر مشکلات و موانع
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in the hole: بدهکار بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
palatable: خوشمزه رضایت بخش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
palatable: خوشمزه رضایت بخش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ailment: کسالت ناخوشی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
inadvertent error: اشتباه و خطای سهوی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dine: غذا خوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a booking: Make a reservation
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ferry: لنج یا کشتی مسافربر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
call in: Call in Sick یعنی زنگ زدن به محل کا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
call in sick: زنگ زدن به محل کار و اعلام بیماری ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
along the promenade: در امتداد مسیر مخصوص پیاده روی به خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pass: گذشتن عبور کردن ( زمان و مکان ) پا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
academic performance: عملکرد تحصیلی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
academic performance: عملکرد تحصیلی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
countrywide: در سراسر کشور هم قید هست هم صفت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
be all smiles: قند تو دل کسی آب شدن خیلی خوشحال ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come into bloom: شکوفا شدن گل دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come into blossom: شکوفه دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be the cat whiskers: تحسین برانگیز بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
move up: جابجا کردن از سطحی به سطح بالاتر ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
district: منطقه ناحیه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sustainable: مستمر و بدون ضرر برای محیط زیست
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
task with: وظیفه چیزی را بعهده داشتن. Are tas ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
do market research: بازارسنجی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
access point: نقطه دسترسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
magnet school: مدرسه نمونه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
magnet school: مدرسه نمونه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sobering reminder: تذکر جدی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sobering reminder: تذکر جدی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
terrible memory: حافظه افتضاح
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
share an opinion: نظر مشترکی داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
share an opinion: نظر مشترکی داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
juvenile delinquent: بزهکار نوجوان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
juvenile delinquent: بزهکار نوجوان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
accidental gunshots: تیراندازی اتفاقی و تصادفی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
possession: اموال و دارایی مالکیت و داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
alarming rate: نرخ هشدار دهنده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
alarming comparison: مقایسه هشداردهنده و نگران کننده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
active citizen: شهروند فعال و پویا
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ensuring safety: تضمین امنیت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mass people: Public
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a licence: مجوز گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
artificial organs: اندام های مصنوعی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cripple: فلج کردن زمین گیر کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
crippling: فلج کننده مثلا Crippling sanction ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
paralyze: فلج کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
handicap: Disability معلولیت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the table: یک گزینه است که باید مورد توجه قرار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the proof of pudding is in the eating: مشک آن است که ببوید نه آنکه عطار بگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grow attached: وابسته شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
develop a particular liking: به چیزی علاقمند شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fleeting pleasure: لذت زودگذر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all time favourite: همیشه مورد علاقه . مثلا My all ti ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clear preference: ترجیح و اولویت آشکار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
clear preference: ترجیح و اولویت آشکار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
discuss an issue in depth: موضوعی را کاملا بررسی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
paint one: لاک زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
vivid colours: رنگهای روشن و زنده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
physical exertion: کارهای سخت فیزیکی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
indie: موسیقی یا گروه یا . . . که مستقل از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the road to ruin: در خطر نابودی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the road to disaster: در حال نابودی و فاجعه آفرینی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the verge of: در شرف در آستانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep up: 1 ) ادامه دادن continue 2 ) به کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep pace with: سرعت خود را با چیزی حفظ کردن . پا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
give notice: اخطار دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give notice: اخطار دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bring something to someone: کسی را متوجه چیزی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
come to one: متوجه چیزی شدن توجه کسی را جلب کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
time taking: Time consuming وقت گیر
٢ سال پیش