پاسخهای رزیتا
معنی اصطلاح زمین شناسی " Response spectrum"
معادل: طیف پاسخ تعریف : طیف پاسخ تابعی از ارتعاش یا دوره است که اوج پاسخ یک نوسانگر هارمونیک ساده را که در معرض یک رویداد گذرا قرار می گیرد، نشان می دهد. طیف پاسخ تابعی از ارتعاش طبیعی نوسانگر و میرایی آن است.
I found you very demanding I found you are very demanding با ذکر دلیل لطفا توضیح بدین
یکی از شناسه های صفت قیدهای مقدار/درجه هستند که به ما میگویند هر چیز از چه شدت و درجهای برخوردار است. قیدهای درجه عموماً قبل از صفت یا قبل از قیدهای دیگر قرار میگیرند. Demanding : صفت است و بایست به پسوند ing که فعل demand را به صفت تبدیل می کند توجه کرد و نباید ان را در جمله دوم که با اوردن فعل کمکی are ذهن را به سمت حال استمراری برده اشتباه گرفت.
Dawson said to the girl with the lovely long, thick brown hair.
معنی جمله: داوسون به دختر دوست داشتنی با موهای قهوه ای بلند و پرپشت گفت.
He has had many adventures.
زمان حال کامل، گذشته را به زمان حال وصل میکند. در زبان انگلیسی، برای اشاره به عملی استفاده میشود که در گذشته نامشخصی شروع شده و اکنون پایان یافته، ولی همچنان آثار آن تا زمان حال باقی مانده است.به سا ...
توضیح :زمان حال کامل، گذشته را به زمان حال وصل میکند. در زبان انگلیسی، برای اشاره به عملی استفاده میشود که در گذشته نامشخصی شروع شده و اکنون پایان یافته، ولی همچنان آثار آن تا زمان حال باقی مانده اس ...
You’re lying through your teeth آیا اصطلاحه؟
Lying through one's teeth: کاربرد: غیررسمی است و برای تاکید بیشتر بر دروغ بودن سخنان و عدم صداقت گوینده از این اصطلاح استفاده می شود به طوری که این دروغ خیلی اشکار است و فرد هیچ احساس پشیمانی بابت ان ندارد. معادل در فارسی: دروغ محض گفتن دروغ شاخدار گفتن دروغ واضح گفتن مثل سگ دروغ گفتن خیلی ضایع و تابلو دروغ گفتن
او بسیار نگران به نظر میرسد. او خیلی دلواپس است.
I think you and Bubblegum are up to something.
نقشه ای داشتن/برنامه ای داشتن :Be Up to something معنی: فکر کنم تو و بابلگام نقشه ای در سر دارید/به نظرم تو و بابلگام در شرف انجام چیزی هستید/به نظر میرسه درصدد کاری هستید/فکر کنم برنامه ای دارید.
Here comes somebody : something or someone is arriving at or approaching the place where we all are now. چیزی یا کسی در حال رسیدن یا نزدیک شدن به مکانی است که همه ما اکنون در آن هستیم. این عبارت با اسم شخص همراه می شود. معنی: فلانی هم رسید فلانی هم آمد این هم از فلانی Here comes pete: پیت رسید پیت امد این هم از پیت
Then spend tonight looking at the sofa.
جمله شما کامل نیست بهتر بود تمام جمله را درج کنید. با توجه به جمله می توان ان را به شکل امری یا زمان حال ساده ترجمه کرد. حال ساده: سپس امشب را با نگریستن به مبل می گذراند. امشب را صرف نگاه کردن به مبل میکند. جمله امری : پس امشب را با نگاه کردن به مبل بگذران. امشب را به تماشای مبل صرف کن.