پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
عالم ظهور : جهان آشکار . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 74 ) .
عالم عدم : جهان نیستی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 190 ) .
عالم صغری : جهان کهین . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 3 ) .
عالم صغری و کبری : جهان کهین و مهین . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 453 ) .
عالم حدوث : جهان پدیده . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص68 ) .
عالم شهادت : جهان محسوس . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 208 ) .
عالم اشباح : جهان مابین روح و جسم . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 57 ) .
عالم بی نهایتی : جهان بی پایان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص132 ) .
عاقل شمایل : خردمند نما . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 349 ) .
عالم آخرت : جهان دیگر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 83 ) .
عاقبت بینی : مآل اندیشی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 356 ) .
عاقبة العمر : سرانجام کار . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 29 ) .
عاقبت بین : آخر بین . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 47 ) .
عاقبت اندیشی : پایان نگری . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص356 ) .
عافیت طلبی : سلامت جویی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 270 ) .
عافیت بین : سلامت نگر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 407 ) .
عاجز آمدن : ناتوان شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 152 ) .
ظواهر حال : آشکارهای حال . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 492 ) .
ظفر یافتن : پیروز شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 151 ) .
در زبان ترکی معادل واژه کاکا می شود قاقا . در زبان ترکی ما به به برادر " قاقا " می گوییم . که معال کاکا هست .
ظرافت طبع : لطافت طبیعت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 242 ) .
ظاهر و باطن : آشکار و نهان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 178 ) .
ظاهر آمدن : آشکار شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 307 ) .
ظاهر گردانیدن : پیدا کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 327
طی مسالک : در نوردیدن راه ها . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 530 ) .
طی امکان : در نوردیدن امکان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 62 ) .
طی کردن : درنوردیدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص98 ) .
طهارت عرض : پاکی آبرو . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 106 ) .
طهارت دامن : پاکی ذیل . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص177 ) .
طهارت ذیل : پاکی دامن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص50 ) .
طهارت دادن : پاک گردانیدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 251 ) .
طول العهد : درازای زمان ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص235 ) .
طول المکث : درازای درنگ . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 124 ) .
طوق در گردن گرفتن : اطاعت ورزیدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص405 ) .
طوق زر : گردن بند زرین . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص401 ) .
طوق بندگی : گردن بند عبودیت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص297 ) .
طود هایج : کوه باهیجان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص407 ) .
طوایف صناع : دسته های صنعتگران . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص79 ) .
طوایف وحوش : دسته های وحش . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 313 ) .
طوارق آفات : وارده های آفت ها . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 494 ) .
طوایف خلایق : گروه های آفریدگان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 186 ) .
طلب مصالح : خواستن مصالح . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 125 ) .
طمع برگرفتن : طمع بریدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص90 ) .
طمع آوردن : آز ورزیدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 331 ) .
طلسم بستن : خنثی کردن طلسم . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 148 ) .
طلیعه ی فهم : پیشاهنگ فهم . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 450 ) .
طلاقت روی : گشادگی روی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 313 ) .
طلاق دادن : رها کردن زن را . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص462 ) .
طریق نجات : راه رستگاری . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص384 ) .
طعمه طلبیدن : خواستن خوراک . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 292 ) .