پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
طلاقت پیشانی : گشادگی پیشانی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص43 ) .
طریق صواب : راه راست . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص174 ) .
طریق مخالصت : راه خلوص ورزی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 92 ) .
طریق سپردن : طی کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص106 ) .
طریق صدق : راه درست . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص76 ) .
طریق سباحت : راه شناوری . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 106 ) .
طریق اقتصاد : راه میانه روی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 144 ) .
طریق اولی : راه مقدم . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 295 ) .
طریق تعیّش : راه زیستن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 127 ) .
طرف کمر : گوشه ی کمر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص139 ) .
طرفی النقیض : دو طرف مخالف . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص155 ) .
طرح داشتن : دورکردن ، اوانس دادن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 473 ) .
طرب پرستی : نشاط جویی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص502 ) .
طرب سرا : جای شادمانی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص129 ) .
طرب آمیز : آمیخته به شادی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص62 ) .
طرب افزای : شادی بخش . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 128 ) .
طراوت شباب : تر و تازگی جوانی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص141 ) .
طراوت پذیرفتن : تر و تازه شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 62 ) .
طراوت بردن : زایل ساختن تازگی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 138 ) .
طبیعت سلیم : سرشت درست . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 87 ) .
طراز دیده : آراسته شده . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 176 ) .
طراز زر کشیده : حاشیه ی زرین . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 186 ) .
طبله ی عقاقیر : صندوقچه های عقاقیر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 485 ) .
طبیعت انسانی : سرشت انسانی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 27 ) .
طبایع مستقیم : سرشت های راست . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 4 ) .
طبقات زجاجی : طبقه های شیشه ای . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 61 ) .
طباع عوام : سرشت های عامه . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 37 )
طاووس مشرق : کنایه از خورشید . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 313 )
طالع ولادت : اقبال مولود . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 96 )
طالع و غارب : طلوع و غروب کننده . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 250 )
طالع وقت : اقبال وقت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 12 )
طالبان دنیا : دنیا طلبان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 496 )
طالبان سعادت : خواستاران خوشبختی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 493 )
طالع نامساعد : بخت بد . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 225 )
طاق مقوس : طاق قوس دار : ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 79 )
طاق مقوس دار . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 79 )
طاق خوبان : فرد خوبان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 281 )
طاقت بودن : توان داشتن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 372 ) .
طاق آمدن : فرد گشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 144 ) .
طاق بودن : تک بودن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 472 ) .
طارم بی پایه : کنایه از آسمان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 26 ) .
طاعت داری : پیروی کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 390 ) .
ضواری سباع : درندگان سخت شکار . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 254 ) .
ضم گردانیدن : ضمیمه ساختن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 313 ) .
ضمیر انور : خاطر روشن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 456 ) .
ضمان امان : پایندانی زنهار . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 393 ) .
ضعاف الطیر : پرندگان ناتوان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 207 ) .
ضعفای خلق : ناتوان خلق ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 499 ) .
ضعیف بنیت : ضعیف جثه . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 497 ) .
ضحکه ی بارد : خنده ی خنک . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 196 ) .