پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
نقب زدن : سوراخ کردن دیوار و . . . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 148 ) .
نقاوت جیب : پاکی گریبان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 50 ) .
نفور گشتن : گریزان گشتن ، رمیدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 138 ) .
نفس برکشیدن : آه کشیدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 450 ) .
نفس زدن : تنفس کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 263 ) .
نفع و ضر : سود و زیان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 114 ) .
نفس اماره : نفس فرودین , نفس بدی فرما . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 144 ) .
نفس باز پسین : دم آخر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص142 ) .
نفثة المصدور : خلطی که مبتلی به درد سینه افگند . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 232 ) .
نفرت طبیعت : بیزاری طبع . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 140 ) .
نفاق بازار : روایی , رونق آن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 222 ) .
خیر پیش: [ اصطلاح در تداول عامه ]جمله ی دعایی به معنی به سلامت ، رفتنت بی بلا ، خیر پیش رویت باشد . سفر بی خطر . ( ( "چشم هم بزنی عید هم رسیده. کیس ...
سیاه نام شده: [ اصطلاح در تداول عامه ]گم و گور شده ، بی نام و نشان . ( ( حکماً حال واحوال خودش و شوهر تن لش سیاه نام شده اش رو براه هست که خبری نیس ...
تن لش: [ اصطلاح در تداول عامه ]آدم به درد نخور ، آدم لاس و بی بخار - آدم لمس. ( ( حکماً حال واحوال خودش و شوهر تن لش سیاه نام شده اش رو براه هست که ...
نخ نایلون: [ اصطلاح در تداول عامه ]نخی که جنس آن از نایلون بوده و در قنادی ها چهت بستن قوطی شیرینی و در سبزی فروشی ها استفاده می شود . ( ( چند پر ا ...
تر و فرز: [ اصطلاح در تداول عامه ]به چابکی. به چالاکی. به تندی. بی فاصله. ( ( چند پر اسفناج اضافه کرد به سبزی ها. تر وفرز سبزی را لای روزنامه پیچید ...
تخم شربتی: [ اصطلاح در تداول عامه ]تخم گیاه ریحان کوهی ( با نام علمی Ocimum album L یا Ocimum basilicum L ) [۱] است که با نامهای بادروج و بادرود نیز ...
قابل نداشتن: [ اصطلاح در تداول عامه ]در خور نبودن ، شایسته نبودن ، تعاریفی احترام آمیز در پاسخ تعریف کسی از چیزی با تشکر از پذیرای و مانند آن . قابلی ...
دست نخورده بودن: [ اصطلاح در تداول عامه ]سالم بودن ، بکر بودن ، سر به مهر بودن . استفاده نشده ( ( مرد میز بغلی بلند شد بطری کوچک آب معدنی را گذاشت ...
سیخ جگر: [ اصطلاح در تداول عامه ]سیخی که با آن جگر کباب کرده باشند . سیخ کباب جگر . واحد شمارش جگر کباب شده . ( ( شیرین تکه ای لواش برید . سیخ جگر ...
شیشه مایونز: [ اصطلاح در تداول عامه ]قاب شیشه ای سس مایونز ، ظرف خالی سس مایونز که از جنس شیشه باشد . ( ( آرزو به نمکدان روی میز نگاه کرد . شیشه ی ...
جُلُنبُر: [ اصطلاح در تداول عامه ] ژنده پوش ، آدم ژنده پوش و پولیده . کسی که جامۀ کهنه و کثیف و پاره پاره و جل مانند دربر داشته باشد. ( ( مرد میزبغ ...
دمغ بودن: [ اصطلاح در تداول عامه ]شکسته و مأیوس بودن ، نا امید بودن ، دفعتاً نومید گشتن با امیدواری قلبی، ناگهان مأیوس گشتن. گرفته و افسرده بودن ( ...
شال گردن چهارخانه: [ اصطلاح در تداول عامه ]شال گردن طرح چهارخانه از مدلهای پاییز و زمستان است. این طرح را می توان روی مانتو، کیف و. . پیاده کرد . این ...
تخم مرغ شانسی: [ اصطلاح در تداول عامه ]تخم مرغ شانسی یکی از مجموعه های است برای کودکان که از دو قسمت خوراکی و اسباب بازی تشکیل شده . کودکان با خرید ا ...
کوچه پس کوچه: [ اصطلاح در تداول عامه ]کوچه های تنگ یکی پس از دیگری، کوچۀ باریک، کوچه های پیاپی و متوالی. ( ( چند بهار با پدر آمده بود اینجا ؟کرم اب ...
لیف کنفی: [ اصطلاح در تداول عامه ]از لوازم حمام جهت صابون کشیدن به بدن ، کیسه صابون . این لیف گیاهی از الیاف طبیعی کنف تهیه شده است. عمل لایه برداری ...
یونولیت: [ اصطلاح در تداول عامه ]نوعی از یونولیت نوع سقفی آن است که امروزه جزء مصالح ساختمانی محسوب می گردد. ( ( آرزو نفس بلندی کشید و به سقف بازار ...
چه مرگته: [ اصطلاح در تداول عامه ]چه مشکلی داری ، دردت چیست ، مشگلت چیست ، علت رفتار هایت به درستی معلوم نیست ( ( مردی به آرزو تنه زد. "بپا حاج خان ...
دندان قروچه رفتن: [ اصطلاح در تداول عامه ]غرولند کردن، به هم ساییدن یا به هم فشردن دندان ها از خشم . ( ( مردی به آرزو تنه زد. "بپا حاج خانم " آرزو ...
تنه زدن: [ اصطلاح در تداول عامه ]خود را به کسی زدن، با قسمتی از بالای تن به تن دیگری زدن . ( ( مردی به آرزو تنه زد. "بپا حاج خانم " آرزو دندان قروچ ...
غلغله ی آدم: [ اصطلاح در تداول عامه ]شلوغی و ازدحام جمعیت ، پر از سرو صدای آدم ها ( ( بازارچه غلغله ی آدم بود. از جلو مغازه گذشتند. طلا فروشی، پارچه ...
چشم دراندن: [ اصطلاح در تداول عامه ]بی حیایی کردن ، بی ادبی کردن ، گستاخ شدن . بی شرم شدن ، بی حیا شدن ، پررو شدن . دقت زیاد کردن. ( ( مرد از پشت س ...
عرق برگ چنار:نوعی عرق که از برگ درخت چنار تهیه می شود و در عطاری ها می توان یافت خواص آن عبارت است از : رفع تنگی نفس، درمان آسم، درمان سینه درد، درما ...
لیف: [ اصطلاح در تداول عامه ] کسیه ی صابون, از لوازم بهداشتی حمام است. کیسۀ بافتنی یا پارچه ای که در حمام برای شستشوی بدن با صابون به خود می مالند. ...
شلاب: [ اصطلاح در تداول عامه ]شُل آب ، آب گل آلود ، برف مخلوط با گل و لای، باران سخت. برف گل آلود. ( ( شیرین جلوتر می رفت . "راه بیا واین قدر غر نز ...
هوای گند: [ در تداول عامه ]هوای آلوده، هوای بارانی و نامساعد. ( ( آرزو دامن پالتو جمع کرد از روی چاله ی پر آب پرید و غر زد ، "چرا همیشه به حرف تو گ ...
سوفله: نوعی دسر یا پیش غذای سبک و پرهوا. می تواند انواع مختلف داشته باشد . سفله ی : سفله ی مرغ ، سفله ی بادمجان ، سفله ی سیب زمینی ، سفله ی زرد جوبه ...
( ( در دو لنگه ی ناهار خوری باز شد و ماه منیر بلند گفت " بفرمایید شام " بوی عطر و ادکلن و توتون پیپ و سیگار و سیگار برگ رفت پیشبازِ بوی کباب و لازانی ...
فرش نقش ماهی در هم: [ اصطلاح در تداول عامه ]نقش ماهی درهم یا "هراتی" یکی از رایج ترین نقشه های قالیبافی ایران است که از اواخر عهد صفوی در ایران رایج ...
چپاندن: [ اصطلاح در تداول عامه ]چیزی را با زور و فشار میان چیز دیگر جا دادن، تپاندن، تپانیدن. . ( ( محبوبه سیگار را توی هوا تکاند " ول کن حسام گیرم ...
سر سام گرفتن: [ اصطلاح در تداول عامه ]سر گیجه گرفتن ، سردردگرفتن . ( ( محبوبه سیگار را توی هوا تکاند " ول کن حسام گیرم دعوتت کردند از آهنگ هایی که ...
مهمانی مفصل: [ اصطلاح در تداول عامه ]کامل ترین مهمانی , مهمانی کامل طولانی، مهمانی تمام و کمال. ( ( صدای آیه بلند شد "شما را به خدا اذیت نکنید عمو ...
درِ آینه کاری: [ اصطلاح در تداول عامه ]دری که برای تزیین آن از خرده و بریده های آینه بنظم و ترتیب خاص استفاده شده . دری که برای تزیین آن از آیینه های ...
کارتیه: نوعی ساعت ساخت شرکت کارتیه. احتمالا ساعت کارتیر درست تر است ( ( به ساعت مچی نگاه کرد که آرزو متوجه نشد کارتیه ی هدیه ی پدربود یا رولکس هدیه ...
حباب چراغ: [ اصطلاح در تداول عامه ]محافظ لامپ و چراغ برقی در برابر باران و رطوبت . حبابها با خاصیت زیبایی سازی و تزئینی خود میتواند یک انتخاب عالی بر ...
ریسه رفتن: [ اصطلاح در تداول عامه ]حالت غش از خنده زیادی یا گریه زیادی، غش غش خندیدن . ( ( نشست کنار شیرین "باز حسام گیر داده بود؟" شیرین خندید. "د ...
گیر دادن به چیزی: [ اصطلاح در تداول عامه ]بند کردن ، به کسی یا موضوعی پرداختن و از آن دست نکشیدن . پیله کردن ( ( نشست کنار شیرین "باز حسام گیر داده ...
پیشدستی: [ اصطلاح در تداول عامه ]ظرفی کوچک تر از بشقاب غذاخوری که هنگام غذا یا خوردن میوه کنار دست مهمان می گذارند. ( ( دست سرور رفت طرف پیش دستی " ...
دامن پلیسه سرخابی: [ اصطلاح در تداول عامه ]نوعی از دامن زنانه ( ( مرد کله طاسی باپیراهن و کروات سفید داشت با ماه منیر حرف می زد. جلو شعله های چوب م ...