پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٣٠٥
پیشنهاد
٢

دل دادن و قلوه گرفتن: [کنایه در تداول عامه]گرمِ گفتگوی دوستانه / خودمانی بودن ( ( پسته را داد به آرزو و دوباره سر برد دم گوشش. "ببینم این میرزا قشمش ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

میرزاقشم شم: [ اصطلاح در تداول عامه ]آدم بیکاره لوس و خودخواه ( ( پسته را داد به آرزو و دوباره سر برد دم گوشش. "ببینم این میرزا قشمشم کی باشند با ما ...

پیشنهاد
٣

ور دل کسی نشستن: [ اصطلاح در تداول عامه ]کنار دست او نشستن ، وردست او نشستن ، کنار و پهلوی کسی نشستن . ( ( زن تنومند پیش دستی آجیل را گذاشت روی مز ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

گُه: [ در تداول عامه ]سرگین، فضله، مدفوع، نجاست. ( ( و اولین سفر پدر و مادر آرزو به پاریس وقتی بود که آرزو کلاس سوم دبستان بود و مانده بود پیش نصرت ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

( ( آرزو به مجسمه چینی نگاه کرد . دختری بود با لباس آبی و کلاه صورتی ربان دار . سگی با خال های قهوه یی لمیده بود جلو پای دخترک . دست دخترک روی سر سگ ...

پیشنهاد
١٦

زیر پای کسی نشستن: در کمین او بودن ، برای فریب و گمراه کردن وی تلاش کردن . ( ( مادر محبوبه از ماه منیر متنفر بود و تا روز مرگش به همه ی آشنا ها می ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

مش کردن مو: [اصطلاح]روشن کردن تکه هایی از مو به صورتی که این تکه ها 5 درجه روشن تر از زمینه مو باشند را مش میگویند. این عمل ممکن است با کلاه یا فویل ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

غرق شدن کشتی: [کنایه در تداول عامه]کنایه از غمگین بودن و افسرده بودن ، کنایه از ناراحت بودن. به فکر فرو رفتن . ( ( شیرین فنجان چای به دست نشست کنار ...

پیشنهاد
١

فتوکپی کسی یا چیزی بودن: [کنایه در تداول عامه]کاملا شبیه بودن ، عین هم بودن ، به همدیگر شباهت بیشتر داشتن. ( ( حسام با کت شلوار سر مه یی و دستمال گ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

صورت کشیدن: [ اصطلاح در تداول عامه ]جراحی کشیدن پوست صورت ، نوعی عمل جراحی زیبایی صورت جهت پنهان کردن علائم پیری و جوانتر کردن ظاهر . در این عمل جراح ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

رولکس: ساعت ، اسم خاصی از ساعت . ( ( نسرین حالا با کت و دامن راه راه کنار بخاری دیواری ایستاده بود و داشت از عروسی دخترش تعریف می کرد در لس انجلس . ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

ارکستر فرنگی: [ اصطلاح در تداول عامه ]ارکستری مه در آن بیشتر از آلات موسیقی فرنگی بهره می برد . ( ( نسرین حالا با کت و دامن راه راه کنار بخاری دیوا ...

پیشنهاد
٠

ارکستر ساز و ضربی: [ اصطلاح ]آلت ضربی ؛ ارکستری که از ساز و آلات موسیقی ضربی ، چون دف و دهل و دورویه و امثال آن استفاده می کند . ( ( نسرین حالا با ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

کم نگذاشتن: [ اصطلاح در تداول عامه ]کم نیاوردن , کوتاهی نکردن ، هر چه در توان داشتن کوشیدن ، نهایت تلاش خود را کردن . ( ( نسرین حالا با کت و دامن ر ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

چوب شور: [ اصطلاح در تداول عامه ]نوعی بیسکویت نمکیو شور طعم به شکل چوب که انواع مختلف دارد . ( ( روی میز توی ظرف های کریستال و نقره کوچک و بزرگ آجی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

دامن سرخابی: [ اصطلاح در تداول عامه ]نوعی دامن زنانه به رنگ سرخابی، ( ( شیرین نشست و دامن بلند سرخابی با تکه دوزی بنفش پخش شد روی راحتی . پا انداخت ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گوشت اوردن: [کنایه در تداول عامه]چاق شدن. فربه شدن ( ( رفت طرف شیرین . "چطوری گلم باز کخ لاغر کردی؟"زیر چشمی سر تا پای آرزو را برانداز کرد "عوضش دوس ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

( ( رفت طرف شیرین . "چطوری گلم باز که لاغر کردی؟"زیر چشمی سر تا پای آرزو را برانداز کرد "عوضش دوستت انگار باز گوشت آورده . ) ) ( ( عادت می کنیم ، ز ...

پیشنهاد
٠

از ریخت انداختن: [کنایه در تداول عامه]از ژست خارج کردن. از هیأت انداختن . بد شکل کردن. از قیافه انداختن. ( ( به آرزو نگاه کرد "کیفت را از روی راحت ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-١

در زبان ترکی به سرزنش دانّاق و به سرزنش کردن دانّاماق گفته می شود.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

مو خرمایی کم رنگ: [در تداول عامه ]یکی از رنگ هایی که همیشه در بین خانم ها پرطرفدار است رنگ موی خرمایی بوده که جزء خانواده رنگ های گرم محسوب می شود و ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

بخاری دیواری: [ اصطلاح در تداول عامه ]بخاری دیواری یا شومینه نوعی از بخاری است که در دیوار خانه تعبیه می شود و انواع مختلفی دارد . نوعی بخاری که در د ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

مبل راحتی : [ اصطلاح در تداول عامه ]راحتی یا مبل راحتی نوعی کاناپه است که به طور معمول سه نفره ساخته می شود اما گونه های دونفره و غیره نیز وجود دارد. ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

گُله به گُله: [ اصطلاح در تداول عامه ]این جا و اون جا، جا به جا، همه جا. ( ( توی اتاق پذیرایی بزرگ گله به گله راحتی های دسته طلایی چیده شده بود با ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

مربای آلو: [ کنایه در تداول عامه ] نوعی از انواع مرباجات است که از آلو تهیه می گردد. مربای آلو در گروه مربا و کمپوتی جات قرار دارد که از محبوبیت خاصی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

جون جونم: [ اصطلاح در تداول عامه ]جان جانم ، عزیز دلم، نازنینم، نورچشمی!، عزیز دُرّ دانه ام ( عزیز دُرّ دونه ) ، ( ( نعیم و زن چاقی که لباس گلدار ب ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

دامن چین دار: [ در تداول عامه ]نوعی از دامن و لباس زنانه که چین دار است . دامن چین خورده، نوعی دامن با تا و لاهای بسیار. ( ( نعیم و زن چاقی که لباس ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

هیکل ترکه ای: [ کنایه در تداول عامه ]هیکلی شبیه شاخه باریک ودراز. کنایه از لاغر اندام و باریک. ( ( مادر آرزو دست ها را برای بغل کردن نوه از هم باز ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

مادری: [ اصطلاح در تداول عامه ]مادری خودمانی در معنی ننه جان ، بیشتر کودکان امروزی مادر بزرگ خود را مادری خطاب کنند ، اکنون بیشتر بچه های شهری ایران ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی ریخت شدن: [ اصطلاح در تداول عامه ] بی قواره شدن. بدترکیب شدن . بدشکل شدن. نازیبا شدن. ( ( رنو سرمه یی رفت توی حیاط بزرگ و دم پله های پهن ایوان ت ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

چارتاق: [ اصطلاح در تداول عامه ]بالتمام باز، کاملا باز ، چارطاق گذاشتن در ؛ هر دو لنگه ی آن را بالتمام و کامل باز گذاشتن. ( ( درماشین رو خانه چارتا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

چارطاق: [ اصطلاح در تداول عامه ]بالتمام باز، کاملا باز ، چارطاق گذاشتن در ؛ هر دو لنگه ی آن را بالتمام و کامل باز گذاشتن. ( ( درماشین رو خانه چارتا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

در ماشین رو: [در تداول عامه ]در ماشین رو از جمله در های خارجی ساختمان است که برای ورود و خروج اتومبیل در نظر گرفته می شود که ارتفاع آن حداقل 205 سانت ...

پیشنهاد
١

نعل در آتش نهادن : اضطراب داشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 530 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

نعیب برآوردن : بانگ بر کشیدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 282 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

نعیم جویان : جویندگان نعمت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 255 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

نظیف الطرف : پاکدامن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 104 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

نظر بر گرفتن : چشم کندن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 491 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

نظام العالم : آرایش جهان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 12 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

نظارگیان : تماشاگران . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 327 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

نظافت عرض : پاکی آبرو . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 313 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

نظام عالم : آرایش جهان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 187 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

نطاق بر میان : آماده . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 297 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

نطع ارزق : موصف صفت ، آسمان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 26 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

نصرت یافتن : پیروز گشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 408 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

نصیب یافتن : بهره بردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 66 ) .

پیشنهاد
٠

نصب عین داشتن : مقابل چشم داشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 392 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

نصب فرمودن : برپا کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 352 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

نصب عین : منظور نظر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 66 ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

نشوط نشاط : مستی شادی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 341 ) .