پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,١٢٩)

بازدید
٣٤,٥١٣
تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سنبل کوهی ؛ سنبل جبلی. ( فرهنگ فارسی معین ) .

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سنبل هندی ؛ گیاهی است از تیره گندمیان که ریشه های افشانش در تداوی همانند ریشه سنبل الطیب مورد استعمال است. ناردین هندی. عجر مکی. حب العصافیر. ( فرهنگ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سنبل ختایی ؛ گل فرشته. ( فرهنگ فارسی معین ) .

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سنبل رومی ؛ سنبل الطیب. ( فرهنگ فارسی معین ) : دو است : هندی و رومی ، هندی را سنبل الطیب و سنبل عصافر گویند و رومی را ناردین گویند. ( ذخیره خوارزمشاه ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سنبل زرد ؛ گیاهی است از تیره صلیبیان که بعنوان گیاه زمینی در باغها نیز کشت میشود آلوسن الیسون. از دانه این گیاه که شبیه دانه قدومه است در طب استفاده ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سنبل ایرانی ؛ گونه ای سنبل که گلهایش سفیدرنگند و بعنوان زینت نیز کشت میشود. گل سنبل ایرانی. سنبل بری. قسطل الارض. ( فرهنگ فارسی معین ) .

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سنبل بری ؛ لاله وحشی. ( فرهنگ فارسی معین ) .

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سنبل جبلی ؛ یکی از گونه های سنبل الطیب است که برای ریشه آن اثر مدر و اشتهاآور و معرق ذکر کرده اند. سنبل کوهی. ( فرهنگ فارسی معین ) .

پیشنهاد
٠

سنای پانصدنفری ؛ سنای پانصدنفری مجلسی بود که کلیس تنس در سال 510 ق. م. از تریبوس های ده گانه آتن در آن شهر تأسیس کرد. عده اعضای سناتا آن زمان چهار ن ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سن و سال ؛ عمر و زندگانی. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سن قانونی ؛ سال و مدت عمری که پس از آن قانون اجازه میدهد کلیه معاملات را شخصاً انجام دهد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سن رشد ؛ سن قانونی. بلوغ سن.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سن شباب ؛ جوانی. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سن شیخوخت ؛ پیری. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سن بلوغ ؛ هنگامی که شخص مکلف شود و به تکلیف رسد. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سن تمیز ؛ هنگامی که شخص شاعر شود و خوب و بد را بشناسد.

پیشنهاد
٠

بنفشه گرد سمن دمیدن ؛ کنایه از کنار رخسار موی درآوردن است : برخسارگان چون سهیل یمن بنفشه دمیده بگرد سمن. فردوسی.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سمسارالارض ؛ نیک ماهربه احوال زمین. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ابل سمه ؛ شتران بر سر خود گذاشته. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) .

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

سمت الرأس ؛ جانب سر و اکثر از این لفظ میان فلک ، یعنی وسط السماء مراد باشد. چه انسان را کاچک سرخود محاذی وسط آن معلوم میشود. ( آنندراج ) . نقطه عمود ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سماک یا سماک رامح یا رامح فلکی ؛ بیرون از صورت عوا ستاره ای است بزرگ برابر بنات النعش او را سماک رامح خوانند. ( التفهیم ص 101 ) . ستاره ای است که نزد ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سماک یا سماک رامح یا رامح فلکی ؛ بیرون از صورت عوا ستاره ای است بزرگ برابر بنات النعش او را سماک رامح خوانند. ( التفهیم ص 101 ) . ستاره ای است که نزد ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سماک اعزل ؛ نام ستاره ای ازقدر اول در صورت سنبله در جنوب سماک رامح و آن منزل چهاردهم از منازل قمر است و برابر او ( سماک رامح ) سوی جنوب دیگر ستاره ای ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لب مکیدن ؛ مزیدن آن را : هم ساده گلی هم شکری هم نمکی بر برگ گل سرخ چکیده نمکی پیغمبر مصریی به خوبی نه مکی من بوسه زنم لب بمکم تو نمکی. عسجدی ( از یا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سماق کاذب ؛ سماق هرز. ( فرهنگ فارسی معین ) .

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سماق هرز ؛ گونه ای سماق که در صنعت از صمغ مستخرج از تنه آن استفاده میکنند و از آن نوعی لاک بنام �لاک ژاپن � میسازند. سماق کاذب. ( فرهنگ فارسی معین ) .

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سماق سمی ؛ گونه ای سماق که در آمریکای شمالی فراوان میروید و برگهایش در تداوی در معالجه نقرس و روماتیسم و فلج بکار میرود. مقداری که از این گیاه در تدا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مجلس سماع ؛ تذکر. وعظ : [ امیر خلف ] جامه لشکر بر طاق نهاد و سلب علما و فقها پوشید و طاق و طیلسان و مجلس علم و علما را نزدیک کرد و سفه ها را خوار کرد ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در سماع آمدن ؛ در رقص و پایکوبی آمدن : بیار ای لعبت ساقی بگوی ای کودک مطرب که صوفی در سماع آمد دوتایی کرد و یکتایی. سعدی. بهار آمد که هر ساعت رود خ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در سماع آوردن ؛ بوجد ورقص آوردن : چون رسول روم این الفاظ تر در سماع آورد شد مشتاق تر. مولوی. گلبنان پیرایه بر خود کرده اند بلبلان را درسماع آورده ا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سماع باره ؛ سماع دوست : حافظان جمله شعرخوان شده اند بسوی مطربان روان شده اند پیر و برنا سماع باره شدند بر براق ولا سواره شدند. ( ولدنامه ) .

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چرا خداوند قرآن را "ذَلِکَ الْکِتَابُ" خطاب کرد نه "هذا الْکِتَابُ؟" ذَلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًی لِلْمُتَّقِینَ ( آیه 2 سوره بقره ( تر ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه الارض در زبان عربی الارض و در زبان عبری "هاآریص" ( הָאָרֶץ ) که ها ( הָ ) در آن معادل" ال" عربی است . هاآریص امروز در کشورغاصب فلسطین اسم یک روز ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ارض در زبان عربی الارض و در زبان عبری "هاآریص" ( הָאָרֶץ ) که ها ( הָ ) در آن معادل" ال" عربی است . این واژه امروز در کشور قاصب فلسطین اسم یک رو ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سماء جهواء ؛ آسمان برهنه. ( مهذب الاسماء ) .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سماءالسفلی ؛ آسمان نخستین. ( مهذب الاسماء ) .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سماءالسموات ؛ فلک اعظم. ( کشاف اصطلاحات الفنون ) ( اقرب الموارد ) .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سماءالعلیاء ؛ آسمان زبرین. ( مهذب الاسماء ) .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سماءالعلیاء ؛ آسمان زبرین. ( مهذب الاسماء ) .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باب السماء؛ کهکشان مجره. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سماءالردیه ؛ نام فلک البروج. ( کشاف اصطلاحات الفنون ) .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد

سم الخیاط؛ سوفار سوزن. ( آنندراج ) : که از سم خیاط و مضمم قماط تنگ تر بود بگذشتند. ( ترجمه تاریخ یمینی ) . هر کجا باشد شه ما را بساط هست فخر او را ب ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

- سم الفار ؛ دوایی که موش را میکشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . ارسنیک. دیگ بر دیگ. دارموش. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سم السمک ؛ گیاه ماهی زهره معروف به بوصیر پوست آن درد مفاصل و درد رگ پشت و نقرس را نفع دهد وچون آنرا در آب غدیر اندازند همه ماهی آنرا سست گرداند و برگ ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سم ابرص ؛ کربسه و بهندی چهپگلی گویند. ( آنندراج ) . کربسه. ( منتهی الارب ) . رجوع به سام ابرص شود.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سم الحاجة ؛ مقصد مرده. ( آنندراج ) .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سم الحمار ؛ گیاه خرزهره. ( آنندراج ) .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ذات السم ؛ هر حیوان زهردار. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلطنت موروثی ؛ پادشاهیی که در آن سلطنت از پادشاهی بفرزند او معمولا به ارث برسد.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلطنت مشروطه ؛ پادشاهیی که در آن مجلس شورای یا مجلس ( شوری و سنا ) حق وضع قانون دارند.