پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٢٤١
پیشنهاد
٠

آب در چشم نداشتن: شرم و حیا نداشتن .

پیشنهاد
٠

آب در جگر داشتن: توانایی مالی داشتن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

آب دادن بند: خود را لو دادن، فرصت را از دست دادن .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

آب چشم گرفتن: ترسانیدن، به گریه انداختن .

پیشنهاد
٠

آبجی خاک انداز: زن فضول و خبرچین .

پیشنهاد
٠

آب به زیر کسی آمدن: سراسیمه شدن .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

آب تنی: شناکردن ( بیشتر به قصد تفریح و بازی ) .

پیشنهاد
٠

آب به چشم آمدن: طمع کردن .

پیشنهاد
١

آب به آسیاب کسی ریختن: با زحمت خود سود دیگری را فراهم کردن . : آب به آسیاب کسی ریختن:[کنایی] او را ( معمولاً در کار ناروایی ) یاری کردن ( روزنامه ها ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

آب به آب شدن: تغییر آب و هوا دادن، بهبود یافتن به سبب سفر .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
-١

آب بندی کردن: آرام آرام به کار انداختن دستگاه نو .

پیشنهاد
٠

آب بستن در چیزی: آبکی و رقیق کردن .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

آب بردار: دوپهلو، کنایه آمیز

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

آب برداشتن: هدف دیگری در پس کاری وجود داشتن .

پیشنهاد
٠

آب از گلو پایین نرفتن: غصه و ناراحتی شدید داشتن .

پیشنهاد
٢

آب از دریا بخشیدن: از کیسه ی خلیفه بخشیدن .

پیشنهاد
٠

آب از آتش برآوردن: کار محال کردن .

پیشنهاد
٠

آب از لب و لوچه ی کسی سرازیر شدن: تمایل شدید داشتن، به طمع افتادن .

پیشنهاد
٤

آب از آب تکان نخوردن: رخ ندادن جنجال و هیاهو، آرام ماندن اوضاع . کنایه از آرامش کامل برقرار بودن. رخ ندادن آشوبی که احتمال وقوع آن در میان بوده باشد.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

آب آتش مزاج: کنایه از می سرخ .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

آب کردن: جنس نامرغوب را فروختن . حیف و میل کردن . ( ( شاگرد شوفری که با دهن باز و خنده مسخره اش تو دهن ژاندارم نگاه می کرد گفت: " دکی! تا که از تله ...

پیشنهاد
٠

پاره شدن بند دل: کنایه از بسیار ترسیدن، زهره ترک شدن .

پیشنهاد
٠

پا روی هم انداختن :بی خیال بودن ، بی توجه بودن, بی خیال و آسوده در خانه نشستن .

پیشنهاد
٢

پا روی دم کسی گذاشتن: کسی را آزردن و به کینه جویی برانگیختن.

پیشنهاد
٠

پا روی دم سگ گذاشتن :خشم شخص پستی را برانگیختن.

پیشنهاد
٠

پا روی پا بند نشدن: بسیار خوشحال بودن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

پاچه لیز شدن: از راه پیمایی خسته شدن.

پیشنهاد
٠

پاچه ی کسی را گرفتن: بی جهت و بی مقدمه برکسی آشفتن.

پیشنهاد
٠

پاتیل کسی در رفتن :تاب نیاوردن، ناتوان شدن.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

پاتی :در هم و بر هم، نامنظم ( مانند قاتی و پاتی )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
-١

پات: بی آبرو: بی تربیت ( مانند لات و پات )

پیشنهاد
٠

پاپی چیزی بودن: چیزی را دنبال کردن، به چیزی محل گذاشتن, پی گیر بودن .

پیشنهاد
٠

پا پیش گذاشتن :پیشقدم شدن، آستین بالا زدن.

پیشنهاد
١

پا به فرار گذاشتن: گریختن ، از ترس فرار کردن، میدان را خالی کردن .

پیشنهاد
٠

پا به سال گذاشتن: بزرگ شدن.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

پا به زا :کنایه از حیوان یا انسانی که هنگام زایمانش نزدیک است.

پیشنهاد
٠

پا به راه سر به راه: کنایه از آدم اهل و درست و حسابی.

پیشنهاد
٠

پا به دو گذاشتن: به سرعت فرار کردن.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

پا به پا شدن: تردید داشتن.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

پا بر جا کردن : اثبات، مستحکم کردن.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

پا بر چین رفتن: آهسته و آرام با نوک پا رفتن.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

پا بَد: بد قدم، بد یمن .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

پا انداز: آن که وسایل عیش و عشرت دیگران را فراهم آورد، جاکش، فرش جلوی در ورودی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

پا انداختن: واسطه گری کردن، کارچاق کردن ، به ویژه در امور غیر اخلاقی.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

پا افتادن: اتفاق افتادن، پیش آمدن

پیشنهاد
٠

پا را از گلیم خود فراتر گذاشتن: از حد خود گذشتن.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

جیگر دار : جگر دار ، دلیر، بی باک. با دل و جرأت . ( ( می گن خیلی جوونمرده . می گن خیلی جیگر داره . راسّیم با این کاری که او کرده باید خیلی جیگر داش ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
-١

سولاخ : شکاف ، سوراخ . ( ( نه تو بندر پیداشه . نه تو دوّاس . حتما رفته تو یه سولاخی کِر شده . ) ) ( صادق چوبک ، تنگسیر ) .

پیشنهاد
٠

پر به پر کسی ندادن : به کنایه او را آزردن و به کینه جویی برانگیختن. نظیر : پا روی دم کسی گذاشتن ( ( ) ) ( صادق چوبک ، تنگسیر ) . )

پیشنهاد
٠

پر به پر کسی ندادن : به کنایه او را آزردن و به کینه جویی برانگیختن. نظیر : پا روی دم کسی گذاشتن ( ( من شوورمه ، به از شما می شناسمش . اگه از من می ...