نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اجاق زدن: اجاق زدن: اجاق و دیگر لوازم و مواد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اجاق کسی را روشن کردن: اجاق کسی را روشن کردن : کنایه از عق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به اجباری رفتن: به اجباری رفتن: خدمت نظام وظیفه خود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اجر خود را بردن: اجر خود را بردن: ارزش کار خود را با ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
عجل پس گردن به کسی زدن: عجل پس گردن به کسی زدن: دست سرنوشت، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اجل معلق: اجل مُعَلّق: 1 - مرگ ناگهانی ۲ - مر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احترام خود را داشتن: احترام خود را داشتن: با ادب خود احت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احترام کسی دست خودش بودن: احترام کسی دست خودش بودن : به دیگری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احترام کسی را داشتن: احترام کسی را داشتن: برای کسی حرمت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احترام کسی را نگه داشتن: احترام کسی را نگه داشتن: کسی حرمت ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احتیاجش به کسی بودن: احتیاجش به کسی بودن: محتاج کسی بودن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احتیاجش گرفتن: احتیاجش گرفتن: احتیاج به غذای حاجت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احتیاج کسی افتادن به کسی: احتیاج کسی افتادن به کسی : به او مح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احتیاجی: احتیاجی: مورد احتیاج . لازم . ضروری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احتیاط داشتن: احتیاط داشتن :مشکوک به نجس بودن. ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احدالناسی: احدالناسی: هیچکسی . ( آدم توی خانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احد و واحد: احد و واحد : یگانه و بی شریک. ( ( ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
احرامی: احرامی: پارچه دست بافت نسبتاً ضخیم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
احلیل خوردن: اِحلیل خوردن: کنایه از فریب خوردن . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احلیل زدن به کسی: اِحلیل زدن به کسی: کنایه از فریب دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احلیل کار: اِحلیل کار :حیله گر. حقه باز. فریبک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احمد شاهی: احمد شاهی: سکه ۵ ریالی نقره رایج در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احوالپرسی کردن با کسی: احوالپرسی کردن با کسی: هنگام دیدار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
احوال کسی را گرفتن: احوال کسی را گرفتن : حال کسی را در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مقلید: ( له مقالید السماوات و الارض ) . م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مطویات: ( و الارض جمیعا قبضته یوم القیامة و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سیق: سیق از ماده سوق به معنی حرکت دادن ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
یجحدون: یجحدون از ماده جحد در اصل به معنی ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تفرحون: تفرحون از ماده فرح به معنی شادی و خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
غیر ممنون: ( ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات ل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به احوالپرسی کسی رفتن یا امدن: به احوالپرسی کسی رفتن یا آمدن : به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اخ کردن: اِخ کردن : به اکراه پولی پرداختن ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اختیار از دست کسی در رفتن: اختیار از دست کسی در رفتن : بی اراد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ملیین: ملّیین : در علم کلام اسلامی به پیرو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مرتد ملی: مرتد ملی : هرگاه یکی از اهل کتاب مس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ادیان بومی: ادیان بومی :اصطلاح� ادیان بومی� ( I ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خپرر: خِپرَر: خداد بامداد مصریان. در مصر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اعجمی: اعجمی از ماده عجمة ( بر وزن لقمه ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
مریب: ( و انهم لفی شک منه مریب ) . مریب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اکمام: اکمام جمع کم ( بر وزن جن ) به معنی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ایشار: ایشار : ایشار ( خدای مونث ) ، یکی ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اغریق: إغریق: � یونان در زبان های اروپایی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زئوس پاتروس: زئوس پاتروس : � یونانیان قدیم به خد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دیوس پیتار: دیوس پیتار ( دیوس پدر ) : � یونانیا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمیتر: دِمیتِر: دِمیتِر ( خدای مونث ، مادر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریسمان پاره کردن: ریسمان پاره کردن ؛ کنایه از شفا یاف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریسمان تافتن یا تابیدن بهر کسی: ریسمان تافتن یا تابیدن بهر کسی یا ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریسمان خوردن: ریسمان خوردن ؛ کنایه از کوتاه کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریسمان دادن: ریسمان دادن ؛ کنایه از تعریف بیجا و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریسمان دراز کردن: ریسمان دراز کردن ؛ کنایه از فرصت و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریسمان در دهان یا دهن افکندن: ریسمان در دهان یا دهن افکندن ؛ ظاهر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریسمان دفتر: ریسمان دفتر ؛ ریسمانی که جلد دفتر ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریسمان دیگران پنبه ساختن: ریسمان دیگران پنبه ساختن ؛ محنت برا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
هم ریسمان گسست هم دوک نشست: هم ریسمان گسست هم دوک نشست ؛ دیگر ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریسمان کشتی: ریسمان کشتی ؛ طناب سه چهارلایی که ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ریسمان گسل: ریسمان گسل ؛ کسی که ریسمان پاره کند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بیخ گوشش زرد است: بیخ گوشش زرد است ؛ بمعنی قرمساق. و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بیخ و بند کردن: بیخ و بند کردن ؛ مانع و رادع و سد و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بیخ و بن بکندن: بیخ و بن بکندن ؛ از ریشه درآوردن. ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بیخ و بن برافکندن: بیخ و بن برافکندن ؛ از بنیاد و اساس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بیخ گرفتن: بیخ گرفتن ؛ ریشه دار شدن. ریشه دوان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بیخ کسی را کندن: بیخ کسی را کندن ؛ نابود کردن. نیست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بیخ کسی را برداشتن: بیخ کسی را برداشتن ؛ او را نابود کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بیخ عمر کسی را کندن: بیخ عمر کسی را کندن ؛ نیست و نابود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بیخ زدن درد و غم: بیخ زدن درد و غم ؛ غمگین شدن. دردمن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بیخ پیدا کردن کاری: بیخ پیدا کردن کاری ؛ دوام یافتن آن. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بیخ بر شدن: بیخ بر شدن ؛ نابود شدن. نیست شدن. ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از بیخ عرب شدن: از بیخ عرب شدن ؛ بکلی انکار کردن. ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از بیخ منکر شدن: از بیخ منکر شدن ؛ مجازاً بالتمام ان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بیخ زده: بیخ زده ؛ بیخ برکنده. ریشه قطع شده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از بیخ بکندن یا برکندن: از بیخ بکندن یا برکندن ؛ از ریشه در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شتر بر نردبان: شتر بر نردبان ؛ هویدا. آشکار. رسوا. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شتر را بوس زدن: شتر را بوس ( بوسه ) زدن ؛ کار احمقا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شتر گسسته مهار: شتر گسسته مهار ؛ شتری که زمام آن پا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
یئوس: یئوس از ماده یاس به معنی وجود نومید ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ظنوا: ( و ظنوا ما لهم من محیص ) و یقین می ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
روضات: روضات جمع روضة به معنی محلی است که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
باغ باغ: باغ باغ ؛ کنایه از بسیار شکفته و خر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
باغ بالا و اسیای پائین داشتن: باغ بالا و آسیای پائین داشتن ؛ کنای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
باغ بدیع: باغ بدیع ؛ کنایه از بهشت. اشاره به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
باغ پر ستاره: باغ پر ستاره ؛ پر از گلهای شکفته. ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
باغ دیدن: باغ دیدن ؛ گردش کردن در باغ. تفرج د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
باغ رفیع: باغ رفیع ؛ بهشت.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
باغ رنگین: باغ رنگین ؛ گیتی و جهان. ( ناظم الا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
باغ سخا: باغ سخا ؛ گیتی و جهان و روزگار. ( ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
باغ فردوس: باغ فردوس ؛ باغ بهشت که هشت باب یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بار بر خر نهادن: بار بر خر نهادن ؛ رفتن. بگوش اندر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بر خر خود نشانیدن کسی را: بر خر خود نشانیدن کسی را ؛ او را بپ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چو خر در گل خفتن: چو خر در گل خفتن ؛ واماندن : عقل در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چو خر در وحل ماندن: چو خر در وحل ماندن ؛واماندن : سمند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چو خر در یخ ماندن: چو خر دریخ ماندن ؛ واماندن : بس کسا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خر خود را از پل گذراندن: خر خود را از پل گذراندن ؛ با عدم اع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خر دادن و خیار ستدن: خر دادن و خیار ستدن ؛ چون گولان گرا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خر عیسی: خر عیسی ؛ زاهد خلوت نشین. ( از ناظم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سرخر شدن: سرخر شدن ؛ مزاحم شدن. موافق با امری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
محشر خر: محشر خر ؛ کنایه از شلوغی و درهم بره ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
نره خر: نره خر ؛ فحشی است که به آدمی قوی جث ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
امدن خر لنگ و بار کردن قافل: آمدن خر لنگ و بار کردن قافله ؛ دربا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از اسب فرودامد و بر خر نشست: از اسب فرودآمد و بر خر نشست . ( از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از خر بگو: از خر بگو ؛ در وقت سؤال از حال دشم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از خر شیطان پیاده شو: از خر شیطان پیاده شو ؛از این کار خط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خر به بوسه و پیغام اب نمی خورد: خر به بوسه و پیغام آب نمی خورد ؛ ای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خر بیار و معرکه بار کن: خر بیار و معرکه بار کن . نظیر: خر ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خر پیشین خر پسین را پل بود: خر پیشین خر پسین را پل بود ؛ از عَث ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خر خرابی می کند از چشم گاو می بینند: خر خرابی می کند از چشم گاو می بینند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خر خود را سوارند: خر خود را سوارند ؛ کنایه از اینکه ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خر را جایی می بندند که صاحب خر راضی باشد: خر را جایی می بندند که صاحب خر راضی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خر را سرباز میکشد جوان را ماشأالل̍ه: خر را سرباز میکشد جوان را ماشأاللّ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خر را که به عروسی می برندبرای ابکشی است: خر را که به عروسی می برندبرای آبکشی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خر سیاه خر سیاه است: خر سیاه خر سیاه است ؛ چون غالباً بی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خرش افتادن: - خرش افتادن ؛ کسی را پیشامدی ناگوا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریا را با قاشق خالی نتوان کرد: دریا را با قاشق ( یا ملاقه ) خالی ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریا را با مشت می پیماید: دریا را با مشت می پیماید ؛ کنایه از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریا بر سرکشیدن: دریا بر سرکشیدن ؛ کنایه از خوردن شر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریا به جوی خویش بستن: دریا به جوی خویش بستن ؛ آبرا به جوی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریا به روی زدن: دریا به روی زدن ؛ مبالغه در بیدار ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دریا دریا: دریادریا ؛ بسیاربسیار، قید است مقدا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریا دست: دریادست ؛ بسیار بخشنده. که دستی چون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریا دیده: دریادیده ؛ چیزی که دریا را دیده باش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دریا زده: دریازده ؛ مبتلی به بیماری ناشی از س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریا سیاست: دریاسیاست ؛ بسیار سائس. پرتدبیر : ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریا شعار: دریاشعار ؛ نماینده دریا در بخشندگی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریا کشیدن: دریا کشیدن ؛ کنایه از خوردن شراب و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریا مثابت: دریامثابت ؛ همانند دریا. دریاسان. ع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریا نهاد: دریانهاد ؛ با طبیعت دریا. عظیم : چه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریا و کان: دریا و کان ؛ جهان و بر و بحر. ( آنن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریای بی چون و چند: دریای بی چون و چند ؛ بحر بی کم و کی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریای خون گشادن: دریای خون گشادن ؛ کشتن و قتل بسیار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریای ساحلی: دریای ساحلی ؛ در اصطلاح حقوق بین ال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریا یسار: دریایسار ؛ دارای دولت و ثروت بی اند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریای شیرین: دریای شیرین ؛ دریا که آبش شور و تلخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریای عدم: دریای عدم ؛ بحر نیستی. عالم بی نشان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریای کل: دریای کل ؛ جهان. هستی : این چنین فر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریا یمین: دریایمین ؛ دریادست : هست لب لعل تو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل به دریا فکندن: دل به دریا فکندن ؛ دل به دریا زدن. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دلش دریاست: دلش دریاست ؛ از بذل و عطای فراوان ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
برهمایی: ( ( بَرهمایی ( Brahmanism ) آیین قو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رود سند: رود سند : رودی که در هندوستان و پاک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
هومه: هومه : گیاه مقدس زرتشتیان که معادل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
هندوئیسم: ( ( آیین هندو ( Hinduism ) شکل تحول ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بینی بدیوار امدن: بینی بدیوار آمدن ؛ بحرمان و یأس سخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دیوار اندودن: دیوار اندودن ؛ پوشاندن دیواررا بوسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دیوار بدیوار: دیوار بدیوار ؛ بی فاصله. متصل بهم ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دیوار بینی: دیوار بینی ؛حجاب ما بین دو سوراخ بی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دیوار خانه روزن شدن: دیوار خانه روزن شدن ؛ کنایه از خراب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دیوار کسی را کوتاه ساختن: دیوار کسی را کوتاه ساختن ؛ عاجز و ز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دیوار کسی را کوتاه دیدن: دیوار کسی را کوتاه دیدن ؛ کنایه است ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دیوار گلین: دیوار گلین ؛ دیواری که از گل ساخته ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رو به دیوار کردن: رو به دیوار کردن ؛ مقابل دیوار ایست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از کار شده: ازکارشده ؛ از کار مانده. از کار افت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
با کسی کار داشتن: با کسی کار داشتن ؛ کسی را با کسی کا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به کار امد: به کار آمده ؛ کاری. مجرب : او زنی د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به کار افتادن: به کار افتادن ؛ استعمال شدن.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به کار بودن: به کار بودن ؛ مستعمل بودن. قابل است ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به کار دادن: به کار دادن ؛ بکار گماشتن.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به کار رفتن: به کار رفتن ؛ مستعمل شدن.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بند شدن کار: بند شدن کار ؛ گره خوردن کار.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چیزی یا کسی را در کار کسی کردن: چیزی یا کسی را در کار کسی کردن ؛ او ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
کاربند: کاربند ؛ که بکار می بندد. اجراکننده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کار کردن به: کار کردن به ؛ عمل کردن به. || مجاز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شروتی: ( ( ادعیه و آیین های هندوان در مجمو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سمرتی: ( ( ادعیه و آیین های هندوان در مجمو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ریگ ودا: ( ( ادعیه و آیین های هندوان در مجمو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
یجور ـ ودا: ( ( ادعیه و آیین های هندوان در مجمو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ساماودا: ( ( ادعیه و آیین های هندوان در مجمو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اتهرو ودا: ( ( ادعیه و آیین های هندوان در مجمو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
منتراها: مَنتَراها : ( ( ادعیه و آیین های هن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
براهمناها: براهمَناها ( ( Br�hmamas : به شرح و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
منوسمرتی: منو سمرتی ( Manu - smriti ) به مجمو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اسب اتش نعل: اسب آتش نعل ؛ اسپ تندرو. ( مؤید ال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اسب افکندن: اسب افکندن ؛ اسب به میدان تاختن : چ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اسب خرامنده: اسب خرامنده ؛ عَیال. ( منتهی الارب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اسب فلان خواستن: اسب فلان خواستن ؛ در قدیم معمول بود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اسب نبرد: اسب نبرد ؛ اسب جنگی.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اسب نوبتی: اسب نوبتی ؛ خنگ نوبتی. رجوع به خنگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اسب یدکی: اسب یدکی ؛ اسب نوبتی.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بر اسب بودن: بر اسب بودن ؛ سوار اسب بودن : علامت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به اسب اندرامدن: به اسب اندرآمدن ؛ بر اسب نشستن : تب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ز اسب اندرامدن: ز اسب اندرآمدن ؛ از اسب فرودآمدن. ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ینتصرون: ینتصرون از ماده انتصار به معنی یاری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
یوم عقیم: یوم عقیم : یعنی روز قیامت . و روز ع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
امام صامت: امام صامت ؛ [ در اوایل اسلام ] در ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
امام مرضی: امام مرضی ؛ امامی است که حائز شرایط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قفل ابجد: قفل ابجد ؛ قفل برنجی که بست وگشاد آ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قفل افکندن: قفل افکندن ؛کنایه از بستن : به کنج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قفل انداز: قفل انداز ؛ قفل اندازنده. شکننده قف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قفل برخاستن: قفل برخاستن ؛ باز شدن : زد همان روز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قفل بر در اسمان زدن: قفل بر در آسمان زدن ؛ کنایه از ترک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قفل بر در سست کردن: قفل بر در سست کردن ؛ قفل سست کردن. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قفل بر دهان و دست کسی زدن: قفل بر دهان و دست کسی زدن ؛ کنایه ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قفل بر زبان کسی انداختن: قفل بر زبان کسی انداختن ، قفل بر زب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قفل برگشادن: قفل برگشادن ؛ باز کردن : چه مشکل گش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قفل بر لب نهادن: قفل بر لب نهادن ؛ کنایه از خاموش شد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قفل بند: قفل بند ؛ دربندان. ( آنندراج ) : چن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قفل پیچیدن: قفل پیچیدن ؛ تاب دادن قفل را و بی ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قفل خموشی بر دهان زدن: قفل خموشی بر دهان زدن ؛کنایه از ساک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قفل در راه بودن: قفل در راه بودن ؛ بند بودن راه. ( آ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قفل زبان بند: قفل زبان بند، قفل زبان بندی ؛ عزیمت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قفل سیم: قفل سیم ؛ کنایه از اندام نهانی. ( آ ...
٢ سال پیش