نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شاخ زدن درخت: شاخ زدن درخت ؛ جوانه و شاخه های تاز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خود را به چیزی زدن: خود را بر چیزی ( بچیزی ) زدن ؛ با ش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
گلبانگ زدن: گلبانگ زدن ؛ بانگ کشیدن. آواز برآور ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رطل گران زدن: رطل زدن ( رطل گران ) زدن ؛ باده گسا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سکه طلا و نقره زدن: سکه طلا و نقره زدن ؛ مسکوک کردن طلا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
موج زدن دریا و مانند ان: موج زدن دریا و مانند آن ؛ موج برآور ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
لب زدن بچیزی: لب زدن بچیزی ؛ لب رسانیدن بدان ، و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ساغر شادی زدن: ساغر شادی زدن ؛ شادی کردن و شادی آف ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نفس زدن از چیزی: نفس زدن از چیزی ؛ از آن چیز سخن گفت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سکه غم زدن: سکه غم زدن ؛ در این بیت کنایه ازغم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
لب زدن به چیزی: لب زدن بچیزی ؛ لب رسانیدن بدان ، و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بفرما زدن: بفرما زدن ؛ در تداول عامه ، تعارف ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ساغر شکرانه زدن: ساغر شکرانه زدن ؛ به علامت شکرگزاری ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زدن گرما: زدن گرما ؛ بیمار کردن گرما انسان یا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
طرح زدن: طرح زدن ؛ طرح ریختن. نقشه ریزی.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
هواﷲ زدن: هواﷲ زدن ؛ با بانگ بلند خدا را خوان ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پرده زدن: پرده زدن ؛ پرده بستن. پرده آویختن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شراب زدن: شراب زدن ؛ شراب نوشیدن. ( از آنندرا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راه مستانه زدن: راه مستانه زدن ؛ مستانه نغمه سر داد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زدن راه: زدن راه ؛ بریدن راه. قطع طریق. دزید ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قافله زدن: قافله زدن ؛ دزدیدن اموال قافله. راه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خرگه زدن: خرگه زدن ؛ خیمه برپا کردن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سر نیزه زدن: سر نیزه زدن ؛ فرو کردن نیزه درچیزی. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سراپرده زدن: سراپرده زدن ؛ برپا کردن سراپرده.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سرادق زدن: سرادق زدن ؛ سراپرده برپا کردن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نان به غذائی زدن: نان به غذائی زدن ؛ فرو بردن نان در ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
طویله زدن: طویله زدن ؛ طویله برپا کردن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بول زدن: بول زدن ؛ شاشیدن.
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
بای پس: بایپس : [ اصطلاح هک و امنیت]به معنا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
دام: دام: دکتر کزازی در مورد واژه ی " دا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تریاک زدن: تریاک زدن ؛ خراشیدن خشخاش و زخمی کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کمر کسی را زدن: - کمر کسی را زدن ؛ جدا کردن و دو نی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زده بودن ناف کسی یا چیزی بر صفتی یا کاری: زده بودن ناف کسی یا چیزی بر صفتی یا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ریش زدن: ریش زدن ؛ اصلاح و پیراستن موی چهره.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زلف زدن: زلف زدن ؛ اصلاح موی سر.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راه بر کسی زدن: راه بر کسی ( کسانی ) زدن ؛ غارت کرد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ره خواب زدن: راه ( ره ) خواب زدن ؛ ربودن خواب از ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راه صبر زدن کسی را: راه صبر زدن کسی را ؛ بی طاقت کردن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بر بناگوش زدن: بر بناگوش زدن ؛ سیلی زدن. تپانچه زد ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
جام بر سنگ زدن: جام بر سنگ زدن ؛ کوفتن و خرد کردن ج ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جامه زدن: جامه زدن ؛ لگد زدن جامه بهنگام رختش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حسام زدن: حسام زدن ؛ بمجاز، پیکار کردن. جنگید ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در کسی زدن: درِ کسی زدن ؛ از وی یاری خواستن. کم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دررزق زدن: درِرزق زدن ؛ بطلب روزی برخاستن : که ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در صلح زدن: درِ صلح زدن ؛ از در صلح در آمدن. جو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سنگ زدن پشت بام را: سنگ زدن پشت بام را ؛ غلطانیدن سنگ ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شیشه بر سنگ زدن: شیشه بر سنگ زدن ؛ کنایه از نابود کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
راه طاعت زدن کسی را: راه طاعت زدن کسی را ؛ بر عصیان گماش ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ایه 63 سوره کهف: ترجمه : قَالَ أَرَأَیْتَ [جوان همرا ...
١ سال پیش