نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکنج بر ابرو زدن: شکنج بر ابرو زدن ؛ گره بر ابرو بستن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قمار زدن: قمار زدن ؛ انواع قماربازی کردن. قما ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خندق زدن: خندق زدن ؛ حفر خندق. خندق ساختن : خ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
طراز زدن: طراز زدن ؛ طراز بستن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اه زدن: آه زدن ؛آه کشیدن. آه برآوردن : آهی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
گوی زدن: گوی زدن ؛ گوی و چوگان بازی کردن : خ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دیوار زدن: دیوار زدن ؛ چینه کشیدن. مهره های دی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
طره زدن: طره زدن ؛ طره بر سر نهادن و استوار ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
باد سرد زدن: باد سرد زدن ؛ آه و ناله برآوردن : ف ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
گوی تنهایی زدن: گوی تنهایی زدن ؛ کنایه از گوشه نشین ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زدن ملخ: زدن ملخ ؛ زیان رسانیدن ملخ به زراعت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اندیشه زدن: اندیشه زدن ، اندیشه درزدن ؛ اندیشید ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پرند بر میان زدن: پرند بر میان زدن ؛ کمربندی از حریر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نقش زدن بر چیزی: - نقش زدن بر چیزی ؛ نقاشی کردن روی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
صبوحی زدن: صبوحی زدن ؛ باده صبحانه نوشیدن : بر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
هی زدن: هی زدن ؛ بانگ زدن بر اسب و الاغ و م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ماران مردم زن: ماران مردم زن ؛ که مردم آزارند : سی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تدبیر زدن: تدبیر زدن ؛ تدبیر کردن. حکم کردن و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تاج زدن: تاج زدن ؛ تاج بر سر گذاردن. ( غیاث ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
صبوحی زده: صبوحی زده ؛ که صبوحی نوشیده باشد، ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
باره زدن: باره زدن ؛ بارو ساختن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ابله زدن: آبله زدن ؛ آبله برآوردن .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
با خود رای زدن: با خود رای زدن ؛ پیش خود فکر کردن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شپشک زدن: شپشک زدن ؛ پدید آمدن حشره ای شبیه ش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دامن بر کمر زدن: دامن بر کمر زدن ؛ بستن دامن بر کمر، ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قدح زدن: قدح زدن ؛ ساغر زدن. باده نوشیدن. ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رای زدن با دیگری: رای زدن با دیگری ؛ با همکاری و شرکت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جسر زدن: جسر زدن ؛ پل زدن. ساختن پل بر رود و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوزانو زدن: دوزانو زدن ؛ بر دوزانو نشستن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
لوت زدن: لوت زدن ؛ لقمه خوردن : گه ز مال طفل ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رای فرخ زدن: رای فرخ زدن ؛ رای خوب و مبارک دادن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نشا زدن: نشا زدن ؛ ( در تداول عامه ) غرس نشا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
لشکرجای زدن: لشکرجای زدن ؛ لشکرگاه برپا کردن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تگرگ زدن: تگرگ زدن ؛ باریدن تگرگ.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زدن الات موسیقی: زدن آلات موسیقی ؛ ضرب با زخمه یا چو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
لشکرگاه زدن: لشکرگاه زدن ؛ لشکر گاه ترتیب دادن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نم زدن ابر: نم زدن ابر ؛ باریدن آن. باریدن بارا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زدن بر چیزی: زدن بر چیزی ؛ فرود آوردن ضربه یا تی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زدن اهنگی از اهنگهای موسیقی: زدن آهنگی از آهنگهای موسیقی یا یکی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زئیر برزدن: زئیر برزدن ؛ نعره برآوردن شیر : یکی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بنگ زدن: بنگ زدن ؛ خوردن بنگ. ( از آنندراج ) ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بر می زدن: بر می زدن ؛ خود را به می رسانیدن. ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زدن انواع مسکوک: زدن انواع مسکوک ؛ درم زدن ، درهم زد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خال زدن بدن: خال زدن بدن ؛ خال برآوردن بدن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رطل زدن زدن: رطل زدن ( رطل گران ) زدن ؛ باده گسا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زفانه زدن: زفانه زدن ؛ زبانه کشیدن. زبانه زدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خود را بر چیزی زدن: خود را بر چیزی ( بچیزی ) زدن ؛ با ش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زنگار زدن: زنگار زدن ؛ زنگار برآوردن. ( از غیا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زدن شکل بر چیزی: زدن شکل ( صورت ) بر چیزی ؛ نقاشی کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رطل زدن: رطل زدن ( رطل گران ) زدن ؛ باده گسا ...
١ سال پیش