نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ایه 64 سوره کهف: ترجمه : قَالَ ذَٰلِکَ مَا کُنَّا نَ ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
گمان: گمان : دکتر کزازی در مورد واژه ی گ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
buy: واژه ی buy انگلیسی به معنی خرید کرد ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
مرکب چوبین: مرکب چوبین در تاریخ بیهقی به معنی " ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زخم راندن: زخم راندن ؛ ضربه زدن. تیغ زدن. فارس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زخم ریختن: زخم ریختن ؛ خسته و مجروح کردن. ( آن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زخم زن: زخم زن ؛ آنکه کسی را خسته و مجروح ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زخم سهمناک: زخم سهمناک ؛ ضربه مهلک و هولناک. رج ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سر واکردن زخم: سر واکردن زخم ؛ ( در تداول عامه ) ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ایه 61 سوره کهف: آیه 61 سوره کهف: فَلَمَّا بَلَغَا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زخم بر زخم افتادن: زخم بر زخم افتادن ؛ زخم روی زخم آمد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
استخوان در زخم گذاشتن: ستخوان در زخم گذاشتن ، یا استخوان ل ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بزخم: بزخم ؛ کتک خورده. شکنجه دیده. زخمی. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به زخم رو اوردن: به زخم رو آوردن ؛ بزدن چوگان آغازید ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست به زخم کردن: دست به زخم کردن ، دست به زخم گشادن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست به زخم گشادن: دست به زخم کردن ، دست به زخم گشادن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست زخم کردن: دست زخم کردن ؛ بمعنی دست بزخم کردن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زخم پهلوگذار: زخم پهلوگذار ؛ زخمی که به آن طرف په ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زخم چشیدن: - زخم چشیدن ؛ خسته و مجروح شدن. ( ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زخم چیدن: زخم چیدن ؛ زخم خوردن. مجروح شدن. رج ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زخم چین: زخم چین ؛زخمی. مجروح. ریش دار و خست ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زخم بربط: زخم بربط ؛ زدن بربط. نواختن بربط. ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پرزخم: پرزخم ؛ زخمالو. پرریش. سخت مجروح. ز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زخم کار: - زخم کار ؛ تعمیر بنا و زخم بنا . ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اندر زحیر داشتن کسی را: اندر زحیر داشتن ( کسی را ) ؛ او را ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زخم تیر: زخم تیر ؛ زدن تیر. فرود آوردن تیر : ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زخم اب رسیده: زخم آب رسیده ؛ زخمی که آب دزدیده با ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زخم گزک زده: زخم گَزَک زده ؛ زخم آب کشیده. ( آنن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پر از زحیر: پر از زحیر ؛ سخت اندوهگین و غمزده. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زخم داری: زخم داری ؛ زدن زنگ. نواختن زنگ.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زخم گشادن: زخم گشادن ؛ مقابل بستن بود. ( آنندر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پرزحیر: پرزحیر ؛ پر اندوه. پر غم. سخت اندوه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زخم ازمای: - زخم آزمای ؛ آنکه بکرات خسته و مجر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زخم رود: زخم رود ؛ نواختن رود : که جز باربد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در زحیر افکندن: در زحیر افکندن ( خود را ) ؛ در سختی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زخم منکر: زخم منکر ؛ زخم سخت. ( بهار عجم ) ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زخم کوس: زخم کوس ؛ زدن کوس. نواختن کوس : چو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زخم الو: زخم آلو، زخمالو ؛ ( در تداول عامه ) ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خود را در زحیر افکندن: در زحیر افکندن ( خود را ) ؛ در سختی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زخم ژوبین: زخم ژوبین ؛ زدن ژوبین. فرود آوردن ژ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زخم نمایان: زخم نمایان ؛ زخم آشکار مقابل زخم پن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زخم الود: زخم آلود ؛ آلوده به زخم. آنکه بر تن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
زخم افکندن: زخم افکندن ؛ خسته و مجروح کردن. ( آ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زخم نمک: زخم نمک ؛ زخم آلوده به نمک. چون خوا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
زخم انداختن: زخم انداختن ؛ خسته و مجروح کردن. ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زخم نمک بند: زخم نمک بند ؛ زخمی که برای بند شدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زخم باز: زخم باز ؛ ( در تداول امروز ایرانیان ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زخم یافتن: زخم یافتن ؛ زخمی شدن. زخم برداشتن. ...
١ سال پیش