برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

علی باقری

علی باقری مدرک دیپلم خود را از دانشسرای تربیت معلم ابهر گرفته ام . سپس در دانشگاه ملی زنجان در رشته دبیری ادبیات فارسی ادامه تحصیل داده و مدرک کارشناسی اخذ نمودم و مدرک فوق لیسانس ادبیات فارسی را هم با مدل ۱۸.۹۲ از دانشگاه آزاد زنجان دریافت نمودم و علاوه بر آن در زمینه ی علوم کامپیوتر از جهاد دانشگاهی کسب مهارت نموده و در زمینه تعمیرات کامپیوتر و چاپگر و تعمیر لوازم برقی نیز مهارت دارم و اکنون دبیر بازنشسته آموزش و پرورش ناحیه ۱ زنجان هستم . در زمینه شعر هم فعالیت دارم برای خواندن اشعار بنده می توانید به وبلاگ زیر با عنوان شعر و ادبیات علی باقری مراجعه فرمایید.
http://alibagherie.mihanblog.com
هدف بنده از همکاری با لغت نامه
۱-اضافه کردن لغت های جدید که در لغت نامه هنوز وارد نشده است.
۲- اضافه کردن معانی جدید به لغت هایی که در لغت نامه بدان اشاره نشده با ارائه سند و مدرک

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

251 قلندر : [اصطلاح موسیقی ] نام تار معروف استاد " آقا علی اکبر فراهانی " بوده است. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

252 فرود : [اصطلاح موسیقی ] بازگشت از گوشه هایی که در درجات مختلف نواخته می شوند به مایه ی اصلی. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

253 قمیش [اصطلاح موسیقی ]: زبانه قطعه ی نی کوچک ساخته و پرداخته شده است که برای ایجاد صدای برخی از ساز های بادی و بر سر آن ساز ها قرار می گیرد. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

254 کاسه : [اصطلاح موسیقی ] نقاره نواز و کاسه نواز . ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

255 کوک : [اصطلاح موسیقی ] سامان دادن تارهای ساز سیم های ساز را به مطبوعیت و خوش آیندی رساندن. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

256 کمانه : [اصطلاح موسیقی ] آرشه ی ساز را گویند چوبی کمانی شکل که موی دم اسب بر آن می بندند و بعضی از سازهای زهی مانند کمانچه و قیچک را با آن می نوازند. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

257 کلید : [اصطلاح موسیقی ] وسیله ای است برای کوک کردن بعضی از سازها مانند سنتور. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

258 گوشی:وسیله ای است چوبی یا فلزی در سازها که یک سر سیم به آن بسته می شود و برای کوک کردن تارهای ساز به کار می رود. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

259 گورگه : [اصطلاح موسیقی ] سازی است کوبه ای از آلات موسیقی نقاره خانه در قدیم. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

260 لحن : [اصطلاح موسیقی ] آواز و آهنگ خوش نغمه. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

261 مدگردی : [اصطلاح موسیقی ] به تغییر مقام و یا تغییر مایه گویند که در موسیقی غرب همان " مدو لاسیون " است . ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

262 مِزمَر : [اصطلاح موسیقی ] نوعی ساز بادی در قدیم. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

263 موسیقار : [اصطلاح موسیقی ] موسيقار ، موسیقال نام سازی است از دسته سازهای بادی در قدیم. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

264 مطلق : [اصطلاح موسیقی ] حالت دست باز سیم را در ساز های زهی گویند. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

265 مطرب: [اصطلاح موسیقی ]خواننده و نوازنده در موسیقی قدیم ایران. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

266 مقام : [اصطلاح موسیقی ]به ترتیب قرار گرفتن فاصله های یک " گام " را گویند. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

267 مضراب : [اصطلاح موسیقی ] ابزاری است که به وسیله ی آن بعضی از سازها را به صدا در می آوردند. در فارسی به آن: زخمه، سکافه، شکافه و سکافره نیز گفته اند. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

268 نت متغیر : [اصطلاح موسیقی ] نتی است که فاصله اش به نسبت مایه ی اصلی تغییر می کند که در موسیقی ایرانی از این تغییر برای رفتن به گوشه های مختلف دستگاه ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

269 نت ایست : [اصطلاح موسیقی ] نتی است که معمولاً برای فرود موقت در گوشه هابه کار می رود . ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

270 نزهت : [اصطلاح موسیقی ] یکی از ساز های موسیقی قدیم که مانند قانون وسنتور بوده است و اختراع آن را به " صفی الدین ارموی " نسبت داده اند. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

271 نت شاهد : [اصطلاح موسیقی ] نتی است که در آوازها و گوشه ها بیشتر از سایر نت ها به صدا در می آید و شنیده می شود و در واقع محور اصلی آن آواز یا گوشه اس ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

272 نوا: [اصطلاح موسیقی ]نغمه و آهنگ و نیز ناله را گویند. نام یکی از دستگاه های موسیقی ایران نیز می باشد. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

273 نرم و تیز : [اصطلاح موسیقی ] اصطلاحی در موسیقی قدیم ایران به معنی بم و زیر. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

274 وتر : [اصطلاح موسیقی ]سیم ساز را در موسیقی قدیم می گفتند . ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

275 واخوان (و اخان ): [اصطلاح موسیقی ] به معنی کشیدن ممتد یکی از نت های اصلی گام در زیر یک یا چند جمله ی موسیقی بهترین سیم ساز را نیز واخوان می گویند. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

276 آلتو: [اصطلاح موسیقی ]صدای بم زنانه که در آواز کر مورد استفاده قرار می گیرد. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

277 یک کاپلا: [اصطلاح موسیقی ] این کلمه به معنی � از گروه کر� می باشد که این عبارت برای اشاره به آواز بدون همراهی مورد استفاده قرار می گیرد. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

278 حلقی: [اصطلاح موسیقی ] یک کلمه مرتبط با طزر بیان می باشد که نشان دهنده صدای هوایی می باشد که قابل شنیدن است، مانند تلفظ حرف P در زبان انگلیسی. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

279 واجگر: [اصطلاح موسیقی ] بخشی از بدن که برای ادای کلمات مورد استفاده قرار می گیرد؛ معمولا این کلمه برای اشاره به لب ها، دندان و نوک زبان مورد استفاده ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

280 توام با تنفس: [اصطلاح موسیقی ] صدایی کا شفاف نیست و بیشتر هوا در آن شنیده می شود. یک صدا از این جنس به دلایل مختلف ایجاد می شود که نداشتن پشتیبانی تن ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

281 کلوراتورا: [اصطلاح موسیقی ]نوت هایی با حرکت سریع. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

282 کنترالتو: [اصطلاح موسیقی ]پایین ترین صدای زنانه. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

283 صدای سینه ای: [اصطلاح موسیقی ] یک گام از صدای بم که بیشتر افراد با این صدا صحبت می کنند؛ این صدا در سینه طنین انداز می شود. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

284 کاور کردن: [اصطلاح موسیقی ] یک تکنیک صوتی که در آن خواننده لب های خودش را اندکی حلقه می کند تا نوت های بالا را با صدایی خاص اجرا کند. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

285 کانتر تنور: [اصطلاح موسیقی ] نوعی از صدای مردانه که بیشتر به عنوان صدای اصلی آواز را اجرا می کند. این صدا بیشتر در موسیقی های دوره باروک مورد استفاده ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

286 دیافراگم: [اصطلاح موسیقی ]یک عضله بزرگ تنفسی که زیر ریه ها قرار دارد و در طول دم، صاف شده و به پایین می آید. این عبارت یکی از رایج ترین عبارات مورد ا ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

287 دندانی: [اصطلاح موسیقی ] یک تکنیک صوتی که بر اساس آن، زبان دقیقا پشت دندان ها قرار می گیرد تا صدای خاصی ایجاد شود. صدای D در ایتالیایی یا اسپانیایی ی ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

288 ادغام: [اصطلاح موسیقی ]یک حالت از طرز بیان که به پدیده تغییر تدریجی یک مصوت به یک مصوت دیگر اشاره دارد که این حالت باعث می شود دو مصوت در یک سیلاب بی ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

289 طرز بیان: [اصطلاح موسیقی ]حالتی که بر اساس آن بخش هایی از کلمات، شامل مصوت ها و صامت ها شکل گرفته و تلفظ می شوند. برای خواننده های کلاسیک، این طرز بی ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

290 تکنیک های توسعه یافته: [اصطلاح موسیقی ] هر تکنیک صوتی خارج از روش های نرمال یا کلاسیک، به عنوان تکنیک توسعه یافته شناخته می شود. این تکنیک ها شامل تن ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

291 دراماتیک: [اصطلاح موسیقی ] در دسته بندی های صدا، این سبک صدا اشاره به صدای بزرگ و قوی دارد ( مثلا یک سوپرانو دراماتیک) ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

292 صاف: [اصطلاح موسیقی ]زمانی که یک گام اندکی پایین تر از حالت مد نظر می باشد. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

293 فاش: [اصطلاح موسیقی ] یک نوع صدا و یا دسته بندی صوتی. در زبان آلمانی به معنی سوژه هم می باشد. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

294 فالستو: [اصطلاح موسیقی ] یک صدای نازک سر که توسط مرد اجرا می شود. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

295 صدای سر: [اصطلاح موسیقی ] دانگ آواز بالا که زنان و صداهای کانتر تنور معمولا در آواز کلاسیک، از این صدا استفاده می کنند. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

296 توقف گلویی: [اصطلاح موسیقی ] وقتی یک فرد تارهای صوتی خودش را قبل از شروع یک صدای آواز گونه به هم فشار می دهد، این صدا ایجاد می شود. در ابتدای بسیاری ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

297 ته گلویی: [اصطلاح موسیقی ] یک صدای بم و گرفته که بعضی از افراد به دلیل کمبود نفس با این صدا حرف می زنند. معمولا در انتهای جملات این صدا شنیده می شود. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

298 میان شکمی: [اصطلاح موسیقی ] عضله های بین دنده ها که باعث می شود دنده ها در طول تنفس، بالا بیایند. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

299 نفس پایین: [اصطلاح موسیقی ]استفاده از دیافراگم و عضله های میان شکمی برای تنفس بدون تکان خوردن شانه ها، گردن و قسمت بالایی سینه. این نوع تنفس در زمان ... ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

300 حنجره: [اصطلاح موسیقی ] ساختاری در گلو که تارهای صوتی در آن قرار دارند. ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|