چاقو کشی

/CAqukeSi/

مترادف چاقو کشی: چاقوزنی، زخم زنی، شرارت، اوباشیگری، باج گیری

معنی انگلیسی:
thuggery, knifing or stabbing, knife-stabbing

لغت نامه دهخدا

چاقوکشی. [ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) عمل چاقوکش. هرزگی. عربده جویی. ولگردی. باج خواهی. بچاقچی گری. پیچاقچی گری.

فرهنگ فارسی

عمل چاقوکش
هرزگی . عربده جویی . ولگردی . باج خواهی . بچاق چی گری . پیچاق چی گری .

مترادف ها

ruffianism (اسم)
وحشیگری، الواتی، چاقو کشی

snickersnee (اسم)
چاقو کشی، چاقو یا شمشیر بزرگ

پیشنهاد کاربران

چاقو کشییا قمه کشی رسمیاست که از فتیان باقی مانده در متن زیر دقت کنید
( ( قبای پشمین سفید فتیان آسیای صغیر را " قتلنسوه" می گفتند و شالی که یک ذراع داشت بر دوش خود مینداختند . و این در میان لوطیان ایران نیز معمول بود و گاهی بجای شال پشمین لنگ بر دوش خود می انداختند. جوانمردان آسیای صغیر کاردی در کمربند خود جای می دادند و لوطیان ایران هم همیشه سلاح برنده ای با خود داشتند و بیشتر قمه می بستند و این عادت بصورت کریه چاقو کشی این روزها در آمد. . . ) )
...
[مشاهده متن کامل]

( نفیسی ، سعید ( 1343 ) سرچشمه تصوف در ایران اتنشارات فروغی ص 147 )
قابل ذکر است دستمالی که لوطیان و به اصطلاح امروزی لات ها در دست داشتند و یا همان دستمال یزدی که در دست می چرخاندند هم از رسومی است که از فتیان باقی مانده .

کسی که میترساند ممکن است در شکم فرد چاقو فرو کند ، من با اینکه حق پیشه هستم از صحنه های جر و بحث یا درگیری هایی که امکان چاقو کشی ، خونریزی و قتل وجود دارد سست و دست پاچه میشوم ، میترسم و بعضاً فرار میکنم
...
[مشاهده متن کامل]
یا بهترین خودم نیستم ان شاء الله این مشکل من در بدعت های سرنوشت ساز با موهبت ها ، الطاف و امتیازهای خداوندی رفع و رجوع گردد . . . . ( ان الله مع الصابرین ، ان الله یحب التوابین و یحب المطهرین ، علم و دانایی ، اصلاح فردی ، جهاد فی سبیل الله )