برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

سید پوریا حسینی

سید پوریا حسینی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 محافظت ١٤٠٠/٠٣/٢٠
|

2 مسلسل استن ١٤٠٠/٠٣/٢٠
|

3 آزادسازی ١٤٠٠/٠٣/٢٠
|

4 سرآغاز، نقطه ابتدایی ١٤٠٠/٠٣/٢٠
|

5 معادل Key Generator و به‌معنی کلیدی هست که نرم‌افزارها رو باهاش فعال می‌کنیم ١٤٠٠/٠٣/٢٠
|

6 از ریشه خراب ١٤٠٠/٠٣/١٦
|

7 فرمانده عالی ١٤٠٠/٠٣/١٦
|

8 لرزان (در مورد صدا مثلاً) ١٤٠٠/٠٣/١٥
|

9 اسم رمز، شناسه تشخیص هویت در تماس‌های رادویی ١٤٠٠/٠٣/١٥
|

10 دست نگهداشتن/نگاه‌داشتن ١٤٠٠/٠٣/١٥
|

11 زیر‌و‌رو کردن ١٤٠٠/٠٣/١٥
|

12 اسیر ١٤٠٠/٠٣/١٥
|

13 بی‌هیچ نتیجه‌ای
معادلی رو که عرض کردم، دوستان پیش از بنده فرموده بودند، اما ممکنه فرم‌های بی‌حاصل، بیهوده و بی‌نتیجه در جمله‌ای که مد نظرتون هست، ...
١٤٠٠/٠٣/١٥
|

14 دوستانی که فرمودند incoming یعنی پناه بگیرید یا موشک، توجه کنید در واقع در چنین مواقعی منظور گوینده �داره میاد� هستش، فارغ از اینکه موشکه یا باید پنا ... ١٤٠٠/٠٣/١٥
|

15 طرح‌ریزیِ آینده ١٤٠٠/٠٣/١٤
|

16 ابلهانه، احمقانه ١٤٠٠/٠٣/١٤
|

17 تفوق‌یافتن ١٤٠٠/٠٣/١٤
|

18 تحویل‌دادن، چیزی را به کسی دادن ١٤٠٠/٠٣/١٤
|

19 گوشمالی‌دادن ١٤٠٠/٠٣/١٣
|

20 جناب زاهدپور، فعل Impregnate به‌معنای باردارکردن یا بارورکردن و صفت Pregnable به‌معنی نفوذپذیر یا رسوخ‌پذیر است. در جمله زیر، همان‌طور که فرمودید، مع ... ١٤٠٠/٠٣/٠٩
|

21 بررسی، زیر نظر گرفتن ١٤٠٠/٠٣/٠٩
|

22 ارسالی (در مورد اشیا)، چیزی که ارسال کنند. ١٤٠٠/٠٣/٠٧
|

23 ماجراجو ١٤٠٠/٠٣/٠٧
|

24 متزلزل ١٤٠٠/٠٣/٠١
|

25 حدود یک‌روز ١٤٠٠/٠٢/٣١
|

26 تلنبار، انباشته، توده، کپه ١٤٠٠/٠٢/٣١
|

27 تنزیل درجه، کاهش رتبه ١٤٠٠/٠٢/٣١
|

28 مبارز، عضو گروه مقاومت ١٤٠٠/٠٢/٣٠
|

29 آشفتگی (مثلاً در مورد افکار: Whirling thoughts) ١٤٠٠/٠٢/٢٧
|

30 سامانگر، سازمان‌دهنده، مرتب‌کننده ١٤٠٠/٠٢/٢٦
|

31 عذاب وجدان ١٤٠٠/٠٢/٢٥
|

32 پیشکش‌کردن، هدیه‌دادن ١٤٠٠/٠٢/٢٥
|

33 تنفس، وقفه ١٤٠٠/٠٢/٢٥
|

34 جعبه چوبی (مخصوص بسته‌بندی) ١٤٠٠/٠٢/٢٤
|

35 عضوی از، قسمتی از ١٤٠٠/٠٢/٢٤
|

36 (در مورد مو) نامرتب که مخالف tidy یا مرتب هست ١٤٠٠/٠٢/٢٤
|

37 معجزه‌وار، معجزه‌گونه، جادویی، اعجاب‌انگیز ١٤٠٠/٠٢/٢٤
|

38 دسیسه‌گر ١٤٠٠/٠٢/٢٢
|

39 شمال آفریقا ١٤٠٠/٠٢/٢٢
|

40 تواناییِ کاری را نداشتن، قادر نبودن به انجام کاری، نتوانستن ١٤٠٠/٠٢/٢٢
|

41 فزاینده ١٤٠٠/٠٢/٢١
|

42 انکار، زیر سؤال بردن ١٤٠٠/٠٢/٢٠
|

43 انگشت‌شمار ١٤٠٠/٠٢/٢٠
|

44 حسن ظن ١٤٠٠/٠٢/٢٠
|

45 نظر مثبت ١٤٠٠/٠٢/٢٠
|

46 زنگ خطر ١٤٠٠/٠٢/٢٠
|

47 با چتر (پایین) انداختن ١٤٠٠/٠٢/١٩
|

48 لحظه‌ای کوتاه، دمی ١٤٠٠/٠٢/١٨
|

49 طاقت‌آوردن ١٤٠٠/٠٢/١٨
|

50 کج‌و‌معوج ١٤٠٠/٠٢/١٧
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 june
• We're taking a vacation in June.
• در ماه ژوئن به تعطیلات می‌رویم.
١٣٩٩/٠٨/٠١
|