پیشنهادهای رضا مدیاتک (٩٩٧)
فشنگ واژه ای فارسی و برگرفته از واژه �پشنگ� در فارسی میانه به معنای افشاندن و پرتاب کردن می باشد .
اندام واژه ای فارسی و برگرفته از واژه � handām� در فارسی میانه به معنای اعضای بدن می باشد . این واژه به ریخت �anda� آمده است .
دیزدار خوانش ترکی از واژه فارسی �دژدار� به معنای نگهبان دژ می باشد .
سفید واژه ای فارسی و برگرفته از واژه �spēd� در فارسی میانه درخشان، تابان، روشن می باشد . این واژه با ریخت �spaēta� در اوستایی آمده است .
جگر سفید :شش جگر واژه ای فارسی است که برگرفته از واژه �یاکار � یا �جاگار� و به معنای کبد در فارسی میانه می باشد این واژه با واژه های �یاکاره� در اوست ...
جگر سیاه :کبد جگر واژه ای فارسی است که برگرفته از واژه �یاکار � یا �جاگار� و به معنای کبد در فارسی میانه می باشد این واژه با واژه های �یاکاره� در اوس ...
آیینه واژه ای فارسی و برگرفته از واژه �ādēnak� یا �āēnag� در فارسی میانه به معنای نمایان کننده و نمایش دهنده می باشد . این واژه با ریخت �avi - dayan ...
ارابه واژه ای فارسی و برگرفته از واژه �arāwag� در فارسی میانه به معنای گردونه و وسیله رونده می باشد . این واژه با ریخت �aravā� در فارسی باستان و �ar ...
وزیر خوانش عربی از واژه فارسی میانه �وچیر �یا �وجیر� به معنای فرمانده می باشد . این واژه با ریخت �وچیرا� در اوستایی آمده است .
داماد واژه ای فارسی برگرفته از واژه � dāmād� در فارسی میانه به معنای مرد تازه عروسی کرده می باشد . این واژه با ریخت �dāmātar� در فارسی کهن و �zāmāta ...
باد آورده :چیزی که بی زحمت بدست آید . باد واژه ای فارسی و برگرفته از واژه �vād� در فارسی میانه به معنای نسیم و حرکت هوا می باشد . این واژه به ریخت ...
باد واژه ای فارسی و برگرفته از واژه �vād� در فارسی میانه به معنای نسیم و حرکت هوا می باشد . این واژه به ریخت �vāta� در اوستایی آمده است .
کلبچه واژه ای فارسی و برگرفته از واژه �کلب� در فارسی باستان به معنای ریسمان طناب یا بند و پسوند کوچک کننده �چه� می باشد . این واژه فارسی در زبان است ...
خندق خوانش عربی واژه فارسی �کندک� به معنای گودال کنده شده می باشد این واژه با راهنمایی روزبه پارسی ( سلمان فارسی ) در جنگ احزاب برای کندن گودالی برا ...
CARAFE واژه ای فرانسوی و برگرفته از واژه عربی �غرافه� به معنای تنگ شراب می باشد که آن نیز برگرفته از واژه فارسی �کراوه� می باشد .
پخته واژه ای فارسی و برگرفته از فعل �پختن� به معنای رسیده و کامل می باشد .
امرود واژه ای فارسی و برگرفته از واژه �amarōd� در فارسی میانه می باشد . این واژه به شکل ارموت وارد زبان ترکی شده است. وحشی واژه ای است معرب ( به مع ...
سیب واژه ای فارسی و برگرفته از واژه �سپ� در فارسی میانه و برای نامیدن میوه ای درختی می باشد. وحشی واژه ای است معرب ( به معنای بیابان و جای غیر مسکون ...
AXE برگرفته از ریشه هند و اروپایی �agʰ - es� به معنای ابزار برش، ابزار نوک تیز می باشد .
فلوت واژه ای فرانسوی و برگرفته از واژه آلمانی �flōte� به معنای چوب میان تهی می باشد .
شوربا پز:کسی که شوربا می پزد . شوربا واژه ای فارسی است و از ترکیب �شور� به معنای نمکین و �با� به معنای آبکی گرفته شده است .
چوراک واژه فارسی و برگرفته از واژه �شوراک� در فارسی میانه و به معنی شوره زار می باشد.
خیز واژه ای فارسی و برگرفته از واژه �خاستن� در فارسی میانه به معنای بلند شدن و جهش می باشد . این واژه در ترکی استانبولی ( Hız ) به معنای سرعت بکار م ...
SOFA برگرفته از واژه عربی �صُفّة� به معنای سکو، نیمکت سنگی یا گلی کنار دیوار که روی آن می نشستند می باشد . معنای این واژه به تدریج از �سکو و محل نشس ...
بورک واژه ای فارسی و برگرفته از واژه �بوره یا بغره � در فارسی میانه می باشد . این وازه امروزه بیشتر در ترکی استانبولی کاربرد دارد .
حکاری نام شهری در شرق ترکیه امروزی است که نامش برگرفته از �هر کاری� فارسی می باشد .
خرما واژه ای فارسی و برگرفته از واژه �خورماک� در فارسی میانه به معنای میوه درخت نخل می باشد .
جفت واژه ای فارسی و برگرفته از واژه �جوخت� در فارسی میانه و به معنای دوگانه می باشد . این واژه به ریخت �یوختا� در اوستایی و �یوگتا� در سانسکریت آمده ...
فرمانده :حکم دهنده فرمان واژه ای فارسی و برگرفته از واژه � framān� در فارسی میانه به معنای حکم و امر می باشد . این واژه به ریخت � fra - mānā� در فا ...
فرمان واژه ای فارسی و برگرفته از واژه � framān� در فارسی میانه به معنای حکم و امر می باشد . این واژه به ریخت � fra - mānā� در فارسی باستان و � fra - ...
جام واژه ای فارسی و برگرفته از واژه �جام� در فارسی میانه به معنای شیشه و پیاله می باشد . این واژه در اوستایی با ریخت � yāme� کاربرد داشته است .
ریچارد فرای ( Richard Nelson Frye ) زاده دهم ژانویه 1920 در آمریکا پژوهشگر مطالعات ایران و آسیای میانه و استاد ممتاز ( استاد امریتوس ) مطالعات ایرانی ...
سنگک واژه فارسی و برگرفته از واژه �سنگ� و پسوند کوچک کننده �ک� می باشد . �سنگک� نام نوعی نان ایرانی است که این نام به پخته شدن نان روی سنگریزه ها بر ...
ژیلبر لازار ( Gilbert Lazard ) زاده چهارم فیبریه 1920 در فرانسه وی زبان شناس و ایران شناس نامداری بود. آثار او شامل پژوهش درباره زبان های مختلف ایر ...
اقرار علیف ( ایگرار حبیب اوغلو علی اف ) ( به آذربایجانی: Əliyev İqrar Həbib oğlu؛ زادهٔ ۱۴ مارس ۱۹۲۴ در باکو، جمهوری سوسیالیستی شوروی آذربایجان – درگ ...
گراردو نیولی در ۶ دسامبر ۱۹۳۷ در شهر رم ایتالیا زاده شد . او یکی از برجسته ترین ایران شناسان و تاریخ دانان دینی نسل خود بود که خروجی علمی شگرفی را ...
والتر برونو هنینگ در اوت ۱۹۰۸ در راگنت در پروس شرقی زاده شد. تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه گوتینگن در رشته مطالعات ایرانی تحت نظر آندرس انجام ...
PESTO واژه ایتالیایی برگرفته از فعل �pestare� به معنای کوبیدن و له کردن می باشد که آن نیز برگرفته از ریشه هند و اروپایی �peis� به معنای خرد کردن و سا ...
امید داشتن واژه ای فارسی و برگرفته از واژه �اومت� در فارسی میانه به معنای انتظار و چشم داشت می باشد .
پوست واژه ای فارسی و برگرفته از واژه � pōst� در فارسی میانه به معنای جلد و پوشش بیرونی بدن جانداران و گیاهان می باشد . این واژه در فارسی باستان به ر ...
رنجیدن واژه ای فارسی و برگرفته از واژه �ranj� در فارسی میانه و به معنای آزرا و زحمت می باشد و با واژه �wreg� در سانسکریت و به معنای زحمت هم ریشه می ب ...
رنج واژه ای فارسی و برگرفته از واژه �ranj� در فارسی میانه و به معنای آزرا و زحمت می باشد و با واژه �wreg� در سانسکریت و به معنای زحمت هم ریشه می باشد.
بلغور واژه ای فارسی و برگرفته از واژه �بورغل� در فارسی میانه و به معنای گندم خرد شده و خشک می باشد . این واژه به ریخت �پیلگوری� از فارسی وارد زبان ی ...
پلو واژه ای فارسی و برگرفته از واژه �plāv� در فارسی میانه و به معنای خوراک برنجی می باشد . این واژه با واژه سانسکریت �pulāka� هم ریشه است .
قونقا خوانشی دیگر از واژه روسی �konka� به معنای تراموای اسبی می باشد . این واژه به واسطه حضور روس ها در تبریز و تبادلات تجاری وارد زبان محلی شد .
خیابان گرد واژه ای فارسی و برگرفته از واژه �خی آبان� و �gerd� در فارسی میانه می باشد. به معنای ولگرد و بی خانمان کاربرد دارد .
پالایش واژه ای فارسی و برگرفته از فعل �پالودن� به معنای پاک کردن آلودگی می باشد . آلودن و پالودن آرایش و پیرایش
بیابانی واژه ای فارسی و برگرفته از واژه �viyāpān� در فارسی میانه به معنای کسی که از صحرا و جای بی آب و علف آمده می باشد . در زبان ترکی استانبولی به ...
بیابان واژه ای فارسی و برگرفته از واژه �viyāpān� در فارسی میانه به معنای صحرا و جای بی آب و علف می باشد .
یغلوی واژه ای ترکی و بر گرفته از واژه �یاغلی� به معنای روغنی می باشد و برای نامیدن تابه ای که در آن با روغن خوراک تفت می دهند ( بیشتر در سربازخانه ) ...