R@ha

R@ha

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



i were in your shoes٠٠:٥٥ - ١٤٠٠/٠٩/١٢وقتی که میخوایم به کسی بگیم که اگه جای اون بودیم چیکار میکردیم I thought if i were in your shoes then maybe i could understand a little betterگزارش
0 | 0
hella lame٠٠:٤٧ - ١٤٠٠/٠٩/١٢احمقانه کاملا الاغگزارش
0 | 0
perseid٢٣:٥٤ - ١٤٠٠/٠٩/١١هر یک از بارش های شهابی که در اواسط ماه اوت رخ می دهد و به نظر می رسد از صورت فلکی پرسئوس تابش می کند.گزارش
0 | 0
eluding٠١:٢٢ - ١٤٠٠/٠٨/٠٩فرار کردنگزارش
0 | 0
antiquing٠١:١٨ - ١٤٠٠/٠٨/٠٧عتیقه فروشیگزارش
0 | 0
withdrew٠١:٤٣ - ١٤٠٠/٠٨/٠٥برداشتن He � withdrew � his gaze from the television او نگاه خیره شو از رو تلویزیون برداشت.گزارش
0 | 0
shins٠١:٢٥ - ١٤٠٠/٠٨/٠٥ساق پاگزارش
0 | 0
soared٠٢:٥٠ - ١٤٠٠/٠٧/٣٠اوج گرفتگزارش
0 | 0
silhouetted٠٢:٤٥ - ١٤٠٠/٠٧/٣٠سایه ای سیاه که در مقابل شی ای روشن قرار گرفته که میشه اون رو به عنوان یک شبح در نظر گرفتگزارش
0 | 0
likely looking٠٠:٥٥ - ١٤٠٠/٠٧/٢٩ظاهرا مناسبگزارش
0 | 0
decked٠٢:٠٩ - ١٤٠٠/٠٧/١٠اراسته تزئین شدهگزارش
0 | 0
sniffily٠١:٥٩ - ١٤٠٠/٠٧/١٠با لحنی تحقیر امیزگزارش
0 | 0
marbles٠٤:١٦ - ١٤٠٠/٠٧/٠٦عقلگزارش
2 | 0
countercurse٠٣:٢٧ - ١٤٠٠/٠٧/٠٥ضد طلسمگزارش
0 | 0
explodable٠٢:٢٣ - ١٤٠٠/٠٧/٠٤قابل انفجارگزارش
0 | 0
silkily٠١:٤٠ - ١٤٠٠/٠٧/٠٤به طور متقاعد کنندهگزارش
5 | 0
taunting٠١:٣٥ - ١٤٠٠/٠٧/٠٤مسخره کردن سر به سر گذاشتن دست انداختنگزارش
2 | 0
erised٠١:٢٨ - ١٤٠٠/٠٧/٠٤Erised در واقع برعکس desire هست که ب معنی ارزو هستش. The mirror of erised در واقع آینه ارزو هستش ک تو کتاب هری پاتر عمیق ترین خواسته فرد بیننده رو ... گزارش
2 | 0
get fouled٠٣:٥٤ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢رد صلاحیت شدنگزارش
0 | 0
golden snitch٠٣:٥١ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢گوی زرین در کوییدیچ ( هری پاتر )گزارش
0 | 0
scurried٠٤:١٣ - ١٤٠٠/٠٧/٠١عجولانه از پله ها بالا رفتگزارش
0 | 0
chickened out٠٤:١١ - ١٤٠٠/٠٧/٠١جا زدن Maybe he's chickened out شاید اون جا زده.گزارش
5 | 0
cursing٠٣:٤٦ - ١٤٠٠/٠٧/٠١لعنت کردنگزارش
5 | 0
hooch٠٣:٣١ - ١٤٠٠/٠٧/٠١عامیانه ) مشروب الکلی ( به ویژه مشروب با کیفیت پایین یا تولید غیرقانونی ) ؛ ماری جوانا ( عامیانه ) کلبه کوچک کاهگلی ؛ خوابگاه ، محل زندگی ؛ hoo ... گزارش
2 | 0
monkshood٠٣:٥١ - ١٤٠٠/٠٦/٣١گیاه سمی که با گلهای آبی پوشیده شده که از آن دارو آکونیت تولید می شودگزارش
0 | 0
owlery٠٣:٣٩ - ١٤٠٠/٠٦/٣١محل نگهداری جغد هاگزارش
2 | 0
patrolled٠٣:٢٦ - ١٤٠٠/٠٦/٣١پاسبانیگزارش
0 | 0
lamb chop٠٢:٥٢ - ١٤٠٠/٠٦/٣١گوشت برهگزارش
0 | 0
thronging٠٤:٢٠ - ١٤٠٠/٠٦/٣٠هجوم بردنگزارش
0 | 0
eeylops٠٣:١٩ - ١٤٠٠/٠٦/٢٩پلک چشمگزارش
2 | 0
bungler٠٢:٥١ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨کارگر دست و پاچلفتی کارگری ک کارهارا ب صورت غلط انجام میدهد و همه چیز را بهم می ریزدگزارش
0 | 0
trodden on٠٢:٢٩ - ١٤٠٠/٠٦/٢٧پایمال شده لگد مال شدهگزارش
5 | 0
ambling٠٤:١٩ - ١٤٠٠/٠٦/٢٦اروم و با احتیاط جلو اومدنگزارش
0 | 0
sniveled٠٤:١٥ - ١٤٠٠/٠٦/٢٦بالا کشیدن اب بینی با صداگزارش
0 | 0
knuckles٠٠:٣٨ - ١٤٠٠/٠٦/٢٥بند انگشتانگزارش
2 | 1
puffball٠٠:٢٥ - ١٤٠٠/٠٦/٢٥پف بال یک قارچ بزرگ گرد است که وقتی رسیده می شود منفجر می شود تا یک ابر از هاگ ها آزاد شود. Puffball skirt نوعی دامنگزارش
2 | 0
prodded٠٢:٢٢ - ١٤٠٠/٠٦/٢٤سیخونک زدهگزارش
2 | 0
drifting٠٢:٠٦ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣فرو رفتن ، رانش he might have been drifting into an uneasy sleep او ممکن است در خوابی ناخوشایند فرو رفته باشد.گزارش
0 | 0
weirdos٠١:٢١ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣عجیب و غریبگزارش
0 | 0
finer٠١:٠٦ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣بهترگزارش
7 | 1
stately home٠٢:٥٣ - ١٤٠٠/٠٦/١٠Stately home خانه ای بزرگ و قدیمی است که برای مدتی طولانی متعلق به یک خانواده اشرافی بوده است و گاهی اوقات مردم میتوانند از ان بازدید کنند.گزارش
5 | 0
scurrying٠١:٤٥ - ١٤٠٠/٠٦/٠٦با عجله حرکت کردن ( یک شخص یا حیوان کوچک ) که با قدم های کوتاه و سریع حرکت میکند.گزارش
2 | 0
gathered together٠٣:١٩ - ١٤٠٠/٠٦/٠٥دور هم جمع کردن دور هم جمع شدنگزارش
0 | 0
flailing٠٣:١٦ - ١٤٠٠/٠٦/٠٥دست و پا زدن کوبیدن تکان خوردنگزارش
0 | 0
lunged٠٣:٥٨ - ١٤٠٠/٠٦/٠٣حمله ور شدگزارش
0 | 0
coiling٠٣:٥٦ - ١٤٠٠/٠٦/٠٣چنبر شدهگزارش
0 | 0
rubies٠٣:٥٥ - ١٤٠٠/٠٦/٠٣یاقوت سرخگزارش
2 | 0
spitting٠٣:٥٠ - ١٤٠٠/٠٦/٠٣شباهت داشتن be a spitting image of someone بسیار به کسی شباهت داشتن be a spitting image of something عینا مانند چیز دیگری بودنگزارش
7 | 1
fangs٠٣:٤٤ - ١٤٠٠/٠٦/٠٣نیش هاگزارش
5 | 0
loomed٠٣:٢٨ - ١٤٠٠/٠٦/٠٢نمایان شدگزارش
0 | 0