تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دزداب، همان دزد آب نیست دزداب ( دز داب ) است. دز مثل سد دز، دزفول، داب مثل، خنداب، شاداب، زرداب، مرداب. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دزداب، همان دزد آب نیست دزداب ( دز داب ) است. دز مثل سد دز، دزفول، داب مثل، خنداب، شاداب، زرداب، مرداب. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گورابجیر ( گو راب جیر ) راب مثل سهراب، شهراب، مهراب، کهراب، اهراب، داراب، ساراب، فاراب. . . . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مهراب ( مه راب ) مه مثل مهتاب، مهرام، مهمان، مهلان، راب مثل سهراب، اهراب، مهراب، کهراب، شهراب، زهراب، میزراب، فاراب، داراب، ساراب ( سراب ) ، آندراب ( ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مهراب ( مه راب ) مه مثل مهتاب، مهرام، مهمان، مهلان، راب مثل سهراب، اهراب، مهراب، کهراب، شهراب، زهراب، میزراب، فاراب، داراب، ساراب ( سراب ) ، آندراب ( ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مهراب ( مه راب ) مه مثل مهتاب، مهرام، مهمان، مهلان، راب مثل سهراب، اهراب، مهراب، کهراب، شهراب، زهراب، میزراب، فاراب، داراب، ساراب ( سراب ) ، آندراب ( ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مهراب ( مه راب ) مه مثل مهتاب، مهرام، مهمان، مهلان، راب مثل سهراب، اهراب، مهراب، کهراب، شهراب، زهراب، میزراب، فاراب، داراب، ساراب ( سراب ) ، آندراب ( ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مهراب ( مه راب ) مه مثل مهتاب، مهرام، مهمان، مهلان، راب مثل سهراب، اهراب، مهراب، کهراب، شهراب، زهراب، میزراب، فاراب، داراب، ساراب ( سراب ) ، آندراب ( ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مهراب ( مه راب ) مه مثل مهتاب، مهرام، مهمان، مهلان، راب مثل سهراب، اهراب، مهراب، کهراب، شهراب، زهراب، میزراب، فاراب، داراب، ساراب ( سراب ) ، آندراب ( ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مهراب ( مه راب ) مه مثل مهتاب، مهرام، مهمان، مهلان، راب مثل سهراب، اهراب، مهراب، کهراب، شهراب، زهراب، میزراب، فاراب، داراب، ساراب ( سراب ) ، . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مهراب ( مه راب ) مه مثل مهتاب، مهرام، مهمان، مهلان، راب مثل سهراب، اهراب، مهراب، کهراب، شهراب، زهراب، میزراب، فاراب، داراب، ساراب ( سراب ) ، . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مهراب ( مه راب ) مه مثل مهتاب، مهرام، مهمان، مهلان، راب مثل سهراب، اهراب، مهراب، کهراب، شهراب، زهراب، میزراب، فاراب، داراب، ساراب ( سراب ) ، . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مهراب ( مه راب ) مه مثل مهتاب، مهرام، مهمان، مهلان، راب مثل سهراب، اهراب، مهراب، کهراب، شهراب، زهراب، میزراب، فاراب، داراب، ساراب ( سراب ) ، . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مهراب ( مه راب ) مه مثل مهتاب، مهرام، مهمان، مهلان، راب مثل سهراب، اهراب، مهراب، کهراب، شهراب، زهراب، . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روستای مین ائولر یعنی روستایی که هزار تا خانه در آن است. در صوفیان آذربایجان شرقی است. که طبق دستور رضاخان به خاطر تورکی زدایی به روستاضی منور تغییر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عدسی چشم= مرجومک چشم= مرجومک با زیرکی شده مردمک چشم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کهرام ( که رام ) که مثل کهریز، کهریزک، کهلان، کهنوج، کهنمویی رام مثل بایرام، پارام، پارام پارچا، شهرام، مهرام ، بهرام، رام شیر، رام هرمز، رامسر کهرام ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گیلان ( گی لان ) گی مثل گیسوم، گیسو، گیس، گیاه لان مثل بغلان ( در افغانستان ) مارآلان ( در تبریز ) کاتالان ( در اسپانیا ) گیلانغرب در کرمانشاه، گیلان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کهرام ( که رام ) که مثل کهریز، کهریزک، کهلان، کهنوج، کهنمویی رام مثل بایرام، پارام، پارام پارچا، شهرام، مهرام ، بهرام، رام شیر، رام هرمز، رامسر کهرام ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کهرام ( که رام ) که مثل کهریز، کهریزک، کهلان، کهنوج، کهنمویی رام مثل بایرام، پارام، پارام پارچا، شهرام، مهرام ، بهرام، رام شیر، رام هرمز، رامسر کهرام ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کهرام ( که رام ) که مثل کهریز، کهریزک، کهلان، کهنوج، کهنمویی رام مثل بایرام، پارام، پارام پارچا، شهرام، مهرام ، بهرام، رام شیر، رام هرمز، رامسر کهرام ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کهرام ( که رام ) که مثل کهریز، کهریزک، کهلان، کهنوج، کهنمویی رام مثل بایرام، پارام، پارام پارچا، شهرام، مهرام ، بهرام، رام شیر، رام هرمز، رامسر کهرام ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کهرام ( که رام ) که مثل کهریز، کهریزک، کهلان، کهنوج، کهنمویی رام مثل بایرام، پارام، پارام پارچا، شهرام، مهرام ، بهرام، رام شیر، رام هرمز، رامسر کهرام ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیشلمه از فعل دیشلماق ( گاز گرفتن ) است. دیش لمه همان معنای دیش لمه لی ( گاز گرفتنی ) است. چایی که با دندان گرفتن قند خورده می شود. چای دیش لمه نامید ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیشلمه از فعل دیشلماق ( گاز گرفتن ) است. دیش لمه همان معنای دیش لمه لی ( گاز گرفتنی ) است. چایی که با دندان گرفتن قند خورده می شود. چای دیش لمه نامید ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیشلمه از فعل دیشلماق ( گاز گرفتن ) است. دیش لمه همان معنای دیش لمه لی ( گاز گرفتنی ) است. چایی که با دندان گرفتن قند خورده می شود. چای دیش لمه نامید ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیشلمه از فعل دیشلماق ( گاز گرفتن ) است. دیش لمه همان معنای دیش لمه لی ( گاز گرفتنی ) است. چایی که با دندان گرفتن قند خورده می شود. چای دیش لمه نامید ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیشلمه از فعل دیشلماق ( گاز گرفتن ) است. دیش لمه همان معنای دیش لمه لی ( گاز گرفتنی ) است. چایی که با دندان گرفتن قند خورده می شود. چای دیش لمه هست. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گراوان ( سردشت ) یا قارا وان؟؟چون در زبان فارسی حرف قاف نیست به خاطر آن به قاف می گویند . گاف مثلا به قوقوش ( پرنده قو در تورکی ) می گویند. گوگوش به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گراوان ( سردشت ) یا قارا وان؟؟چون در زبان فارسی حرف قاف نیست به خاطر آن به قاف می گویند . گاف مثلا به قوقوش ( پرنده قو در تورکی ) می گویند. گوگوش به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مقصودلو ( مقصود لو ) ، تتلو ( تات لو ) هر کلمه ایی که آخرش لو. ویا. لی داشته باشد. تورکی است. مثل خمارلو. آیدینلو. اینانلو. رجب لو. قره قویونلو، آغ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مقصودلو ( مقصود لو ) ، تتلو ( تات لو ) هر کلمه ایی که آخرش لو. ویا. لی داشته باشد. تورکی است. مثل خمارلو. آیدینلو. اینانلو. رجب لو. قره قویونلو، آغ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

مقصودلو ( مقصود لو ) ، تتلو ( تات لو ) هر کلمه ایی که آخرش لو. ویا. لی داشته باشد. تورکی است. مثل خمارلو. آیدینلو. اینانلو. رجب لو. قره قویونلو، آغ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مقصودلو ( مقصود لو ) ، تتلو ( تات لو ) هر کلمه ایی که آخرش لو. ویا. لی داشته باشد. تورکی است. مثل خمارلو. آیدینلو. اینانلو. رجب لو. قره قویونلو، آغ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مقصودلو ( مقصود لو ) ، تتلو ( تات لو ) هر کلمه ایی که آخرش لو. ویا. لی داشته باشد. تورکی است. مثل خمارلو. آیدینلو. اینانلو. رجب لو. قره قویونلو، آغ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مقصودلو ( مقصود لو ) ، تتلو ( تات لو ) هر کلمه ایی که آخرش لو. ویا. لی داشته باشد. تورکی است. مثل خمارلو. آیدینلو. اینانلو. رجب لو. قره قویونلو، آغ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هولاسو ( هولا سو ) سو در زبان تورکی یعنی آب مثل قارا سو، آغ سو، شیرین سو، شور سو، دوزلی سو ( نمک آبرود ) هولا هم از اول کلمه هولاکو خان گرفته شده اس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هولاسو ( هولا سو ) سو در زبان تورکی یعنی آب مثل قارا سو، آغ سو، شیرین سو، شور سو، دوزلی سو ( نمک آبرود ) هولا هم از اول کلمه هولاکو خان گرفته شده اس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هولاسو ( هولا سو ) سو در زبان تورکی یعنی آب مثل قارا سو، آغ سو، شیرین سو، شور سو، دوزلی سو ( نمک آبرود )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هولا سو ( هولا سو ) ، سو در تورکی یعنی آب مثل شیرین سو، شور سو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

من خیلح غذا پیشیرمیشم. ( یعنی من خیلی غذا پخته ام. خیلی یک کلمه تورکی است. )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چمباتمه از فعل چونبلنتی قورماق و تورکی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شام اسبی، شام در تورکی چمن زار و مئشه؛ و آس هم قوم آس که روی هم رفته می شود. زمین های سبز قوم آس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

سسطلان ( سس تالان ) یا سسطلان ( سسط لان ) لان مثل گی لان ( گیلان ) . ساوالان ( اردبیل ) ، سهلان ( آذربایجان شرقی ) ایسفهلان ( آذربایجان شرقی ) ، مارا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سسطلان ( سس تالان ) یا سسطلان ( سسط لان ) لان مثل گی لان ( گیلان ) . ساوالان ( اردبیل ) ، سهلان ( آذربایجان شرقی ) ایسفهلان ( آذربایجان شرقی ) ، مارا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سسطلان ( سسط لان ) لان مثل گی لان ( گیلان ) . ساوالان ( اردبیل ) ، سهلان ( آذربایجان شرقی ) ایسفهلان ( آذربایجان شرقی ) ، مارالان, ( تبریز ) کاتالان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سسطلان ( سسط لان ) لان مثل گی لان ( گیلان ) . ساوالان ( اردبیل ) ، سهلان ( آذربایجان شرقی ) ایسفهلان ( آذربایجان شرقی ) ، مارالان, ( تبریز ) کاتالان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هجوم یک کلمه تورکی است. اگر هجوم عربی بود. باید عربها می تونستند به چهارده باب ببرند. و همانطور که می بینیم هجوم فقط با کلمه مهاجم هم خانواده است.

پیشنهاد
٠

در زبان تورکی به گرگ، قورد می گوییم. قورد، به گورد، کورد، کرد تغییر کرده است. کرد شبستری همان قورد شبستری است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٤

خدنگ یک کلمه تورکی است . به معنای حیله، خدنگ یاره بنزدیم