تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرد آفرید همان قورد آفرید ( گرگ زاده ) است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دهکرد ( ده کرد ) ده= کند مثل کندوان، تازا کند قورد= گرگ در زبان تورکی که به مرور به گورد، کورد، کرد تبدیل شده است. دهکرد همان روستای گرگ است قورد کند ...

پیشنهاد
٠

بالیق باشدان ، کوکار ( ماهی از سر می گندد )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دهکرد ( ده کرد ) ده= کند مثل کندوان، تازا کند قورد= گرگ در زبان تورکی که به مرور به گورد، کورد، کرد تبدیل شده است. دهکرد همان روستای گرگ است قورد کند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دهکرد ( ده کرد ) ده= کند مثل کندوان، تازا کند قورد= گرگ در زبان تورکی که به مرور به گورد، کورد، کرد تبدیل شده است. دهکرد همان روستای گرگ است قورد کند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قاف در زبان فارسی وجود نداردو حروف گچپژ در عربی وجود ندارد. بنابراین هر کلمه ایی هم قاف داشته و باشد و هم یکی از حروف گچپژ را داشته باشد. ۹۹درصد تورک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

بابا اجاغینا قور دوشدی . جرقه های آتش در تورکی ، وقتی یه نفر می میرد. قور و جرقه آتش به اجاق و خانه پدرش می افتد. چون در زبان فارسی قاف نیست . به قا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قواره کلمه تورکی است. در زبان فارسی قاف نیست به خاطر آن به قاف می گویند گاف مثل اسم قوقوش ( پرنده قو در زبان تورکی ) که فارسها تلفظ می کنند گوگوش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بوردان اوزاق کوجوار، گل گوله شاق گوجون وار؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بوردان اوزاق موجومبار، گل گولع شاخ، گوجون وار؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آق اولر ( خانه های سفید در گیلان بدون اینکه ماست مالی کنیم ) , روستای منور صوفیان ، که نام درستش، مین اولر ( هزار خانه ) می باشد. در پی تورکی زدایی ر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آق اولر ( خانه های سفید در گیلان بدون اینکه ماست مالی کنیم ) , روستای منور صوفیان ، که نام درستش، مین اولر ( هزار خانه ) می باشد. در پی تورکی زدایی ر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آق اولر ( خانه های سفید در گیلان بدون اینکه ماست مالی کنیم ) , روستای منور صوفیان ، که نام درستش، مین اولر ( هزار خانه ) می باشد. در پی تورکی زدایی ر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روستای منور صوفیان ، که نام درستش، مین اولر ( هزار خانه ) می باشد. در پی تورکی زدایی رضا خان، اسامی تورکی به اسامی عربی و فارسی تبدیل شده است . مین ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آق اولر ( گیلان ) مین اولر ( صوفیان، که به روستای منور تبدیل شده است )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شورابیل ( شورا بیل ) بیل از فعل بیلماق مثل اردبیل، اربیل، َشورابیل، شابیل، چرنوبیل، اندبیل. بیله وردی، بیله سوار، بیبلقان، بیله دره. . . . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ایروان ( ایری وان ) = باغ بزرگ وان مثل کندوان، لیقوان، مریوان، تایوان، لیتوانی، سیلوانا، شیروان، سیروان

پیشنهاد
١

ریگان ( ایری گان ) = باغ بزرگ . . ایری مثل ایری وان ( ایروان= باغ بزرگ ) گان مثل هرمزگان، سمنگان، سنگان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پالنگان ( پالن گان ) پالن= پالان مثل منطقه پالان توکن. . و گان مثل هرمزگان، سمنگان، سنگان, ریگان ( روستایی در کرمان، ایری گان= باغ بزرگ )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٤

روستای بیلقان ( بیل قان ) بیل از فعل بیلماق ( دانستن ) بیل مثل اردبیل، اربیل، چرنوبیل، بیله وردی، بیله سوار، بیله دره، شابیل، شورابیل، اندبیل، قان= آ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روستای بیلقان ( بیل قان ) بیل از فعل بیلماق ( دانستن ) بیل مثل اردبیل، اربیل، چرنوبیل، بیله وردی، بیله سوار، بیله دره، شابیل، شورابیل، اندبیل، قان= آ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روستای بیلقان ( بیل قان ) بیل از فعل بیلماق ( دانستن ) بیل مثل اردبیل، اربیل، چرنوبیل، بیله وردی، بیله سوار، بیله دره، شابیل، شورابیل، اندبیل، قان= آ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢

روستای بیلقان ( بیل قان ) بیل از فعل بیلماق ( دانستن ) بیل مثل اردبیل، اربیل، چرنوبیل، بیله وردی، بیله سوار، بیله دره، شابیل، شورابیل، اندبیل، قان= آ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روستای بیلقان ( بیل قان ) بیل از فعل بیلماق ( دانستن ) بیل مثل اردبیل، اربیل، چرنوبیل، بیله وردی، بیله سوار، بیله دره، شابیل، شورابیل، اندبیل، قان= آ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روستای بیلقان ( بیل قان ) بیل از فعل بیلماق ( دانستن ) بیل مثل اردبیل، اربیل، چرنوبیل، بیله وردی، بیله سوار، بیله دره، شابیل، شورابیل، اندبیل، قان= آ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روستای بیلقان ( بیل قان ) بیل از فعل بیلماق ( دانستن ) بیل مثل اردبیل، اربیل، چرنوبیل، بیله وردی، بیله سوار، شابیل، شورابیل، اندبیل، قان= آبادی، باغ، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

روستای بیلقان ( بیل قان ) بیل از فعل بیلماق ( دانستن ) بیل مثل اردبیل، اربیل، چرنوبیل، بیله وردی، بیله سوار، شابیل قان= آبادی، باغ، مثل، توفارقان، مم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیلقان ( بیل قان ) بیل از فعل بیلماق ( دانستن ) بیل مثل اردبیل، اربیل، چرنوبیل، بیله وردی، بیله سوار، شابیل قان= آبادی، باغ، مثل، توفارقان، ممقان، دی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٥

آتا بابا سوزلری •�تولکو وار باش قوپاریر ، قوردون آدی بد نامدیر •�تویدان سونرا حنانی گؤته یاخارلار •�تویدان سونرا ناغارانین فایداسی اولماز •�تویوغو بی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

دعوا از دویوش. و دیوشماق تورکی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٥

دعوا همان دویوش تورکی است از فعل دویوشماق و دویوشمک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

طغرل، شاهین، قارتال ( عقاب= اوقاپ= پرنده ایی که شکارش را در هوا می قاپد ) . لاچین. . . اسامی پرندگان در زبان تورکی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گالوانیزه؟؟ یا قالوانیزه؟؟ چون در زبان فارسی قاف نیست به قاف می گویند گاف قالوانیزه یک کلمه تورکی است. به معنای قالماق ( ماندن ) ماندگاری فلز آهن یا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

طویریج ( محل عروسی قبیله ریج ) و یک کلمه تورکی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیر قورتوم سو= یه جرعه آب تقریبا

پیشنهاد
١

سبزه لی ( جایی که سبزه زار است ) نوشتن سبزعلی غلط است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢

تخته تاباق، اصطلاح رایج در تورکی است. حروف ( ح، ع، ث، ص، ض، ذ، ط، ظ ( حروف مخصوص زبان عربی است . و در هیچ زبان دیگری وجود ندارد. ولی در زمانهای قدیم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تخته تاباق، اصطلاح رایج در تورکی است. حروف ( ح، ع، ث، ص، ض، ذ، ط، ظ ( حروف مخصوص زبان عربی است . و در هیچ زبان دیگری وجود ندارد. ولی در زمانهای قدیم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٣

تخته تاباق، اصطلاح رایج در تورکی است. حروف ( ح، ع، ث، ص، ض، ذ، ط، ظ ( حروف مخصوص زبان عربی است . و در هیچ زبان دیگری وجود ندارد. ولی در زمانهای قدیم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تخته تاباق، اصطلاح رایج در تورکی است. حروف ( ح، ع، ث، ص، ض، ذ، ط، ظ ( حروف مخصوص زبان عربی است . و در هیچ زبان دیگری وجود ندارد. ولی در زمانهای قدیم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

تخته تاباق، اصطلاح رایج در تورکی است. حروف ( ح، ع، ث، ص، ض، ذ، ط، ظ ( حروف مخصوص زبان عربی است . و در هیچ زبان دیگری وجود ندارد. ولی در زمانهای قدیم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢

تخته تاباق، اصطلاح رایج در تورکی است. حروف ( ح، ع، ث، ص، ض، ذ، ط، ظ ( حروف مخصوص زبان عربی است . و در هیچ زبان دیگری وجود ندارد. ولی در زمانهای قدیم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

باتلاق از فعل باتماق، فرو رفتن در گل و لای تورکی است. لاق مثل قشلاق، ییلاق، در زمان در زبان فارسی قاف نیست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٧

تخته تاباق، اصطلاح رایج در تورکی است. حروف ( ح، ع، ث، ص، ض، ذ، ط، ظ ( حروف مخصوص زبان عربی است . و در هیچ زبان دیگری وجود ندارد. ولی در زمانهای قدیم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تخته تاباق، اصطلاح رایج در تورکی است. حروف ( ح، ع، ث، ص، ض، ذ، ط، ظ ( حروف مخصوص زبان عربی است . و در هیچ زبان دیگری وجود ندارد. ولی در زمانهای قدیم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢

تخته تاباق، اصطلاح رایج در تورکی است. حروف ( ح، ع، ث، ص، ض، ذ، ط، ظ ( حروف مخصوص زبان عربی است . و در هیچ زبان دیگری وجود ندارد. ولی در زمانهای قدیم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رمق، چون قاف دارد. پس فارسی نیست. چون در فارسی حرف قاف وجود ندارد. رمق یا عربی است یا تورکی چون رمق را نمی توان به چهارده باب عربی برد. و در عربی هم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

اسم فرآورده های لبنی ، همه اش تورکی است. مثل قیماق قورود، کشک، یوغورد، قاتیق، دوغ . . . . . چون در زبان فارسی حرف قاف و غین وجود ندارد. کلماتی که غین ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دق دادن، یک کلمه تورکی است از فعل دغلاماق، از درد کسی مریض شدن و مردن. دیغلادی، یعنی به خاطر غصه خوردن مرد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رمق، چون قاف دارد. پس فارسی نیست. چون در فارسی حرف قاف وجود ندارد. رمق یا عربی است یا تورکی چون رمق را نمی توان به چهارده باب عربی برد. و در عربی هم ...