ناهید ر

ناهید ر

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



sibling١٥:٠٠ - ١٣٩٩/٠٦/٢٠از آن دوستی که نوشته خواهر و برادر ناتنی که بگذریم ( چرا نظرش هنوز حذف نشده؟؟؟ ) ، sibling یعنی افرادی که از یک پدر و مادر به دنیا آمده اند ولی لزوما ... گزارش
67 | 1
neurophysiology١٤:٥٩ - ١٣٩٩/٠٦/١٨فیزیولوژی اعصاب، علم شناخت کارکردهای سیستم عصبیگزارش
9 | 0
eerie١٤:١٦ - ١٣٩٩/٠٦/١٨موهوم، مرموز، وهم آلودگزارش
9 | 0
cordial١٢:٣٣ - ١٣٩٩/٠٦/١٦متشخصگزارش
5 | 0
expressiveness١٢:٣٢ - ١٣٩٩/٠٦/١٤نشان دادن عواطف و افکار= واکنش= برخوردگزارش
14 | 0
pair up١٢:١٤ - ١٣٩٩/٠٦/١٤( دو چیز را ) با هم در نظر گرفتن. معمولا در تحقیقات دو متغیر یا مقدار را با هم در نظر میگیرندگزارش
28 | 2
self indulgence١٦:٣٩ - ١٣٩٩/٠٦/١٢خودسرانه، خودسر. زیرا تعریفش در دیکشنری کمبریج اینه the act of allowing yourself to have or do anything that you enjoy گزارش
0 | 0
epidemiologist١٦:١١ - ١٣٩٩/٠٦/١٢برخلاف تصور برخی دوستان اپیدمیولوژی مخصوص به بیماریهای واگیردار نیستکه اساساً باید از ویروس ها ایجاد بشوند بلکه بیشتر مربوط به بیماریهای شایع و عمومی ... گزارش
16 | 0
correlational١١:٣٦ - ١٣٩٩/٠٦/١٢هم بسته، همبسته دقت کنید که correlational صفت است نه اسم.گزارش
12 | 1
bird eye view١٠:٥٥ - ١٣٩٩/٠٦/١٢دید کلی، دید همه جانبه، نگاه از بالاگزارش
2 | 0
rooming house١٥:٤٦ - ١٣٩٩/٠٥/٢٨خانه ی اشتراکیگزارش
0 | 0
landfill١٤:٤٨ - ١٣٩٩/٠٥/٢٨از آنجا که خاکچال چندان گویا نیست و محل دفن زبالهها هم خیلی طولانی است پیشنهاد میکنم از �مدفن زباله� یا مدفن زبالهها استفاده کنیمگزارش
25 | 1
distinguished١٢:٥٠ - ١٣٩٩/٠٥/٢٨شناخته شده ( در مورد آثار به ویژه )گزارش
7 | 0
in particular١٢:٤٥ - ١٣٩٩/٠٥/٢٨مشخصاً، به طور مشخص. این قید برای این هست که یک موضوع جزئی رو از یک موضوع کلی جدا کنه. مثلا بگه پلیس یا محقق دقیقا دنبال چی هست. دقیقا یا دقیقتر هم م ... گزارش
30 | 0
taken for granted١٢:٢٣ - ١٣٩٩/٠٥/٢٨محتوم، لایتغیر، همیشگی، چیزی که به هر حال هستگزارش
2 | 1
developmentalist١١:٤٥ - ١٣٩٩/٠٥/٢٨محققان/ دانشمندان حوزه رشدگزارش
7 | 0
catch phrase١٦:٢٤ - ١٣٩٩/٠٥/٢٧شعار، تکیه کلام ( شخص معروف ) ، شعار تبلیغاتیگزارش
12 | 0
truism١٥:٣٠ - ١٣٩٩/٠٥/٢٧امر بدیهی، امر مسلم، حقیقت مسلمگزارش
9 | 0
overcritical١٤:٢١ - ١٣٩٩/٠٥/٢٧سرزنشگر - بیش از حد منتقدگزارش
5 | 0
wimpy١٣:٠٣ - ١٣٩٩/٠٥/٢٧ترسو، ضعیف، بی عرضهگزارش
12 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده