ناهید ر

ناهید ر

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



undermine١١:٥٤ - ١٣٩٩/١٢/٢٢متزلزل کردنگزارش
5 | 0
forager١٠:٤٨ - ١٣٩٩/١٢/١٨خوراک جو ( در بومشناسی و تکامل )گزارش
16 | 0
egalitarian١٢:٣٢ - ١٣٩٩/١٢/١٣صفت است: برابریخواه، مساوات طلب، تساوی طلب، تساوی طلبانه از دوستان عزیز تقاضا دارم صفت رو به اسم ترجمه نکنند باعث گمراهی دیگران خواهد شدگزارش
34 | 0
darn١٤:٢٣ - ١٣٩٩/١٢/١٢وصله پینه - وصله پینه کردن - رفو کردنگزارش
7 | 1
punitive١٤:١٧ - ١٣٩٩/١٢/١٢مجازاتگر مثلا والدین مجازاتگرگزارش
7 | 0
ethology١٠:٥٥ - ١٣٩٩/١٢/١١رفتارشناسی ( این کلمه به لحاظ علمی در مورد حیوانات به کار می رود نه انسان ها )گزارش
7 | 0
clam up١٣:٢١ - ١٣٩٩/١٢/٠٩عامیانه میگن لالمونی گرفتنگزارش
9 | 1
for the duration of١٩:٤٨ - ١٣٩٩/١٢/٠٨تا آخرِ. . . .گزارش
2 | 0
creole١٥:٤٥ - ١٣٩٩/١٢/٠٧تفاوت pidgin و creole از لحاظ کاربرد گفته شد. اما تفاوت آن ها به لحاظ ساختاری این است که اولی ترکیبی ساده و ناقص از زبان های مختلف است و در واقع یک ز ... گزارش
28 | 0
toggle١٥:٤٠ - ١٣٩٩/١٢/٠٦خاموش و روشن کردن؛ فعال و غیر فعال کردنگزارش
23 | 0
perversely١٧:١٣ - ١٣٩٩/١٢/٠٥به طور غیر عادی، به صورت عجیب و غریبگزارش
5 | 0
self effacing١٣:٣٥ - ١٣٩٩/١٢/٠٤گوشه گیر خجالتی مردم گریز فروتن * دقت کنید که در فرهنگ زبانی انگلیسی فروتنی و تواضع لزوما چیز مثبتی نیست و بنابراین از نظر مفهومی به خودکم بینی و حقا ... گزارش
18 | 1
refining١٤:٥٩ - ١٣٩٩/١١/٠٥به شکل صفت: پالایشگر، پالایندهگزارش
2 | 0
groupness١٣:٣٨ - ١٣٩٩/١١/٠١گروه بودن - گروه بود - گروهیتگزارش
5 | 0
etiquette١٤:٣٠ - ١٣٩٩/١٠/٢٩عرفگزارش
9 | 0
disapproved١٠:٢٧ - ١٣٩٩/١٠/٢٨تقبیح شده، مذموم، ناپسندگزارش
7 | 0
concentration camp١٥:١١ - ١٣٩٩/١٠/١٩میدانم در گوگل ترنسلیت و به تبعیت از آن در بسیاری از دیکشنری های فارسی - انگلیسی این اصطلاح را اردوگاه کار اجباری معنی کرده اند اما اشتباه است. اولا ... گزارش
18 | 1
stray١٥:٢٥ - ١٣٩٩/١٠/١٨بیراهه رفتنگزارش
7 | 0
inept١٣:٠٤ - ١٣٩٩/١٠/١٦ناشیانهگزارش
2 | 0
outburst١٣:٣٩ - ١٣٩٩/٠٩/١٩انفجار خشم ( روانشناسی )گزارش
53 | 0
barking١٩:٢٦ - ١٣٩٩/٠٩/١٧این کلمه به عنوان صفت برای شخص: دیوانه، بسیار احمقگزارش
25 | 1
barking١٩:٢٦ - ١٣٩٩/٠٩/١٧در پاسخ به دوست عزیز، ممد عرض کنم اون متن های فیسبوکی به کنار، اگر شما به ریشه کلماتی مانند پاس دادن، پاسدار، پاس شبانه، سه پاس از شب و. . . دقت کنید ... گزارش
39 | 1
kinder١٨:٤٠ - ١٣٩٩/٠٩/١٧بچه مهد کودکی، بچه ای که به کودکستان می رودگزارش
5 | 1
behemoth١٦:٠٤ - ١٣٩٩/٠٩/١٦در اصطلاح یعنی غول، مثلا غول فروشگاه های اینترنتی، غول علوم کامپیوتر و . . .گزارش
25 | 0
verbal abuse١٢:٤٠ - ١٣٩٩/٠٩/١٦بددهنی و فحاشی، استفاده از کلمات نامناسب گزارش
12 | 0
intake١٣:٢٩ - ١٣٩٩/٠٩/١٥پذیرش ( بیمار )گزارش
21 | 0
wire١٣:٥٢ - ١٣٩٩/٠٩/١٣در رابطه با ذهن انسان معنای سازوکار ذهن هم داردگزارش
21 | 1
unfurnished٠٨:٤٧ - ١٣٩٩/٠٩/١٢( معنای ادبی ) لخت، بی پیرایه، فقیر، خالیگزارش
0 | 0
depressing١٨:٤٥ - ١٣٩٩/٠٩/١١ناامید کننده،گزارش
7 | 0
frustrating١٧:٢٣ - ١٣٩٩/٠٩/١٠باعث سرافکندگی فقط معنای آزاردهنده و خسته کننده ندارد. به مثال زیر دقت کنید it can be very frustrating to find that the size you want isn't thereگزارش
7 | 1
self fulfilling prophecy١٤:٢٧ - ١٣٩٩/٠٩/٠٨پیشگویی خود اثبات گرگزارش
5 | 1
numbness١٣:٢٥ - ١٣٩٩/٠٩/٠٨در بعضی متون به معنای انفعال استگزارش
0 | 0
preparation١٤:٢٢ - ١٣٩٩/٠٩/٠٤ترکیب ( دارویی )گزارش
16 | 1
normalcy٠٨:٥٧ - ١٣٩٩/٠٩/٠٣به هنجاری، معمولی بودنگزارش
7 | 0
out and out١٩:٥٧ - ١٣٩٩/٠٩/٠٢وقتی این عبارت قبل از اسم می آید یعنی محض - خالص - تمام عیار مثلا شکست محض out and out failureگزارش
2 | 0
medical١٢:٤٠ - ١٣٩٩/٠٩/٠٢درمانی مثلا medical research پژوهش های درمانیگزارش
18 | 1
grants١٨:٤٢ - ١٣٩٩/٠٩/٠١( در زمینه دانشگاه ) کمک هزینهگزارش
16 | 0
charter school١٨:١٤ - ١٣٩٩/٠٨/٢٦مدرسه نمونه، مدرسه نمونه مردمی تعریف دیکشنری کمبریج: در آمریکا، مدرسه ای که بودجه دولتی میگیرد اما به طور خصوصی توسط هیئتی از افراد ناشناس اداره میشو ... گزارش
16 | 0
preppy١٥:٥٩ - ١٣٩٩/٠٨/٢٦به بچه مایه دارهای مدرسه میگویند. در کانتکست مدرسه بچه پولدارگزارش
14 | 1
wherewithal١٤:٣٢ - ١٣٩٩/٠٨/٢٣توان مالی، استطاعت مالی با توجه به تعریف خود دیکشنریهای انگلیسی the money necessary for a particular purposeگزارش
5 | 0
copy editing٠٨:٠٠ - ١٣٩٩/٠٨/٢٣ویرایش کردن، ویراستاری کردن، ویرایش و تصحیح، the job of checking and making changes to a text in order to prepare it to be publishedگزارش
0 | 0
thereof١٧:٤١ - ١٣٩٩/٠٨/١٩مانند آن، ( در اشاره به مورد قبلی ) آن I hope you will judge my . theory, not on the basis o f its simplicity or lack thereo امیدوارم نظریه مرا بر ا ... گزارش
14 | 0
denigrate١٧:٢٩ - ١٣٩٩/٠٨/١٨( کسی را ) بد کردن، بد دانستنگزارش
2 | 0
dyad١١:٤٣ - ١٣٩٩/٠٨/١٨زوجگزارش
2 | 0
dopey١٠:٠١ - ١٣٩٩/٠٨/١٨چِت، خمار، هپروتیگزارش
5 | 0
goody goody١٥:٢٦ - ١٣٩٩/٠٨/١٦من این واژه را در چند دیکشنری معتبر انگلیسی سرچ کردم، واقعا معنای چاپلوس و خودشیرین ندارد. معنا: آدم خوبها، بچه مثبت، ( خوبها در برابر بدها ) گزارش
32 | 3
magnifying١٦:٢٣ - ١٣٩٩/٠٨/١٣بزرگ نماگزارش
18 | 1
bride price١٣:٤٣ - ١٣٩٩/٠٨/١٣در فرهنگ ما شبیه و معادل �شیربها� استگزارش
2 | 0
hermaphrodit١٦:٣٣ - ١٣٩٩/٠٨/١١دوجنسی/ دوجنسهگزارش
5 | 0
interbreed١٣:٥٣ - ١٣٩٩/٠٨/١١من نمی دونم تاکید بر اصلاح نژاد از کجا آمده. این واژه فقط به معنای� جفت گیری و زادولد� میان نژادهای مختلف یک گونه است و لزوما همیشه به معنای اصلاح نژ ... گزارش
39 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده