ناهید ر

ناهید ر

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



crumbling١٤:٣٢ - ١٤٠١/٠٦/١٢صفت است درب و داغان قراضه کهنه از هم پاشیده خرابه پوسیده لکنته و غیرهگزارش
0 | 0
strut١٦:٥٨ - ١٤٠١/٠٦/٠٩شق و رق راه رفتنگزارش
0 | 0
scrape by١٣:٠٠ - ١٤٠١/٠٦/٠٩گذران کردن با کمترین ساختن با نداری ساختنگزارش
2 | 0
sinking١٣:٤٠ - ١٤٠١/٠٦/٠٦صفت: تورفته، نشست کرده، گود افتاده مثال: sinking couchگزارش
2 | 0
slouch١٥:٣٧ - ١٤٠١/٠٦/٠٤فعل: لش کردن، غش کردن ( مجازاً ) ، ولو شدن، لم دادن اسم: 1. حالت ولو شدن، تنبلی و کندی، 2. آدم دست وپا چلفتی/بی خاصیت/ بی عرضهگزارش
2 | 0
to the core١٥:١٧ - ١٤٠١/٠٦/٠٤از بیخگزارش
2 | 0
condo١٣:٣٤ - ١٤٠١/٠٦/٠٣تفاوت condo با آپارتمان اینه که اولی خریداری شده است ولی دومی یک واژه کلی است که برای واحدهای درون یک ساختمان به کار می رود و به وضعیت استیجاری یا خر ... گزارش
2 | 0
blackout١٦:٤١ - ١٤٠١/٠٥/٢٩Blackout windows یعنی پنجره هایی که پرده ضخیم معروف به بلک اوت دارن و نور رو کامل می گیرنگزارش
2 | 0
off brand١٦:٢٠ - ١٤٠١/٠٥/٢٨برند بی کیفیت و گمنامگزارش
2 | 0
harshness١٥:١٢ - ١٤٠١/٠٥/٢٨خشونت، زنندگی، بی رحمی، سبعیت، زبری، زمختی، دشواری، سختی، خامی و خشنیگزارش
2 | 0
hard liner١٤:٢٢ - ١٤٠١/٠٥/٠٧کاربر Htm محترم، درست است که کلمه تخصصی برای اصولگرا همان است که فرمودید اما hardliner به صورت عمومی و با نقش صفت دقیقا به معنای اصولگراست. به تعریف ... گزارش
5 | 0
lattice١٢:١٦ - ١٤٠١/٠٥/٠٦چوب بست، داربستگزارش
2 | 0
hook٠٩:٤٣ - ١٤٠١/٠٥/٠٢پر عزیز، off the hook یعنی از مخمصه و گرفتاری رها شدن و در نتیجه به وضعیت نرمال برگشتن. دردسر رو رد کردن. واقعا انتظار میره دوستان به جای استفاده ا ... گزارش
5 | 0
shop steward١٣:٣٧ - ١٤٠١/٠٤/٢٩نماینده ی کارگران ( که به اتحادیه معرفی می شود )گزارش
2 | 0
predatory١٦:٤٣ - ١٤٠١/٠٣/٠٤نمی دانم معنای افسارگسیخته و از هم پاشیده که دوستان گفته اند از کجا آمده، لطفا برای معنای آن به فرهنگ لغت های معتبر ارجاع دهید. تا جایی که من چک کرد ... گزارش
9 | 0
autonomic١٣:٣١ - ١٤٠١/٠٢/٢٩واژه اختصاصی حوزه فیزیولوژی عصبی است به معنای غیرارادی/ ناآگاه درست است که این واژه به لحاظ ریشه از autonomy آمده اما به صورت صفت ادامه آن نیست و تنه ... گزارش
5 | 0
responsiveness١٣:٠٣ - ١٤٠١/٠٢/٢٨با توجه به تعریف آکسفورد the quality of reacting quickly and positively. responsiveness با response متفاوت و از آن فراتر است. یعنی واکنش سریع و مثب ... گزارش
7 | 0
gratification١٧:١٨ - ١٤٠١/٠٢/٢٣نخستین و اصلیترین معنایش ارضای نیاز/شهوت استگزارش
2 | 0
unappealing٢١:٢٢ - ١٤٠١/٠٢/١٨بی جذابیت، نخواستنی، نه چندان جالب. چیزهایی که چنگی به دل نمی زنندگزارش
2 | 0
contrivance٢١:٠٥ - ١٤٠١/٠٢/١٨ابداع، ابتکار، تدبیر، ماشین، دستگاهگزارش
2 | 0
with hindsight١٠:٠٨ - ١٤٠١/٠٢/١٦حالا که به گذشته نگاه میکنم، با نگاه به گذشتهگزارش
5 | 1
imperative١٣:٣٨ - ١٤٠١/٠٢/١٤اسم: ضرورت صفت: ضروری، حیاتی، بسیار مهم *** اسم: دستور، فعل امر خلاصه تمام معنیها گفته شد. هشدار: به هیچ وجه معنای حتمی و همچنین اجباری ندارد.گزارش
14 | 0
validation١١:١٢ - ١٤٠١/٠٢/١٤دکتر باطنی آن را اعتباربخشی و اثبات نیز آورده اندگزارش
2 | 0
rollover١٦:٢٦ - ١٤٠٠/١٢/١٨به عنوان فعل: یک معنی اش این است: تسلیم ( نظر/دستور دیگران ) شدن، جا زدن، ضعف نشان دادن تعریف دیکشنری کالینز و کیمبریج: If you say that someone rolls ... گزارش
5 | 0
machine tool١٢:٣٢ - ١٤٠٠/١٢/١٨ابزارآلات، ماشین آلات با توجه به تعریف آن در دیکشنری ها، دقیقا معنای ابزارآلات یا ماشین آلات می دهد. که در آن ماشین یا ابزار جایگزین قسمت اول کلمه ش ... گزارش
2 | 0
machine tool١٢:٢٩ - ١٤٠٠/١٢/١٨تعریف دایره المعارف بریتانیکا Hundreds of varieties of metal machine tools, ranging in size from small machines mounted on workbenches to huge produc ... گزارش
2 | 0
in command١١:٢٩ - ١٤٠٠/١٢/١٨( صفت ) مطمئن به نفس، مسلط، مسلط به نفسگزارش
2 | 0
actual suicide١١:٤٨ - ١٤٠٠/١٢/١٦خودکشی منجر به مرگ، خودکشی واقعی در مقایسه با Suicide Attempt که یعنی اقدام به خودکشی و suicidal ideation که یعنی افکار خودکشی/ فکر به خودکشیگزارش
5 | 0
impending١٧:٤٣ - ١٤٠٠/١٢/١٥این واژه، معنای منفی دارد پس کلماتی مانند زودآیند، زودهنگام یا پیش رو و غیره که بار معنایی خنثی یا مثبت دارند، معادل های خوبی نیستند. اما قریب الوقو ... گزارش
37 | 0
panic disorder١٤:٠٦ - ١٤٠٠/١٢/١٥در روانشناسی: اختلال هراس دوستان اختلال هراس ( panic disorder ) را با حمله هراس/وحشت ( panic attack ) یکی نگیرید.گزارش
2 | 0
panic١٣:٢٤ - ١٤٠٠/١٢/١٥panic اصطلاح تخصصی حوزه روانشناسی محسوب میشود که معنای آن به سراسیمگی و به خصوص دلهره نزدیک است. قطعا به معنای هول شدن و هول کردن و دستپاچه شدن نیست ... گزارش
18 | 0
drive١٤:١٦ - ١٤٠٠/١٢/١٠دوستانی که مثال هایی مثل Hill Drive یا Ocean Drive آوردند توجه نکردند اینها اسم خاص است. اسم آن محله هیل درایو و اُشن درایو است. پس به معنای محله یا ... گزارش
2 | 0
superstate١٣:٠٠ - ١٤٠٠/١٢/٠٨a large and powerful state formed from a federation or union of nations. منظور سازمان ها و اتحادیه هایی نظیر اتحادیه اروپاست. یا دولت هایی مانند دول ... گزارش
2 | 0
netnography٠٩:٤٦ - ١٤٠٠/١٢/٠٨شبکه نگاری، شبکه شناسیگزارش
5 | 0
workstation١٣:١٧ - ١٤٠٠/١٢/٠٤میز کار یا ایستگاه کاری/درسی/تحقیقاتی و غیرهگزارش
7 | 0
cynical١٢:٣٦ - ١٤٠٠/١٢/٠٤cynical معنایی دو گانه دارد هم ویژگی کسی است که نسبت به انسان و جهان بدبین است و افراد را در پی سود و منفعت شخصی میپندارد هم درباره همان کسی به کار م ... گزارش
21 | 0
felony١٨:١٨ - ١٤٠٠/١١/٣٠جرائم جدی ( حقوق )گزارش
2 | 0
condescending٢٠:٠٤ - ١٤٠٠/١١/٢٩( صفت ) تحکم آمیز، از بالا به پایین، عاقل اندر سفیه، خودپسندانهگزارش
2 | 0
ledger١٢:٠٢ - ١٤٠٠/١١/٢٩دفتر، دفترچه دفتری است مخصوص نگاه داشتن حساب و کتاب های مختلف از جمله حساب فروش، خرید، حساب بانکی، حساب سود و غیره. میتوان آن را به سادگی دفتر حساب ک ... گزارش
5 | 0
likes and dislikes١٧:٢٧ - ١٤٠٠/١١/٢٨خوش آمدن ها و بد آمدن ها خوشایندها و ناخوشایندهای ( فردی )گزارش
5 | 0
پداگوژی١٥:٢٦ - ١٤٠٠/١١/٢٧فن آموزگاری، فن/علم تعلیم و تربیتگزارش
2 | 1
case history١٥:٤٧ - ١٤٠٠/١١/٢٦( در درمان ) سابقه پزشکی در رشته های دیگر همدبه معنای سابقه و پس زمینه فرد در آن موضوع خاص استگزارش
7 | 0
sight word١٥:٢٦ - ١٤٠٠/١١/٢٦در انگلیسی به واژگانی می گویند که نمی توان آن ها را از طریق قواعد آوایی مرسوم آموخت و بایدآن ها را از روی شکل ظاهری به خاطر سپرد واژگان بصری/دیداری ... گزارش
7 | 0
clinger١٤:٠٨ - ١٤٠٠/١١/٢٦آویزون. دختر یا پسری که دور و بر فرد مورد علاقه اش می پلکد بدون آنکه توجهی از او دریافت کند.گزارش
2 | 0
phonics١٣:٥٣ - ١٤٠٠/١١/٢٦صداکشی، آموزش خواندن و نوشتن از طریق صداکشی. با آواشناسی ( phonetics ) که شاخه ای از زبان شناسی است اشتباه نگیریدگزارش
9 | 1
civil war١٦:٣١ - ١٤٠٠/١١/٢٥با حروف بزرگ معمولا منظور جنگ داخلی آمریکا است. ( یا هر جایی که در متن مورد نظر است )گزارش
12 | 0
theropod١٦:٠٩ - ١٤٠٠/١١/٢٥ددپایان رده ای از دایناسورها با پاهای سه انگشتی، و غالبا گوشتخوار.گزارش
2 | 0
tyrannosaurus١٥:٥٩ - ١٤٠٠/١١/٢٥tyrannosaur یا tyrannosaurus یک نوع دایناسور گوشتخوار است مربوط به اواخر دوران کرتاسه. در فارسی تیرانوسور یا تیرانوسوروس تلفظ میشودگزارش
5 | 0
apathetic١٥:٤٦ - ١٤٠٠/١١/٢٠دلمردهگزارش
5 | 0
thrash out١٥:١٣ - ١٤٠٠/١١/٢٠سنگها را وا کردن - کامل مورد بحث قرار دادن - حل و فصل کردن - حرف ناگفته باقی نگذاشتنگزارش
2 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



masculinity١١:١٣ - ١٣٩٩/٠٦/٢٦
• I don't think his masculinity is in question.
فکر نمی کنم مردانگی او مورد تردید باشد
5 | 0