ناهید ر

ناهید ر

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



frustrating١٧:٢٣ - ١٣٩٩/٠٩/١٠باعث سرافکندگیگزارش
5 | 1
self fulfilling prophecy١٤:٢٧ - ١٣٩٩/٠٩/٠٨پیشگویی خود اثبات گرگزارش
2 | 0
numbness١٣:٢٥ - ١٣٩٩/٠٩/٠٨در بعضی متون به معنای انفعال استگزارش
0 | 0
preparation١٤:٢٢ - ١٣٩٩/٠٩/٠٤ترکیب ( دارویی )گزارش
16 | 1
normalcy٠٨:٥٧ - ١٣٩٩/٠٩/٠٣به هنجاری، معمولی بودنگزارش
5 | 0
out and out١٩:٥٧ - ١٣٩٩/٠٩/٠٢وقتی این عبارت قبل از اسم می آید یعنی محض - خالص - تمام عیار مثلا شکست محض out and out failureگزارش
2 | 0
medical١٢:٤٠ - ١٣٩٩/٠٩/٠٢درمانی مثلا medical research پژوهش های درمانیگزارش
9 | 0
grants١٨:٤٢ - ١٣٩٩/٠٩/٠١( در زمینه دانشگاه ) کمک هزینهگزارش
7 | 0
charter school١٨:١٤ - ١٣٩٩/٠٨/٢٦مدرسه نمونه، مدرسه نمونه مردمی تعریف دیکشنری کمبریج: در آمریکا، مدرسه ای که بودجه دولتی میگیرد اما به طور خصوصی توسط هیئتی از افراد ناشناس اداره میشو ... گزارش
5 | 0
preppy١٥:٥٩ - ١٣٩٩/٠٨/٢٦به بچه مایه دارهای مدرسه میگویند. در کانتکست مدرسه بچه پولدارگزارش
5 | 1
wherewithal١٤:٣٢ - ١٣٩٩/٠٨/٢٣توان مالی، استطاعت مالی با توجه به تعریف خود دیکشنریهای انگلیسی the money necessary for a particular purposeگزارش
2 | 0
copy editing٠٨:٠٠ - ١٣٩٩/٠٨/٢٣ویرایش کردن، ویراستاری کردن، ویرایش و تصحیح، the job of checking and making changes to a text in order to prepare it to be publishedگزارش
0 | 0
thereof١٧:٤١ - ١٣٩٩/٠٨/١٩مانند آن، ( در اشاره به مورد قبلی ) آن I hope you will judge my . theory, not on the basis o f its simplicity or lack thereo امیدوارم نظریه مرا بر ا ... گزارش
9 | 0
denigrate١٧:٢٩ - ١٣٩٩/٠٨/١٨( کسی را ) بد کردن، بد دانستنگزارش
2 | 0
dyad١١:٤٣ - ١٣٩٩/٠٨/١٨زوجگزارش
2 | 0
dopey١٠:٠١ - ١٣٩٩/٠٨/١٨چِت، خمار، هپروتیگزارش
0 | 0
goody goody١٥:٢٦ - ١٣٩٩/٠٨/١٦من این واژه را در چند دیکشنری معتبر انگلیسی سرچ کردم، واقعا معنای چاپلوس و خودشیرین ندارد. معنا: آدم خوبها، بچه مثبت، ( خوبها در برابر بدها ) گزارش
14 | 2
magnifying١٦:٢٣ - ١٣٩٩/٠٨/١٣بزرگ نماگزارش
12 | 1
bride price١٣:٤٣ - ١٣٩٩/٠٨/١٣در فرهنگ ما شبیه و معادل �شیربها� استگزارش
2 | 0
hermaphrodit١٦:٣٣ - ١٣٩٩/٠٨/١١دوجنسی/ دوجنسهگزارش
5 | 0
interbreed١٣:٥٣ - ١٣٩٩/٠٨/١١من نمی دونم تاکید بر اصلاح نژاد از کجا آمده. این واژه فقط به معنای� جفت گیری و زادولد� میان نژادهای مختلف یک گونه است و لزوما همیشه به معنای اصلاح نژ ... گزارش
30 | 0
expedition١٥:٠٢ - ١٣٩٩/٠٨/٠٧لشگرکشیگزارش
5 | 1
bonobo١٤:٠٨ - ١٣٩٩/٠٨/٠٧اصطلاح شامپانزه ی کوتوله، ترجمه ی مستقیم pygmy chimpanze است. این اصطلاح در بسیاری از متون انگلیسی هست. اما کاربرد خود "بونوبو" در فارسی هم کاملا رای ... گزارش
9 | 1
unfortunate٢٠:٢٨ - ١٣٩٩/٠٨/٠١نامیمونگزارش
5 | 1
nubile١٩:٣١ - ١٣٩٩/٠٧/٣٠بالغ، به سن بلوغ رسیده، در سن باروریگزارش
2 | 1
communicator١٤:٥٦ - ١٣٩٩/٠٧/٢٩ارتباط گیرندهگزارش
9 | 1
mind reader١٩:٥٤ - ١٣٩٩/٠٧/٢٨ذهن خوان - ذهنخوانگزارش
14 | 1
distinguishable١٢:١٨ - ١٣٩٩/٠٧/٢٨متمایزگزارش
9 | 1
ethologist٢١:٠٤ - ١٣٩٩/٠٧/١٥رفتارشناس، ethology= رفتارشناسی کردارشناس میشود praxeologist . بین این واژه و رفتارگرایی یعنی behaviorism و praxeology یعنی مطالعه اعمال هدفمند انسا ... گزارش
5 | 0
praxeology٢١:٠٠ - ١٣٩٩/٠٧/١٥کردارشناسی. رفتارشناسی معادل اشتباهی برای این کلمه است. این یک بحث فلسفی است در مورد اعمال هدفمند انسان. بنابراین کردار که رفتاری هدفمند و انسانی ا ... گزارش
7 | 0
schlep١٥:٣٦ - ١٣٩٩/٠٧/١٥به دنبال خود کشیدن، کشان کشان بردنگزارش
7 | 0
anesthesia١٧:٢٠ - ١٣٩٩/٠٧/١٤معنای آن بی حسی است و نه بیهوشیگزارش
7 | 1
common law٠٩:١٢ - ١٣٩٩/٠٧/١٤مجموعه قوانینی که از زمان های دور به مرور شکل گرفته است نه قوانینی که در دنیای مدرن توسط ساستمدران وضع شده باشد. حالا این اصطلاح قانون عرفی چقدر نزدی ... گزارش
7 | 0
gasp١٧:٢٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٩این کلمه در درجه دوم معنی نفس نفس زدن میدهد. معنی اصلی آن یعنی از تعجب بگوییم: هاه!گزارش
44 | 1
show and tell٠٩:٣٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥( بازی یا نمایش ) ببین و بگوگزارش
7 | 0
picky eating١٠:٠١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٤بد غذاییگزارش
0 | 0
clueless١٥:٣٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠١سرگردان - درماندهگزارش
9 | 1
blithely١٥:١٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠١سرخوشانه، با خوش خیالیگزارش
5 | 0
blithely١٥:١٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠١سرخوشانهگزارش
2 | 0
undergeneralization١٥:٠٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠١فروتعمیم، فروتعمیم دهی، فرو تعمیم دادنگزارش
0 | 0
overgeneralization١٥:٠٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠١فراتعمیم، فرا تعمیم دهی، فرا تعمیم دادنگزارش
14 | 0
sensation١٢:٤٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠١sensation در مقابل perception یعنی ادراک حسی در برابر ادراک ذهنی. یا خلاصه حس در برابر فکر و تصورگزارش
30 | 1
perception١٢:٤٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠١درک، تصور،گزارش
21 | 0
differential١٧:١٦ - ١٣٩٩/٠٦/٢٦تبعیض آمیز، تمایزآمیزگزارش
7 | 1
post hoc١٥:٠٤ - ١٣٩٩/٠٦/٢٦پی آیند، بعدی، متاخر، پس آیندگزارش
5 | 0
inhibition١٩:٤٦ - ١٣٩٩/٠٦/٢٤در روانشناسی امروز به این میگن: ترمز روانیگزارش
18 | 1
rhyme١٩:٢٥ - ١٣٩٩/٠٦/٢٤گاهی به معنای تطابق، شباهت، همخوانی استگزارش
14 | 1
guru١٣:٥٢ - ١٣٩٩/٠٦/٢٤پیشوا، مراد این کلمه دقیقا معادل کلمه مراد در ادبیات عرفانی ماستگزارش
9 | 0
unsettling١٥:٢٧ - ١٣٩٩/٠٦/٢٠حیرت انگیز، تفکربرانگیزگزارش
14 | 0
preadolescent١٥:٠٦ - ١٣٩٩/٠٦/٢٠اگر صفت باشد: پیش از بلوغ، به بلوغ نرسیدهگزارش
2 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده