ناهید ر

ناهید ر

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



randomness١٦:٠٧ - ١٤٠٠/٠٢/٢٦دکتر محمد ابراهیم محجوب حرفشان درست است و به درستی به آن نکته اشاره کرده اند اما ایشان باید به این نکته هم توجه میکردند که لفظ ظاهری کلمه هم باید معن ... گزارش
12 | 0
outcome١٤:٥٠ - ١٤٠٠/٠٢/٢٠برآیندگزارش
2 | 0
constitute١٢:٤٥ - ١٤٠٠/٠٢/١٩این فعل معادل خیلی سرراستی در فارسی نداره اما به معنای محسوب شدن و به منزله ی ( چیزی/کسی ) بودن به معنای . . . بودن است حالا بستگی به جمله داره که ... گزارش
7 | 0
curve ball١٤:٢٣ - ١٤٠٠/٠٢/١٢منظور خود توپ نیست. منظور نوعی ضربه با توپ است که از بیسبال گرفته شده. در فوتبال هم الان هست: توپ کات دار، ضربه ی کات دار. ضربه ای که در حین حرکت تو ... گزارش
7 | 0
dilute٠٠:٣٨ - ١٤٠٠/٠٢/٠٨( درباره قوانین و دستورات و. . . ) شل گرفتن، جدی نگرفتن، سهل انگاری کردنگزارش
5 | 0
boast٠٠:٢٦ - ١٤٠٠/٠٢/٠٨لاف زدن، سخن گزاف گفتن، گزافه گویی کردن خدمت دوست عزیز آقای ایوبی عرض کنم شعری که فرمودید از نظامی گنجوی است نه سعدیگزارش
21 | 0
permissive١٤:٠٧ - ١٤٠٠/٠٢/٠٦در نسبت به افراد: روادار - آسان گیر - انعطاف پذیرگزارش
5 | 0
chutzpah٢٣:٢٢ - ١٤٠٠/٠٢/٠٥جیگر داشتن، جیگر، جرات، بی عاری، بی عار بودنگزارش
5 | 0
jury rigged١٣:٠٠ - ١٤٠٠/٠٢/٠٥موقتا سر پا شده، ( چیزی که ) به فراخور نیاز ترتیب داده شدهگزارش
2 | 1
essayist١٤:١١ - ١٤٠٠/٠٢/٠٤جُستارنویسگزارش
5 | 0
essay١٤:١٠ - ١٤٠٠/٠٢/٠٤جُستارگزارش
12 | 1
medicine١٥:٢٦ - ١٤٠٠/٠٢/٠١طب - پزشکی - داروگزارش
9 | 1
run wild١٣:٣٨ - ١٤٠٠/٠٢/٠١( در مورد کودکان ) شلوغ کردن، دویدن و سروصدا کردن، جایی را روی سرشان گذاشتن مثلا he was running wild in supermarket یعنی فروشگاه را روی سرش گذاشته ب ... گزارش
2 | 0
timeout١٣:٣١ - ١٤٠٠/٠٢/٠١زمانی که کودکان به عنوان تنبیه باید تنها در اتاق سپری کنندگزارش
9 | 0
confounding factors١٥:٠٧ - ١٤٠٠/٠١/٣١عوامل مخل - عوامل اخلالگرگزارش
2 | 0
pep talk٢١:٠٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٧سخنرانی انگیزشی یا تهییجیگزارش
5 | 0
nosh١١:١٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٧ریزه خواری کردنگزارش
0 | 0
bifocals٢٢:٣٢ - ١٤٠٠/٠١/٢٤عینک دو لنزه، عینک دو عدسی، عینک دور و نزدی، عینک دو دید/ دو کانونیگزارش
5 | 0
prank١٣:٥٦ - ١٤٠٠/٠١/٢١این کلمه به معنی شوخی سرکاریه. اون دوستانی که گفتم ایستگا گرفتن و سرکار گذاشتن درست فرمودن. شوخی خرکی و زننده اصلاً معنی نمی دهگزارش
5 | 1
of consequence١٦:٥١ - ١٤٠٠/٠١/١٨دارای تبعات منحوس، بدشگونگزارش
0 | 0
parish١١:٠٧ - ١٣٩٩/١٢/٢٧در برخی کشورها کشیش نشین، در برخی دیگر بخشگزارش
2 | 0
undermine١١:٥٤ - ١٣٩٩/١٢/٢٢متزلزل کردنگزارش
2 | 0
forager١٠:٤٨ - ١٣٩٩/١٢/١٨خوراک جو ( در بومشناسی و تکامل )گزارش
9 | 0
egalitarian١٢:٣٢ - ١٣٩٩/١٢/١٣صفت است: برابریخواه، مساوات طلب، تساوی طلب، تساوی طلبانه از دوستان عزیز تقاضا دارم صفت رو به اسم ترجمه نکنند باعث گمراهی دیگران خواهد شدگزارش
23 | 0
darn١٤:٢٣ - ١٣٩٩/١٢/١٢وصله پینه - وصله پینه کردن - رفو کردنگزارش
5 | 1
punitive١٤:١٧ - ١٣٩٩/١٢/١٢مجازاتگر مثلا والدین مجازاتگرگزارش
2 | 0
ethology١٠:٥٥ - ١٣٩٩/١٢/١١رفتارشناسی ( این کلمه به لحاظ علمی در مورد حیوانات به کار می رود نه انسان ها )گزارش
7 | 0
clam up١٣:٢١ - ١٣٩٩/١٢/٠٩عامیانه میگن لالمونی گرفتنگزارش
7 | 1
for the duration of١٩:٤٨ - ١٣٩٩/١٢/٠٨تا آخرِ. . . .گزارش
2 | 0
creole١٥:٤٥ - ١٣٩٩/١٢/٠٧تفاوت pidgin و creole از لحاظ کاربرد گفته شد. اما تفاوت آن ها به لحاظ ساختاری این است که اولی ترکیبی ساده و ناقص از زبان های مختلف است و در واقع یک ز ... گزارش
14 | 0
toggle١٥:٤٠ - ١٣٩٩/١٢/٠٦خاموش و روشن کردن؛ فعال و غیر فعال کردنگزارش
18 | 0
perversely١٧:١٣ - ١٣٩٩/١٢/٠٥به طور غیر عادی، به صورت عجیب و غریبگزارش
2 | 0
self effacing١٣:٣٥ - ١٣٩٩/١٢/٠٤گوشه گیر خجالتی مردم گریز لزوما ارتباط خاصی با تواضع و فروتنی ندارهگزارش
5 | 1
refining١٤:٥٩ - ١٣٩٩/١١/٠٥به شکل صفت: پالایشگر، پالایندهگزارش
2 | 0
groupness١٣:٣٨ - ١٣٩٩/١١/٠١گروه بودن - گروه بود - گروهیتگزارش
2 | 0
etiquette١٤:٣٠ - ١٣٩٩/١٠/٢٩عرفگزارش
5 | 0
disapproved١٠:٢٧ - ١٣٩٩/١٠/٢٨تقبیح شده، مذموم، ناپسندگزارش
5 | 0
concentration camp١٥:١١ - ١٣٩٩/١٠/١٩میدانم در گوگل ترنسلیت و به تبعیت از آن در بسیاری از دیکشنری های فارسی - انگلیسی این اصطلاح را اردوگاه کار اجباری معنی کرده اند اما اشتباه است. اولا ... گزارش
5 | 0
stray١٥:٢٥ - ١٣٩٩/١٠/١٨بیراهه رفتنگزارش
5 | 0
inept١٣:٠٤ - ١٣٩٩/١٠/١٦ناشیانهگزارش
2 | 0
outburst١٣:٣٩ - ١٣٩٩/٠٩/١٩انفجار خشم ( روانشناسی )گزارش
34 | 0
barking١٩:٢٦ - ١٣٩٩/٠٩/١٧این کلمه به عنوان صفت برای شخص: دیوانه، بسیار احمقگزارش
21 | 1
barking١٩:٢٦ - ١٣٩٩/٠٩/١٧در پاسخ به دوست عزیز، ممد عرض کنم اون متن های فیسبوکی به کنار، اگر شما به ریشه کلماتی مانند پاس دادن، پاسدار، پاس شبانه، سه پاس از شب و. . . دقت کنید ... گزارش
23 | 1
kinder١٨:٤٠ - ١٣٩٩/٠٩/١٧بچه مهد کودکی، بچه ای که به کودکستان می رودگزارش
0 | 0
behemoth١٦:٠٤ - ١٣٩٩/٠٩/١٦در اصطلاح یعنی غول، مثلا غول فروشگاه های اینترنتی، غول علوم کامپیوتر و . . .گزارش
18 | 0
verbal abuse١٢:٤٠ - ١٣٩٩/٠٩/١٦بددهنی و فحاشی، استفاده از کلمات نامناسب گزارش
2 | 0
intake١٣:٢٩ - ١٣٩٩/٠٩/١٥پذیرش ( بیمار )گزارش
18 | 0
wire١٣:٥٢ - ١٣٩٩/٠٩/١٣در رابطه با ذهن انسان معنای سازوکار ذهن هم داردگزارش
18 | 1
unfurnished٠٨:٤٧ - ١٣٩٩/٠٩/١٢( معنای ادبی ) لخت، بی پیرایه، فقیر، خالیگزارش
0 | 0
depressing١٨:٤٥ - ١٣٩٩/٠٩/١١ناامید کننده،گزارش
7 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



masculinity١١:١٣ - ١٣٩٩/٠٦/٢٦
• I don't think his masculinity is in question.
فکر نمی کنم مردانگی او مورد تردید باشد
2 | 0