برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

میثم علیزاده

ارشد برق قدرت هستم.تا چند سال پیش با زبان رابطه خوبی نداشتم و میشه گفت خیلی هم ضعیف بودم، اما کم کم علاقه مند شدم و حتی دیدم استعداد خوبی در مطابقت دادن واژگان انگلیسی با اصطلاحات فارسی روزمره دارم، برای همین تصمیم گرفتم تو این سایت خوب هم به اطلاعاتم اضافه کنم و هم کمکی به دوستان کرده باشم. اوایل با اسم mysm66@ که آیدی تلگرامم هم بود فعالیت میکردم و بعد که عضو شدم اسمم رو تغییر دادم.

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

401 در زبان گیلکی به راسو گویند ١٣٩٨/٠٧/١٢
|

402 در زبان گیلکی به برگ درخت گویند ١٣٩٨/٠٧/١٢
|

403 Robust ١٣٩٨/٠٧/١٢
|

404 1. Although
2. Much as
١٣٩٨/٠٧/١٢
|

405 Stick out
Protrude
١٣٩٨/٠٧/١٢
|

406 1. Although
2. Much as
١٣٩٨/٠٧/١٢
|

407 مقبول ١٣٩٨/٠٧/١٢
|

408 Propound ١٣٩٨/٠٧/١٢
|

409 Inherently ١٣٩٨/٠٧/١٢
|

410 Status ١٣٩٨/٠٧/١٢
|

411 Moreover
what's more
١٣٩٨/٠٧/١٢
|

412 Helping ١٣٩٨/٠٧/١٢
|

413 Saintly
صفت است نه قید.
به معنی درستکار، پاکدامن.
١٣٩٨/٠٧/١٢
|

414 Munch ١٣٩٨/٠٧/١٢
|

415 Lash out ١٣٩٨/٠٧/١٢
|

416 Tuck into, cram ١٣٩٨/٠٧/١٢
|

417 1. بنابراین
2. بدین گونه
١٣٩٨/٠٧/١٢
|

418 میله محک ١٣٩٨/٠٧/١٢
|

419 Replace, supersede ١٣٩٨/٠٧/١٢
|

420 لوسمی، سرطان خون ١٣٩٨/٠٧/٠٩
|

421 مهمتر از همه ١٣٩٨/٠٧/٠٩
|

422 ● قاطع( در مورد انسان)
● سرنوشت ساز
١٣٩٨/٠٧/٠٩
|

423 خیلی جدی و رک ١٣٩٨/٠٧/٠٨
|

424 1. اهمیت، قدر
2. مفهوم
١٣٩٨/٠٧/٠٨
|

425 ●بعد از این عبارت یک زمان مطرح می شود، معنی جمله هم می شود" تا فلان زمان نگذشته بود که..."
مثلا:
...It was not until the spring of that year
١٣٩٨/٠٧/٠٨
|

426 با علم به اینکه، با اطمینان از این موضوع که ١٣٩٨/٠٧/٠٨
|

427 1.چپاندن، چپیدن
2.خر زدن( خوندن زیاد) به منظور مهیا شدن برا امتحانی
١٣٩٨/٠٧/٠٨
|

428 زیادی، اضافی ١٣٩٨/٠٧/٠٨
|

429 بستر چیزی را مهیا کردن ١٣٩٨/٠٧/٠٨
|

430 تا همین .... بود که، همین ... بود که
As early as 2009
تا همین سال ۲۰۰۹
● اشاره به تاریخی داره که زیاد قدیمی نیست و میخواد بگه مدت کوتاهی ازش ...
١٣٩٨/٠٧/٠٨
|

431 به طور خاص ١٣٩٨/٠٧/٠٨
|

432 عمومیت دادن ١٣٩٨/٠٧/٠٨
|

433 به تنهایی ١٣٩٨/٠٧/٠٧
|

434 تغییر،جابجایی، جایگزینی ١٣٩٨/٠٧/٠٧
|

435 سن( زوال و فرسودگی) چیزی را نشان دادن ١٣٩٨/٠٧/٠٧
|

436 مهمترین بخش چیزی بودن ١٣٩٨/٠٧/٠٧
|

437 یعنی شخصیت و ظاهرش برات جذاب باشه، مثلا فلانی بهت نمیخوره ١٣٩٨/٠٧/٠٦
|

438 تو سفر کاری بودن ١٣٩٨/٠٧/٠٦
|

439 طراحی صحنه ١٣٩٨/٠٧/٠٥
|

440 شرایط را مهیا/ممکن ساختن ١٣٩٨/٠٧/٠٥
|

441 ●اقتباس
●مطابقت، تطبیق
١٣٩٨/٠٧/٠٥
|

442 دوره ترک اعتیاد به الکل و یادمواد مخدر ١٣٩٨/٠٧/٠٥
|

443 اتمام، خاتمه ١٣٩٨/٠٧/٠٥
|

444 به دنیا آوردن بچه( نه بچه دار شدن)
١٣٩٨/٠٧/٠٥
|

445 به دنیا اوردن بچه( نه بچه دار شدن) ١٣٩٨/٠٧/٠٥
|

446 در وزنه برداری به حرکت دوضرب میگویند ١٣٩٨/٠٧/٠٥
|

447 پروانه در حال چرخش در آب دارای پره هایی هست، این پره ها به هنگام چرخش حباب هایی در آب ایجاد میکنند که با برخورد پره ها به این حباب ها( به دلیل ناهمگو ... ١٣٩٨/٠٧/٠٢
|

448 تغذیه کردن( تامین کردن) ١٣٩٨/٠٧/٠٢
|

449 دارای پس رفتگی و پیش رفتگی ١٣٩٨/٠٧/٠٢
|

450 1. خصمانه
2. ضد، بر علیه
3.ناسازگار( نامساعد به منظور دست یافتن به هدفی)
١٣٩٨/٠٧/٠٢
|