برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

میثم علیزاده

ارشد برق قدرت هستم.تا چند سال پیش با زبان رابطه خوبی نداشتم و میشه گفت خیلی هم ضعیف بودم، اما کم کم علاقه مند شدم و حتی دیدم استعداد خوبی در مطابقت دادن واژگان انگلیسی با اصطلاحات فارسی روزمره دارم، برای همین تصمیم گرفتم تو این سایت خوب هم به اطلاعاتم اضافه کنم و هم کمکی به دوستان کرده باشم. اوایل با اسم mysm66@ که آیدی تلگرامم هم بود فعالیت میکردم و بعد که عضو شدم اسمم رو تغییر دادم.

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

251 اگر out جز فعل باشد:
● برداشت کردن پول از بانک
● شخصی رو از فکر یا پریشانی دراوردن
● کش دادن موضوع
● جزییات مساله ای را مورد بحث قرار داد ...
١٣٩٨/٠٨/٢٤
|

252 کسی را به یقین رساندن، شکی برای شخص باقی نگذاردن ١٣٩٨/٠٨/٢٤
|

253 شکی برای شخص باقی نگذاردن، این اطمینان را دادن که ١٣٩٨/٠٨/٢٤
|

254 به ما این اطمینان را می دهد که ١٣٩٨/٠٨/٢٤
|

255 دوزیست ١٣٩٨/٠٨/٢٤
|

256 نوعی از آبزیان منقرض شده که تنها فسیل هایی از انها در دسترس است. شباهت زیادی به اره ماهی امروزی داشتند ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

257 ● وجودیت یک شخص یا حیوان در دوره ای مختلف از زندگی( مراجعه به نظریه تناسخ)
● وجود یا کاربری یک چیز در زمان های مختلف، مثل ساختمانی که یک زمان مسکو ...
١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

258 دریچه ابشش که برای ماهی ها هنگام تنفس باز و بسته میشود، ابشش( خودمانی است، اما در واقع ابشش فقط این پولک باز و بسته شونده نیست) ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

259 بازگشتن( نه از نظر مسیر، بلکه از نظر عقیده یا ملک و املاک کسی به صاحب اولیه) ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

260 فیل دریایی ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

261 ●متحول کردن یا شدن( در جهت مثبت)
●از جنبه دیگر نگریستن یا در نظر گرفتن
● به انجام رسانیدن( یک روند)

دوستانی که این فعل رو "برگشتن" یا " ...
١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

262 بسیار جامع، تمام و کمال ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

263 خرچنگ خشکی ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

264 سخت پوست، مثل خرچنگ ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

265 آب دریا، آب شور اقیانوس ها ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

266 مبتکر ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

267 تشکیلات اقتصادی
کسب و کار ( یا توانایی کسب و کار)
ابتکار عمل
١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

268 پیشنویس یا طرح اولیه( نوشتن)
خدمت سربازی
١٣٩٨/٠٨/٢٢
|

269 ادرس دادن، نشانی دادن
مورد بررسی قرار دادن، تلاش برای حل موضوعی
١٣٩٨/٠٨/٢٢
|

270 میزبان
دسته، گروه بزرگ
١٣٩٨/٠٨/٢٢
|

271 رصد، پایش ١٣٩٨/٠٨/٢٢
|

272 چه بدونم ١٣٩٨/٠٨/٢٢
|

273 ●به عنوان صفت:
غریب، بیگانه
خارجی
فضایی، غیرزمینی
● به عنوان اسم:
تبعه خارجی
موجود فضایی
١٣٩٨/٠٨/٢٢
|

274 قابل سکونت، قابل زندگی کردن ١٣٩٨/٠٨/٢٢
|

275 علمی، بر مبنای علم و دانش ١٣٩٨/٠٨/٢٢
|

276 ظریف و نازک
متزلزل، ضعیف
١٣٩٨/٠٨/٢١
|

277 چرخ دنده
دندانه ی روی چرخ دنده
کسی که جزیی کوچیک از سیستمی بزرگ است


١٣٩٨/٠٨/٢١
|

278 کشف ١٣٩٨/٠٨/٢١
|

279 آماده( به انجام کاری) ١٣٩٨/٠٨/٢١
|

280 شکار کردن
به تفحص وا داشتن
١٣٩٨/٠٨/٢١
|

281 مربوط به کره زمین( نه کرات دیگر)، زمینی ١٣٩٨/٠٨/٢١
|

282 سروکله زدن ١٣٩٨/٠٨/١٧
|

283 بلبرینگ
تاثیر
■ lose bearing
یعنی گیج شدن، ندونستن اینکه کجایی یا چه کار باید انجام بدی الان
١٣٩٨/٠٨/١٧
|

284 بزرگ کردن( پرورش دادن) فرزند یا حیوانی ١٣٩٨/٠٨/١٧
|

285 با عملکرد بهتر باعث خجالت(شرمندگی) کسی( فرد غیر) شدن ١٣٩٨/٠٨/١٧
|

286 ● کارگردان
● مدیر، گرداننده مجموعه
١٣٩٨/٠٨/١٧
|

287 ● یه چیز کوچیک( از یه موضوع کلی) ، فقط یه ذره
● حاشیه، به حاشیه بردن
١٣٩٨/٠٨/١٧
|

288 قبلش هم any میاد مثلا:
Any thing you care to name
به معنی: هر چیزی که فکرشو بکنی، هر چی که بگی
١٣٩٨/٠٨/١٧
|

289 وظیفه شناس ١٣٩٨/٠٨/١٧
|

290 Borne اسم مفعول برای
Bear
است .
Bear out:
تایید کردن
● در واقع ادعا، داستان یا عقیده ای را مورد قبول دانستن
١٣٩٨/٠٨/١٧
|

291 تایید کردن
● در واقع ادعا، داستان یا عقیده ای را مورد قبول دانستن
١٣٩٨/٠٨/١٧
|

292 ● خسته
● جواد، تکراری، خز
١٣٩٨/٠٨/١٦
|

293 ● سرخوش
● شوخی وار
١٣٩٨/٠٨/١٦
|

294 ● سرخوش
● شوخی وار
١٣٩٨/٠٨/١٦
|

295 این طور به نظر میاد که ... ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

296 شیرفهم کردن ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

297 در خود جای دادن ١٣٩٨/٠٨/١٣
|

298 Irritable ١٣٩٨/٠٨/١٢
|

299 ● تخته سنگ، صخره
● جنباندن، تکان دادن
١٣٩٨/٠٨/١١
|

300 به تلفظ این کلمه دقت کنید:
پِنجِلِم ، تکیه یا استرس بر روی "پ" است
١٣٩٨/٠٨/١١
|