برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

میثم علیزاده

ارشد برق قدرت هستم.تا چند سال پیش با زبان رابطه خوبی نداشتم و میشه گفت خیلی هم ضعیف بودم، اما کم کم علاقه مند شدم و حتی دیدم استعداد خوبی در مطابقت دادن واژگان انگلیسی با اصطلاحات فارسی روزمره دارم، برای همین تصمیم گرفتم تو این سایت خوب هم به اطلاعاتم اضافه کنم و هم کمکی به دوستان کرده باشم. اوایل با اسم mysm66@ که آیدی تلگرامم هم بود فعالیت میکردم و بعد که عضو شدم اسمم رو تغییر دادم.

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

201 نشانه بیماری، عارضه
نشانه وجود مشکل
١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

202 ● خوب بودن، جور بودن با کسی
● ادامه دادن( به کار و فعالیتی که مشغولشی)
● پیش رفتن( کار و یا فعالیتی که مشغولشی)
● موفق شدن
١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

203 ● نیزه( مخصوص ورزش که سبک و نوک تیز است)
● ورزش پرتاب نیزه( که البته در این معنی قبلش the می آید)
١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

204 سگ لبردُر( سگی که معمولا برای شکار استفاده میشه) ١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

205 در معنای بریتیش: دو و میدانی
در معنای امریکن:فعالیت های ورزشی

○ دقت کنید که در هر دو معنی اسم است، نه صفت. پس معنی " ورزشکاری، ورزشی، پهلوا ...
١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

206 فیزیوتراپ( در این معنی یک اسم قابل شمارش است)
فیزیوتراپی( در این معنی یک اسم غیر قابل شمارش است)
١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

207 فیزیوتراپ ها، فیزیوتراپی ها ١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

208 اورژانس ١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

209 ● به عنوان صفت: ساکن، بدون حرکت، بدون گاز(در مورد مایعات)
● به عنوان اسم: سکوت( در مورد شب)، دستگاه تقطیر، عکس و تصویر( که از فیلم گرفته شده باشد) ...
١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

210 مایوس کننده
ناامید
١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

211 دستوری
وابسته به دستور زبان
١٣٩٨/٠٩/٢٠
|

212 توصیفی، شرحی ١٣٩٨/٠٩/٢٠
|

213 ● اگر s انتهایی، s جمع باشد time s :
1. دفعات
2. اوقات، ایام
● اگر s جمع نباشد و کلمه times مد نظر باشد:
1. ضربدر
Two times two equa ...
١٣٩٨/٠٩/٢٠
|

214 دارای تناسب اندام، ورزیده ١٣٩٨/٠٩/٢٠
|

215 چه مرد عاقلی ١٣٩٨/٠٩/٢٠
|

216 سپیده دم ١٣٩٨/٠٩/٢٠
|

217 قلبی، عروقی ١٣٩٨/٠٩/٢٠
|

218 خیلی بد، افتضاح
هیب و اعجاب انگیز
١٣٩٨/٠٩/١٩
|

219 به اوج رسیدن، به بهترین جایگاه رسیدن ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

220 ● محشر
● افسانه ای
● بسیار زیاد
١٣٩٨/٠٩/١٩
|

221 تو دل برو، نازنین ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

222 معرکه ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

223 ● روبراه، اوکی
هم در مورد شخص و هم در مورد یه موضوع
١٣٩٨/٠٩/١٩
|

224 دلربا، دل انگیز ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

225 ● افسرده، کسی که دلش گرفته( یا حالا از تنهایی یا از آب و هوا)
● نگون بخت، فلک زده
● فلاکت بار، غذاب آور
١٣٩٨/٠٩/١٩
|

226 به حساب آوردن، شامل کردن( شدن) ١٣٩٨/٠٨/٢٤
|

227 دودمان، تبار ١٣٩٨/٠٨/٢٤
|

228 بر میگرده به ( خیلی زمان های پیش یا مسافت خیلی طولانی ادامه داره) ١٣٩٨/٠٨/٢٤
|

229 اگر out جز فعل باشد:
● برداشت کردن پول از بانک
● شخصی رو از فکر یا پریشانی دراوردن
● کش دادن موضوع
● جزییات مساله ای را مورد بحث قرار داد ...
١٣٩٨/٠٨/٢٤
|

230 کسی را به یقین رساندن، شکی برای شخص باقی نگذاردن ١٣٩٨/٠٨/٢٤
|

231 شکی برای شخص باقی نگذاردن، این اطمینان را دادن که ١٣٩٨/٠٨/٢٤
|

232 به ما این اطمینان را می دهد که ١٣٩٨/٠٨/٢٤
|

233 دوزیست ١٣٩٨/٠٨/٢٤
|

234 نوعی از آبزیان منقرض شده که تنها فسیل هایی از انها در دسترس است. شباهت زیادی به اره ماهی امروزی داشتند ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

235 ● وجودیت یک شخص یا حیوان در دوره ای مختلف از زندگی( مراجعه به نظریه تناسخ)
● وجود یا کاربری یک چیز در زمان های مختلف، مثل ساختمانی که یک زمان مسکو ...
١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

236 دریچه ابشش که برای ماهی ها هنگام تنفس باز و بسته میشود، ابشش( خودمانی است، اما در واقع ابشش فقط این پولک باز و بسته شونده نیست) ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

237 بازگشتن( نه از نظر مسیر، بلکه از نظر عقیده یا ملک و املاک کسی به صاحب اولیه) ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

238 فیل دریایی ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

239 ●متحول کردن یا شدن( در جهت مثبت)
●از جنبه دیگر نگریستن یا در نظر گرفتن
● به انجام رسانیدن( یک روند)

دوستانی که این فعل رو "برگشتن" یا " ...
١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

240 بسیار جامع، تمام و کمال ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

241 خرچنگ خشکی ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

242 سخت پوست، مثل خرچنگ ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

243 آب دریا، آب شور اقیانوس ها ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

244 مبتکر ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

245 تشکیلات اقتصادی
کسب و کار ( یا توانایی کسب و کار)
ابتکار عمل
١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

246 پیشنویس یا طرح اولیه( نوشتن)
خدمت سربازی
١٣٩٨/٠٨/٢٢
|

247 ادرس دادن، نشانی دادن
مورد بررسی قرار دادن، تلاش برای حل موضوعی
١٣٩٨/٠٨/٢٢
|

248 میزبان
دسته، گروه بزرگ
١٣٩٨/٠٨/٢٢
|

249 رصد، پایش ١٣٩٨/٠٨/٢٢
|

250 چه بدونم ١٣٩٨/٠٨/٢٢
|