برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

میثم علیزاده

ارشد برق قدرت هستم.تا چند سال پیش با زبان رابطه خوبی نداشتم و میشه گفت خیلی هم ضعیف بودم، اما کم کم علاقه مند شدم و حتی دیدم استعداد خوبی در مطابقت دادن واژگان انگلیسی با اصطلاحات فارسی روزمره دارم، برای همین تصمیم گرفتم تو این سایت خوب هم به اطلاعاتم اضافه کنم و هم کمکی به دوستان کرده باشم. اوایل با اسم mysm66@ که آیدی تلگرامم هم بود فعالیت میکردم و بعد که عضو شدم اسمم رو تغییر دادم.

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

101 ● مد، رایج
● روش ، شیوه
١٣٩٨/١٠/١٥
|

102 مستعد، به طور بالقوه ١٣٩٨/١٠/١٥
|

103 منجر به چیزی شدن، بالغ بر مقداری شدن ١٣٩٨/١٠/١٥
|

104 همان طور که انتظار میرفت ١٣٩٨/١٠/١٤
|

105 از یک نظر ١٣٩٨/١٠/١٤
|

106 از نسل و تبار گروهی یا شخصی بودن ١٣٩٨/١٠/١٤
|

107 بطور ریشه ای، از بیخ و بن ١٣٩٨/١٠/١٤
|

108 وقار، متانت، توازن بین روح و جسم ١٣٩٨/١٠/١٤
|

109 گاه به گاه ١٣٩٨/١٠/١٤
|

110 ● رفت و آمد کردن به محلی( در مورد ارواح)
● نگران کردن، غمگین کردن
● معضل شدن
١٣٩٨/١٠/١٤
|

111 ● اکسیر
● نوشدارو
١٣٩٨/١٠/٠٨
|

112 بدون توقف ادامه دادن ١٣٩٨/١٠/٠٦
|

113 ● چپ
● اگر قبلش the بیاید یعنی حزب چپ
● باقی
There aren't any left in city
هیچ جایی تو شهر باقی نمونده

١٣٩٨/١٠/٠٦
|

114 منجمد، یخ زده
میخکوب
گذشته freeze
١٣٩٨/١٠/٠٦
|

115 ● بورس اوراق بهادار، بازار بورس
Stock market هم میگن
● خرید و فروش سهام
١٣٩٨/١٠/٠٦
|

116 شماره امداد یا اطلاعات ١٣٩٨/١٠/٠٦
|

117 ● تبادل اطلاعات کردن
● آگاهانیدن، باخبر ساختن( دیگران از احساس خود)
● ارتباط برقرار کردن
● منتقل کردن بیماری( در این معنا معمولا به حالت پسی ...
١٣٩٨/١٠/٠٦
|

118 ● keep up: ادامه دادن به انجام کاری، ول نکردن
● keep up with: در تماس بودن ، در ارتباط بودن
١٣٩٨/١٠/٠٦
|

119 ● نسبتا، به طور نسبی
● عادلانه، به طور عادلانه
١٣٩٨/١٠/٠٦
|

120 سر دراوردن( از اینکه چه خبره)، در ارتباط بودن
Feel in touch with something
١٣٩٨/١٠/٠٦
|

121 تخته هوشمند که قابلیت نوشتن و پاک کردن، لود عکس ، تنظیمات انمیشنی و غیره را داراست. ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

122 برنامه آشپزی ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

123 ●اگر با خط تیره به مهم متصل باشد: well-done
یعنی پخته، خوب پخته شده
● اگر جدا باشد: well done!
یعنی آفرین، باریکلا
١٣٩٨/١٠/٠٤
|

124 بد نوشته شده، مثل یک رمان که برای شما جالب نباشد ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

125 به تلفظش دقت کنید: وای رِس ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

126 معامله، قرارداد یا ارتباط تجاری بین چند نفر یا چند بخش که به موجب آن مامله ای انجام می شود ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

127 کارت تبلیغاتی( مخصوص افرادی که چیزی برای عرضه و ارائه دارند)، کارت ویزیت ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

128 خودکار امروزی که دررسال ۱۹۳۸ توسط یک روزنامه نگار مجار اختراع شد ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

129 به زودی، در آینده نزدیک، در مدتی کوتاه ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

130 مخفف carat
که امریکن آن میشه karat
معنی:
● عیار ، مثلا ۱۸ عیار میشه
18Carat gold
● واحد سنجش طلا یا همان " قیرات" که برابر ۲۰۰ میل ...
١٣٩٨/١٠/٠٤
|

131 Karat هیچ فرقی با carat ندارد، اولی امریکن و دومی بریتیش است. معنی:
● عیار ، مثلا ۱۸ عیار میشه
18Carat gold
● واحد سنجش طلا یا همان " قیرا ...
١٣٩٨/١٠/٠٤
|

132 بر خلاف توضیح خود سایت( متاسفانه)
Karat هیچ فرقی با carat ندارد، اولی امریکن و دومی بریتیش است. معنی:
● عیار ، مثلا ۱۸ عیار میشه
18Carat go ...
١٣٩٨/١٠/٠٤
|

133 ● انبوه، تعداد زیاد
● اگر the multitudes باشد
یعنی عموم مردم، مردم عادی
١٣٩٨/١٠/٠٤
|

134 ● به طور خیره کننده و بسیار جذاب
● به طور حیرت آور و شوکه کننده
١٣٩٨/١٠/٠٣
|

135 همان "پهنای باند" است که
Bandwidth
هم نامیده میشود
١٣٩٨/١٠/٠٣
|

136 عبور کردن یا گذشتن از طریق یا در امتداد چیزی ١٣٩٨/١٠/٠٣
|

137 ● پاک، بی غلو غش
● واقعی، درست، اصلی
١٣٩٨/١٠/٠٣
|

138 ● هنوز ( اگر به عنوان قید باشد که معمولا آخر جمله می آید)
● با این همه ( اگر به عنوان حرف ربط اول جمله یا وسط دو جمله بیاید)
١٣٩٨/١٠/٠٣
|

139 ● چشمگیر ، تماشایی
● ناگهانی، غیرمنتظره
● پدیده ( در اینجا اسم است)
١٣٩٨/١٠/٠٣
|

140 از مدار خارج شدن، به بیرون از ناحیه ای پرت شدن، به سمت خارج اوج گرفتن ١٣٩٨/١٠/٠٣
|

141 چشمگیر، پرجبروت، عالی ١٣٩٨/١٠/٠٢
|

142 خفه ، دم دار( در مورد محیط)
کسل کننده
١٣٩٨/١٠/٠١
|

143 با بی حوصلگی چرخ زدن، ول و بی حال گشتن ١٣٩٨/١٠/٠١
|

144 دلو دماغ نداشتن ١٣٩٨/١٠/٠١
|

145 صفت:
● عظیم، بزرگ
● ناب، محض( مثلا حماقت محض)
● تند، پرشیب
● نازک( در مورد پارچه و پوشش ها)

قید:
● به تندی

فعل:
● تغ ...
١٣٩٨/١٠/٠١
|

146 ● متواضع
● معقول( بدون تشریفات) در مورد خرج و هزینه
١٣٩٨/١٠/٠١
|

147 رانندگان ١٣٩٨/١٠/٠١
|

148 شورمزه( دررمورد آب گفته میشود، معمولا آب ناخالص اینطور است) ١٣٩٨/١٠/٠١
|

149 نمک زده ١٣٩٨/١٠/٠١
|

150 وحشت ١٣٩٨/٠٩/٣٠
|