برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

میثم علیزاده

ارشد برق قدرت هستم.تا چند سال پیش با زبان رابطه خوبی نداشتم و میشه گفت خیلی هم ضعیف بودم، اما کم کم علاقه مند شدم و حتی دیدم استعداد خوبی در مطابقت دادن واژگان انگلیسی با اصطلاحات فارسی روزمره دارم، برای همین تصمیم گرفتم تو این سایت خوب هم به اطلاعاتم اضافه کنم و هم کمکی به دوستان کرده باشم. اوایل با اسم mysm66@ که آیدی تلگرامم هم بود فعالیت میکردم و بعد که عضو شدم اسمم رو تغییر دادم.

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

51 ● تاب آوردن، شکیبایی کردن
● باقی ماندن، دوام آوردن
١٣٩٨/١٠/٢٣
|

52 ● اغوا کردن
● متقاعد کردن کسی برای سکس با وی
١٣٩٨/١٠/١٩
|

53 ● تلف شده، قربانی( جمع= تلفات)
● مصدوم
● اورژانس
١٣٩٨/١٠/١٩
|

54 مرسی که منو دعوت کردین/ ازم پذیرایی کردین ١٣٩٨/١٠/١٩
|

55 سفرت سلامت ١٣٩٨/١٠/١٩
|

56 ● جذاب و دوست داشتنی
● خوشایند و لذت بخش
● گرم و صمیمی
● عالی، خیلی خوبه
١٣٩٨/١٠/١٩
|

57 محبت دارید ١٣٩٨/١٠/١٩
|

58 دارن سوار میشن ١٣٩٨/١٠/١٩
|

59 منبع
Resources: ذخایر، منابع
١٣٩٨/١٠/١٩
|

60 بهداشت، مراقب های بهداشتی ١٣٩٨/١٠/١٩
|

61 ● بخشی از چیزی بودن
● به همراه چیزی آمدن، به هم مربوط بودن
● رابطه عاشقانه با کسی داشتن، سکس داشتن با کسی( در گذشته این معنی را میداد)
● همر ...
١٣٩٨/١٠/١٨
|

62 ناگهان ثروتمند/ مشهور/موفق شدن
● امریکاییش میشه
Hit it big
١٣٩٨/١٠/١٨
|

63 معلوم شدن، کاشف به عمل آمدن ١٣٩٨/١٠/١٨
|

64 اشتباه برداشت کردن، جور دیگری ( غیر از واقعیت) پنداشتن ١٣٩٨/١٠/١٨
|

65 تایید کردن
پسندیدن
١٣٩٨/١٠/١٨
|

66 خدا میداند ... ١٣٩٨/١٠/١٨
|

67 خدای نکرده... ١٣٩٨/١٠/١٨
|

68 بهشت
● اگر به عنوان یه عبارت تنها به کار بره یعنی " عین بهشت میشد"
١٣٩٨/١٠/١٨
|

69 خدا کنه (که اینجور بشه) ١٣٩٨/١٠/١٨
|

70 خیلی کسی رو دوست داشتن( معمولا وقتی کسی رو میشناسی و میدونی که ادم خوبیه) ١٣٩٨/١٠/١٧
|

71 چه بد!
خیلی بد شد که!
حیف!
شرم آوره که...
١٣٩٨/١٠/١٧
|

72 ● عالی، توپ، محشر
● شگفت انگیز
١٣٩٨/١٠/١٧
|

73 ● موسیقی دونفره( قسمتی از آهنگ که باید دونفره خوانده شود)
● دو شخص که با هم کارهای فان و جالب انجام میدهند. ممکن است هنرمند باشن و کارهای هنری انج ...
١٣٩٨/١٠/١٦
|

74 ● جنون
● خروشیدن، با عصابنیت زیاد رفتار کردن

○ یک اصطلاح: be all the rage
مد و محبوب
١٣٩٨/١٠/١٦
|

75 ● طولی
● درازمدت
١٣٩٨/١٠/١٦
|

76 ● جنون
● خروشیدن
١٣٩٨/١٠/١٦
|

77 بزنگاه ١٣٩٨/١٠/١٦
|

78 برآمدن، برخاستن، پدیدار شدن ١٣٩٨/١٠/١٦
|

79 قابلیت اعتماد ١٣٩٨/١٠/١٦
|

80 ادای صوت و کلام ١٣٩٨/١٠/١٦
|

81 ● خشک و تشنه
● خشک شده از گرما، بوداده( ذرت)
١٣٩٨/١٠/١٦
|

82 فایق آمدن بر انجام کاری ١٣٩٨/١٠/١٦
|

83 بی اهمیت، جزیی ١٣٩٨/١٠/١٦
|

84 با علم به این ١٣٩٨/١٠/١٥
|

85 پسرک، بچه جون ١٣٩٨/١٠/١٥
|

86 ● به انتها نزدیک شدن
● draw on something
از چیزی بهره جستن
١٣٩٨/١٠/١٥
|

87 الگوی رفتاری ١٣٩٨/١٠/١٥
|

88 رایزنی، مشورت ١٣٩٨/١٠/١٥
|

89 ● پردازش
● فرایند، رویه
١٣٩٨/١٠/١٥
|

90 ● مورد بحث
● شک برانگیز( موضوع)
١٣٩٨/١٠/١٥
|

91 دچار ١٣٩٨/١٠/١٥
|

92 ● پژواک
● پیامد منفی و مزمن
١٣٩٨/١٠/١٥
|

93 خرابی، اختلال ١٣٩٨/١٠/١٥
|

94 ضایعه، نقصان ١٣٩٨/١٠/١٥
|

95 مضر، آسیب زننده ١٣٩٨/١٠/١٥
|

96 بر هم کنش، تعامل ١٣٩٨/١٠/١٥
|

97 اولیه، مقدماتی ١٣٩٨/١٠/١٥
|

98 در مجموع، روی هم رفته ١٣٩٨/١٠/١٥
|

99 ارزش گذاری کردن، ارزیابی کردن ١٣٩٨/١٠/١٥
|

100 ● تمرین، فعالیت
● تکنیک، شیوه
١٣٩٨/١٠/١٥
|