مرتضی

مرتضی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



الفبای اوانگار١٥:٢٧ - ١٣٩٩/٠٤/٣٠/ kw / کو مثال : /quick: / kwik کوئیکگزارش
0 | 0
الفبای اوانگاری بین المللی١٥:٢٧ - ١٣٩٩/٠٤/٣٠/ kw / کو مثال : /quick: / kwik کوئیکگزارش
2 | 0
append١٦:٤٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢٩attach و append هر دو به معنای " پیوست کردن " هستند اما با یک تفاوت جزئی : مثلا یک سند را درنظر بگیرید . ممکن است شما بخواهید یک متنی رو به هر دلیل ... گزارش
53 | 0
appendix١٦:٤٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢٩attach و append هر دو به معنای " پیوست کردن " هستند اما با یک تفاوت جزئی : مثلا یک سند را درنظر بگیرید . ممکن است شما بخواهید یک متنی رو به هر دلیل ... گزارش
94 | 1
attachment١٦:٤٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢٩attach و append هر دو به معنای " پیوست کردن " هستند اما با یک تفاوت جزئی : مثلا یک سند را درنظر بگیرید . ممکن است شما بخواهید یک متنی رو به هر دلیل ... گزارش
120 | 1
attach١٦:٤٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢٩attach و append هر دو به معنای " پیوست کردن " هستند اما با یک تفاوت جزئی : مثلا یک سند را درنظر بگیرید . ممکن است شما بخواهید یک متنی رو به هر دلیل ... گزارش
76 | 1
attach١٥:٣٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢٩پیوست کردن File attachment ::: پیوست فایل ( پیوست پرونده )گزارش
12 | 1
file attachment١٥:٣٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢٩پیوست پرونده پیوست فایلگزارش
0 | 0
rise١٦:١٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢٨raise ::: بالا بردن rise ::: بالا آمدنگزارش
55 | 1
raise١٦:١٢ - ١٣٩٩/٠٤/٢٨raise ::: بالا بردن rise ::: بالا آمدنگزارش
23 | 1
repercussion١٦:٠١ - ١٣٩٩/٠٤/٢٨percussion ::: ضربه repercussion ::: تاثیر ( واکنش حاصل از ضربه )گزارش
23 | 1
percussion١٦:٠١ - ١٣٩٩/٠٤/٢٨percussion ::: ضربه repercussion ::: تاثیر ( واکنش حاصل از ضربه )گزارش
7 | 0
flinch٠٦:٠٥ - ١٣٩٩/٠٤/٢٥flinch ::: جا خوردن ( از روی ترس یا تعجب ) unflinching ::: مصمم ( determined )گزارش
41 | 1
unflinching٠٦:٠٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢٥flinch ::: جا خوردن ( از روی ترس یا تعجب ) unflinching ::: مصمم ( determined )گزارش
16 | 0
inference٠٥:٣٢ - ١٣٩٩/٠٤/٢٥برداشت ( برداشت کردن ) An inference is a good guess or conclusion you can make from the facts that you haveگزارش
18 | 0
thesaurus١٧:٥٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢٣اصطلاح نامه ( یک مرجع شامل کلماتی با معنای مشابه و گاه نیز متضاد )گزارش
67 | 0
junior١٧:٢١ - ١٣٩٩/٠٤/٢٣تازه کار a doctor junior a staff junior گزارش
25 | 1
senior١٦:٥٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢٣George W. Boush , Jr ::: جورج بوش پسر ( junior ) George W. Boush , Sr :::جورج بوش پدر ( senior. ) گزارش
23 | 0
junior١٦:٥٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢٣George W. Boush , Jr ::: جورج بوش پسر ( junior ) George W. Boush , Sr :::جورج بوش پدر ( senior. ) گزارش
25 | 3
collocation١٦:١١ - ١٣٩٩/٠٤/٢٣collocate *** هم نشین شدن collocation *** هم نشینیگزارش
28 | 1
collocate١٦:١٠ - ١٣٩٩/٠٤/٢٣collocate *** هم نشین شدن collocation *** هم نشینیگزارش
9 | 0
digital native٢٠:٠٠ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢اهل دیجیتال ( مثل اهل فن )گزارش
9 | 1
accustom١١:٥٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠\\\ عادت دادن \\\ get use to :::: عادت کردنگزارش
32 | 1
انتفاعی١٩:١٠ - ١٣٩٩/٠٤/١٩\\\ غیر دولتی /// موسسات و مراکز آموزش عالی انتفاعی ( موسساتی که در ازای اموزش پول قابل توجهی از شما میگیرند درست نقطه مقابل موسسات غیر انتفاعی . )گزارش
64 | 1
shed٢٢:٢٠ - ١٣٩٩/٠٤/١٣سولهگزارش
18 | 0
payload١٩:٠٢ - ١٣٩٩/٠٤/٠٧حمل بار ( میزان حمل بار )گزارش
14 | 0
regardless٠٦:٤١ - ١٣٩٩/٠٣/٢٩regard ::: در نظر گرفتن regardless ::: بدون در نظر گرفتنگزارش
48 | 1
aviation١٧:٠٠ - ١٣٩٩/٠٣/١٤aviation companies ::: شرکت های هواپیمایی aviation industry. ::: صنعت هوایی Iran aviation history::: تاریخ هوانوردی ایرانگزارش
23 | 0
aboard١٥:٢٦ - ١٣٩٩/٠٣/١٣aboard ::::: سوار بر . . . abroad ::::: خارج از کشورگزارش
209 | 1
demise٢٣:٥٠ - ١٣٩٩/٠٣/١٢مرگ و نابودی /// demise anniversary of Imam Khomeini سالگرد رحلت ( درگذشت ) امام خمینیگزارش
21 | 6
miscalculation٢٣:١٢ - ١٣٩٩/٠٣/١٢اقدام نسنجیده ( کار حساب نشده ) گزارش
7 | 0
reformist١٤:٥١ - ١٣٩٩/٠٣/٠٩Reformist اصلاح طلب Principlist اصولگراگزارش
9 | 0
principlist١٤:٥٠ - ١٣٩٩/٠٣/٠٩Principlist /// اصولگرا Reformist /// اصلاح طلبگزارش
12 | 0
incumbent١٤:٤٤ - ١٣٩٩/٠٣/٠٩Former president /// رئیس جمهور سابق Incumbent president///رئیس جمهور فعلیگزارش
39 | 0
accompany١٦:١٦ - ١٣٩٩/٠٣/٠٢accompany :::: همراهی کردن companion :::: همراه ( یار ) company :::: همراهی ( مشارکت ، شرکت )گزارش
80 | 0
company١٦:١٦ - ١٣٩٩/٠٣/٠٢accompany :::: همراهی کردن companion :::: همراه ( یار ) company :::: همراهی ( مشارکت ، شرکت )گزارش
74 | 1
companion١٦:١٢ - ١٣٩٩/٠٣/٠٢accompany //// همراهی کردن companion. ////همراه ( یار ) company //// همراهی ( شراکت ، شرکت )گزارش
28 | 0
beneficent١٥:٤٩ - ١٣٩٩/٠٣/٠٢بخشندهگزارش
9 | 1
supreme١٤:٤٠ - ١٣٩٩/٠٣/٠٢عالی رتبه ( معظم )گزارش
14 | 1
glorify١٩:٥٨ - ١٣٩٩/٠٢/٢٥Glorify /// تجلیل کردن Glorious /// مجللگزارش
7 | 0
glorious١٩:٥٦ - ١٣٩٩/٠٢/٢٥Glorify /// تجلیل کردن Glorious /// مجللگزارش
7 | 0
cast١٥:٥١ - ١٣٩٩/٠٢/٢٤کاربر Majid. 17:52. بهترین ترجمه ها رو گفتن . Caster ریخته گر // حال چه ظرفی باشد که ادویه را در غذا بیاندازد و چه ظرف های عظیمی که در صنعت آهن مذ ... گزارش
32 | 1
caster١٥:٤٨ - ١٣٩٩/٠٢/٢٤ریخته گر // حال چه ظرفی باشد که ادویه را در غذا بیاندازد و چه ظرف های عظیمی که در صنعت آهن مذاب و یا سایر مواد مذاب را در قالب میریزند . فعل این کل ... گزارش
5 | 1
defiance٠٠:٣٩ - ١٣٩٩/٠٢/١٩Defy. سرپیچی کردن Defiance. سرپیچیگزارش
18 | 1
veil١٢:٣٦ - ١٣٩٩/٠٢/١٨Veil اسم || پوشش ، حجاب فعل|| پوشاندن ( پنهان کردن ) Unveil رونمایی کردنگزارش
32 | 0
embargo٢٣:٤٣ - ١٣٩٩/٠٢/١٥US attempts to extend arms embargos against the iran تلاش های آمریکا برای تمدید تحریم های تسلیحاتی علیه ایرانگزارش
23 | 0
necessity١٧:١٢ - ١٣٩٩/٠٢/٠٧ضرورت ، لزوم necessity of eating food لزوم خوردن غذاگزارش
16 | 0
almighty god١٥:٢٠ - ١٣٩٩/٠٢/٠٧خداوند متعال ( توانا )گزارش
5 | 0
embark١٢:٢٦ - ١٣٩٩/٠٢/٠٦در پیش گرفتنگزارش
21 | 0
damn١٩:٠٢ - ١٣٩٩/٠٢/٠٥The US cannot do a damn thing امریکا هیچ غلطی نمیتواند بکندگزارش
87 | 30