برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مرتضی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

51 transit ::::::: انتقال ( حمل و نقل )
transition::: انتقال
transport/UK::: انتقال ( حمل و نقل )
transportation/US::: انتقال ( حمل و نقل )
...
١٣٩٩/٠٦/٢٤
|

52 منتقل کردن ( منتقل شدن )


AIDS is transmitted via sex
ایدز از طریق رابطه جنسی منتقل می شود

١٣٩٩/٠٦/٢٣
|

53 1- خال ( مول در شیمی )

2-موش کور ( جاسوس )
١٣٩٩/٠٦/٢٢
|

54 buttock. باسن
hip. لگن
١٣٩٩/٠٦/٢٢
|

55 باسن ١٣٩٩/٠٦/٢٢
|

56 abdomen / belly / tummy

شکم
١٣٩٩/٠٦/٢٢
|

57 belly/ tummy / abdomen

شکم
١٣٩٩/٠٦/٢٢
|

58 ankle قوزک پا

knuckle بند انگشت
١٣٩٩/٠٦/٢٢
|

59 شکننده ( آسیب پذیر ) ١٣٩٩/٠٦/١٨
|

60 defy. سرپیچی کردن

defiance سرپیچی

defiant. ؟ ( مخالف ، لجباز )
١٣٩٩/٠٦/١٧
|

61 نیم نگاه ، نگاه ١٣٩٩/٠٦/١٣
|

62 shovel. بیل نوک تیز

spade. بیل نوک پهن
١٣٩٩/٠٦/١٢
|

63 shovel. بیل نوک تیز

spade. بیل نوک پهن
١٣٩٩/٠٦/١٢
|

64 harsh = severe = hard = سخت ١٣٩٩/٠٦/١١
|

65 1- بدبخت ، بیچاره
2- بد
١٣٩٩/٠٦/١١
|

66 درخشش glint ١٣٩٩/٠٦/٠٧
|

67 درخشش
gleam
١٣٩٩/٠٦/٠٧
|

68 مکث pause


to pause before saying or doing something because you are nervous or not sure



مکث = تامل = درنگ
١٣٩٩/٠٦/٠٧
|

69 handcuff دستبند زدن

handcuffs دستبند
١٣٩٩/٠٦/٠٥
|

70 دوربین دوچشمی ، دوربین شکاری ١٣٩٩/٠٦/٠٥
|

71 مبتلا شدن ١٣٩٩/٠٦/٠٢
|

72 early feelings of love that are not serious ١٣٩٩/٠٥/٣١
|

73 عاشق ١٣٩٩/٠٥/٢٧
|

74 کَلَک raft / یک نوع قایق ساده و ابتدایی ١٣٩٩/٠٥/٢٧
|

75 آروم رفتن ١٣٩٩/٠٥/٢٦
|

76 رانش ١٣٩٩/٠٥/٢٥
|

77 construction ::: ساختار
instruction :::::: دستور کار
instrument :::::: ابزار
١٣٩٩/٠٥/٢٤
|

78 construction ::: ساختار
instruction :::::: دستور کار
instrument :::::: ابزار
١٣٩٩/٠٥/٢٤
|

79 صوت شناسی (شاخه ای از علم فیزیک ) ١٣٩٩/٠٥/١٦
|

80 conserve. حفظ کردن ، نگه داشتن
coservation. حفظ ، نگه داری
conservator. محافظ، نگهبان
conservatory. هنرستان ، گلخانه ( ب ...
١٣٩٩/٠٥/١٥
|

81 conserve. حفظ کردن ، نگه داشتن
coservation. حفظ ، نگه داری
conservator. محافظ، نگهبان
conservatory. هنرستان ، گلخانه ( ب ...
١٣٩٩/٠٥/١٥
|

82 conserve. حفظ کردن ، نگه داشتن
coservation. حفظ ، نگه داری
conservator. محافظ، نگهبان
conservatory. هنرستان ، گلخانه ( ب ...
١٣٩٩/٠٥/١٥
|

83 conserve. حفظ کردن ، نگه داشتن
coservation. حفظ ، نگه داری
conservator. محافظ، نگهبان
conservatory. هنرستان ، گلخانه ( ب ...
١٣٩٩/٠٥/١٥
|

84 conserve. حفظ کردن ، نگه داشتن
coservation. حفظ ، نگه داری
conservator. محافظ، نگهبان
conservatory. هنرستان ، گلخانه ( ب ...
١٣٩٩/٠٥/١٥
|

85 primary ::: ابتدایی


primarily :::: ابتدا از همه
١٣٩٩/٠٥/٠٧
|

86 primary ::: ابتدایی


primarily :::: ابتدا از همه
١٣٩٩/٠٥/٠٧
|

87 sing :::: آواز خواندن
sign :::: نشانه
١٣٩٩/٠٥/٠٦
|

88 طبقه بندی جاندارن ( به ترتیب ) :


Domain حوزه
Kingdom فرمانرو ( سلسله )
Division دسته( گیاهان). Phylum شاخه ( جانوران)
Class ر ...
١٣٩٩/٠٥/٠٣
|

89 طبقه بندی جاندارن ( به ترتیب ) :


Domain حوزه
Kingdom فرمانرو ( سلسله )
Division دسته( گیاهان). Phylum شاخه ( جانوران)
Class ر ...
١٣٩٩/٠٥/٠٣
|

90 طبقه بندی جاندارن ( به ترتیب ) :


Domain حوزه
Kingdom فرمانرو ( سلسله )
Division دسته( گیاهان). Phylum شاخه ( جانوران)
Class ر ...
١٣٩٩/٠٥/٠٣
|

91 طبقه بندی جاندارن ( به ترتیب ) :


Domain حوزه
Kingdom فرمانرو ( سلسله )
Division دسته( گیاهان). Phylum شاخه ( جانوران)
Class ر ...
١٣٩٩/٠٥/٠٣
|

92 طبقه بندی جاندارن ( به ترتیب ) :


Domain حوزه
Kingdom فرمانرو ( سلسله )
Division دسته( گیاهان). Phylum شاخه ( جانوران)
Class ر ...
١٣٩٩/٠٥/٠٣
|

93 طبقه بندی جاندارن ( به ترتیب ) :


Domain حوزه
Kingdom فرمانرو ( سلسله )
Division دسته( گیاهان). Phylum شاخه ( جانوران)
Class ر ...
١٣٩٩/٠٥/٠٣
|

94 طبقه بندی جاندارن ( به ترتیب ) :


Domain حوزه
Kingdom فرمانرو ( سلسله )
Division دسته( گیاهان). Phylum شاخه ( جانوران)
Class ر ...
١٣٩٩/٠٥/٠٣
|

95 طبقه بندی جاندارن ( به ترتیب ) :


Domain حوزه
Kingdom فرمانرو ( سلسله )
Division دسته( گیاهان). Phylum شاخه ( جانوران)
Class ر ...
١٣٩٩/٠٥/٠٣
|

96 طبقه بندی جاندارن ( به ترتیب ) :


Domain حوزه
Kingdom فرمانرو ( سلسله )
Division دسته( گیاهان). Phylum شاخه ( جانوران)
Class ر ...
١٣٩٩/٠٥/٠٣
|

97 convict ::: محکوم شدن ( گناهکار شناخته شدن )

acquit :::بیگناه شناخته شدن ( بیگناه دانستن )
١٣٩٩/٠٤/٣١
|

98 convict ::: محکوم شدن ( گناهکار شناخته شدن )

acquit :::بیگناه شناخته شدن ( بیگناه دانستن )
١٣٩٩/٠٤/٣١
|

99 پیش پرتاب ( پیش پرواز هم استفاده میشه )


Pars 1 satellite’s prelaunch model
مدل پیش پروازی ماهوراه پارس 1
١٣٩٩/٠٤/٣١
|

100 (The international phonetic alphabet ( IPA
الفبای آوانگار بین المللی
١٣٩٩/٠٤/٣٠
|