پیشنهادهای Mr alone (٨١)
In the spotlight کانون توجه
ضرر کردن اگر الان بفروشند، ضرر می کنند. If they sell now, they'll take a loss.
Repent توبه کن He repented توبه کرد Pls God accept our repentance خدایا توبه مارو بپذیر
Are you shiite or sunni? شیعه هستی یا سنی؟
If we lose, we shouldn’t get heartbroken. We can try again. �اگه ببازیم، نباید دل شکسته بشیم. می تونیم دوباره تلاش کنیم. � - We shouldn’t get hea ...
Two's my limit on mouths to feed من میتونم دو نفر رو سیر کنم می تونم خرج دو نفر رو بدم
I think you're getting the raw end of this deal فک کنم داری ضرر میکنی آخرش ضرر میکنی از این معامله/شرایط
I'm assuming the position of the CEO برعهده گرفتن مسئولیت
Let it out گشاد کردن I will let it out a bit یکم برات گشادش می کنم. مثلا لباس Take it in تنگ کردن I will take it in a bit یکم برات تنگش می کنم
Let it out گشاد کردن I will let it out a bit یکم برات گشادش می کنم. مثلا لباس Take it in تنگ کردن I will take it in a bit یکم برات تنگش می کنم
?Here or to go همینجا میخوری یا میبری؟
دندان شیری
Yeah I thought I'd get a jump on it آره گفتم بهتره زودتر شروع کنم
But after about ten washings, the glue washes off.
Thank you for your time. Truly yours, Sara. از وقتی که گذاشتید متشکرم. با احترام، سارا.
The meeting has officially come to order جلسه به صورت رسمی آغاز شده.
he says that sea turtles live to be about 100 years old عمر کردن
همنشین شدن با کسی همدست شدن با کسی
Since you’ve held up your end, we’ll proceed with payment. ( �چون شما تعهدات را انجام دادید، پرداخت را ادامه می دهیم. � )
را برگشتی نیست راه برگشتی در کار نیست
That rock split it two صخره به دو نیم شد
آویزان کردن ، به دار آویختن ، وقت گذراندن با کسی
There's nothing of value in Satan's worldly temptations هیچ چیز با ارزشی در وسوسه های دنیوی شیطان وجود ندارد
He loved the idea of medical benefits and PX privileges the military provided its retirees. او عاشق ایده ی مزایای پزشکی و امتیازات فروشگاه پادگان ب ...
He took a direct flight to new York
A pelvic exam معاینه لگن
In the scope of history در طول تاریخ
کتاب شما کتاب تو
You're soaked to the bone خیلی خیس شدی زیادی خیس شدی
نوار مغزی یا الکتروانسفالوگرافی ( به انگلیسی: Electroencephalography ) ، ثبت فعالیت الکتریکی مغز است، این تکنیک شامل اخذ سیگنال توسط الکترودهای سطحی، ...
پایتخت ایرلند
به شما سلام میکنم از. . . Coming to you from. . .
فلج شدن
آشیانه
وقت ملاقات
For the back nine of your life برای بقیه زندگیت
سگ هار
با تمام وجود فریاد کشیدن
روز بعد
روز بعدش
کوفته ی ماهی
گول زدن کسی
یعنی الان تبدیل شده به داستان یعنی تموم شد و رفت
آسایشگاه
I haven't got long عمری ندارم ، پیر شدم
نمازهای نافله و مستحبی
سنت
سنت
نماز Prayer
to murder someone کشتن کسی به قتل رساندن کسی
There is no answer جواب نمیده وقتی زنگ میزنی به کسی و جواب نمیده
بیمه بدنه خودرو
این جوابِ کار بد خودته ( چیزی که عوض داره، گله نداره ) ( جواب های، هوی است ) ( زدی ضربتی، ضربتی نوش کن ) She always gossiped, but this time she re ...
چیزی که دوس نداری Camping isn't my cup of tea
بدجور ، زیاد ، خیلی I love you like stink بدجور عاشقتم
Save on sth صرفه جویی کردن چیزی
You cut me deep منو ناراحت کردی
حلقه دود
برگشتن
Grande scheme دید کلی
خوش خیم
An obvious truth
All over the place : scattershot پخش و پلا ، در هم برهم
یک روز کمتر
Tastes very good
an area that is not close to any towns or cities جای دورافتاده
به صراحت اعلام کردن
if two statements, reports etc jibe with each other, the information in them matches jibe with His report did not jibe with the facts.
Crowned stag گوزن شاخدار
مو به تن کسی سیخ شدن
Get the cuffs off him دستبند هارو ازش باز کنید
نوع بیان ( گفتار )
In the bowels of hell در اعماق جهنم
In the beginning, a lot of people signed up for the health program, but after a few months they started dropping like flies. در ابتدا افراد زیادی ب ...
My nephew’s hands are chafed and raw دستان پسر بردارم سائیده و قرمز شده
Reach sb فهمیدن و درک کردن I have even expressed it to him in more than one letter, hoping to reach him. من بیش از یک نامه این رو به او بیان کرده ...
دریافت حقوق به صورت منظم از جایی
یعنی کسی که زیاد درس میخونه خرخون Nerdy
to do more than is expected or be more successful than others: Some of our programs will overachieve; some may fall short.
آتیش زدن ، تبدیل به خاکستر کردن
To run sb or sth down : to criticize sb or sth He's always running himself down.