پیشنهادهای مهرنوش (٢٧٠)
سفر رفت و برگشت
- سنگ فرشها - سرهم بندی کردن چیزی - درست کردن سریع
به همان شیوه به همان سبک به همین ترتیب
از ریشه لاتین vitellus به معنی زرده تخم مرغ میاد.
تویه شکل جزییات دیده میشه
دشت های آبرفتی
دوباره زنده شده
جسم کیهانی
محدود به . . . . فقط برای . . . . by no means restricted to به هیچ وجه محدود به . . . . . نیست
زورگویی و جنگ
من آن را می بینم - من متوجه آن شدم - پیدا کردم spot یعنی چیزی که توجه جلب میکند مثال: I spotted a mistake in your essay یک اشتباه تویه مقاله ات پید ...
- کمی عجیب و غریب - رفتار غیرعادی - پیرمرد بامزه و بدخلق ولی بیشتر منظور اینه که من زود میخوابم ( مثل پیرمردا )
نوعی درخت که ازخانواده سرو هست
مقاوم و سرسخت
گروهی سرسخت
پایبند اصول
خیره شدن مثال: gazing at the moon به ماه خیره شدن
به ماه خیره شدن
دور کردن
یک ساختار نسبتا رسمی و ادبی هس: - آنقدر جسور - آنقدر بی پروا - جسارت این را داشتن که. . . مثلا: so bold as to ask جرات پرسیدن داشتن
یه نکته جالب قدیمی یه واقعیت کوچیک قدیمی
رودخانه پیچان رودخانه پر پیچ و خم
شاخه شاخه شدن رودخانه ها همون طور که در شکل میبینین
لو دادن خبر چینی کردن he snitched on me یعنی منو داده ؟
منو لو نده
مجموعه ای از صفی از رژه ای از مثال: a parade of soldiers a parade of cars a parade of complaints a parade of disappointments
برای بیان تعجب شگفتی یا تحسین استفاده میشه غیر رسمی و دوستانه اس معادل oh my gosh - wow میتونه باشه
مثلا وقتی میگیم save room for dessert یعنی جا برا دسر هم بذار پرخوری نکن
وقتی کسی بحث ر و عوض میکنه از این استفاده میشه در ورزش یا حرکت فیزیکی هم استفاده میشه
جذاب تر پرانرژی تر باحال تر مثلا یه چاشنی بهش اضافه کن ( وقتی میخواییم چیزی جذاب تر بشه )
چیزهای مشترک زیاد
- بس کن دیگه - ولم کن - این قدر سخت نگیر - یه فرصتی بده - یه استراحتی بده - باورم نمیشه - جدی میگی - بهم تخفیفی بده
کله خر عجیب
- علف چسبنده یا علف خارک - یه نوع گیاهی که وقتی بهش دست میزنی به لباس یا پوستت میچسبه - نام علمی : Galium aparine - بهش میگن goose grass چون غاز ه ...
باهم ماندن در کنار هم بودن
برای چیزی یا کاری ساخته نشدن مثال: I'm really cut out to be an architect. آیا واقعاً برای معمار شدن ساخته شده ام یا نه.
خوشحالم که اومدی پیشم
به ذهن رسیدن متحیر شدن از یک ایده
با تمام قوا ادامه دادن با انگیزه پیش رفتن
انبوهی از . . .
چیزی رو با سرعت زیاد و بدون توجه بع کیفیت تولید کردن
- فرآیند تجمع - فرآیند انباشت در نجوم و فیزیک: به فرآیندی گفته میشود که در آن ذرات کوچک گرد هم می آیند و باهم ترکیب می شوند تاجسم بزرگتری مثل ستار ...
از هم جدا کردن تکه تکه کردن
فرسودگی یا ساییدگی استفاده بیش از حد از وسایل که باعث خراب شدن میشود.
boom: دوران رونق و رشد سریع اقتصادی bust: دوران رکود یا سقوط بعد از آن رونق چرخه رونق شدید و سقوط بعد از آن
- یه طور مخفیانه یا سریع از جایی نگاه کردن - بیرون زدن یا تابیدن خیلی ملایم و خفیف مثال: with little hints of an electric blue peeking out با رگه ...
منظور اینه که زیاد این موضوع رو میشنوم. کنایه از تکرار موضوعی هس If I had a dollar for every time you said that if I had a dollar for every time I ...
یک شبه بهبود نمی یابد
تقویت رابطه استحکام رابطه
در رابطه با. . . در ارتباط با . . . مثال: I want to talk about a paradox the ties in with the topic we discuss last time من می خواهم در مورد یک پا ...