تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

سفر رفت و برگشت

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

- سنگ فرشها - سرهم بندی کردن چیزی - درست کردن سریع

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

به همان شیوه به همان سبک به همین ترتیب

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

از ریشه لاتین vitellus به معنی زرده تخم مرغ میاد.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

تویه شکل جزییات دیده میشه

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

دشت های آبرفتی

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

دوباره زنده شده

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

جسم کیهانی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

محدود به . . . . فقط برای . . . . by no means restricted to به هیچ وجه محدود به . . . . . نیست

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زورگویی و جنگ

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

من آن را می بینم - من متوجه آن شدم - پیدا کردم spot یعنی چیزی که توجه جلب میکند مثال: I spotted a mistake in your essay یک اشتباه تویه مقاله ات پید ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

- کمی عجیب و غریب - رفتار غیرعادی - پیرمرد بامزه و بدخلق ولی بیشتر منظور اینه که من زود میخوابم ( مثل پیرمردا )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نوعی درخت که ازخانواده سرو هست

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مقاوم و سرسخت

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گروهی سرسخت

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پایبند اصول

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خیره شدن مثال: gazing at the moon به ماه خیره شدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به ماه خیره شدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دور کردن

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یک ساختار نسبتا رسمی و ادبی هس: - آنقدر جسور - آنقدر بی پروا - جسارت این را داشتن که. . . مثلا: so bold as to ask جرات پرسیدن داشتن

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یه نکته جالب قدیمی یه واقعیت کوچیک قدیمی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رودخانه پیچان رودخانه پر پیچ و خم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شاخه شاخه شدن رودخانه ها همون طور که در شکل میبینین

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لو دادن خبر چینی کردن he snitched on me یعنی منو داده ؟

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منو لو نده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مجموعه ای از صفی از رژه ای از مثال: a parade of soldiers a parade of cars a parade of complaints a parade of disappointments

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برای بیان تعجب شگفتی یا تحسین استفاده میشه غیر رسمی و دوستانه اس معادل oh my gosh - wow میتونه باشه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثلا وقتی میگیم save room for dessert یعنی جا برا دسر هم بذار پرخوری نکن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وقتی کسی بحث ر و عوض میکنه از این استفاده میشه در ورزش یا حرکت فیزیکی هم استفاده میشه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جذاب تر پرانرژی تر باحال تر مثلا یه چاشنی بهش اضافه کن ( وقتی میخواییم چیزی جذاب تر بشه )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

چیزهای مشترک زیاد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

- بس کن دیگه - ولم کن - این قدر سخت نگیر - یه فرصتی بده - یه استراحتی بده - باورم نمیشه - جدی میگی - بهم تخفیفی بده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کله خر عجیب

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- علف چسبنده یا علف خارک - یه نوع گیاهی که وقتی بهش دست میزنی به لباس یا پوستت میچسبه - نام علمی : Galium aparine - بهش میگن goose grass چون غاز ه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

باهم ماندن در کنار هم بودن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

برای چیزی یا کاری ساخته نشدن مثال: I'm really cut out to be an architect. آیا واقعاً برای معمار شدن ساخته شده ام یا نه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

خوشحالم که اومدی پیشم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به ذهن رسیدن متحیر شدن از یک ایده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

با تمام قوا ادامه دادن با انگیزه پیش رفتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انبوهی از . . .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

چیزی رو با سرعت زیاد و بدون توجه بع کیفیت تولید کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

- فرآیند تجمع - فرآیند انباشت در نجوم و فیزیک: به فرآیندی گفته میشود که در آن ذرات کوچک گرد هم می آیند و باهم ترکیب می شوند تاجسم بزرگتری مثل ستار ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

از هم جدا کردن تکه تکه کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

فرسودگی یا ساییدگی استفاده بیش از حد از وسایل که باعث خراب شدن میشود.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

boom: دوران رونق و رشد سریع اقتصادی bust: دوران رکود یا سقوط بعد از آن رونق چرخه رونق شدید و سقوط بعد از آن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

- یه طور مخفیانه یا سریع از جایی نگاه کردن - بیرون زدن یا تابیدن خیلی ملایم و خفیف مثال: with little hints of an electric blue peeking out با رگه ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

منظور اینه که زیاد این موضوع رو میشنوم. کنایه از تکرار موضوعی هس If I had a dollar for every time you said that if I had a dollar for every time I ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک شبه بهبود نمی یابد

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تقویت رابطه استحکام رابطه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در رابطه با. . . در ارتباط با . . . مثال: I want to talk about a paradox the ties in with the topic we discuss last time من می خواهم در مورد یک پا ...