پیشنهادهای محیا (٣٢)
Sorry for the interruption اصطلاح شکر میون کلامتون Dont interrupt نپر وسط حرف
اصطلاحاً. ( پدرم درومد ، به هر دری زدم ) I was at pains to speak to her پدرم درومد ک بتونم باهاش صحبت کنم ( تلاش برای انجام کاری توی فشار و سختی )
To Keep an eye on my car ماشینمو میپایی
Standing around doing nothing اصطلاح علاف چرخیدن
I dont know an alphabet of it اصطلاح هر از بر تشخیص نمیدم
انتقاد و عیب جویی I dont like certicizing , complaining and nagging من از انتقاد و عیب جویی و گلگی و غر زدن خوشم نمیاد
Can you find it in your heart to speak to me like that دلت میاد با من اینحوری حرف بزنی
Find it in hert to دلت میاد که . . . دلت میااد ی کاریو بکنی
یعنی دلت میاد که انجامش بدی I cant find it in my heart to tell you anything in crowed من دلم نمیاد توی جمع چیزی بهش بگم
I Havent got the cheek to do that روم نمیشه
اصطلاح putting spoke in my wheel چوب لای چرخ گذاشتن
Putting spoke in my wheel اصطلاح چوب لای چرخ گذاشتن
Pullup your socks for اینم میشه اصطلاح استین بالا زدن برای
You are a pain in the neck اصطلاح خار توی چشم بودن ترجمه تو مثل ی دردیه استخوان توی گردنی
Leopqrd ( cant /doesn't ) change it's spot اصطلاح اون ادم ، ادم نمیشه ( ذات ادم تغیر نمیکنه ) ترحمه پلنگ نمیتونه/نمیخواد خال هاشو تغیر بده
being in a same league You are always ( being in a same league ) with your brother اصطلاح اینکه باهم تبانی میکنن و توی گروهن
Biting the hands that feed you اصطلاح نمک میخوری و نمکدون رو میشکنی ( ترجمه گاز میگیری دستی که بهت غذا داده )
Double _crossing اصطلاح یعنی پیچوندن کسی
You are always talking about me behind my back اصطلاح پشت سر کسی حرف زدن تو همیشه پشت سرم حرف میزنی
Following the crowed اصطلاح چشم و هم چشمی ( دنبال جمعیت و شلوغی راه افتادن و کم نیاوردن ازشون )
Hi is always Letting the cat out of the bag یه اصطلاحه ب معنی اینکه اون همش سوتی میده
She is always[ ( putting/sitting ) the cat among the [pigeons کنایه از دوبه هم زنی کردن یه اصطلاحه میگه اون هنش دوبه هم زنی میکنی ( گربه رو میذاره ...
You mean to say, You are satisfied with it یعنی میخواین بگین ازش راضی هستین دیگه
I have got enough enemies ب قدر کافی دشمن دارم
To have a love affair with رابطه عاشقانه مخفی خارج از ازدواج ( مثلا میتونه طرف ازدواج کرده باشه و ی رابطه هم مخفیانه داشته باشه )
I have ( made/cooked ) it up by myself. dont belive it من از خودم دراوردم . باور نکنیا
I have cooked it up . Dont believe it من از خودم دراوردم . باور نکنیا
My father is going to make his confectionary into a sweet shop پدرم میخواد قنادیشو تبدیل به شیرینی فروشی کنه ( در بریتیش هست و با قنادی فرق داره )
به عبارتی خرخونی کردن She is swotting up on her exam داره برای امتحانش خرخونی میکنه
دامنه