تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Sorry for the interruption اصطلاح شکر میون کلامتون Dont interrupt نپر وسط حرف

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاحاً. ( پدرم درومد ، به هر دری زدم ) I was at pains to speak to her پدرم درومد ک بتونم باهاش صحبت کنم ( تلاش برای انجام کاری توی فشار و سختی )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

To Keep an eye on my car ماشینمو میپایی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Standing around doing nothing اصطلاح علاف چرخیدن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

I dont know an alphabet of it اصطلاح هر از بر تشخیص نمیدم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انتقاد و عیب جویی I dont like certicizing , complaining and nagging من از انتقاد و عیب جویی و گلگی و غر زدن خوشم نمیاد

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Can you find it in your heart to speak to me like that دلت میاد با من اینحوری حرف بزنی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Find it in hert to دلت میاد که . . . دلت میااد ی کاریو بکنی

پیشنهاد
١

یعنی دلت میاد که انجامش بدی I cant find it in my heart to tell you anything in crowed من دلم نمیاد توی جمع چیزی بهش بگم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

I Havent got the cheek to do that روم نمیشه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاح putting spoke in my wheel چوب لای چرخ گذاشتن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Putting spoke in my wheel اصطلاح چوب لای چرخ گذاشتن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

Pullup your socks for اینم میشه اصطلاح استین بالا زدن برای

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

You are a pain in the neck اصطلاح خار توی چشم بودن ترجمه تو مثل ی دردیه استخوان توی گردنی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

Leopqrd ( cant /doesn't ) change it's spot اصطلاح اون ادم ، ادم نمیشه ( ذات ادم تغیر نمیکنه ) ترحمه پلنگ نمیتونه/نمیخواد خال هاشو تغیر بده

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

being in a same league You are always ( being in a same league ) with your brother اصطلاح اینکه باهم تبانی میکنن و توی گروهن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Biting the hands that feed you اصطلاح نمک میخوری و نمکدون رو میشکنی ( ترجمه گاز میگیری دستی که بهت غذا داده )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Double _crossing اصطلاح یعنی پیچوندن کسی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

You are always talking about me behind my back اصطلاح پشت سر کسی حرف زدن تو همیشه پشت سرم حرف میزنی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Following the crowed اصطلاح چشم و هم چشمی ( دنبال جمعیت و شلوغی راه افتادن و کم نیاوردن ازشون )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Hi is always Letting the cat out of the bag یه اصطلاحه ب معنی اینکه اون همش سوتی میده

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

She is always[ ( putting/sitting ) the cat among the [pigeons کنایه از دوبه هم زنی کردن یه اصطلاحه میگه اون هنش دوبه هم زنی میکنی ( گربه رو میذاره ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

You mean to say, You are satisfied with it یعنی میخواین بگین ازش راضی هستین دیگه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

I have got enough enemies ب قدر کافی دشمن دارم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

To have a love affair with رابطه عاشقانه مخفی خارج از ازدواج ( مثلا میتونه طرف ازدواج کرده باشه و ی رابطه هم مخفیانه داشته باشه )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

I have ( made/cooked ) it up by myself. dont belive it من از خودم دراوردم . باور نکنیا

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

I have cooked it up . Dont believe it من از خودم دراوردم . باور نکنیا

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

My father is going to make his confectionary into a sweet shop پدرم میخواد قنادیشو تبدیل به شیرینی فروشی کنه ( در بریتیش هست و با قنادی فرق داره )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به عبارتی خرخونی کردن She is swotting up on her exam داره برای امتحانش خرخونی میکنه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دامنه