مجتبی عیوض صحرا

مجتبی عیوض صحرا سرآغازِ دفتر نوشتم، به امیدِ بسمه تعالا / از جان و سِرشتم، ندا آمد که تو هستی توانا ( صحرا )
ما دو برادر دوقلو هستیم، من دبیر ادبیات و برادرم دبیر انگلیسی است.
ما جزوه، مقاله ( جُستار ) ، اسلاید ( نماجا ) ، فرهنگ نامه، گروه بندی واژگان، داستان و تاریخچه واژگان ( داستان واره ) ، جملات قصار ( دلنوشته ) ،
آرایه و دستور زبان های فارسی، ترکی و انگلیسی، شعر و ترانه و. . .
گردآوری و نوشته ایم و دارای روش های نوین و پیشرفته ای در فارسی، انگلیسی و زمینه های گفته شده هستیم!
( گرچه از نظر استاد ابوالحسن نجفی: واژه ( ( نوین ) ) حشو است و همان معنای نو را می دهد و دیگر نیازی به ساختن آن نیست!
" نو " صفت است و " ین " پسوند نسبت صفت ساز که با اسم می آید.
ولی امروزه برای برابر پارسی: " مُدِرن" استفاده می شود که معنای: نو تر، جدید تر، به روز تر، امروزی تر و. . . می دهد! )

سرتیم ( کاپیتان ) تیم فوتبال نوجوانان سپاهان اصفهان
کارشناس ( تکنسین ) داروخانه در اصفهان برای دو سال
رتبه 1256 تجربی با نمره ( معدل: 08. 11 )
و سه نیمسال ( تِرم ) داروسازی ( MPharm ) دانشگاه اصفهان خواندیم سپس جفتمون انصراف دادیم من رفتم کارشناسی ادبیات دانشگاه اصفهان و به مانند من هم، داداشم رفت کارشناسی آموزش زبان انگلیسی دانشگاه اصفهان
کارشناسی مدیریت دولتی دانشگاه پیام نور البرز ( مجازی )
رتبه 4 ارشد ادبیات و کارشناسی ارشد زبان های باستانی دانشگاه تهران
یاددهی ادبیات پارسی در دانشگاه بُخارِست و دکترای افتخاری دانشگاه بُخارِست رومانی
هفت سال کار در زمینه رمز ارز ( Cryptocurrency ) و ماهی کوچولوی شیبا و اتریوم

این دَستَک ها ( مدارک ) برایم هیچ ارزشی نداره و به قول معروف: " باید بذارم دَم یا دَر کوزه آبِش رو بخورم" و تنها چیزی که ارزشمنده، آبدیدِگی ( تجربه ) آن هاست!

این ها رو ننوشتم که کبّاده بکشیم، میخواستم فقط گفته باشم که شبِ ( شب های ) راحتی رو نگذروندیم و آسون و یه شبه هم، بدستش نیاوردیم! و در این راه، سختی ها و دشواری های وَشنادی ( زیادی ) کشیده ایم، تا اینکه تونستیم با ریاضت و همدلی هم به این دستاورد برسیم. ( البته در یازده سال )
برادرم هنوز یک واژه انگلیسی هم در آبادیس ثبت نکرده است، خودش می گوید وقت و حوصله ندارد! و من هم تنها شُمارِ اندکی از واژگانم را نگارش کرده ام ولی ناگفته نماند که بیشتر واژه های انگلیسی را با کمکِ برادرم نوشتم!

هنوز هم بخاطرِ واژه ای، هیچ پولی نگرفتم ( بر خلاف خیلی از جاهای دیگه که خودتون میدونید ) و مجانی و رایگان ( عاشقانه، دِلی ) واژه ساختم و نوشتم!
تا به امید اینکه:
دعای خیرتان بدرقه راهِمان شود و جوانانی به مانند ما دیده شوند و از طرح ها و واژگان ما استفاده بیشتری شود یا به زبون خودمونی، از ما تقدیر شود! چون تا حالا هیچ کسی بخاطرِ این واژگان از ما قدردانی نکرده است، به امید روزی که این کار صورت گیرد
و به قول دکتر شریعتی: مدرک جای خودش را به درک آدم ها دهد!
برای کسی که می فهمد، هیچ توضیحی لازم نیست
برای کسی که نمی فهمد، هر توضیحی اضافه است
آنان که می فهمند، عذاب می کِشند
و
آنان که نمی فهمند، عذاب می دهند

مهم نیست، که چه " مدرکی" دارید
مهم اینه که، چه " درکی" دارید!

و همچنین آموزش کشورِمان درست شود و به فرزندانمان توانایی و شِگردهای زندگی و آدم واری ( انسانیت ) بیاموزیم تا گرفتن نمره!
" حقا که این تردستان، بازی دادند ما را / با طاقِ ضَربی خشتی، راضی کردند ما را
( ( طاقِ ضَربی خشتی: تشبیه شده به پرسش های چهار گزینه ای بیهوده ) )
بازیگران آن ها، بازیچه ی تشویش اند / داوریَش با شما، جایِ تشویق ندارد!
( ( بازیگران: دانش آموزان و دانشجویان هستند! ) )
حقا که قانونش، جزء در دفتر و کاغذ / در هیچ جای دنیا، جای عمل ندارد
عاری از این بدتر نیست، بر پیکر کنکوری / آری، نیست عدالت، در عرصه ی کیهانی
حقا که زندگانی درس نیست لایِ دفتر / معلم بزرگی است، تخته و گچ ندارد
اکنون گو ای صحرا، این است عروج غایی / که ارزشِ هر کسی، شود نمره نهایی
حقا که این آموزش، مانند تیر مَشقی / موحش است و ترسناک، اما اثر ندارد! "
( ( مَشقی!: ایهام تناسب - 1. گلوله تمرینی و آموزشی 2. مشقِ بی خودی و الکی که با آموزش تناسب دارد ) )

[[ از شرکت آبادیس گرانقدر هم، بخاطرِ اینکه گذاشت شُمارِ اندکی از واژه های خودم و واژه های بوده ( از قبل موجود ) دیگر را ثبت یا معنی جدید کنم، سپاس گزارم و امیدوارم مسؤلین ( مسئولین! ) و به ویژه مردم،
از شرکت های ایرانیه، به مانند آبادیس حمایت جانانه ای کنند! ]]

یک روشنگری درباره این نشان ( ! ) : این نشان افزون بر اینکه در زبان فارسی برای علامت تعجّب، حالت و خطاب به کسی بکار می رود.
من این نشان را به معنی ( رجوع شود ) تلقی کردم > > > پس هر موقع این نشان را در واژه های من دیدید، یه نظر هم به این واژه ( ! ) بیَندازید.
مثلِ: چالش: بُحران، تَنِش - دَرگیری، کَلَنجار، دردسر، دلمشغولی، دغدغه!
پس در اینجا برای بهتر فهمیدن این واژه می توانید، یه نگاهی هم به دغدغه یا هر کدوم از واژه های نا آشنا بیَندازید.

هر سازمان، دانشگاه و مدرسه ای ( در تهران، البرز ) می خواهد برای همکاری و آموزش دادن و. . . با ما ارتباط بگیرد
می تواند به این آدرسِ تلگرامی پیامک بزند: m2sahra@
ما هم به دیده ی منّت قبول می کنیم و در صورت صلاحدید با ایشان تماس می گیریم. ممنون و سپاسگزارم

( ( یه خواهش هم از بَروبَچ رسانه ، نویسندگان و شاعران عزیز دارم:
لطف کنید حقوق معنوی ما رو هم رعایت کنید یا وقتی از کلماتمون استفاده می کنید،
خواهشمندم از ما هم نامی ببرید تا مردم ما را هم بشناسند یا بفهمند نخستین بار این کلمات رو کی گفته! شاید براشون جالب باشه! ممنون.

چَندی از واژگانی که برگرفته از ماست! و بیشتر بکار میره:

نام برنامه ها:
نسیم، ماه عسل، نوسفر، دورهمی، خندوانه

واژه های خودمونی و کوچه بازاری:
وِزِّه، منحصر به فرد، خوش خوشون ( خوشخوشان ) ، شاسگول!، پچول، گاگول،
ورپریده، آتیشپاره، ژنِ خوب ( آقازاده! ) ، تابلو، خفن، چنیم، سه سوت، سوتی، گاف،
قُلُپی، جیرینگی، پایه، ترکوندن، گل هم، زاقارت، کَل، کُری، دندت نرم،
بروبچ، تی تیش، لانتور، قزن قورتکی، خوشمَل، فنچ، جقل، جیگیل، نادخ،
موزمار ( مارموز! ) ، دودوزه ( دو دوزه! ) ، جیفنگ، دودَر، کنف، خیت، خنزرپنزری،
قپی، قمپز، سرتق، گوگولی مگولی ( گوگول یا گوگولی ) ، سنکوپ،
اُرت، وا دادن، رد دادن، قاراشمیش، هاگیر واگیر، بزن زنگو، همه چی تموم،
تو خوبی، خوبت شد، بخواب بابا، سوت شو ( سوت! ) ، هاپول، هاپولی، چاپو،
خودمونی ( خودمانی ) ، جیک تو جیک و. . . ( جیک! ) ، دَقَرنوش،
زپرتی، فکسنی ( فکستنی ) ، زیقی، پیزوری، همینه که هست،
دور برداشتن، دوردور ( دور دور ) ، پرچمت بالاست، خانم خانما، گل پسر،
رکب، تو نختم، هلالوش، باباشمل، بشکاری، پینتی، جناب خان،
کاربشول، دستگرمی، سمبل، الدنگ، اُزگَل ( اوزگل ) ، سر کجی داره،
رُفتار، لاطاقه، ماسیدن، ایسگاه ( ایستگاه ) ، شیمبل، لاکار، اورک

واژه های ساخته شده ( یافته شده ) و برابر های پارسی:
کاریزما، کارما، دارما، چالش، پویش، پایش، برجام، اینستکس ( INSTEX ) ،
واکاوی، آنالیز ( analyze ) ، آن ( body language ) ،
سِلفی ( selfie ) ، مینو ( meaning ) ،
تیم ( team ) ، کاپیتان ( captain ) ، لیگ ( league ) ، استارت آپ ( start up ) ، ربات ( robot ) ، رباتیک ( robotic ) ،
استندآپ کمدی ( stand up comedy ) ، پانتومیم ( pantomime ) ، دابسمش ( dubsmash ) ،
ریموت ( remote ) ، بِرَند ( brand ) ، خنداننده ( کمدین" comedian" ) ، رانت ( rent ) ، کلیشه ( cliche ) ،
نیمه گمشده ( the missinig half ) ، اسلاید ( slide ) ، تله پاتی ( telepathy ) ، سلف سرویس ( self service ) ،
آدرس ( address ) ، تئاتر ( theater ) ، کنسل ( cancel ) ، فراگرد ( process ) ، استاندارد ( standard ) ، دَشتان ( پریود ) ، دَخشَک ( آرم ) ،
همپرسگی ( ویزیت ) ،
گارد، کُمپِلِت، کُنسِرت، پانسیون، معرکه ( سیرک ) ، سانسور، کُمیسیون، اسکی

نام ها:
دلِ علی ( دله الی" Dele Alli" ) ، آیسل، سارینا، ماهور، آبادیس، نیرال،
آرامین، آروشا، سورن، سورنا، شاندیز، یاشا، یاشار، ساواش،
آلاش، شادلی، آپادیپا، آبلاتکا، آتسز، جان آقا، مهپاره، فرهاد،
یلدا، مادر ( mother ) ، پدر ( father ) ، برادر ( brother ) ، دختر ( daughter ) ،
دوشیزه، خواهر، پسر، شوهر، آبجی، داداش
گریسا، قاشدیس، آلپای، آشقین، آتیشماز، آلیشان، آلقیش،
ترکای، آییق، باریش، رایش، یازگون، یایگون، هیتمن،
چینوانت، خشترا، هوشیدر، آناهیتا، آرشیناز
چاتا، یاشیل، یاراش، ایستک، یاقیش، کپنک، شاریس، زیما
هومت، هوخت، هورشت، ویان، ویانا، تیشتر
آچینا، گوزل ( غزل ) ، غزال، سوبان، ایزل، پادوس، پادوسبان
هازارد ( هزاربد، Hazard ) ، نوزود، آباریس، داریس، چیترا، تریتا
پردک، آمیتیس، فرتاگون، فرهود، پریملاک، فرناد، فریمان، همداد
رامیاد، ویرا، وست، وستا، هوتانا، شایریا، وشتی، هوداک، هودین
هومان، داتام، شابار، ورجاوند، نازانتا، شانیسا، گیتیکا، نیماد، راجان
دلاریس، وخشور، آدیوار، هیرود، هوکرپ، ایسانا، ویشاد، ایلایدا،
آیدانا، آرشیت، برساد، آرتیستون، پنام، آبراتاس، برسام

پسوندها:
وانه، اک، انگ، وا، واده، وَند، شَن، نود، اِشت، یاد، ایک، ال، اده، وَش، دیس، یس،
وس ( اُوس ) ، دیز ( یز ) ، یزه، وَر، اُور ( ور ) ، اُو ( و ) ، دَر ( تَر ) ، اَر، تاش، سین، سِل، مَل، لو و. . .

واژه های ادبیاتی:
کنکاش، گفتاورد، دستاورد، رونمایی، پرسمان، خودجوش، تبانی، تلکه،
پرسپولیس، داو، یکّه تاز، تلنگر، گنگلاج، آستین پوش، دست برنه، آسمان جُل، خیلتاشان،
پروردش، پدوازک، چلمله، چپیره، پژوردن، هموکار، استومند، اهورامزدا،
مهرابه، آبه، فرهنگ، سرهنگ، میسوانه، فرشگرد، پابوس، پرچم ایران،
اسورنان، نوهرن، تناپور، پتت، پادیاب، دوشیارا، ورجمکرد، ممنون
فراماسون، چهارشنبه سوری، حاجی فیروز، عمو نوروز، نوروز،
کریسمس، هالووین، هولی، سیزده بدر
" تفاوت های ( ی ) ، ( ه ) و نقش نمای اضافه، چند املایی ها" ،
کربلا، پاپی شدن، لکّه ( لکّه دویدن ) ، خطی بر کسی کشیدن، خواجه وار، دل شکر،
آتش به اختیار، آتش به فرمان، محتسب، آبدیده، اختلاس، دست مایه،
کارمایه، تنهاوَش، سلوچ، سربه مهر، سووشون، دست مریزاد، یاشاسین،
ناز شستت، دستِت درست، دست خوش، مورمور و. . . . . . . . . . . . . . . . ) )

( خوشبختی ) از زبانِ دکتر علی شریعتی:
خوشبختی ما در سه جمله است:
تجربه از دیروز ، استفاده از امروز ، امید به فردا
ولی ما با سه جمله ی دیگر، زندگیِ مان را تباه می کنیم:
حسرت دیروز ، اتلاف امروز ، ترس از فردا!
در حالی که، معتقد به این هستیم که پروردگار بزرگوار:
دیروز را عفو ، امروز را مَدَد و فردا را کفایت می کند!

:charisma words
Words" are like double - edged"
sword" , Be careful of"
incision: They can both penetrate
and break hearts
کاریزمایِ ( گیرایی ) واژگان:
" کلمات" همانند " شمشیر" دو لبه اند، حواسِمان به بُرّندِگیشان باشد:
هم تواناییِ نفوذ در دل ها را دارند و هم شکستنِ آن ها را ( صحرا )

تنها زمینه سازَند:
مهمترین چیزی که در مدرسه و دانشگاه یاد می گیریم
این است که :
مهمترین چیزها را ، در مدرسه و دانشگاه یاد نمی گیریم!
یعنی خودت باید مسیرِ پیشرفتت رو پیدا کنی! ( صحرا )

:Live the moment
Always like a " detector" and
! Your present " receptor" now
در لحظه زندگی کُن:
همیشه مثلِ " ردیاب" باش و
حالِ کنونیت رو " دریاب" ! ( صحرا )

در بازیِ زندگی
جونِ خوبی هایت را بی نهایت کن
زیرا بازی سختی ( دشواری ) در پیش داریم
بگذار مهربانیت را واسه روزِ مبادا پس انداز کنیم! ( صحرا )

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



یایگون١٨:٤٤ - ١٣٩٦/١٢/١٨واژه ترکی - اسم دخترانه یای: تابستان، تَموز، صَیف - فصل گرما و حرارت گون: مِهر، خورشید، آفتاب، هور، شمس - روز، شید ( فارسی اَوِستایی ) ، دا ( فارسی م ... گزارش
16 | 0
ماهور١٨:٣٩ - ١٣٩٦/١٢/١٨این نوشته رو 25 بهمن نوشتم ولی به فَرنودهایی ( دلایلی ) پاکِش کردم: چون به خیال خودم میخواستم پاسخ ( جواب ) دندان شکن بدم ولی حواسم به قلب آدم ها نبو ... گزارش
377 | 8
پینتی١٨:٢٠ - ١٣٩٦/١٢/١٨واژه ای ترکی - در گویش بازاری و تهرانی ( کوچه بازاری ) ژولیده، شلخته، نامرتب، نا آراسته، شوریده، پریشان، افشان، مُشَوَّش، دَر هم، قاراشمیش! مثال: یا ... گزارش
23 | 1
یاد١٨:١٣ - ١٣٩٦/١٢/١٨یاد ( یات ) ، ناد - پسوند نسبت، مالکیت، دارندگی و همراهی فارسی اَوِستایی آبانیاد، زامیاد، فریاد، بنیاد، مَهیاد، شهیاد، رامناد، رامیاد و. . .گزارش
25 | 1
اشت١٨:١٢ - ١٣٩٦/١٢/١٨اِشت - پسوند اسم ساز و شاخص فارسی یا پسوند چشمگیر، بزرگ کننده و برتری دهنده فارسی - پسوند نسبت، مالکیت، دارندگی و همراهی فارسی اَوِستایی مانند: خورشت ... گزارش
9 | 0
بشکاری١٨:٠٨ - ١٣٩٦/١٢/١٨بِشکاری - واژه مرکّب بِش: خوشرو، خوش برخورد - خوشمزه، لذیذ، گوارا معنی: کارایی خوش، کارآمدی سرخوش و خفن، کارگری شاداب، سودمندی جالب و شگفت انگیز - ا ... گزارش
7 | 1
قاراشمیش١٨:٠٤ - ١٣٩٦/١٢/١٨بَلبَشو، هر کی هر کی، شیر تو شیر ( خر تو خر ) ، شَلَم شوربا، پینتی ( ترکی ) ، هلالوش!گزارش
39 | 0
اناهیتا٢١:٠٦ - ١٣٩٦/١١/٢١نمادهای برگرفته شده فرهنگ های فَرَنگی و درونی از فرهنگِ کُهَن و ریشه دار ایران؛وابسته به آناهیتا، مِهر ( میترا ) و زرتشتیان: توجه: ( ( ایران الهه و ... گزارش
278 | 1
اناهیتا٢١:٠٥ - ١٣٩٦/١١/٢١چگونگی مراسم تاج گذاری و یاری دهندگی آناهیتا در اساطیر ایران و نیایشگاه های آن: افراد بسیاری از جمله: شاهان، بزرگان و پهلوانان از آناهیتا درخواست کمک ... گزارش
230 | 2
اناهیتا٢١:٠٣ - ١٣٩٦/١١/٢١ویژگی های آناهیتا: اسب: اسب حیوان سودمندی است و نقش حیاتی در زندگی و جنگاوری دارد! اسب حیوان نجیب، باهوش، با وَقار و سازنده است! در آیین کُهَن و مذهب ... گزارش
230 | 2
اناهیتا٢١:٠٢ - ١٣٩٦/١١/٢١قدرتمندی و نیروهای آناهیتا: ایزدان به معنای سزاواران ستایش و عناصر ستوده شده می باشند و به دو دسته تقسیم می شوند: 1. ایزدان مینویی ( معنوی ) 2. ایزدا ... گزارش
232 | 3
اناهیتا٢١:٠٠ - ١٣٩٦/١١/٢١گُل نیلوفر آبی ( لوتوس ) : این گُل در ایران از ارزشمندیِ ویژه ای برخوردار است و نمادِ ایزدبانو آناهیتا است! در آسیای شرقی ( شرق آسیا ) به نام گُل سوس ... گزارش
228 | 2
فراماسون٢٠:٣٥ - ١٣٩٦/١١/٢١بُز بافومه ( بُز بافومِنت، بُز سِباتیک ) : بز بافومه " نامش" را از ایزد بابِلیان باستان ( بین النهرین، میان رودان ) >>> باکوماس گرفته است و "نمادهای ... گزارش
150 | 1
اناهیتا٢٠:٤٧ - ١٣٩٦/١١/٢١از نظر دانشمندان زرتشتی و موبدان آن ها، درباره ستاره شش پَر: " این ستاره شش گوشه؛نشان از شش روز هفته است و مرکز ستاره؛نشان از مقدس و مورد ارزشمند بود ... گزارش
241 | 3
اناهیتا٢٠:٣٩ - ١٣٩٦/١١/٢١اَردَِویسورَه اَناهیتَه: نام یک رود و یک ستاره است! رود اَردَِوی ( اَردَِویسورَه ) : همان رود آمودریا ( جیحون ) است؛ که بزرگترین، پر آب ترین، درازتری ... گزارش
228 | 4
اناهیتا٢٠:٣٩ - ١٣٩٦/١١/٢١ناهید: ستاره صبح یا بامدادی یا شبانگاهی ( زُهره ) ، ونوس ( نئوس ) در اسطوره های رومیان و آفرودیت ( آفرودیته ) در اساطیر یونان ویژگی ها: نزدیک ترین س ... گزارش
251 | 4
اناهیتا٢٠:٣٨ - ١٣٩٦/١١/٢١خواهشمند است برای آشنا شدن با فرهنگ آریایی و ایران باستان خود و گیرایی آن بر دیگر فرهنگ ها؛ این جُستار را مطالعه ( خوانش ) فرمایید و مورد کند و کاو و ... گزارش
329 | 6
پرچم ایران٢٠:٣٧ - ١٣٩٦/١١/٢١توجه: این واژه را به همراه واژه " آناهیتا" بخوانید! مقایسه پرچم هخامنشی با پرچم کنونی ایران: شرح مختصر: پرچم ایران از دوران پیش از تاریخ ایران و دیر ... گزارش
120 | 1
فراماسون٢٠:٣٥ - ١٣٩٦/١١/٢١نشان های فراماسونی: 1. فراماسون ها نمادهایی همچون: گونیا و پرگار ( حرف G در وسط آن"Goat": بُز یا "God": خدا ) ، خط کش، بیلچه، داس، شاغول، چَکُش و. . ... گزارش
152 | 1
فراماسون٢٠:٣٤ - ١٣٩٦/١١/٢١توجه: این واژه را به همراه واژه " آناهیتا" بخوانید! روشنگری گزیده درباره فِراماسون ( Freemason ) یا بنّای آزادی خواه: حضرت سلیمان ( ع ) در شهر اورشلی ... گزارش
156 | 1
پابوس١٩:٢٨ - ١٣٩٦/١١/٢١پابوس یا دست بوسی - این زبانزد ( اصطلاح ) در زمان مادها و از رسوم پیشین و کهن ایران زمین به شمار می رفت که به هخامنشیان هم راه یافته بود! ( ( واژه ... گزارش
57 | 0
هوشیدر١٩:٠٨ - ١٣٩٦/١١/٢١هُوشیدَر ( شیذیر، شیذَر! ) - یکی از نام های پروردگار - اُوشیدَر ( اُشیدَر ) ، سوشیانت، سوشینت، سیوشانس، سوشیانس، اُوخشیَت اِرِتَه ( گسترنده پارسایی ... گزارش
133 | 0
فرشگرد١٨:٥٣ - ١٣٩٦/١١/٢١فَرَشگَرد - فَراشگرد ( فرشوکَرت ) - واژه مرکّب اَوِستایی - فَرَش: دوباره، مجدد، از نو، نوسازی، از سَرگیری، بازسازی گرد: از مصدر گَشتَن کَرت: وقت، زم ... گزارش
122 | 0
میسوانه١٨:٣٩ - ١٣٩٦/١١/٢١واژه مشتق اَوِستایی - میس: تکبر، غرور، نَِخوَت، فیس و اِفاده ( فیسِش ) - غُد، خودبین، خودخواه، فَخر فروشی ( فرانسوی: پُز ) وانه: پسوند نسبت، مالکیت ... گزارش
23 | 0
خشترا١٨:٣٠ - ١٣٩٦/١١/٢١خَشتَرا ( کَشتَرا، شَهریوَر ) - واژه مرکّب اَوِستایی - اسم پسرانه خَش: یزدان، ایزد، خدا، پروردگار، آفریدگار، پدید و بوجود آورنده، مادر! تَرا: تره - ب ... گزارش
9 | 0
چینوانت١٧:٣٥ - ١٣٩٦/١١/٢١چِنوانت - واژه اَوِستایی - اسم پسرانه چین: داور، قاضی، حاکم - هیربُد، آموزگار، استاد، دبیر، معلم - پیشوا، رهبر، سرپرست، کلانتر - راهبر، راهنما، مُرشِ ... گزارش
21 | 0
هیتمن١٧:٢٠ - ١٣٩٦/١١/٢١هیتمَن - واژه مرکّب فارسی باستان - اسم پسرانه هیت: واژه فارسی باستان - پاک، تمیز، زَکی ( زَکا ) - سَره، خالص، صاف، زُلال، شَفاف - پالایش، بی آلایش، ... گزارش
21 | 1
پرسپولیس١٦:٥٣ - ١٣٩٦/١١/٢١پس از اینکه خشایارشاه؛هخامنشیان، اشکانیان و. . . با رشادت های سردارانی مانند: آرتِمیس، آریوبَرزن، سورِنا و. . . در سال 480 پیش از میلاد یونان را فتح ... گزارش
407 | 13
باباشمل١٦:٣٥ - ١٣٩٦/١١/٢١باباشَمَل - در گویش بازاری و تهرانی ( کوچه بازاری ) شَمَل:سردَمدار، سردسته، سرکرده، سرگروه، پیشوا، رهبر، سرپرست، کلانتر، باشی ( ترکی ) معنی: بابا ... گزارش
14 | 0
هلالوش١٦:٢٦ - ١٣٩٦/١١/٢١هَلالوش - واژه فارسی میانه ( پهلوی ) فِتنه، آشوب، بَلوا، هِنگامه، وِلوِله، هَمهَمه، هَیاهو، اَلَم شَنگه، جَنجال، شُورِش - اغتشاش، آشفتگی، تشنج، تَنِ ... گزارش
12 | 0
سرهنگ١٦:٢٢ - ١٣٩٦/١١/٢١واژه اَوِستایی - سر: تارک، رأس، فرق، کله، چَکاد، هَباک، قله، نوک، دهانه - بالا، لوج، بلندا، بَرین - بزرگ، پیشوا، سرپرست، رئیس، سَروَر، برتر، والاتر ... گزارش
55 | 2
فرهنگ١٦:٠٧ - ١٣٩٦/١١/٢١واژه اَوِستایی: فَراثَنگ فَر: فَرّه، خُرّه - فرا - مفهومی در اساطیر ایرانی است: فروغیِ ایزدی است که به دل هر که بتابد، از همگان برتری می یابد و از پر ... گزارش
48 | 3
اک١٥:٥٦ - ١٣٩٦/١١/٢١پسوند نسبت و دارندگی - پسوند فاعلی و انجام دهندگی فارسی میانه ( پهلوی ) مانند: تَِریاک، خوراک، پوشاک، چالاک، مغاک، خاشاک، نوشاک، سوزاک، یاراک، کلاک ... گزارش
30 | 0
وا١٥:٥٣ - ١٣٩٦/١١/٢١پسوند فاعلی، انجام دهندگی و نسبت فارسی میانه ( پهلوی ) مثل: دعوا، پروا، پیشوا، نانوا، مروا، پیلوا! و. . .گزارش
9 | 1
تو نختم١٥:٤٧ - ١٣٩٦/١١/٢١تو نَخِتَم - در گویش بازاری و تهرانی ( کوچه بازاری ) تو فکرِتَم، تو خیالِتَم، تو کفِ تو ام، نظر دارم روت، حواسم بهِته، دلم درگیر و پیشِته، چالِشَم ت ... گزارش
108 | 0
DAY١٥:٣٤ - ١٣٩٦/١١/٢١دا: در فارسی میانه ( پهلوی ) معادل روز است. مثل: فردا day برگرفته شده از فارسی است! جالب این است که ماه دی هم داریم: فرشته روز و امیدگزارش
62 | 2
یازگون١٥:٣٠ - ١٣٩٦/١١/٢١یازگُون - واژه ترکی - اسم دخترانه یاز: فصل شروع یا اولِّ سال، بهار، ربیع، آبسال - آورنده بهترین ها، خوبی ها و شادی ها گون: مِهر، خورشید، آفتاب، هور، ... گزارش
21 | 0
رایش١٥:١٨ - ١٣٩٦/١١/٢١واژه ی ساده فارسی یا هند و اروپایی - اسم پسرانه رای: اندیشه، فکر، نظر، باوَر، عقیده، دیدگاه - عقل، دانش، خِرَد، هوش، تدبیر، چاره - عنوان پادشاهان، وا ... گزارش
32 | 5
باریش١١:٤٨ - ١٣٩٦/١١/٢١واژه ترکی - اسم دخترانه پیوند دهنده دل ها، رُفوگرِ دلخوری و رنجدیدگی، آشتی، صلح، سازش، توافق - همدلی، دوستی، رفاقت، مهربانی - آرامش، آسایش، آسودگی، ... گزارش
129 | 3
ارامین١١:٣٥ - ١٣٩٦/١١/٢١ممنون از این که گفتین، سپاس! آری به فارسی می شود: آرام و پسوند نسبت "ین" معنی: به آرامی، به سادگی و راحتی، آسان و بی دغدغه، خودمونی! - فوری، سریع، آن ... گزارش
21 | 0
اییق١١:٣٠ - ١٣٩٦/١١/٢١واژه ترکی - اسم پسرانه معنی: قِبراق، چُست و چابُک، چالاک، شاطِر، فِرز، سرزنده، سردِماغ، سرحال، شاداب، بانشاط، دلخوش، سرخوش - زبر و زرنگ، زبردست، تَ ... گزارش
9 | 0
ترکای١١:٢٣ - ١٣٩٦/١١/٢١دیگه نگم واژه ای ترکی، چون از اسمش تابلو هست! - تورکای - اسم دخترانه تُرک: آذری، ترک تبار، ترک نژاد، آذربایجانی آی: ماه، قمر - زیبا، قشنگ، خوشگل - مع ... گزارش
32 | 0
القیش١١:١٥ - ١٣٩٦/١١/٢١واژه ترکی - اسم پسرانه آل: بگیر، دریافت کُن، بدست بیار، مال خود کُن قیش: عضوی از بدن، پا - یکی از چهار فصل سال، زمستان معنی: خوشامدگو و پیشواز ( پیشب ... گزارش
0 | 0
الیشان١١:٠٨ - ١٣٩٦/١١/٢١عَلیشان - علی را به ترکی آلی تلفظ می کنند! - واژه ترکی - اسم پسرانه علی: یکی از نام های خداوند، نام امیر المؤمنین - بلند مرتبه، بزرگوار - مِناعَت، ب ... گزارش
16 | 1
اتیشماز١٠:٥٩ - ١٣٩٦/١١/٢١واژه ترکی - اسم دخترانه ماز: نه، خیر، پسوند منفی ساز ترکی معنی: آتیش نمی گیره، نمی سوزه، دعوا نمیشه - آشتی، صلح، دوستی و. . .گزارش
0 | 0
اشقین١٠:٥٤ - ١٣٩٦/١١/٢١واژه ترکی - اسم دخترانه آش: باز کُن، گسترش بده، گُشادن - ایجاد، بنا کردن - بِستر لازم را فراهم کردن، مُرتفع ساختن - روشن ساختن، تشریح کردن. مثل:داداش ... گزارش
23 | 0
الپای١٠:٤٧ - ١٣٩٦/١١/٢١واژه ترکی - اسم پسرانه آلپ: آلب فَرنام ( لقب ) پهلوانان ترک بوده است! مانند: آلپ ( آلب ) ارسلان! - توان، زور، نیرو، قدرت - نترس، شجاع، دلیر، دلاور، ... گزارش
113 | 4
قاشدیس١٠:٣٤ - ١٣٩٦/١١/٢١واژه ایرانی - یونانی با ریشه ی ترکی - اسم پسرانه قاش: واژه ترکی - دو، دویدن - سریع و با شتاب رفتن - موهای بالای چشم، اَبرو معنی: اسب تندرو، اسب رعدآس ... گزارش
0 | 0
گریسا١٠:١٤ - ١٣٩٦/١١/٢١گِریسا - واژه فارسی - اسم دخترانه گِری: جام، ساتکین ( ساتگین، واژه ترکی ) ، ساغَر، صُراحی، قَدَح، کاسه، پیاله شراب و باده و. . . سا: آسا - پسوند هما ... گزارش
9 | 0
واده٢٣:٥٠ - ١٣٩٦/١١/٢٠پسوند نسبت اَوِستایی - مانند: خانِواده، کَِواده، یادواده، یارواده، درواده و. . .گزارش
12 | 0