مجتبی عیوض صحرا

مجتبی عیوض صحرا سرآغازِ دفتر نوشتم، به امیدِ بسمه تعالا / از جان و سِرشتم، ندا آمد که تو هستی توانا ( صحرا )
ما دو برادر دوقلو هستیم، من دبیر ادبیات و برادرم دبیر انگلیسی است.
ما جزوه، مقاله ( جُستار ) ، اسلاید ( نماجا ) ، فرهنگ نامه، گروه بندی واژگان، داستان و تاریخچه واژگان ( داستان واره ) ، جملات قصار ( دلنوشته ) ،
آرایه و دستور زبان های فارسی، ترکی و انگلیسی، شعر و ترانه و. . .
گردآوری و نوشته ایم و دارای روش های نوین و پیشرفته ای در فارسی، انگلیسی و زمینه های گفته شده هستیم!
( گرچه از نظر استاد ابوالحسن نجفی: واژه ( ( نوین ) ) حشو است و همان معنای نو را می دهد و دیگر نیازی به ساختن آن نیست!
" نو " صفت است و " ین " پسوند نسبت صفت ساز که با اسم می آید.
ولی امروزه برای برابر پارسی: " مُدِرن" استفاده می شود که معنای: نو تر، جدید تر، به روز تر، امروزی تر و. . . می دهد! )

سرتیم ( کاپیتان ) تیم فوتبال نوجوانان سپاهان اصفهان
کارشناس ( تکنسین ) داروخانه در اصفهان برای دو سال
رتبه 1256 تجربی با نمره ( معدل: 08. 11 )
و سه نیمسال ( تِرم ) داروسازی ( MPharm ) دانشگاه اصفهان خواندیم سپس جفتمون انصراف دادیم من رفتم کارشناسی ادبیات دانشگاه اصفهان و به مانند من هم، داداشم رفت کارشناسی آموزش زبان انگلیسی دانشگاه اصفهان
کارشناسی مدیریت دولتی دانشگاه پیام نور البرز ( مجازی )
رتبه 4 ارشد ادبیات و کارشناسی ارشد زبان های باستانی دانشگاه تهران
یاددهی ادبیات پارسی در دانشگاه بُخارِست و دکترای افتخاری دانشگاه بُخارِست رومانی
هفت سال کار در زمینه رمز ارز ( Cryptocurrency ) و ماهی کوچولوی شیبا و اتریوم

این دَستَک ها ( مدارک ) برایم هیچ ارزشی نداره و به قول معروف: " باید بذارم دَم یا دَر کوزه آبِش رو بخورم" و تنها چیزی که ارزشمنده، آبدیدِگی ( تجربه ) آن هاست!

این ها رو ننوشتم که کبّاده بکشیم، میخواستم فقط گفته باشم که شبِ ( شب های ) راحتی رو نگذروندیم و آسون و یه شبه هم، بدستش نیاوردیم! و در این راه، سختی ها و دشواری های وَشنادی ( زیادی ) کشیده ایم، تا اینکه تونستیم با ریاضت و همدلی هم به این دستاورد برسیم. ( البته در یازده سال )
برادرم هنوز یک واژه انگلیسی هم در آبادیس ثبت نکرده است، خودش می گوید وقت و حوصله ندارد! و من هم تنها شُمارِ اندکی از واژگانم را نگارش کرده ام ولی ناگفته نماند که بیشتر واژه های انگلیسی را با کمکِ برادرم نوشتم!

هنوز هم بخاطرِ واژه ای، هیچ پولی نگرفتم ( بر خلاف خیلی از جاهای دیگه که خودتون میدونید ) و مجانی و رایگان ( عاشقانه، دِلی ) واژه ساختم و نوشتم!
تا به امید اینکه:
دعای خیرتان بدرقه راهِمان شود و جوانانی به مانند ما دیده شوند و از طرح ها و واژگان ما استفاده بیشتری شود یا به زبون خودمونی، از ما تقدیر شود! چون تا حالا هیچ کسی بخاطرِ این واژگان از ما قدردانی نکرده است، به امید روزی که این کار صورت گیرد
و به قول دکتر شریعتی: مدرک جای خودش را به درک آدم ها دهد!
برای کسی که می فهمد، هیچ توضیحی لازم نیست
برای کسی که نمی فهمد، هر توضیحی اضافه است
آنان که می فهمند، عذاب می کِشند
و
آنان که نمی فهمند، عذاب می دهند

مهم نیست، که چه " مدرکی" دارید
مهم اینه که، چه " درکی" دارید!

و همچنین آموزش کشورِمان درست شود و به فرزندانمان توانایی و شِگردهای زندگی و آدم واری ( انسانیت ) بیاموزیم تا گرفتن نمره!
" حقا که این تردستان، بازی دادند ما را / با طاقِ ضَربی خشتی، راضی کردند ما را
( ( طاقِ ضَربی خشتی: تشبیه شده به پرسش های چهار گزینه ای بیهوده ) )
بازیگران آن ها، بازیچه ی تشویش اند / داوریَش با شما، جایِ تشویق ندارد!
( ( بازیگران: دانش آموزان و دانشجویان هستند! ) )
حقا که قانونش، جزء در دفتر و کاغذ / در هیچ جای دنیا، جای عمل ندارد
عاری از این بدتر نیست، بر پیکر کنکوری / آری، نیست عدالت، در عرصه ی کیهانی
حقا که زندگانی درس نیست لایِ دفتر / معلم بزرگی است، تخته و گچ ندارد
اکنون گو ای صحرا، این است عروج غایی / که ارزشِ هر کسی، شود نمره نهایی
حقا که این آموزش، مانند تیر مَشقی / موحش است و ترسناک، اما اثر ندارد! "
( ( مَشقی!: ایهام تناسب - 1. گلوله تمرینی و آموزشی 2. مشقِ بی خودی و الکی که با آموزش تناسب دارد ) )

[[ از شرکت آبادیس گرانقدر هم، بخاطرِ اینکه گذاشت شُمارِ اندکی از واژه های خودم و واژه های بوده ( از قبل موجود ) دیگر را ثبت یا معنی جدید کنم، سپاس گزارم و امیدوارم مسؤلین ( مسئولین! ) و به ویژه مردم،
از شرکت های ایرانیه، به مانند آبادیس حمایت جانانه ای کنند! ]]

یک روشنگری درباره این نشان ( ! ) : این نشان افزون بر اینکه در زبان فارسی برای علامت تعجّب، حالت و خطاب به کسی بکار می رود.
من این نشان را به معنی ( رجوع شود ) تلقی کردم > > > پس هر موقع این نشان را در واژه های من دیدید، یه نظر هم به این واژه ( ! ) بیَندازید.
مثلِ: چالش: بُحران، تَنِش - دَرگیری، کَلَنجار، دردسر، دلمشغولی، دغدغه!
پس در اینجا برای بهتر فهمیدن این واژه می توانید، یه نگاهی هم به دغدغه یا هر کدوم از واژه های نا آشنا بیَندازید.

هر سازمان، دانشگاه و مدرسه ای ( در تهران، البرز ) می خواهد برای همکاری و آموزش دادن و. . . با ما ارتباط بگیرد
می تواند به این آدرسِ تلگرامی پیامک بزند: m2sahra@
ما هم به دیده ی منّت قبول می کنیم و در صورت صلاحدید با ایشان تماس می گیریم. ممنون و سپاسگزارم

( ( یه خواهش هم از بَروبَچ رسانه ، نویسندگان و شاعران عزیز دارم:
لطف کنید حقوق معنوی ما رو هم رعایت کنید یا وقتی از کلماتمون استفاده می کنید،
خواهشمندم از ما هم نامی ببرید تا مردم ما را هم بشناسند یا بفهمند نخستین بار این کلمات رو کی گفته! شاید براشون جالب باشه! ممنون.

چَندی از واژگانی که برگرفته از ماست! و بیشتر بکار میره:

نام برنامه ها:
نسیم، ماه عسل، نوسفر، دورهمی، خندوانه

واژه های خودمونی و کوچه بازاری:
وِزِّه، منحصر به فرد، خوش خوشون ( خوشخوشان ) ، شاسگول!، پچول، گاگول،
ورپریده، آتیشپاره، ژنِ خوب ( آقازاده! ) ، تابلو، خفن، چنیم، سه سوت، سوتی، گاف،
قُلُپی، جیرینگی، پایه، ترکوندن، گل هم، زاقارت، کَل، کُری، دندت نرم،
بروبچ، تی تیش، لانتور، قزن قورتکی، خوشمَل، فنچ، جقل، جیگیل، نادخ،
موزمار ( مارموز! ) ، دودوزه ( دو دوزه! ) ، جیفنگ، دودَر، کنف، خیت، خنزرپنزری،
قپی، قمپز، سرتق، گوگولی مگولی ( گوگول یا گوگولی ) ، سنکوپ،
اُرت، وا دادن، رد دادن، قاراشمیش، هاگیر واگیر، بزن زنگو، همه چی تموم،
تو خوبی، خوبت شد، بخواب بابا، سوت شو ( سوت! ) ، هاپول، هاپولی، چاپو،
خودمونی ( خودمانی ) ، جیک تو جیک و. . . ( جیک! ) ، دَقَرنوش،
زپرتی، فکسنی ( فکستنی ) ، زیقی، پیزوری، همینه که هست،
دور برداشتن، دوردور ( دور دور ) ، پرچمت بالاست، خانم خانما، گل پسر،
رکب، تو نختم، هلالوش، باباشمل، بشکاری، پینتی، جناب خان،
کاربشول، دستگرمی، سمبل، الدنگ، اُزگَل ( اوزگل ) ، سر کجی داره،
رُفتار، لاطاقه، ماسیدن، ایسگاه ( ایستگاه ) ، شیمبل، لاکار، اورک

واژه های ساخته شده ( یافته شده ) و برابر های پارسی:
کاریزما، کارما، دارما، چالش، پویش، پایش، برجام، اینستکس ( INSTEX ) ،
واکاوی، آنالیز ( analyze ) ، آن ( body language ) ،
سِلفی ( selfie ) ، مینو ( meaning ) ،
تیم ( team ) ، کاپیتان ( captain ) ، لیگ ( league ) ، استارت آپ ( start up ) ، ربات ( robot ) ، رباتیک ( robotic ) ،
استندآپ کمدی ( stand up comedy ) ، پانتومیم ( pantomime ) ، دابسمش ( dubsmash ) ،
ریموت ( remote ) ، بِرَند ( brand ) ، خنداننده ( کمدین" comedian" ) ، رانت ( rent ) ، کلیشه ( cliche ) ،
نیمه گمشده ( the missinig half ) ، اسلاید ( slide ) ، تله پاتی ( telepathy ) ، سلف سرویس ( self service ) ،
آدرس ( address ) ، تئاتر ( theater ) ، کنسل ( cancel ) ، فراگرد ( process ) ، استاندارد ( standard ) ، دَشتان ( پریود ) ، دَخشَک ( آرم ) ،
همپرسگی ( ویزیت ) ،
گارد، کُمپِلِت، کُنسِرت، پانسیون، معرکه ( سیرک ) ، سانسور، کُمیسیون، اسکی

نام ها:
دلِ علی ( دله الی" Dele Alli" ) ، آیسل، سارینا، ماهور، آبادیس، نیرال،
آرامین، آروشا، سورن، سورنا، شاندیز، یاشا، یاشار، ساواش،
آلاش، شادلی، آپادیپا، آبلاتکا، آتسز، جان آقا، مهپاره، فرهاد،
یلدا، مادر ( mother ) ، پدر ( father ) ، برادر ( brother ) ، دختر ( daughter ) ،
دوشیزه، خواهر، پسر، شوهر، آبجی، داداش
گریسا، قاشدیس، آلپای، آشقین، آتیشماز، آلیشان، آلقیش،
ترکای، آییق، باریش، رایش، یازگون، یایگون، هیتمن،
چینوانت، خشترا، هوشیدر، آناهیتا، آرشیناز
چاتا، یاشیل، یاراش، ایستک، یاقیش، کپنک، شاریس، زیما
هومت، هوخت، هورشت، ویان، ویانا، تیشتر
آچینا، گوزل ( غزل ) ، غزال، سوبان، ایزل، پادوس، پادوسبان
هازارد ( هزاربد، Hazard ) ، نوزود، آباریس، داریس، چیترا، تریتا
پردک، آمیتیس، فرتاگون، فرهود، پریملاک، فرناد، فریمان، همداد
رامیاد، ویرا، وست، وستا، هوتانا، شایریا، وشتی، هوداک، هودین
هومان، داتام، شابار، ورجاوند، نازانتا، شانیسا، گیتیکا، نیماد، راجان
دلاریس، وخشور، آدیوار، هیرود، هوکرپ، ایسانا، ویشاد، ایلایدا،
آیدانا، آرشیت، برساد، آرتیستون، پنام، آبراتاس، برسام

پسوندها:
وانه، اک، انگ، وا، واده، وَند، شَن، نود، اِشت، یاد، ایک، ال، اده، وَش، دیس، یس،
وس ( اُوس ) ، دیز ( یز ) ، یزه، وَر، اُور ( ور ) ، اُو ( و ) ، دَر ( تَر ) ، اَر، تاش، سین، سِل، مَل، لو و. . .

واژه های ادبیاتی:
کنکاش، گفتاورد، دستاورد، رونمایی، پرسمان، خودجوش، تبانی، تلکه،
پرسپولیس، داو، یکّه تاز، تلنگر، گنگلاج، آستین پوش، دست برنه، آسمان جُل، خیلتاشان،
پروردش، پدوازک، چلمله، چپیره، پژوردن، هموکار، استومند، اهورامزدا،
مهرابه، آبه، فرهنگ، سرهنگ، میسوانه، فرشگرد، پابوس، پرچم ایران،
اسورنان، نوهرن، تناپور، پتت، پادیاب، دوشیارا، ورجمکرد، ممنون
فراماسون، چهارشنبه سوری، حاجی فیروز، عمو نوروز، نوروز،
کریسمس، هالووین، هولی، سیزده بدر
" تفاوت های ( ی ) ، ( ه ) و نقش نمای اضافه، چند املایی ها" ،
کربلا، پاپی شدن، لکّه ( لکّه دویدن ) ، خطی بر کسی کشیدن، خواجه وار، دل شکر،
آتش به اختیار، آتش به فرمان، محتسب، آبدیده، اختلاس، دست مایه،
کارمایه، تنهاوَش، سلوچ، سربه مهر، سووشون، دست مریزاد، یاشاسین،
ناز شستت، دستِت درست، دست خوش، مورمور و. . . . . . . . . . . . . . . . ) )

( خوشبختی ) از زبانِ دکتر علی شریعتی:
خوشبختی ما در سه جمله است:
تجربه از دیروز ، استفاده از امروز ، امید به فردا
ولی ما با سه جمله ی دیگر، زندگیِ مان را تباه می کنیم:
حسرت دیروز ، اتلاف امروز ، ترس از فردا!
در حالی که، معتقد به این هستیم که پروردگار بزرگوار:
دیروز را عفو ، امروز را مَدَد و فردا را کفایت می کند!

:charisma words
Words" are like double - edged"
sword" , Be careful of"
incision: They can both penetrate
and break hearts
کاریزمایِ ( گیرایی ) واژگان:
" کلمات" همانند " شمشیر" دو لبه اند، حواسِمان به بُرّندِگیشان باشد:
هم تواناییِ نفوذ در دل ها را دارند و هم شکستنِ آن ها را ( صحرا )

تنها زمینه سازَند:
مهمترین چیزی که در مدرسه و دانشگاه یاد می گیریم
این است که :
مهمترین چیزها را ، در مدرسه و دانشگاه یاد نمی گیریم!
یعنی خودت باید مسیرِ پیشرفتت رو پیدا کنی! ( صحرا )

:Live the moment
Always like a " detector" and
! Your present " receptor" now
در لحظه زندگی کُن:
همیشه مثلِ " ردیاب" باش و
حالِ کنونیت رو " دریاب" ! ( صحرا )

در بازیِ زندگی
جونِ خوبی هایت را بی نهایت کن
زیرا بازی سختی ( دشواری ) در پیش داریم
بگذار مهربانیت را واسه روزِ مبادا پس انداز کنیم! ( صحرا )

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



سیزده بدر١٧:١٧ - ١٣٩٧/٠٤/٠٤توجه: این واژه را به همراه واژه " تیشتر " بخوانید! سیزده بِدَر ( سیزده به در ) : سیزدهمین روزی از فروردین ماه که به در و دشت و صحرا و مَرغزار می رویم ... گزارش
152 | 1
standard١٧:١٥ - ١٣٩٧/٠٤/٠٤اِستاندارد ( Standard ) واژه ای ایرانی است و واژه انگلیسی ( لاتین ) و فرانسوی آن برگرفته شده از فارسی است! پس نیازی نیست برای آن برابر پارسی در نظر گ ... گزارش
361 | 8
استاندارد١٧:١٣ - ١٣٩٧/٠٤/٠٤اِستاندارد ( Standard ) واژه ای ایرانی است و واژه انگلیسی ( لاتین ) و فرانسوی آن برگرفته شده از فارسی است! پس نیازی نیست برای آن برابر پارسی در نظر گ ... گزارش
207 | 1
هالووین١٧:١١ - ١٣٩٧/٠٤/٠٤این جشن برگرفته شده از آیین های ایران است! برای آگاهی بیشتر، نگاهی به واژه " تیشتر " بیَندازید!گزارش
126 | 4
کریسمس١٧:١٠ - ١٣٩٧/٠٤/٠٤این جشن برگرفته شده از آیین های ایران است! برای آگاهی بیشتر، نگاهی به واژه " یلدا " بیَندازید!گزارش
94 | 4
چهارشنبه سوری١٧:٠٨ - ١٣٩٧/٠٤/٠٤چکیده ای از جشن هولی ( جشنواره رنگ ها ) : زمان برگزاری این جشن هر ساله دگرگون می شود ولی بیشتر در پایان زمستان ( پایان اسفندماه ) برگزار می شود که به ... گزارش
106 | 2
هولی١٧:٠٧ - ١٣٩٧/٠٤/٠٤این جشن برگرفته شده از آیین های ایران است! برای آگاهی بیشتر، نگاهی به واژه " حاجی فیروز و چهارشنبه سوری " بیَندازید!گزارش
32 | 1
ویانا١٧:٠٣ - ١٣٩٧/٠٤/٠٤اسم دخترانه - واژه اوستایی و کُردی - ویان: اِشگ ( عشق ) ، دلدادگی، دل بُردگی، شیدایی، والگی - علاقه، دلبستگی، دوست داشتن، گرایش - عقل، خِرَد، اندی ... گزارش
513 | 8
ویان١٦:٥٦ - ١٣٩٧/٠٤/٠٤اسم دخترانه - واژه اوستایی و کُردی - اِشگ ( عشق ) ، دلدادگی، دل بُردگی، شیدایی، والگی - علاقه، دلبستگی، دوست داشتن، گرایش - عقل، خِرَد، اندیشه، دا ... گزارش
255 | 1
هورشت١٩:١٤ - ١٣٩٧/٠٣/٣٠هورِشت - اسم پسرانه - واژه مرکّب اوستایی هو: سرشت پروردگار، نشانه اهورامزدایی ( سَروَر راستی، بزرگِ دانایی ) ، رنگ و بوی خدایی - نیک ( نیکو ) ، خوب ... گزارش
179 | 0
هوخت١٩:١٣ - ١٣٩٧/٠٣/٣٠هوخْت - اسم پسرانه - واژه مرکّب اوستایی هو: سرشت پروردگار، نشانه اهورامزدایی ( سَروَر راستی، بزرگِ دانایی ) ، رنگ و بوی خدایی - نیک ( نیکو ) ، خوب، ... گزارش
175 | 1
هومت١٩:١٢ - ١٣٩٧/٠٣/٣٠میخواستم این نوشته رو پس از واژه ( زیما! ) و در آینده بنویسم؛ که شما از من پیشی گرفتید و به این زیبایی نوشتید و منو به جوش و خروشِ همراه با شادمانی ( ... گزارش
200 | 0
چند املایی ها٠٠:٥٥ - ١٣٩٧/٠٣/٢٤3. دسته سوم: هر دو شکل این نوشتارها درست است! به این جور چند املایی ها >>> چند املایی های همزه دار می گویند که از زبان عربی وارد واژگان فارسی شده است ... گزارش
490 | 1
چند املایی ها٠٠:٥٢ - ١٣٩٧/٠٣/٢٤2. دسته دوم: هر دو شکل این نوشتارها درست است ولی ممکن است به فَرنودهایی ( دلایلی ) مانند: در جمله یا شعر - پارسی یا عربی - لهجه های محلی و بومی و. . ... گزارش
485 | 3
چند املایی ها٠٠:٤٨ - ١٣٩٧/٠٣/٢٤درسته، فرهنگستان زبان و ادب فارسی و بنیاد سعدی کارهای خوبی در زمینه ادبیات کرده اند و به گونه ای، کارشان بد نبوده است ولی شایسته بود، درخور پولی که م ... گزارش
545 | 5
تفاوت های و نقش نمای اضافه٠٠:٢٣ - ١٣٩٧/٠٣/٢٤( ه ) های پسوند ساز : 1. بن مضارع با ــه >>> اسم: که حالت و احساس و کاری را بیان می کند و به آن چیز نسبت می دهد! نمونه: گریه، خنده، ناله، اندیشه، ستی ... گزارش
347 | 0
تفاوت های و نقش نمای اضافه٠٠:٢١ - ١٣٩٧/٠٣/٢٤راستش یکسالی با این ( یِ ) نوشتم، هرچند می دونستم بیشتر دوستان خودشان کاربلد هستند و به خوبی می دانند که این ( یه ) درست است ولی چون می خواستم فرهنگس ... گزارش
345 | 0
ارق ملی٠٠:١٢ - ١٣٩٧/٠٣/٢٤آقای دهاتی می تونستم به پرسش شما پاسخ ندم و خودم رو خراب نکنم ولی پاسخ شما، به نوعی یک دردِ دل است و خواستم سَبُکشَم! همچنین من نمی خواستم واژه " چن ... گزارش
421 | 6
سون هیونگ مین٢٣:٤٥ - ١٣٩٧/٠٣/٢٣نام یکی از بازیکنان تیم ملی کره جنوبی که در باشگاه انگلیسی تاتنهام توپ می زند! نام: هیونگ مین >>> بزرگوار، رادمرد - پهلوان، نامدار نام خانوادگی: سان ... گزارش
80 | 0
زیما٢٢:٥٥ - ١٣٩٧/٠٣/٢٣زیماخ، زیباخ - اسم دخترانه - واژه مرکّب اوستایی در زمان باستان: موبدان زرتشتی ای که می خواستند به جایگاه "موبد موبدان" برسند؛ سه پاس ( سِپاس ) را در ... گزارش
172 | 1
شاریس٢٢:٢٦ - ١٣٩٧/٠٣/٢٣شاریس ( شارین ) - اسم دخترانه - واژه مشتق فارسی چاریس ( Charis ) >>> به انگلیسی شارمین >>> به سانسکریت: از خانواده هندو ایرانی - زبان باستان ایران و ... گزارش
166 | 1
meaning٢٢:٠٩ - ١٣٩٧/٠٣/٢٣این واژه انگلیسی است و برگرفته شده از واژه فارسی "مینو" است! فارسی میانه ( پهلوی ) : مینوک، مِنوک اوستایی: مَنو، مَئینیَوَه مانند: سِپَنتا مینو، اَنگ ... گزارش
99 | 9
مینو٢٢:٠٨ - ١٣٩٧/٠٣/٢٣این واژه فارسی است و واژه عربی معنی برگرفته شده از آن است! فارسی میانه ( پهلوی ) : مینوک، مِنوک اوستایی: مَنو، مَئینیَوَه مانند: سِپَنتا مینو، اَنگره ... گزارش
106 | 1
دستگرمی٢١:٤٢ - ١٣٩٧/٠٣/٢٣دَستگَرمی - واژه مشتق - مرکّب فارسی ( دست، گرم، پسوند نسبت"ی" ) این واژه نخستین بار: در بازی های قُماری بکار رفته بود؛ که قمار باز، داوِ نخست ( دستِ ... گزارش
115 | 0
رانت٢١:٢٢ - ١٣٩٧/٠٣/٢٣واژه ای فرانسوی ( rent ) - پول و پله ی هَِنگُفتی که آدم های نابِکار؛ بدون تلاش و کاری ( رِبا ) با بهره بردن از: ژن خوب ( آقازادگی! ) ، آشنا بازی ( ... گزارش
260 | 1
کپنک٢٠:٤٠ - ١٣٩٧/٠٣/٢٣کَپَنَک ( کَلَبَک ) - اسم دخترانه - واژه مشتق ترکی کَپَن ( کَلَب ) : بالدار، پرواز کننده - رونده، رهرو ــَــ ک: در اینجا پسوند همانندی و شباهت معنی ... گزارش
23 | 0
یاقیش٢٠:٣٤ - ١٣٩٧/٠٣/٢٣اسم دخترانه - واژه مشتق ترکی یاق: مایع، آبکی، آبدار، نمناک، مرطوب، تَر، خیس - روغن، مادّه چرب و چیلی ( فلفلی ) ، پیِه! یش: پسوند نسبت و دارندگی ترکی ... گزارش
14 | 0
کاربشول٢٠:١٧ - ١٣٩٧/٠٣/٢٣کاربَشول - واژه مرکّبِ فارسی بَشول: عامل، کارگزار، پیشکار، مُباشِر، نماینده معنی: مؤثر، اثربخش، کارا، به درد بخور، کارامد ( کار آمد ) ، کارساز، گره گ ... گزارش
21 | 0
ایستک٢٠:٠٨ - ١٣٩٧/٠٣/٢٣ایستَک - اسم دخترانه - واژه مشتق ترکی ایس: آرزو، خواسته، مُراد، قصد - کام، مقصود، هدف، نیّت - حاجت، خواهش، نیاز، وایه! - سرمایه، ثروت، دارایی، مال و ... گزارش
57 | 1
یاراش١٩:٥٧ - ١٣٩٧/٠٣/٢٣اسم دخترانه - واژه مرکّب ترکی یار: دوست، رفیق، همدم، همدل، همراه - جانان، دلبر، دلدار، معشوق، نگار آش: آچ - در گویش ترکی: بازکردن، گُسترش دادن، گُشا ... گزارش
85 | 0
شن١٩:٥١ - ١٣٩٧/٠٣/٢٣شَن - پسوند مکان و دارندگی فارسی میانه ( پهلوی ) مانند: گُلشَن، آبشَن، روشَن و. . .گزارش
23 | 1
نود١٩:٤٩ - ١٣٩٧/٠٣/٢٣نُود - پسوند اسم ساز و شاخص، پسوند چشمگیر، بزرگ کننده و برتری فارسی میانه ( پهلوی ) مانند: خشنود ( خوشنود ) ، سپینود، بهنود، فرنود! و. . .گزارش
44 | 1
یاشیل١٩:٤١ - ١٣٩٧/٠٣/٢٣اسم دخترانه - واژه مشتق ترکی یاش: خیس، نمناک، تَر و تازه، با طراوت، شاداب، خوش و خرّم، سر سبز، دلپذیر، با صفا، نَزِه یل: پسوند نسبت ساز و دارندگی تر ... گزارش
154 | 1
چاتا١٩:٣٢ - ١٣٩٧/٠٣/٢٣اسم پسرانه - واژه مشتق فارسی با ریشه ترکی چات: رسیدن، کامل شدن، پختن - پَروار شدن، پرورش یافتن - تیمار و مراقبت کردن، پاسداری، نگهبانی، جانپاسی! ا: ... گزارش
21 | 0
cliche١٩:٢٢ - ١٣٩٧/٠٣/٢٣واژه ای فرانسوی - الگو و چالش ( مسئله ) تکراری اگه مربوط به کلام باشد: حرف های شُعاری و پُروپاگاندایی ( فرانسوی ) ، حرف های همیشگی، تکراری و بازگویی، ... گزارش
193 | 1
کلیشه١٩:١٦ - ١٣٩٧/٠٣/٢٣واژه ای فرانسوی ( cliche ) - الگو و چالش ( مسئله ) تکراری اگه مربوط به کلام باشد: حرف های شُعاری و پُروپاگاندایی ( فرانسوی ) ، حرف های همیشگی، تکراری ... گزارش
228 | 1
نوروز٢١:٠٠ - ١٣٩٦/١٢/١٨نوروز در روایات ناب اسلامی و بزرگان و قرآن: 1. سید بهاءالدین، علی بن عبدالکریم نیلی نجفی، با سند خود از مُعلّی بِن خَنیس نقل کرده است: مُعلی بِن خَن ... گزارش
304 | 1
نوروز٢٠:٥٦ - ١٣٩٦/١٢/١٨دعای تحویل سال ( سال نو ) : این دعا در قرآن نیامده است ولی از آیه های گوناگونِ قرآنی، برگرفته شده است! یا مُقَلَّبَ القُلُوبِ وَ الأبصار: ای دگرگون ... گزارش
304 | 1
نوروز٢٠:٥٠ - ١٣٩٦/١٢/١٨گاهشماری اَوِستایی ( 522 سال پیش از میلاد در دوره داریوش یکم، داریوش بزرگ ) : در این تقویم هر 30 روز را یکماه و هر سال را 12 ماه در نظر می گرفتند! ن ... گزارش
313 | 1
نوروز٢٠:٤٤ - ١٣٩٦/١٢/١٨در همه ی این جُستارها تا تونستم؛ بدونِ عَصبیّت و جانبداری نوشتم تا خدایی نکرده، جفایی ( بیدادی ) در سِزا و رَوای کسی نکرده باشم! جشنی کهن، که از زما ... گزارش
306 | 1
عمو نوروز٢٠:٣٣ - ١٣٩٦/١٢/١٨نشانه های دیگر مَیزَد ( سفره ) هفت سین: آب: مظهری برای پاکی و روشنایی - نمادی از ایزدبانو آناهیتا و ایزد ازدواج و نگهبان پیوند زناشویی: اَنیران ( اَ ... گزارش
198 | 0
عمو نوروز٢٠:٢٢ - ١٣٩٦/١٢/١٨این جُستار، بسیار کلیدی است و سالیان سال هست که داستانِ افسانه ای و اسطوره ای آن؛ به نادرستی به گوش مردم رسانده شده است! نام آن در اوستا: زَروان، زُ ... گزارش
193 | 0
حاجی فیروز٢٠:١٩ - ١٣٩٦/١٢/١٨آیا حاجی فیروز "گدا" و بابانوئل "بخشنده" است؟ در اساطیر ایران، حاجی فیروز بخاطر شاد و پیروز ساختن مردم، پولی دریافت نمی کرد و این کار را به نمایندگی ... گزارش
170 | 1
حاجی فیروز٢٠:١٥ - ١٣٩٦/١٢/١٨کاش پس از خواندن این جُستار؛بیشتر، اسطوره ها و افسانه هایمان را گرامی بداریم و برای ماندگاری آن ها در ایران و آشنا ساختن درست آن ها به دیگران کوشش شا ... گزارش
172 | 1
چهارشنبه سوری١٩:٥٩ - ١٣٩٦/١٢/١٨آیا چهارشنبه سوری ایرانی است؟ در ایران باستان و آیین زرتشتی؛ " آتش" را جزو چهارمین آخشیج ( آخشیگ، اَخشیج، اَخشیک، عنصر، مادّه ) طبیعت و حیات "هستی" ... گزارش
191 | 1
چهارشنبه سوری١٩:٥٤ - ١٣٩٦/١٢/١٨فَرزان ( فلسفه ) پریدن از آتش: آتش نزد پیامبر ایرانی ( سِپَنتمان زَرتُشت ) وَرجاوند ( مقدس ) بوده است! ( ( یعنی آن را نمی پرستیدند ولی ارزشمند می دا ... گزارش
193 | 1
چهارشنبه سوری١٩:٥٠ - ١٣٩٦/١٢/١٨امیداوارم که این جُستار را تا پایان خوانش کنید و به فرهنگ دیرینمان ببالید! واژه "جشن" از کلمه اوستایی ( یَسنَه ) گرفته شده است که به معنی: قابل ستای ... گزارش
191 | 2
جناب خان١٩:٣٠ - ١٣٩٦/١٢/١٨واژه مرکّب - شاخص: لقب، عنوان و فَرنامِ یک "اسم" است؛ که بدون فاصله در کنار "اسم" می آید! ( شاخص ها می توانند، پیش و پس از" اسم" بیایند ) شاخص ها: ... گزارش
101 | 0
گل پسر١٩:٠٤ - ١٣٩٦/١٢/١٨گُل پسر - واژه مرکّب - اسم نوعی گل - اصطلاح عامیانه است! این واژه را برای پسری که مانند گُل؛ رعنا، خوش اندام و خوشمَل هست بکار می برند! این اصطلاح را ... گزارش
30 | 1
ارشیناز١٨:٥٢ - ١٣٩٦/١٢/١٨واژه فارسی اوستایی - نام یکی از ملکه های دوران هخامنشی ( 3000 سال پیش ) که به دلیل جذابیت و زیرک بودن، به این نام مشهور گشته است! آر: آریایی، ایران ... گزارش
136 | 1