مجتبی عیوض صحرا

مجتبی عیوض صحرا سرآغازِ دفتر نوشتم، به امیدِ بسمه تعالا / از جان و سِرشتم، ندا آمد که تو هستی توانا ( صحرا )
ما دو برادر دوقلو هستیم، من دبیر ادبیات و برادرم دبیر انگلیسی است.
ما جزوه، مقاله ( جُستار ) ، اسلاید ( نماجا ) ، فرهنگ نامه، گروه بندی واژگان، داستان و تاریخچه واژگان ( داستان واره ) ، جملات قصار ( دلنوشته ) ،
آرایه و دستور زبان های فارسی، ترکی و انگلیسی، شعر و ترانه و. . .
گردآوری و نوشته ایم و دارای روش های نوین و پیشرفته ای در فارسی، انگلیسی و زمینه های گفته شده هستیم!
( گرچه از نظر استاد ابوالحسن نجفی: واژه ( ( نوین ) ) حشو است و همان معنای نو را می دهد و دیگر نیازی به ساختن آن نیست!
" نو " صفت است و " ین " پسوند نسبت صفت ساز که با اسم می آید.
ولی امروزه برای برابر پارسی: " مُدِرن" استفاده می شود که معنای: نو تر، جدید تر، به روز تر، امروزی تر و. . . می دهد! )

سرتیم ( کاپیتان ) تیم فوتبال نوجوانان سپاهان اصفهان
کارشناس ( تکنسین ) داروخانه در اصفهان برای دو سال
رتبه 1256 تجربی با نمره ( معدل: 08. 11 )
و سه نیمسال ( تِرم ) داروسازی ( MPharm ) دانشگاه اصفهان خواندیم سپس جفتمون انصراف دادیم من رفتم کارشناسی ادبیات دانشگاه اصفهان و به مانند من هم، داداشم رفت کارشناسی آموزش زبان انگلیسی دانشگاه اصفهان
کارشناسی مدیریت دولتی دانشگاه پیام نور البرز ( مجازی )
رتبه 4 ارشد ادبیات و کارشناسی ارشد زبان های باستانی دانشگاه تهران
یاددهی ادبیات پارسی در دانشگاه بُخارِست و دکترای افتخاری دانشگاه بُخارِست رومانی
هفت سال کار در زمینه رمز ارز ( Cryptocurrency ) و ماهی کوچولوی شیبا و اتریوم

این دَستَک ها ( مدارک ) برایم هیچ ارزشی نداره و به قول معروف: " باید بذارم دَم یا دَر کوزه آبِش رو بخورم" و تنها چیزی که ارزشمنده، آبدیدِگی ( تجربه ) آن هاست!

این ها رو ننوشتم که کبّاده بکشیم، میخواستم فقط گفته باشم که شبِ ( شب های ) راحتی رو نگذروندیم و آسون و یه شبه هم، بدستش نیاوردیم! و در این راه، سختی ها و دشواری های وَشنادی ( زیادی ) کشیده ایم، تا اینکه تونستیم با ریاضت و همدلی هم به این دستاورد برسیم. ( البته در یازده سال )
برادرم هنوز یک واژه انگلیسی هم در آبادیس ثبت نکرده است، خودش می گوید وقت و حوصله ندارد! و من هم تنها شُمارِ اندکی از واژگانم را نگارش کرده ام ولی ناگفته نماند که بیشتر واژه های انگلیسی را با کمکِ برادرم نوشتم!

هنوز هم بخاطرِ واژه ای، هیچ پولی نگرفتم ( بر خلاف خیلی از جاهای دیگه که خودتون میدونید ) و مجانی و رایگان ( عاشقانه، دِلی ) واژه ساختم و نوشتم!
تا به امید اینکه:
دعای خیرتان بدرقه راهِمان شود و جوانانی به مانند ما دیده شوند و از طرح ها و واژگان ما استفاده بیشتری شود یا به زبون خودمونی، از ما تقدیر شود! چون تا حالا هیچ کسی بخاطرِ این واژگان از ما قدردانی نکرده است، به امید روزی که این کار صورت گیرد
و به قول دکتر شریعتی: مدرک جای خودش را به درک آدم ها دهد!
برای کسی که می فهمد، هیچ توضیحی لازم نیست
برای کسی که نمی فهمد، هر توضیحی اضافه است
آنان که می فهمند، عذاب می کِشند
و
آنان که نمی فهمند، عذاب می دهند

مهم نیست، که چه " مدرکی" دارید
مهم اینه که، چه " درکی" دارید!

و همچنین آموزش کشورِمان درست شود و به فرزندانمان توانایی و شِگردهای زندگی و آدم واری ( انسانیت ) بیاموزیم تا گرفتن نمره!
" حقا که این تردستان، بازی دادند ما را / با طاقِ ضَربی خشتی، راضی کردند ما را
( ( طاقِ ضَربی خشتی: تشبیه شده به پرسش های چهار گزینه ای بیهوده ) )
بازیگران آن ها، بازیچه ی تشویش اند / داوریَش با شما، جایِ تشویق ندارد!
( ( بازیگران: دانش آموزان و دانشجویان هستند! ) )
حقا که قانونش، جزء در دفتر و کاغذ / در هیچ جای دنیا، جای عمل ندارد
عاری از این بدتر نیست، بر پیکر کنکوری / آری، نیست عدالت، در عرصه ی کیهانی
حقا که زندگانی درس نیست لایِ دفتر / معلم بزرگی است، تخته و گچ ندارد
اکنون گو ای صحرا، این است عروج غایی / که ارزشِ هر کسی، شود نمره نهایی
حقا که این آموزش، مانند تیر مَشقی / موحش است و ترسناک، اما اثر ندارد! "
( ( مَشقی!: ایهام تناسب - 1. گلوله تمرینی و آموزشی 2. مشقِ بی خودی و الکی که با آموزش تناسب دارد ) )

[[ از شرکت آبادیس گرانقدر هم، بخاطرِ اینکه گذاشت شُمارِ اندکی از واژه های خودم و واژه های بوده ( از قبل موجود ) دیگر را ثبت یا معنی جدید کنم، سپاس گزارم و امیدوارم مسؤلین ( مسئولین! ) و به ویژه مردم،
از شرکت های ایرانیه، به مانند آبادیس حمایت جانانه ای کنند! ]]

یک روشنگری درباره این نشان ( ! ) : این نشان افزون بر اینکه در زبان فارسی برای علامت تعجّب، حالت و خطاب به کسی بکار می رود.
من این نشان را به معنی ( رجوع شود ) تلقی کردم > > > پس هر موقع این نشان را در واژه های من دیدید، یه نظر هم به این واژه ( ! ) بیَندازید.
مثلِ: چالش: بُحران، تَنِش - دَرگیری، کَلَنجار، دردسر، دلمشغولی، دغدغه!
پس در اینجا برای بهتر فهمیدن این واژه می توانید، یه نگاهی هم به دغدغه یا هر کدوم از واژه های نا آشنا بیَندازید.

هر سازمان، دانشگاه و مدرسه ای ( در تهران، البرز ) می خواهد برای همکاری و آموزش دادن و. . . با ما ارتباط بگیرد
می تواند به این آدرسِ تلگرامی پیامک بزند: m2sahra@
ما هم به دیده ی منّت قبول می کنیم و در صورت صلاحدید با ایشان تماس می گیریم. ممنون و سپاسگزارم

( ( یه خواهش هم از بَروبَچ رسانه ، نویسندگان و شاعران عزیز دارم:
لطف کنید حقوق معنوی ما رو هم رعایت کنید یا وقتی از کلماتمون استفاده می کنید،
خواهشمندم از ما هم نامی ببرید تا مردم ما را هم بشناسند یا بفهمند نخستین بار این کلمات رو کی گفته! شاید براشون جالب باشه! ممنون.

چَندی از واژگانی که برگرفته از ماست! و بیشتر بکار میره:

نام برنامه ها:
نسیم، ماه عسل، نوسفر، دورهمی، خندوانه

واژه های خودمونی و کوچه بازاری:
وِزِّه، منحصر به فرد، خوش خوشون ( خوشخوشان ) ، شاسگول!، پچول، گاگول،
ورپریده، آتیشپاره، ژنِ خوب ( آقازاده! ) ، تابلو، خفن، چنیم، سه سوت، سوتی، گاف،
قُلُپی، جیرینگی، پایه، ترکوندن، گل هم، زاقارت، کَل، کُری، دندت نرم،
بروبچ، تی تیش، لانتور، قزن قورتکی، خوشمَل، فنچ، جقل، جیگیل، نادخ،
موزمار ( مارموز! ) ، دودوزه ( دو دوزه! ) ، جیفنگ، دودَر، کنف، خیت، خنزرپنزری،
قپی، قمپز، سرتق، گوگولی مگولی ( گوگول یا گوگولی ) ، سنکوپ،
اُرت، وا دادن، رد دادن، قاراشمیش، هاگیر واگیر، بزن زنگو، همه چی تموم،
تو خوبی، خوبت شد، بخواب بابا، سوت شو ( سوت! ) ، هاپول، هاپولی، چاپو،
خودمونی ( خودمانی ) ، جیک تو جیک و. . . ( جیک! ) ، دَقَرنوش،
زپرتی، فکسنی ( فکستنی ) ، زیقی، پیزوری، همینه که هست،
دور برداشتن، دوردور ( دور دور ) ، پرچمت بالاست، خانم خانما، گل پسر،
رکب، تو نختم، هلالوش، باباشمل، بشکاری، پینتی، جناب خان،
کاربشول، دستگرمی، سمبل، الدنگ، اُزگَل ( اوزگل ) ، سر کجی داره،
رُفتار، لاطاقه، ماسیدن، ایسگاه ( ایستگاه ) ، شیمبل، لاکار، اورک

واژه های ساخته شده ( یافته شده ) و برابر های پارسی:
کاریزما، کارما، دارما، چالش، پویش، پایش، برجام، اینستکس ( INSTEX ) ،
واکاوی، آنالیز ( analyze ) ، آن ( body language ) ،
سِلفی ( selfie ) ، مینو ( meaning ) ،
تیم ( team ) ، کاپیتان ( captain ) ، لیگ ( league ) ، استارت آپ ( start up ) ، ربات ( robot ) ، رباتیک ( robotic ) ،
استندآپ کمدی ( stand up comedy ) ، پانتومیم ( pantomime ) ، دابسمش ( dubsmash ) ،
ریموت ( remote ) ، بِرَند ( brand ) ، خنداننده ( کمدین" comedian" ) ، رانت ( rent ) ، کلیشه ( cliche ) ،
نیمه گمشده ( the missinig half ) ، اسلاید ( slide ) ، تله پاتی ( telepathy ) ، سلف سرویس ( self service ) ،
آدرس ( address ) ، تئاتر ( theater ) ، کنسل ( cancel ) ، فراگرد ( process ) ، استاندارد ( standard ) ، دَشتان ( پریود ) ، دَخشَک ( آرم ) ،
همپرسگی ( ویزیت ) ،
گارد، کُمپِلِت، کُنسِرت، پانسیون، معرکه ( سیرک ) ، سانسور، کُمیسیون، اسکی

نام ها:
دلِ علی ( دله الی" Dele Alli" ) ، آیسل، سارینا، ماهور، آبادیس، نیرال،
آرامین، آروشا، سورن، سورنا، شاندیز، یاشا، یاشار، ساواش،
آلاش، شادلی، آپادیپا، آبلاتکا، آتسز، جان آقا، مهپاره، فرهاد،
یلدا، مادر ( mother ) ، پدر ( father ) ، برادر ( brother ) ، دختر ( daughter ) ،
دوشیزه، خواهر، پسر، شوهر، آبجی، داداش
گریسا، قاشدیس، آلپای، آشقین، آتیشماز، آلیشان، آلقیش،
ترکای، آییق، باریش، رایش، یازگون، یایگون، هیتمن،
چینوانت، خشترا، هوشیدر، آناهیتا، آرشیناز
چاتا، یاشیل، یاراش، ایستک، یاقیش، کپنک، شاریس، زیما
هومت، هوخت، هورشت، ویان، ویانا، تیشتر
آچینا، گوزل ( غزل ) ، غزال، سوبان، ایزل، پادوس، پادوسبان
هازارد ( هزاربد، Hazard ) ، نوزود، آباریس، داریس، چیترا، تریتا
پردک، آمیتیس، فرتاگون، فرهود، پریملاک، فرناد، فریمان، همداد
رامیاد، ویرا، وست، وستا، هوتانا، شایریا، وشتی، هوداک، هودین
هومان، داتام، شابار، ورجاوند، نازانتا، شانیسا، گیتیکا، نیماد، راجان
دلاریس، وخشور، آدیوار، هیرود، هوکرپ، ایسانا، ویشاد، ایلایدا،
آیدانا، آرشیت، برساد، آرتیستون، پنام، آبراتاس، برسام

پسوندها:
وانه، اک، انگ، وا، واده، وَند، شَن، نود، اِشت، یاد، ایک، ال، اده، وَش، دیس، یس،
وس ( اُوس ) ، دیز ( یز ) ، یزه، وَر، اُور ( ور ) ، اُو ( و ) ، دَر ( تَر ) ، اَر، تاش، سین، سِل، مَل، لو و. . .

واژه های ادبیاتی:
کنکاش، گفتاورد، دستاورد، رونمایی، پرسمان، خودجوش، تبانی، تلکه،
پرسپولیس، داو، یکّه تاز، تلنگر، گنگلاج، آستین پوش، دست برنه، آسمان جُل، خیلتاشان،
پروردش، پدوازک، چلمله، چپیره، پژوردن، هموکار، استومند، اهورامزدا،
مهرابه، آبه، فرهنگ، سرهنگ، میسوانه، فرشگرد، پابوس، پرچم ایران،
اسورنان، نوهرن، تناپور، پتت، پادیاب، دوشیارا، ورجمکرد، ممنون
فراماسون، چهارشنبه سوری، حاجی فیروز، عمو نوروز، نوروز،
کریسمس، هالووین، هولی، سیزده بدر
" تفاوت های ( ی ) ، ( ه ) و نقش نمای اضافه، چند املایی ها" ،
کربلا، پاپی شدن، لکّه ( لکّه دویدن ) ، خطی بر کسی کشیدن، خواجه وار، دل شکر،
آتش به اختیار، آتش به فرمان، محتسب، آبدیده، اختلاس، دست مایه،
کارمایه، تنهاوَش، سلوچ، سربه مهر، سووشون، دست مریزاد، یاشاسین،
ناز شستت، دستِت درست، دست خوش، مورمور و. . . . . . . . . . . . . . . . ) )

( خوشبختی ) از زبانِ دکتر علی شریعتی:
خوشبختی ما در سه جمله است:
تجربه از دیروز ، استفاده از امروز ، امید به فردا
ولی ما با سه جمله ی دیگر، زندگیِ مان را تباه می کنیم:
حسرت دیروز ، اتلاف امروز ، ترس از فردا!
در حالی که، معتقد به این هستیم که پروردگار بزرگوار:
دیروز را عفو ، امروز را مَدَد و فردا را کفایت می کند!

:charisma words
Words" are like double - edged"
sword" , Be careful of"
incision: They can both penetrate
and break hearts
کاریزمایِ ( گیرایی ) واژگان:
" کلمات" همانند " شمشیر" دو لبه اند، حواسِمان به بُرّندِگیشان باشد:
هم تواناییِ نفوذ در دل ها را دارند و هم شکستنِ آن ها را ( صحرا )

تنها زمینه سازَند:
مهمترین چیزی که در مدرسه و دانشگاه یاد می گیریم
این است که :
مهمترین چیزها را ، در مدرسه و دانشگاه یاد نمی گیریم!
یعنی خودت باید مسیرِ پیشرفتت رو پیدا کنی! ( صحرا )

:Live the moment
Always like a " detector" and
! Your present " receptor" now
در لحظه زندگی کُن:
همیشه مثلِ " ردیاب" باش و
حالِ کنونیت رو " دریاب" ! ( صحرا )

در بازیِ زندگی
جونِ خوبی هایت را بی نهایت کن
زیرا بازی سختی ( دشواری ) در پیش داریم
بگذار مهربانیت را واسه روزِ مبادا پس انداز کنیم! ( صحرا )

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



پادوس١١:٥٣ - ١٣٩٧/١١/٠٢واژه فارسی میانه ( پهلوی ) - اسم پسرانه معنی: مملکت، کشور، ولایت، سرزمین - منطقه، ناحیه، قلمروگزارش
16 | 0
ایزل١١:٤٣ - ١٣٩٧/١١/٠٢ایزَل - واژه ترکی - اسم پسرانه معنی: اَزَل، پایدار، ماندنی، همیشگی، اَبَدی، جاوید، نوشه! - نامیرا، جان سخت ( سخت جان ) ، رویین تن ( فرنام یا لقب اسف ... گزارش
177 | 1
سوبان١١:٢٩ - ١٣٩٧/١١/٠٢در گویش ترکی >>> اسم دخترانه در لهجه مازنی ( مازندرانی ) >>> اسم پسرانه واژه مشتق فارسی با ریشه ترکی - اسم دخترانه سو: آب، کارمایه ی هستی و زندگی با ... گزارش
67 | 1
gazelle١١:٢٠ - ١٣٩٧/١١/٠٢غزال!گزارش
23 | 1
غزال١١:١٠ - ١٣٩٧/١١/٠٢اسم دخترانه - واژه مشتق فارسی با ریشه ترکی گوز: واژه ترکی - Gaze برگرفته شده از ترکی است! - چشم، عضو بینایی، نگاه، دیده، نظر - با دقت و حیرت انگیز ن ... گزارش
55 | 3
غزل١٠:٥٨ - ١٣٩٧/١١/٠٢برگرفته شده از واژه ترکی آن: گوزَل!گزارش
80 | 12
gaze١٠:٥٨ - ١٣٩٧/١١/٠٢گوز: واژه ترکی - Gaze برگرفته شده از ترکی است! - چشم، عضو بینایی، نگاه، دیده، نظر - با دقت و حیرت انگیز نگاه کردن، خیره شدن، زُل زدن، بِربِر نگاه کر ... گزارش
83 | 10
گوزل١٠:٥٥ - ١٣٩٧/١١/٠٢گوزَل - واژه ترکی - اسم دخترانه - در فارسی به گونه ی غزل کاربرد دارد! گوز: واژه ترکی - Gaze برگرفته شده از ترکی است! - چشم، عضو بینایی، نگاه، دیده، ن ... گزارش
108 | 2
اشنا١٠:٥١ - ١٣٩٧/١١/٠٢واژه ترکی استانبولی: آچینا از واژه فارسی میانه ( پهلوی ساسانی ) : آشنا وام گرفته شده است! در ترکی آذربایجانی: تانیشگزارش
83 | 2
اچینا١٠:٣٩ - ١٣٩٧/١١/٠٢آچینا - واژه ترکی استانبولی - اسم پسرانه - به گونه ی آشنا در فارسی کاربرد دارد! معنی: آشنا، دوست، رفیق، یار ( یاور ) - هم زبون، همراه، همدم، همپا، هم ... گزارش
28 | 1
ایستگاه٠٢:٠٥ - ١٣٩٧/١١/٠٢ایسگاه ( ایستگاه ) - در گویش بازاری و تهرانی ( کوچه بازاری ) گرچه این واژه را دکتر محمّد مُعین برای برابر پارسی آن: station ساخته و بکار برده است! ... گزارش
150 | 1
ایسگاه٠٢:٠٤ - ١٣٩٧/١١/٠٢ایسگاه ( ایستگاه ) - در گویش بازاری و تهرانی ( کوچه بازاری ) گرچه این واژه را دکتر محمّد مُعین برای برابر پارسی آن: station ساخته و بکار برده است! ... گزارش
166 | 1
ماسیدن٠١:٤٠ - ١٣٩٧/١١/٠٢ماسیدَن ( مالیدَن ) - دارای دو گونه معنایی است: 1. در لهجه اصفهانی معنی: توده، لَخته شدن ( خون ) ، دَلمه شدن، منعقد گشتن، بسته شدن - خیت و کِنِف شد ... گزارش
154 | 1
لاطاقه٠١:٣٢ - ١٣٩٧/١١/٠٢اصطلاحی در پارچه فروشی ( بَزازی ) : هنگامی که پارچه ای را بخواهند بپیچند، در طاقه ای به نام لاطاقه می پیچند تا به آسونی بفروشند یا برای مشتری جابجا ک ... گزارش
32 | 0
رفتار٠١:١١ - ١٣٩٧/١١/٠٢رُفتار - واژه مشتق فارسی رُفت: پاک کردن، سِتُردن، تراشیدن، رُوفتن، زُدودن، محو و ناپدید کردن ار: پسوند فاعلی و انجام دهندگی - مانند: پندار، گفتار، ک ... گزارش
44 | 1
سر کجی داره٠١:٠٢ - ١٣٩٧/١١/٠٢سَر کَجی داره - در گویش بازاری و تهرانی ( کوچه بازاری ) اصطلاحی است در پارچه فروشی و بَزازی: هنگامی که پارچه ای سَر کج داشته باشد، نامرغوب است و اگر ... گزارش
18 | 0
لانتور٠١:٠٢ - ١٣٩٧/١١/٠٢سر کجی داره!گزارش
69 | 7
اوزگل٠٠:٤٥ - ١٣٩٧/١١/٠٢اُزگَل ( اوزگل ) - واژه ترکی - نوعی نفرین یا ناسزا است! به کسی که خیلی برو بیا داره، این واژه رو بکار می بریم تا طرف شاخ نشه و خاکی بشه! اُز: برو، د ... گزارش
471 | 11
ازگل٠٠:٤٤ - ١٣٩٧/١١/٠٢اُزگَل ( اوزگل ) - واژه ترکی - نوعی نفرین یا ناسزا است! به کسی که خیلی برو بیا داره، این واژه رو بکار می بریم تا طرف شاخ نشه و خاکی بشه! اُز: برو، د ... گزارش
103 | 1
الدنگ٠٠:٢٥ - ١٣٩٧/١١/٠٢اَلدَنگ - واژه ترکی - نوعی نفرین و ناسزا است! اَل: دست، عضوی از بدن دَنگ: پَپِه، پَخمه، شاسگول! معنی: آدم دست دراز و بلند، دِیلاق، لَندِهور، بی عُرضه ... گزارش
99 | 2
سمبل٠٠:١٦ - ١٣٩٧/١١/٠٢سَمبَل - در گویش بازاری و تهرانی ( کوچه بازاری ) assemble هم در انگلیسی بگی نگی ( حدودی ) همان معنا را می دهد! معنی: سَرِ هم کردن، سَر و تَهِشو هم ... گزارش
150 | 1
استومند٠٠:٠٣ - ١٣٩٧/١١/٠٢اَستومَند، هَستومَند - واژه مشتق اوستایی اَستو: تن، بدن، پیکر، اندام، هیکل، جُثه - جسم، کالبُد، قالب هر چیز مَند: پسوند دارندگی و همراهی - مانند: هن ... گزارش
138 | 1
هموکار٢٣:٥٦ - ١٣٩٧/١١/٠١هَموکار - واژه فارسی میانه ( پهلوی ) معنی: معلم، آموزگار، هیربُد، دبیر، استاد، مربی، پروراننده، آموزنده، یاد دهنده - مُرشِد، پیشوا، راهنما، رهبر، س ... گزارش
28 | 1
چپیره٢٣:٤٤ - ١٣٩٧/١١/٠١چَپیره - واژه فارسی میانه ( پهلوی ) پویش!گزارش
30 | 1
پژوردن٢٣:٤٩ - ١٣٩٧/١١/٠١پِژوردَن - واژه فارسی میانه ( پهلوی ) معنی: پرستاری کردن، تیمار کردن، نگهداری کردن، مراقبت انجام دادن - مواظبت، نگهبانی، پاسداری، حراست، جانپاسی!گزارش
14 | 1
پویش٢٣:٤٤ - ١٣٩٧/١١/٠١چَپیره!گزارش
44 | 1
صلواتی٢٣:٤٢ - ١٣٩٧/١١/٠١معنی: رایگان، مُفت ( مُفتَکی ) ، مجانی، چَلمَله!گزارش
14 | 0
چلمله٢٣:٣٩ - ١٣٩٧/١١/٠١چَلمَله - واژه فارسی میانه ( پهلوی ) معنی: رایگان، مُفت ( مُفتَکی ) ، مجانی، صلواتی!گزارش
37 | 1
پدوازک١٥:٥٠ - ١٣٩٧/١١/٠١پَدوازَک ( پَتوازَک ) - واژه مشتق فارسی میانه ( پهلوی ) پَدواز: پَتواز - جایِ نشستن، نشیمنگاه - سخن، گفتگو، گَپ! ــَــ ک: در اینجا پسوند همانندی ( ... گزارش
21 | 0
گفتاورد١٥:٥٠ - ١٣٩٧/١١/٠١پدوازک!گزارش
14 | 1
پروردش١٥:٤٤ - ١٣٩٧/١١/٠١پَروَردِش ( پَرودَرش ) - واژه مشتق اوستایی ایرانیان، " خروس" را پرنده ای خوش شگون و وَرجاوند ( مقدس ) می دانستند؛ زیرا، نوید دهنده روشناییِ صبح و بید ... گزارش
90 | 1
baby١٥:١٠ - ١٣٩٧/١١/٠١baby برگرفته شده از باوه است! معنی: بُرنا، شاب، رسیده، تازه، نُونَوار، جوان! - نازنین، زیبا، قشنگ، خوشگل ( خوشمَل ) ، دوست داشتنی، خواستنی، گوگولی! گزارش
78 | 2
باوه١٥:١٠ - ١٣٩٧/١١/٠١baby برگرفته شده از فارسی است! معنی: بُرنا، شاب، رسیده، تازه، نُونَوار، جوان! - نازنین، زیبا، قشنگ، خوشگل ( خوشمَل ) ، دوست داشتنی، خواستنی، گوگولی!گزارش
21 | 1
cool١٥:٠٦ - ١٣٩٧/١١/٠١Cool برگرفته شده از کولاک است! معنی: برف و بوران، سرمای شدید - طوفانِ دریا، موج شدید و بزرگ، تُندباد، گِردباد - شاخص، سرآمد، برجسته، مُمتاز، شاهکار، ... گزارش
106 | 9
کولاک١٥:٠٥ - ١٣٩٧/١١/٠١کوهاک - واژه مشتق فارسی ( کول، پسوند دارندگی و انجام دهندگی مانند: خوراک، پوشاک و. . . ) Cool برگرفته شده از فارسی است! معنی: برف و بوران، سرمای شدی ... گزارش
83 | 2
kalian١٥:٠٠ - ١٣٩٧/١١/٠١kalian برگرفته شده از قِلیان است! توجه: ایرانیان و هندیان، نخستین بار آن را برای درمان بیماری های گوناگون پدید آوردند که گیاهان درمانی در آن دود می ک ... گزارش
21 | 1
قلیان١٤:٥٩ - ١٣٩٧/١١/٠١قِلیان - kalian برگرفته شده از فارسی است! توجه: ایرانیان و هندیان، نخستین بار آن را برای درمان بیماری های گوناگون پدید آوردند که گیاهان درمانی در آن ... گزارش
53 | 2
diadema١٤:٥١ - ١٣٩٧/١١/٠١diadema برگرفته شده از دیهیم است! معنی: تاج، افسر، کلاه جواهرنشان، کَلیل، گَرزَن، بَساک!گزارش
16 | 0
دیهیم١٤:٤٩ - ١٣٩٧/١١/٠١دِیهیم ( دِیهول ) - واژه فارسی میانه ( پهلوی ) - diadema برگرفته شده از فارسی است! معنی: تاج، افسر، کلاه جواهرنشان، کَلیل، گَرزَن، بَساک!گزارش
39 | 1
minion٢٣:٥٢ - ١٣٩٧/١٠/٠١گوگولی مگولی!گزارش
41 | 1
نیلوفر ابی١٢:٤٠ - ١٣٩٧/٠٨/٢٤هیچ می دونستی گل نیلوفر ریشه در اساطیر ایران باستان داره: یاد آوری از واژه آناهیتا: گل نیلوفر آبی ( لوتوس، سوسن شرقی ) : این گل ریشه در خاک و لجن زار ... گزارش
99 | 1
نشان داروسازی١٨:٤٦ - ١٣٩٧/٠٨/٢١می دونستی نشان داروسازی ریشه در فرهنگ ایران زمین داره: در زمان ابوعلی سینا که بیماری طاعون فراگیر شده بود و موش ها به شهر همدان هجوم برده بودند؛ابوعل ... گزارش
80 | 1
محتسب١٩:٠١ - ١٣٩٧/٠٤/٠٤مُحتَسِب: گشتِ ارشاد یا گوشمالی دهنده ( تعزیرات ) شرعی حکومتی ( ( دیگر سنجی ( تفاوت ) بین تعزیر و حَد: تعزیر: همان مجازات غیر نقدیی که، سنجش آن به ... گزارش
239 | 0
تیشتر١٨:٤٥ - ١٣٩٧/٠٤/٠٤چیزهای برگرفته شده از نبرد تیشتر و همراهانش و جشن های ایرانی و فرهنگ ایران: آیین پشت مسافران آب ریختن >>> نماد آبی است که آناهیتا به همراه گل نیلوفر ... گزارش
386 | 0
تیشتر١٨:٣٣ - ١٣٩٧/٠٤/٠٤جشن هالُووین ( Halloween: شب عید، شب مقدس ) و وابستگی های آن با نبرد های اساطیری و چهارشنبه سوری: این جشن از مهاجران ایرلندی ( سرزمین آریایی ها ) و ا ... گزارش
327 | 1
تیشتر١٨:١٤ - ١٣٩٧/٠٤/٠٤برخی ها فرزان ( فلسفه ) آب ریختن پشت رهسپار ( مسافر ) را به هُرمُزان ( فرمانروای خوزستان در زمان ساسانیان ) نسبت می دهند! در اینجا چکیده ای از داستان ... گزارش
324 | 1
تیشتر١٨:٠٠ - ١٣٩٧/٠٤/٠٤همین آغاز کار بگم: میتونستم به این داستان ها پر و بال بدم و مانند اساطیر یونان آن ها را افسانه ای و پر شاخ و برگ جلوه کنم ولی چون میخواستم، بیشتر آن ... گزارش
331 | 1
تیشتر١٧:٥١ - ١٣٩٧/٠٤/٠٤پیشنهاد می کنم این بخش را به همراه واژه "عمو نوروز یا نوروز" بخوانید! نام بیشتر دیوهای اهریمنی ( اَنگره مینو: تاریک کننده بهشت - روح و روان ویرانگر و ... گزارش
338 | 1
تیشتر١٧:٣٨ - ١٣٩٧/٠٤/٠٤سرگذشت شیطان ( اهریمَن - نام پیشین: عَزازیل! ) در اساطیر ایران باستان: خداوند پس ازاین که در چهل روز سرشت و بدن انسان ها را آفرید؛ بدنش را به مدت 40 ... گزارش
336 | 1
تیشتر١٧:٢٣ - ١٣٩٧/٠٤/٠٤این جُستار هم به مانند: "یلدا - آناهیتا - چهارشنبه سوری - حاجی فیروز - عمو نوروز - نوروز" بسیار کلیدی است و به گونه ای ادامه ی آن ها و در پیِ داستان ... گزارش
352 | 1