مجتبی عیوض صحرا

مجتبی عیوض صحرا سرآغازِ دفتر نوشتم، به امیدِ بسمه تعالا / از جان و سِرشتم، ندا آمد که تو هستی توانا ( صحرا )
ما دو برادر دوقلو هستیم، من دبیر ادبیات و برادرم دبیر انگلیسی است.
ما جزوه، مقاله ( جُستار ) ، اسلاید ( نماجا ) ، فرهنگ نامه، گروه بندی واژگان، داستان و تاریخچه واژگان ( داستان واره ) ، جملات قصار ( دلنوشته ) ،
آرایه و دستور زبان های فارسی، ترکی و انگلیسی، شعر و ترانه و. . .
گردآوری و نوشته ایم و دارای روش های نوین و پیشرفته ای در فارسی، انگلیسی و زمینه های گفته شده هستیم!
( گرچه از نظر استاد ابوالحسن نجفی: واژه ( ( نوین ) ) حشو است و همان معنای نو را می دهد و دیگر نیازی به ساختن آن نیست!
" نو " صفت است و " ین " پسوند نسبت صفت ساز که با اسم می آید.
ولی امروزه برای برابر پارسی: " مُدِرن" استفاده می شود که معنای: نو تر، جدید تر، به روز تر، امروزی تر و. . . می دهد! )

سرتیم ( کاپیتان ) تیم فوتبال نوجوانان سپاهان اصفهان
کارشناس ( تکنسین ) داروخانه در اصفهان برای دو سال
رتبه 1256 تجربی با نمره ( معدل: 08. 11 )
و سه نیمسال ( تِرم ) داروسازی ( MPharm ) دانشگاه اصفهان خواندیم سپس جفتمون انصراف دادیم من رفتم کارشناسی ادبیات دانشگاه اصفهان و به مانند من هم، داداشم رفت کارشناسی آموزش زبان انگلیسی دانشگاه اصفهان
کارشناسی مدیریت دولتی دانشگاه پیام نور البرز ( مجازی )
رتبه 4 ارشد ادبیات و کارشناسی ارشد زبان های باستانی دانشگاه تهران
یاددهی ادبیات پارسی در دانشگاه بُخارِست و دکترای افتخاری دانشگاه بُخارِست رومانی
هفت سال کار در زمینه رمز ارز ( Cryptocurrency ) و ماهی کوچولوی شیبا و اتریوم

این دَستَک ها ( مدارک ) برایم هیچ ارزشی نداره و به قول معروف: " باید بذارم دَم یا دَر کوزه آبِش رو بخورم" و تنها چیزی که ارزشمنده، آبدیدِگی ( تجربه ) آن هاست!

این ها رو ننوشتم که کبّاده بکشیم، میخواستم فقط گفته باشم که شبِ ( شب های ) راحتی رو نگذروندیم و آسون و یه شبه هم، بدستش نیاوردیم! و در این راه، سختی ها و دشواری های وَشنادی ( زیادی ) کشیده ایم، تا اینکه تونستیم با ریاضت و همدلی هم به این دستاورد برسیم. ( البته در یازده سال )
برادرم هنوز یک واژه انگلیسی هم در آبادیس ثبت نکرده است، خودش می گوید وقت و حوصله ندارد! و من هم تنها شُمارِ اندکی از واژگانم را نگارش کرده ام ولی ناگفته نماند که بیشتر واژه های انگلیسی را با کمکِ برادرم نوشتم!

هنوز هم بخاطرِ واژه ای، هیچ پولی نگرفتم ( بر خلاف خیلی از جاهای دیگه که خودتون میدونید ) و مجانی و رایگان ( عاشقانه، دِلی ) واژه ساختم و نوشتم!
تا به امید اینکه:
دعای خیرتان بدرقه راهِمان شود و جوانانی به مانند ما دیده شوند و از طرح ها و واژگان ما استفاده بیشتری شود یا به زبون خودمونی، از ما تقدیر شود! چون تا حالا هیچ کسی بخاطرِ این واژگان از ما قدردانی نکرده است، به امید روزی که این کار صورت گیرد
و به قول دکتر شریعتی: مدرک جای خودش را به درک آدم ها دهد!
برای کسی که می فهمد، هیچ توضیحی لازم نیست
برای کسی که نمی فهمد، هر توضیحی اضافه است
آنان که می فهمند، عذاب می کِشند
و
آنان که نمی فهمند، عذاب می دهند

مهم نیست، که چه " مدرکی" دارید
مهم اینه که، چه " درکی" دارید!

و همچنین آموزش کشورِمان درست شود و به فرزندانمان توانایی و شِگردهای زندگی و آدم واری ( انسانیت ) بیاموزیم تا گرفتن نمره!
" حقا که این تردستان، بازی دادند ما را / با طاقِ ضَربی خشتی، راضی کردند ما را
( ( طاقِ ضَربی خشتی: تشبیه شده به پرسش های چهار گزینه ای بیهوده ) )
بازیگران آن ها، بازیچه ی تشویش اند / داوریَش با شما، جایِ تشویق ندارد!
( ( بازیگران: دانش آموزان و دانشجویان هستند! ) )
حقا که قانونش، جزء در دفتر و کاغذ / در هیچ جای دنیا، جای عمل ندارد
عاری از این بدتر نیست، بر پیکر کنکوری / آری، نیست عدالت، در عرصه ی کیهانی
حقا که زندگانی درس نیست لایِ دفتر / معلم بزرگی است، تخته و گچ ندارد
اکنون گو ای صحرا، این است عروج غایی / که ارزشِ هر کسی، شود نمره نهایی
حقا که این آموزش، مانند تیر مَشقی / موحش است و ترسناک، اما اثر ندارد! "
( ( مَشقی!: ایهام تناسب - 1. گلوله تمرینی و آموزشی 2. مشقِ بی خودی و الکی که با آموزش تناسب دارد ) )

[[ از شرکت آبادیس گرانقدر هم، بخاطرِ اینکه گذاشت شُمارِ اندکی از واژه های خودم و واژه های بوده ( از قبل موجود ) دیگر را ثبت یا معنی جدید کنم، سپاس گزارم و امیدوارم مسؤلین ( مسئولین! ) و به ویژه مردم،
از شرکت های ایرانیه، به مانند آبادیس حمایت جانانه ای کنند! ]]

یک روشنگری درباره این نشان ( ! ) : این نشان افزون بر اینکه در زبان فارسی برای علامت تعجّب، حالت و خطاب به کسی بکار می رود.
من این نشان را به معنی ( رجوع شود ) تلقی کردم > > > پس هر موقع این نشان را در واژه های من دیدید، یه نظر هم به این واژه ( ! ) بیَندازید.
مثلِ: چالش: بُحران، تَنِش - دَرگیری، کَلَنجار، دردسر، دلمشغولی، دغدغه!
پس در اینجا برای بهتر فهمیدن این واژه می توانید، یه نگاهی هم به دغدغه یا هر کدوم از واژه های نا آشنا بیَندازید.

هر سازمان، دانشگاه و مدرسه ای ( در تهران، البرز ) می خواهد برای همکاری و آموزش دادن و. . . با ما ارتباط بگیرد
می تواند به این آدرسِ تلگرامی پیامک بزند: m2sahra@
ما هم به دیده ی منّت قبول می کنیم و در صورت صلاحدید با ایشان تماس می گیریم. ممنون و سپاسگزارم

( ( یه خواهش هم از بَروبَچ رسانه ، نویسندگان و شاعران عزیز دارم:
لطف کنید حقوق معنوی ما رو هم رعایت کنید یا وقتی از کلماتمون استفاده می کنید،
خواهشمندم از ما هم نامی ببرید تا مردم ما را هم بشناسند یا بفهمند نخستین بار این کلمات رو کی گفته! شاید براشون جالب باشه! ممنون.

چَندی از واژگانی که برگرفته از ماست! و بیشتر بکار میره:

نام برنامه ها:
نسیم، ماه عسل، نوسفر، دورهمی، خندوانه

واژه های خودمونی و کوچه بازاری:
وِزِّه، منحصر به فرد، خوش خوشون ( خوشخوشان ) ، شاسگول!، پچول، گاگول،
ورپریده، آتیشپاره، ژنِ خوب ( آقازاده! ) ، تابلو، خفن، چنیم، سه سوت، سوتی، گاف،
قُلُپی، جیرینگی، پایه، ترکوندن، گل هم، زاقارت، کَل، کُری، دندت نرم،
بروبچ، تی تیش، لانتور، قزن قورتکی، خوشمَل، فنچ، جقل، جیگیل، نادخ،
موزمار ( مارموز! ) ، دودوزه ( دو دوزه! ) ، جیفنگ، دودَر، کنف، خیت، خنزرپنزری،
قپی، قمپز، سرتق، گوگولی مگولی ( گوگول یا گوگولی ) ، سنکوپ،
اُرت، وا دادن، رد دادن، قاراشمیش، هاگیر واگیر، بزن زنگو، همه چی تموم،
تو خوبی، خوبت شد، بخواب بابا، سوت شو ( سوت! ) ، هاپول، هاپولی، چاپو،
خودمونی ( خودمانی ) ، جیک تو جیک و. . . ( جیک! ) ، دَقَرنوش،
زپرتی، فکسنی ( فکستنی ) ، زیقی، پیزوری، همینه که هست،
دور برداشتن، دوردور ( دور دور ) ، پرچمت بالاست، خانم خانما، گل پسر،
رکب، تو نختم، هلالوش، باباشمل، بشکاری، پینتی، جناب خان،
کاربشول، دستگرمی، سمبل، الدنگ، اُزگَل ( اوزگل ) ، سر کجی داره،
رُفتار، لاطاقه، ماسیدن، ایسگاه ( ایستگاه ) ، شیمبل، لاکار، اورک

واژه های ساخته شده ( یافته شده ) و برابر های پارسی:
کاریزما، کارما، دارما، چالش، پویش، پایش، برجام، اینستکس ( INSTEX ) ،
واکاوی، آنالیز ( analyze ) ، آن ( body language ) ،
سِلفی ( selfie ) ، مینو ( meaning ) ،
تیم ( team ) ، کاپیتان ( captain ) ، لیگ ( league ) ، استارت آپ ( start up ) ، ربات ( robot ) ، رباتیک ( robotic ) ،
استندآپ کمدی ( stand up comedy ) ، پانتومیم ( pantomime ) ، دابسمش ( dubsmash ) ،
ریموت ( remote ) ، بِرَند ( brand ) ، خنداننده ( کمدین" comedian" ) ، رانت ( rent ) ، کلیشه ( cliche ) ،
نیمه گمشده ( the missinig half ) ، اسلاید ( slide ) ، تله پاتی ( telepathy ) ، سلف سرویس ( self service ) ،
آدرس ( address ) ، تئاتر ( theater ) ، کنسل ( cancel ) ، فراگرد ( process ) ، استاندارد ( standard ) ، دَشتان ( پریود ) ، دَخشَک ( آرم ) ،
همپرسگی ( ویزیت ) ،
گارد، کُمپِلِت، کُنسِرت، پانسیون، معرکه ( سیرک ) ، سانسور، کُمیسیون، اسکی

نام ها:
دلِ علی ( دله الی" Dele Alli" ) ، آیسل، سارینا، ماهور، آبادیس، نیرال،
آرامین، آروشا، سورن، سورنا، شاندیز، یاشا، یاشار، ساواش،
آلاش، شادلی، آپادیپا، آبلاتکا، آتسز، جان آقا، مهپاره، فرهاد،
یلدا، مادر ( mother ) ، پدر ( father ) ، برادر ( brother ) ، دختر ( daughter ) ،
دوشیزه، خواهر، پسر، شوهر، آبجی، داداش
گریسا، قاشدیس، آلپای، آشقین، آتیشماز، آلیشان، آلقیش،
ترکای، آییق، باریش، رایش، یازگون، یایگون، هیتمن،
چینوانت، خشترا، هوشیدر، آناهیتا، آرشیناز
چاتا، یاشیل، یاراش، ایستک، یاقیش، کپنک، شاریس، زیما
هومت، هوخت، هورشت، ویان، ویانا، تیشتر
آچینا، گوزل ( غزل ) ، غزال، سوبان، ایزل، پادوس، پادوسبان
هازارد ( هزاربد، Hazard ) ، نوزود، آباریس، داریس، چیترا، تریتا
پردک، آمیتیس، فرتاگون، فرهود، پریملاک، فرناد، فریمان، همداد
رامیاد، ویرا، وست، وستا، هوتانا، شایریا، وشتی، هوداک، هودین
هومان، داتام، شابار، ورجاوند، نازانتا، شانیسا، گیتیکا، نیماد، راجان
دلاریس، وخشور، آدیوار، هیرود، هوکرپ، ایسانا، ویشاد، ایلایدا،
آیدانا، آرشیت، برساد، آرتیستون، پنام، آبراتاس، برسام

پسوندها:
وانه، اک، انگ، وا، واده، وَند، شَن، نود، اِشت، یاد، ایک، ال، اده، وَش، دیس، یس،
وس ( اُوس ) ، دیز ( یز ) ، یزه، وَر، اُور ( ور ) ، اُو ( و ) ، دَر ( تَر ) ، اَر، تاش، سین، سِل، مَل، لو و. . .

واژه های ادبیاتی:
کنکاش، گفتاورد، دستاورد، رونمایی، پرسمان، خودجوش، تبانی، تلکه،
پرسپولیس، داو، یکّه تاز، تلنگر، گنگلاج، آستین پوش، دست برنه، آسمان جُل، خیلتاشان،
پروردش، پدوازک، چلمله، چپیره، پژوردن، هموکار، استومند، اهورامزدا،
مهرابه، آبه، فرهنگ، سرهنگ، میسوانه، فرشگرد، پابوس، پرچم ایران،
اسورنان، نوهرن، تناپور، پتت، پادیاب، دوشیارا، ورجمکرد، ممنون
فراماسون، چهارشنبه سوری، حاجی فیروز، عمو نوروز، نوروز،
کریسمس، هالووین، هولی، سیزده بدر
" تفاوت های ( ی ) ، ( ه ) و نقش نمای اضافه، چند املایی ها" ،
کربلا، پاپی شدن، لکّه ( لکّه دویدن ) ، خطی بر کسی کشیدن، خواجه وار، دل شکر،
آتش به اختیار، آتش به فرمان، محتسب، آبدیده، اختلاس، دست مایه،
کارمایه، تنهاوَش، سلوچ، سربه مهر، سووشون، دست مریزاد، یاشاسین،
ناز شستت، دستِت درست، دست خوش، مورمور و. . . . . . . . . . . . . . . . ) )

( خوشبختی ) از زبانِ دکتر علی شریعتی:
خوشبختی ما در سه جمله است:
تجربه از دیروز ، استفاده از امروز ، امید به فردا
ولی ما با سه جمله ی دیگر، زندگیِ مان را تباه می کنیم:
حسرت دیروز ، اتلاف امروز ، ترس از فردا!
در حالی که، معتقد به این هستیم که پروردگار بزرگوار:
دیروز را عفو ، امروز را مَدَد و فردا را کفایت می کند!

:charisma words
Words" are like double - edged"
sword" , Be careful of"
incision: They can both penetrate
and break hearts
کاریزمایِ ( گیرایی ) واژگان:
" کلمات" همانند " شمشیر" دو لبه اند، حواسِمان به بُرّندِگیشان باشد:
هم تواناییِ نفوذ در دل ها را دارند و هم شکستنِ آن ها را ( صحرا )

تنها زمینه سازَند:
مهمترین چیزی که در مدرسه و دانشگاه یاد می گیریم
این است که :
مهمترین چیزها را ، در مدرسه و دانشگاه یاد نمی گیریم!
یعنی خودت باید مسیرِ پیشرفتت رو پیدا کنی! ( صحرا )

:Live the moment
Always like a " detector" and
! Your present " receptor" now
در لحظه زندگی کُن:
همیشه مثلِ " ردیاب" باش و
حالِ کنونیت رو " دریاب" ! ( صحرا )

در بازیِ زندگی
جونِ خوبی هایت را بی نهایت کن
زیرا بازی سختی ( دشواری ) در پیش داریم
بگذار مهربانیت را واسه روزِ مبادا پس انداز کنیم! ( صحرا )

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



جقل٠٠:٠٢ - ١٣٩٦/٠٢/٣١جِقِل - با جیگیل ( جینگیل، دواملایی ) است - کوچولو، فینگیل، فنچ! - عزیز، جیگر، خوشمَل! - شر و شلوغ، وِزِّه!، آتیشپاره!، وَرپریده! - تیز و بز، سریعگزارش
14 | 0
همپا٢٣:٤٤ - ١٣٩٦/٠٢/٣٠هَمپا - همراه، در کنار، یاور، پشتیبان، پا به پا، همگام که فرق می کند با پابه رکاب!گزارش
9 | 0
پروسه١٥:١٩ - ١٣٩٦/٠٢/٢٦واژه ای فرانسوی ( Process ) - معادل فارسی آن: فرایند، فراگرد!گزارش
122 | 2
پویش١٩:١٢ - ١٣٩٦/٠٢/٢٥جنبشِ مردمی!گزارش
87 | 2
فراگرد١٩:١٢ - ١٣٩٦/٠٢/٢٥فَراگَرد - فرا ( پیشوند ) ، گرد ( مصدر گشتن یا گردیدن ) - واژه ای مشتق - روند، رویداد، سیاق، اسلوب، نَسَق، روش، شیوه، مِنوال، نَمَط، رِوال، طریقه، ... گزارش
168 | 0
چالش١٩:٠١ - ١٣٩٦/٠٢/٢٥جَنجال!، سردرگمی، دودلی، آشفتگی، آشوب، فتنه، هزاهز، انقلاب! مثال: این سؤال چالش برانگیز است!گزارش
74 | 2
ایسل٢٣:١٤ - ١٣٩٦/٠٢/٢٠آیسِل - واژه ای ترکی و دخترانه - مشتق و ترکیبی از دو کلمه ترکی: آی: ماه، قمر - زیبا، قشنگ، خوشگل - معشوق، محبوب - بانمک، تو دل برو، بامزه، شیرین - شا ... گزارش
407 | 4
چالش٢٢:٢٤ - ١٣٩٦/٠٢/٢٠بُحران، تَنِش - دَرگیری، کَلَنجار، دردسر، دلمشغولی، دغدغه! مثال: امروزه با چالش ( بحران، تنش ) آب روبرو هستیم! - چالشت ( دغدغت! ) چیه؟گزارش
85 | 1
یواش٢٠:١٦ - ١٣٩٦/٠٢/٢٠آسه!گزارش
14 | 1
اسه٢٠:١٦ - ١٣٩٦/٠٢/٢٠کوتاه شده ی: آهسته! کُند، آروم، آهسته، یَواش - کم، اندک، قلیل مثال: بارون آسه آسه می باره>>>> بارون نَم نَم می باره!گزارش
23 | 1
مزلف١٩:٥٨ - ١٣٩٦/٠٢/٢٠زِپِرتی!گزارش
62 | 5
یکه تاز٢٠:٠٨ - ١٣٩٦/٠٢/٢٠منحصر به فرد، تک، آس، معرکه! - جولان دادن، تاخت وتاز، ویراژ میده ( ویراژ! )گزارش
12 | 0
معرکه٢٠:٠٧ - ١٣٩٦/٠٢/٢٠یکتا، یگانه، بی همتا، آس!، تک، منحصر به فرد!، یکه تاز!گزارش
7 | 2
زاقارت٢٠:٠٠ - ١٣٩٦/٠٢/٢٠زِپِرتی!، فَکَسَنی ( فَکَستَنی ) !گزارش
21 | 1
فکلی١٩:٥٨ - ١٣٩٦/٠٢/٢٠زِپِرتی!گزارش
2 | 0
ژیگول١٩:٥٤ - ١٣٩٦/٠٢/٢٠واژه ای انگلیسی، فرانسوی - نُنُر، تی تیش، فُکُلی، مُزَلَف، سوسول، گوگوری مَگوری، زِپِرتی!گزارش
28 | 1
فزرتی١٩:٥١ - ١٣٩٦/٠٢/٢٠فِزِرتی ( گونه فارسی زِپِرتی! ) بی زور، ناتوان، نُنُر، سُوسُول، ژیگول، فُکُلی، تی تیش! - چُلمَن، چُلُفتی، شاسگول! - قزمیت، درب و داغون، خراب، مُفَن ... گزارش
34 | 1
تی تیش١٩:٤٨ - ١٣٩٦/٠٢/٢٠مُزَلَف، سوسول، ژیگول، فُکُلی، زِپِرتی!گزارش
9 | 0
فکستنی١٩:٤٣ - ١٣٩٦/٠٢/٢٠فَکَستَنی ( فَکَسَنی ) ! - واژه ای روسی، که مورد استفاده در گویش بازاری و تهرانی ( کوچه بازاری ) است - بی خودی، اَلَکی، در ب و داغون، خراب، مُفَنگی، ... گزارش
108 | 1
زپرتی١٩:٣٦ - ١٣٩٦/٠٢/٢٠زِپِرتی ( گونه فارسی: فِزِرتی ) واژه ای روسی، که مورد استفاده در گویش بازاری و تهرانی ( کوچه بازاری ) است - بی زور، ناتوان، نُنُر، سُوسُول، ژیگول، ... گزارش
64 | 1
خیره خیره١٩:١٤ - ١٣٩٦/٠٢/٢٠با دقت و حیرت انگیز نگاه کردن، زُل زدن، هاج و واج، شگفت زده شدن، سنکوپ! رجوع شود به خیره!گزارش
21 | 1
سنکوپ١٩:٠٤ - ١٣٩٦/٠٢/٢٠سَنکُوپ، سَنکُپ - سنگ کوب هم می گویند ( دواملایی است ) - واژه ای فارسی - تر کیبی از سنگ و کُپ ( دهان ) syncope برگرفته شده از فارسی است! معنی: می ... گزارش
30 | 0
اهن و تلپ١٨:٤٤ - ١٣٩٦/٠٢/٢٠اِهِن و تُلُپ: کَبکَبه و دَبدَبه، باد و بُروت، اُلدُرَم بُلدُرَم ( ترکی ) ، اُرت!گزارش
25 | 1
ارت١٨:٤١ - ١٣٩٦/٠٢/٢٠اُرت - در گویش بازاری و تهرانی ( کوچه بازاری ) - چاخان، بِلُف، لاف زنی، خالی بندی، توپ خالی زدن، هارت و هورت ( پورت ) ، قُمپُز!، اِهِن و تُلُپ! مثل: ... گزارش
30 | 1
چالش٠٨:٤٣ - ١٣٩٦/٠٢/١٩هَماوَرد خواهی، ناورد، مبارزه، نبرد - سِتیزیدن، دست و پنجه نرم کردن!گزارش
113 | 2
اقازاده٠٨:٣٢ - ١٣٩٦/٠٢/١٩با اصل و نصب، ریشه دار - امام زاده، بزرگ زاده، محتشمگزارش
71 | 1
تاقال١٩:١٣ - ١٣٩٦/٠٢/١٨تاق: نام پرنده یا کبوتری که کِرم دوست دارد و بسیار وَرجه وُرجه می کند ( جنب و جوش فراوانی دارد ) ال: پسوند ابزار ( افزار ) ، پسوند قدرت، نیرو دهنده ... گزارش
108 | 0
اویزون١٩:١٣ - ١٣٩٦/٠٢/١٨وِزِّه!گزارش
5 | 1
وزه١٩:١١ - ١٣٩٦/٠٢/١٨در گویش بازاری و تهرانی ( کوچه بازاری ) - وِزِّه - پاپی شدن، آویزون! - شر و شلوغ، بلا، مصیبت - آتیشپاره، ورپریده!گزارش
787 | 5
کلپچ١٩:٠٨ - ١٣٩٦/٠٢/١٨کَلَپچ - در گویش بازاری و تهرانی ( کوچه بازاری ) کوتاه شده: کله پاچهگزارش
159 | 0
اشگول١٩:٠٦ - ١٣٩٦/٠٢/١٨اُشگُول - نام یک سنجابک که چشمانی درشت دارد و در زمستان به خواب زمستانی فرو می رود! ( ( برپایه پژوهش های دانشمندان: سنجاب ها حیوان های فراموشکاری هس ... گزارش
44 | 0
شاسگول١٩:٠٥ - ١٣٩٦/٠٢/١٨اُشگُول، چُلُفتی، زِپِرتی!گزارش
25 | 3
برجام٠٠:٢٠ - ١٣٩٦/٠٢/١٧واژه ای سیاسی است، که در جریان مذاکرات هسته ای ایران و 5 به علاوه ی1 ساخته شد! این واژه وام گرفته شده از فرجام است >>> هر دوی آن ها ( ساده ) هستند. ... گزارش
262 | 3
پرسمان١٩:١٧ - ١٣٩٦/٠٢/١٤پُرسِمان - واژه فارسی مشتق - دو جور می توان از نظر دستوری معنا و برداشت کرد: پُرسِمان: در زمان کهن ( اوستایی ) به جای عیادت، احوال پرسی، دیدار و باز ... گزارش
103 | 0
ابادیس١٩:٠٣ - ١٣٩٦/٠٢/١٤معنی: پیشکِسوَت، کهنه کار، با تجربه، کافی، کاردان، حرفه ای، ماهِر، این کاره، آزموده، زُبده، کاربَلَد، کارکُشته، دنیا دیده، آبدیده! - حق پدری داشتن، ... گزارش
529 | 11
ابادیس١٩:٠٠ - ١٣٩٦/٠٢/١٤اسم پسرانه - نام پزشک نامدار دوره هخامنشی که مردم را درمان می کرد! این واژه، نخست " آپا" بوده: واژه فارسی باستان - به مانند: آپادانا! سَر، بالا، بل ... گزارش
899 | 21
خندوانه١٨:٣٤ - ١٣٩٦/٠٢/١٤امروزه کسره ای که میان واژه است، پسوند ( تکواژ ) نیست و فقط افزایش آوایی است! پس پسوند ( ه ) میان واژه خندِوانه وجود ندارد و من به اشتباه آن را نوشتم ... گزارش
101 | 0
پویش٢٣:٤٦ - ١٣٩٦/٠٢/١٣این واژه ( مشتق ) است: اگر کُل واژه با معنای تجزیه اش تطابق داشته باشد یا ردپای واژه ی کُل در واژه ی تجزیه ای وجود داشته باشد. >>>>> مشتق پویش: انجمن ... گزارش
99 | 1
پایش٢٣:١٨ - ١٣٩٦/٠٢/١٣این واژه ( مشتق ) است: اگر کُل واژه با معنای تجزیه اش تطابق داشته باشد یا ردپای واژه ی کُل در واژه ی تجزیه ای وجود داشته باشد. >>>>> مشتق پایِش: نظار ... گزارش
67 | 0
چالش٢٣:١٥ - ١٣٩٦/٠٢/١٣این واژه ( ساده ) است: اگر کُل واژه با معنای تجزیه اش تطابق نداشته باشد یا ردپای واژه ی کُل در واژه ی تجزیه ای وجود نداشته باشد یا معنی واژه ی تجزیه ... گزارش
101 | 2
بستر٠٠:٢٦ - ١٣٩٦/٠٢/١٣بیشتر وقت ها این دو را باهم قاتی پاتی ( قاطی پاطی ) می کنیم: بَستَر: جامه ی خواب، وسایل و ابزار خواب ( مانند:تُشَک، مُتَکا، بالِش، رختخواب و. . . ) ... گزارش
161 | 1
پایستار٠٠:١٧ - ١٣٩٦/٠٢/١٣درسته از پایدار و ایستا ترکیب شده ولی مشتق است: بن فعل یا مصدر پایستن، پسوند اسم ساز ( ار ) معنی: بادوام، استوار، پابرجا - ثابت، باقی، دائمگزارش
23 | 1
تراوا٠٠:٠٧ - ١٣٩٦/٠٢/١٣اسم "مشتق" است - تراوا: مشتق>>> مصدر تراویدن ( بُن مضارع ) ، ا ( پسوند ) - گیرا، رد و اثر گذاشته، نفوذپذیر! بسیار شبیه ( ترآوا ) است!گزارش
25 | 1
تراوا٠٠:٠٣ - ١٣٩٦/٠٢/١٣"تر" صفتِ اسم:تر و تازه، جدید، نو، نوین، به روز، روزآمد، امروزی ( انگلیسی و فرانسویش:آبدِیت، مُدرن، مُد ) "آوا" اسم: ندا، نوا، لحن، صدا، صوت، آواز، ... گزارش
12 | 1
لانتور٢٣:٢٣ - ١٣٩٦/٠٢/١٢قالتاق، کلاه بردار، شارلاتان ( فرانسوی ) ، کلاش!گزارش
214 | 9
کلاش٢٣:١٩ - ١٣٩٦/٠٢/١٢لانتور!گزارش
12 | 1
متلک٢٣:١٨ - ١٣٩٦/٠٢/١٢بار کردن!گزارش
2 | 1
اتیشپاره٢٣:١٦ - ١٣٩٦/٠٢/١٢ورپریده!گزارش
12 | 0
ننر٠٠:٤٨ - ١٣٩٦/٠٢/١٢تی تیش!گزارش
9 | 1
تی تیش٠٠:٤٥ - ١٣٩٦/٠٢/١٢چُسان فُسان، بچه ننه، نُنُر، پاستوریزه ( فرانسوی ) !گزارش
21 | 0