برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مجتبی عیوض صحرا

مجتبی عیوض صحرا سرآغازِ دفتر نوشتم، به امیدِ بسمه تعالا / از جان و سِرشتم، ندا آمد که تو هستی توانا (صحرا)
ما دو برادر دوقلو هستیم، من دبیر ادبیات و برادرم دبیر انگلیسی است.
ما جزوه،مقاله(جُستار)،اسلاید(نماجا)،فرهنگ نامه،گروه بندی واژگان،داستان و تاریخچه واژگان(داستان واره)،جملات قصار(دلنوشته)،
آرایه و دستور زبان های فارسی،ترکی و انگلیسی،شعر و ترانه و...
گردآوری و نوشته ایم و دارای روش های نوین و پیشرفته ای در فارسی،انگلیسی و زمینه های گفته شده هستیم!
( گرچه از نظر استاد ابوالحسن نجفی: واژه (( نوین )) حشو است و همان معنای نو را می دهد و دیگر نیازی به ساختن آن نیست!
" نو " صفت است و " ین " پسوند نسبت صفت ساز که با اسم می آید.
ولی امروزه برای برابر پارسی: " مُدِرن" استفاده می شود که معنای: نو تر،جدید تر،به روز تر،امروزی تر و... می دهد! )

این ها رو ننوشتم که کبّاده بکشیم،میخواستم فقط گفته باشم که شبِ(شب های) راحتی رو نگذروندیم و آسون و یه شبه هم،بدستش نیاوردیم! و در این راه، سختی ها و دشواری های وَشنادی(زیادی) کشیده ایم، تا اینکه تونستیم با ریاضت و همدلی هم به این دستاورد برسیم.(البته در نُه سال)
برادرم هنوز یک واژه انگلیسی هم در آبادیس ثبت نکرده است،خودش می گوید وقت و حوصله ندارد! و من هم تنها شُمارِ اندکی از واژگانم را نگارش کرده ام ولی ناگفته نماند که بیشتر واژه‌های انگلیسی را با کمکِ برادرم نوشتم!

هنوز هم بخاطرِ واژه ای، هیچ پولی نگرفتم(بر خلاف خیلی از جاهای دیگر که خودتون میدونید) و مجانی و رایگان(عاشقانه،دِلی) واژه ساختم و نوشتم!
تا به امید اینکه:
دعای خیرتان بدرقه راهِمان شود و جوانانی به مانند ما دیده شوند و از طرح ها و واژگان ما استفاده بیشتری شود یا به زبون خودمونی، از ما تقدیر شود! چون تا حالا هیچ کسی بخاطرِ این واژگان از ما قدردانی نکرده است،به امید روزی که این کار صورت گیرد
و به قول دکتر شریعتی: مدرک جای خودش را به درک آدم ها دهد!
برای کسی که می فهمد،هیچ توضیحی لازم نیست
برای کسی که نمی فهمد،هر توضیحی اضافه است
آنان که می فهمند،عذاب می کِشند
و
آنان که نمی فهمند،عذاب می دهند

مهم نیست، که چه "مدرکی" دارید
مهم اینه که، چه "درکی" دارید!

و همچنین آموزش کشورِمان درست شود و به فرزندانمان توانایی و شِگردهای زندگی و آدم واری(انسانیت) بیاموزیم تا گرفتن نمره!
" حقا که این تردستان،بازی دادند ما را / با طاقِ ضَربی خشتی،راضی کردند ما را
(( طاقِ ضَربی خشتی: تشبیه شده به پرسش های چهار گزینه ای بیهوده ))
بازیگران آن ها،بازیچه ی تشویش اند / داوریَش با شما،جایِ تشویق ندارد!
(( بازیگران: دانش آموزان و دانشجویان هستند! ))
حقا که قانونش،جزء در دفتر و کاغذ / در هیچ جای دنیا،جای عمل ندارد
عاری از این بدتر نیست،بر پیکر کنکوری / آری،نیست عدالت،در عرصه ی کیهانی
حقا که زندگانی درس نیست لایِ دفتر / معلم بزرگی است،تخته و گچ ندارد
اکنون گو ای صحرا،این است عروج غایی / که ارزشِ هر کسی،شود نمره نهایی
حقا که این آموزش، مانند تیر مَشقی / موحش است و ترسناک، اما اثر ندارد! "
((مَشقی!: ایهام تناسب-1.گلوله تمرینی و آموزشی 2.مشقِ بی خودی و الکی که با آموزش تناسب دارد ))

[[ از شرکت آبادیس گرانقدر هم، بخاطرِ اینکه گذاشت شُمارِ اندکی از واژه های خودم و واژه های بوده(از قبل موجود) دیگر را، ثبت یا معنی جدید کنم،
سپاس گزارم و امیدوارم مسؤلین(مسئولین!) و به ویژه مردم، از شرکت های ایرانیِ مثل ایشان حمایت جانانه ای کنند. ]]

یک روشنگری درباره این نشان(!): این نشان افزون بر اینکه در زبان فارسی برای علامت تعجّب،حالت و خطاب به کسی بکار می رود.
من این نشان را به معنی (رجوع شود) تلقی کردم >>> پس هر موقع این نشان را در واژه های من دیدید، یه نظر هم به این واژه (!) بیَندازید.
مثلِ: چالش: بُحران،تَنِش-دَرگیری،کَلَنجار،دردسر،دلمشغولی،دغدغه!
پس در اینجا برای بهتر فهمیدن این واژه می توانید، یه نگاهی هم به دغدغه یا هر کدوم از واژه های نا آشنا بیَندازید.

هر سازمان،دانشگاه و مدرسه ای(در تهران،البرز) میخواهد برای همکاری و آموزش دادن و... با ما ارتباط بگیرد؛ می تواند به این آدرسِ تلگرامی پیامک بزند: m2sahra@
ما هم به دیده ی منّت قبول می کنیم و در صورت صلاحدید با ایشان تماس میگیریم.ممنون و سپاسگزارم

(( یه خواهش هم از بَروبَچ رسانه ، نویسندگان و شاعران عزیز دارم:
لطف کنید حقوق معنوی ما رو هم رعایت کنید یا وقتی از کلماتمون استفاده می کنید،
خواهشمندم از ما هم اسمی ببرید تا مردم ما را هم بشناسند یا بفهمند نخستین بار این کلمات رو کی گفته! شاید براشون جالب باشه! ممنون.
مثالی از کلماتی که برگرفته از ماست! و زیاد استفاده میشه. مثلِ:
نام برنامه ها:
نسیم،ماه عسل،نوسفر،دورهمی،خندوانه

واژه های خودمونی و کوچه بازاری:
وِزِّه،منحصر به فرد،خوش خوشون(خوشخوشان)،شاسگول!،پچول،گاگول،
ورپریده،آتیشپاره،ژنِ خوب(آقازاده!)،تابلو،خفن،چنیم،سه سوت،سوتی،گاف،
قُلُپی،جیرینگی،پایه،ترکوندن،گل هم،زاقارت،کَل،کُری،دندت نرم،
بروبچ،تی تیش،لانتور،قزن قورتکی،خوشمَل،فنچ،جقل،جیگیل،نادخ،
موزمار(مارموز!)،دودوزه(دو دوزه!)،جیفنگ،دودَر،کنف،خیت،خنزرپنزری،
قپی،قمپز،سرتق،گوگولی مگولی(گوگول یا گوگولی)،سنکوپ،
اُرت،وا دادن،رد دادن،قاراشمیش،هاگیر واگیر،بزن زنگو،همه چی تموم،
تو خوبی،خوبت شد،بخواب بابا،سوت شو(سوت!)،هاپول،هاپولی،چاپو،
خودمونی(خودمانی)،جیک تو جیک و...(جیک!)،دَقَرنوش،
زپرتی،فکسنی(فکستنی)،زیقی،پیزوری،همینه که هست،
دور برداشتن،دوردور(دور دور)،پرچمت بالاست،خانم خانما،گل پسر،
رکب،تو نختم،هلالوش،باباشمل،بشکاری،پینتی،جناب خان،
کاربشول،دستگرمی،سمبل،الدنگ،اُزگَل(اوزگل)،سر کجی داره،
رُفتار،لاطاقه،ماسیدن،ایسگاه(ایستگاه)

واژه های ساخته شده(یافته شده) و برابر های پارسی:
کاریزما،کارما،دارما،چالش،پویش،پایش،برجام،اینستکس(INSTEX)،
واکاوی،آنالیز(analyze)،آن(body language)،
سِلفی(selfie)،مینو(meaning)،
تیم(team)،کاپیتان(captain)،لیگ(league)،استارت آپ(start up)،ربات(robot)،رباتیک(robotic)،
استندآپ کمدی(stand up comedy)،پانتومیم(pantomime)،دابسمش(dubsmash)،
ریموت(remote)،بِرَند(brand)،خنداننده(کمدین"comedian")،رانت(rent)،کلیشه(cliche)،
نیمه گمشده(the missinig half)،اسلاید(slide)،تله پاتی(telepathy)،سلف سرویس(self service)،
آدرس(address)،تئاتر(theater)،کنسل(cancel)،فراگرد(process)،استاندارد(standard)
گارد،کُمپِلِت،کُنسِرت،پانسیون،معرکه(سیرک)،سانسور،کُمیسیون،اسکی

نام ها:
دلِ علی(دله الی"Dele Alli")،آیسل،سارینا،ماهور،آبادیس،نیرال،
آرامین،آروشا،سورن،سورنا،شاندیز،یاشا،یاشار،ساواش،
آلاش،شادلی،آپادیپا،آبلاتکا،آتسز،جان آقا،مهپاره،فرهاد،
یلدا،مادر(mother)،پدر(father)،برادر(brother)،دختر(daughter)،
دوشیزه،خواهر،پسر،شوهر،آبجی،داداش
گریسا،قاشدیس،آلپای،آشقین،آتیشماز،آلیشان،آلقیش،ترکای،آییق،
باریش،رایش،یازگون،یایگون،هیتمن،چینوانت،خشترا،هوشیدر،آناهیتا،آرشیناز
چاتا،یاشیل،یاراش،ایستک،یاقیش،کپنک،شاریس،زیما
هومت،هوخت،هورشت،ویان،ویانا،تیشتر
آچینا،گوزل(غزل)،غزال،سوبان،ایزل،پادوس،پادوسبان،
هازارد(هزاربد،Hazard)،نوزود،آباریس،داریس،چیترا،تریتا

پسوندها:
وانه،اک،وا،واده،وَند،شَن،نود،اِشت،یاد،ایک،ال،اده،وَش،دیس،یس،
وس(اُوس)،دیز(یز)،یزه،وَر،اُور(ور)،اُو(و)،دَر(تَر)،اَر،تاش،سین،سِل،مَل،لو و...

واژه های ادبیاتی:
کنکاش،گفتاورد،دستاورد،رونمایی،پرسمان،خودجوش،تبانی،تلکه،
پرسپولیس،داو،یکّه تاز،تلنگر،گنگلاج،آستین پوش،دست برنه،آسمان جُل،خیلتاشان،
پروردش،پدوازک،چلمله،چپیره،پژوردن،هموکار،استومند،اهورامزدا،
مهرابه،آبه،فرهنگ،سرهنگ،میسوانه،فرشگرد،پابوس،پرچم ایران،
فراماسون،چهارشنبه سوری،حاجی فیروز،عمو نوروز،نوروز،
کریسمس،هالووین،هولی،سیزده بدر
" تفاوت های (ی)،(ه) و نقش نمای اضافه،چند املایی ها"،
کربلا،پاپی شدن،لکّه(لکّه دویدن)،خطی بر کسی کشیدن،خواجه وار،دل شکر،
آتش به اختیار،آتش به فرمان،محتسب،آبدیده،اختلاس،دست مایه،
کارمایه،تنهاوَش،سلوچ،سربه مهر،سووشون،دست مریزاد،یاشاسین،
ناز شستت،دستِت درست،دست خوش،مورمور و................ ))

(خوشبختی) از زبانِ دکتر علی شریعتی:
خوشبختی ما در سه جمله است:
تجربه از دیروز ، استفاده از امروز ، امید به فردا
ولی ما با سه جمله ی دیگر، زندگیِ مان را تباه می کنیم:
حسرت دیروز ، اتلاف امروز ، ترس از فردا!
در حالی که، معتقد به این هستیم که پروردگار بزرگوار:
دیروز را عفو ، امروز را مَدَد و فردا را کفایت می کند!

:charisma words
Words" are like double- edged"
sword", Be careful of"
incision: They can both penetrate
and break hearts
کاریزمایِ(گیرایی) واژگان:
"کلمات" همانند "شمشیر" دو لبه اند،حواسِمان به بُرّندِگیشان باشد:
هم تواناییِ نفوذ در دل ها را دارند و هم شکستنِ آن ها را (صحرا)

تنها زمینه سازَند:
مهمترین چیزی که در مدرسه و دانشگاه یاد می گیریم
این است که :
مهمترین چیزها را ، در مدرسه و دانشگاه یاد نمی گیریم!
یعنی خودت باید مسیرِ پیشرفتت رو پیدا کنی! (صحرا)

:Live the moment
Always like a "detector" and
! Your present "receptor" now
در لحظه زندگی کُن:
همیشه مثلِ "ردیاب" باش و
حالِ کنونیت رو "دریاب" ! (صحرا)

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

401 واژه مشتق و فارسی-این واژه (شأن) نیست!-اسم پسرانه-ترکیبی از:
شان: شانه-خانه،سرا،اندرون-لانه،کندو،آشیان(آشیانه)-سرزمین،میهن،وطن،زادبوم-
سپهر،آسم ...
١٣٩٦/٠٤/٢٩
|

402 واژه مشتق فارسی با ریشه ترکی-اسم پسرانه
یاش: خیس،نمناک،تر و تازه،با طراوت،شاداب،خوش و خرّم،سرسبز،دلپذیر،باصفا،نزه-
سرزنده،سردماغ،سرحال،دلخوش،سر ...
١٣٩٦/٠٤/٢٩
|

403 معنی: دستِت درد نکنه،دست مریزاد،دستِت درست،ایول داری،کارِت درسته،
حرف نداری،گُل کاشتی،کارِستون کردی،دمت گرم-شاباش(شادباش)،درود،آفرین،باریکلا،زنده ...
١٣٩٦/٠٤/٢٩
|

404 درست: سالم،زنده،تندرست-راست،صحیح-تمام وکمال،کامل
معنی: دستِت درد نکنه،دست مریزاد،ایول داری،کارِت درسته،حرف نداری،گُل کاشتی،کارِستون کردی،دست خوش،د ...
١٣٩٦/٠٤/٢٩
|

405 دستِت درد نکنه،دستِت درست،ایول داری،کارِت درسته،حرف نداری،
گُل کاشتی،کارِستون کردی،دست خوش،دمت گرم-شاباش(شادباش)،درود،آفرین،باریکلا،زنده باد-
ا ...
١٣٩٦/٠٤/٢٩
|

406 واژه ترکی- اسم پسرانه
یاشا:سرزنده،سردماغ،شاداب،بانشاط،سرحال،دلخوش،سرخوش،
مشعوف،شادمان،خوشحال،خرسند،خشنود،بشاش-خجسته،فرخنده،مبارک،میمون
معنی: ...
١٣٩٦/٠٤/٢٩
|

407 واژه مشتق ترکی-ترکیبی از:
یاشا:سرزنده،سردماغ،شاداب،بانشاط،سرحال،دلخوش،سرخوش،
مشعوف،شادمان،خوشحال،خرسند،خشنود،بَشاش-خجسته،فرخنده،مبارک،میمون
١٣٩٦/٠٤/٢٩
|

408 این واژه نفرینی(راندنی) است که پدر و مادر بچه های بدخواب و شر و شلوغ و سرتق،
برای خواباندن بچه های موزمار خود می گفتند.
کاربرد: هنگامی بکار می ...
١٣٩٦/٠٤/٢٩
|

409 واژه ای فرانسوی،یونانی-ترکیبی از: تله: دور،فاصله دار پاتی: راه،مسیر-می رسد،وقوع می گیرد
معنی: دو هم اندیشی،همپا انگاری-دلبستگی و رابطه ی ندیده ای ...
١٣٩٦/٠٤/٢٩
|

410 از این واژه دو گونه برداشت می شود:
1. مانی(اندیشمند،دانا-بینشمند،روشن بین،بیدار دل!) پیامبری ایرانی بوده و از زرتشت پیروی می کرده است که هفت کتاب ...
١٣٩٦/٠٤/٢٩
|

411 از این واژه دو گونه برداشت می شود:
1. مانی(اندیشمند،دانا-بینشمند،روشن بین،بیدار دل!) پیامبری ایرانی بوده و از زرتشت پیروی می کرده است که هفت کتاب ...
١٣٩٦/٠٤/٢٩
|

412 فرق زبان،گویش و لهجه:
هر کشوری واسه خودش یک زبان رسمی دارد،هر زبان دارای گویش های منطقه ای متفاوت و هر گویش متناسب با نوع شهر دارای لهجه های خاصی ...
١٣٩٦/٠٤/٢٩
|

413 شَبتَک-دواملایی است با شپتک-
نوعی بازی که یک پا را روی هوا نگهدارند و دست به سینه قرار گیرند و با جَست و خیز کردن و ضربه زدن به سینه، پُشت و پهلو ...
١٣٩٦/٠٤/٢٩
|

414 داو! ١٣٩٦/٠٤/٢٩
|

415 داو! ١٣٩٦/٠٤/٢٩
|

416 داو! ١٣٩٦/٠٤/٢٩
|

417 در لهجه اصفهانی-جُستن،تجسس،پژوهیدن،جست و جو کردن،تفحص کردن،تفتیش کردن،کندوکاو کردن-
طلب کردن،پرسیدن-یافتن،پیدا کردن
مثال: دادا بِجور لیوانم رو ...
١٣٩٦/٠٤/٢٩
|

418 روشن شد،معلوم شد،آشکار شد،نمایان گشت،پدیدار گشت،واضح است،هویدا هست،تابلو شد!
ولی فرق دارد با
صورت بستن:تصوّر یا فکر کردن،نمودن-ممکن شدن،میسر ش ...
١٣٩٦/٠٤/٢٨
|

419 دَست بَرنه(دَست بَر نَهادن)-
کنایه از: کمک کن،همراهی ده،یاری بده-
عنایتی کن،بزرگواری کن،مرحمت و بخشایشی ده،مهرورزی و مهربانی نشان بده،لطف و نظ ...
١٣٩٦/٠٤/٢٨
|

420 سختی،مرارت،مشقّت،ممارست،ریاضت ١٣٩٦/٠٤/٢٨
|

421 کنایه از: فروتن،متواضع،خاضع،افتاده،خاکسار،سربه زیر-مطیع،حلقه به گوش! ١٣٩٦/٠٤/٢٨
|

422 واژه مرکّب-ترکیبی از دو کلمه:
گُنگ: لال،بی زبان-نامفهوم،نامعلوم،مبهم،پیچیده
لاج: کمی،مقداری،اندکی،پاره ای و...
معنی: شخصی که هنگام سخن گفتن ...
١٣٩٦/٠٤/٢٨
|

423 آلو-پسوند ترکی نسبت(لیاقت)-
مثل: ژیگولّو،تپلّو،خپلّو،کپلّو،کوچولّو،شاملو-
چاقالو،گامبالو،پشمالو،خرمالو،خوابالو و...>>> مشتق
ولی آلبالو،شفتال ...
١٣٩٦/٠٤/٢٨
|

424 نام یکی(واسپوهَران،واسپوران) از هفت خاندان برتر(سرآمد) اشکانی(پارتی) که در سَجِستان(سیستان) فرمانروایی می کردند!

اسم پسرانه-سورِن: تاخت،جولان، ...
١٣٩٦/٠٤/٢٨
|

425 اسم پسرانه-ساختار دستوری: صفت با پسوند اسم ساز >>> اسم
فَرنام(لقب) پهلوان اشکانی(پارتی) سَجِستان(سیستان)-
نام بُوَنده(کامل): رُستم سورِن پَهلَو ...
١٣٩٦/٠٤/٢٨
|

426 ترکیبی از دو کلمه: آب و جی: واژه ترکی- پاک و زلال،گوارا-روان،جاری-درخشان و طلایی و...
یعنی: آب شفاف و زلالی که در مزرعه وکشتزار و... جاری می شود.< ...
١٣٩٦/٠٤/٢٨
|

427 سرتق! ١٣٩٦/٠٤/٢٨
|

428 تی تیش! ١٣٩٦/٠٤/٢٨
|

429 طیف! ١٣٩٦/٠٤/٢٨
|

430 طیف! ١٣٩٦/٠٤/٢٨
|

431 معادل فارسی برای: تیپ(type)،رِنج(range) ١٣٩٦/٠٤/٢٨
|

432 فارسی آن هم می شود:
بزن و بکوب(بزن بکوب)!،دادار دودور!
١٣٩٦/٠٤/٢٨
|

433 دوستدار،هواه خواه،هوادار،طرفدار،حامی-
در تصوف: ساقی،مُشَوِّق-مُرشد،پیر کامل،انسان کامل،همه چی تموم!-اکسیر،کیمیا،کمیاب،نادر و...
١٣٩٦/٠٤/٢٨
|

434 مأموریت،نقش-پاکار،آمادگی،حاضری،پایه! ١٣٩٦/٠٤/٢٨
|

435 حق شناسی،نصیحتوری-ادای دین،تعهد،وظیفه شناسی،خویشکاری،مسؤلیت(مسئولیت)،پاسخگویی-
سرپرستی،نظارتی،پایش!
١٣٩٦/٠٤/٢٨
|

436 بَستَر: بالین! ١٣٩٦/٠٤/٢٨
|

437 مطیع،حلقه به گوش! ١٣٩٦/٠٤/٢٨
|

438 حرفه ای،ماهر،این کاره،آزموده، مجرب،زبده،کاربلد،کارکُشته!-
مثلِ کنایه: گرگ باران(بالان!) دیده،چند پیرهن بیشتر پاره کرده
همچنین فرق دارد با
آب ...
١٣٩٦/٠٤/٢٨
|

439 آبدیده! ١٣٩٦/٠٤/٢٨
|

440 خوش الحان! ١٣٩٦/٠٤/٢٨
|

441 چهچه(چهچهه)،گُلبانگ! ١٣٩٦/٠٤/٢٨
|

442 خوش الحان! ١٣٩٦/٠٤/٢٨
|

443 چالیک! ١٣٩٦/٠٤/٢٨
|

444 پاپی شدن! ١٣٩٦/٠٤/٢٨
|

445 پافشاری،الحاح! ١٣٩٦/٠٤/٢٨
|

446 واژه روسی که در فارسی به شکل گوگولی مگولی استفاده می شود که با گوگوری مگوری (مرکب اتباعی)دواملایی است-در زبان کودکانه:
دوست داشتنی،خواستنی،عزیز،ن ...
١٣٩٦/٠٤/٢٨
|

447 خوش خوشون!-این واژه از آرایه تکرار بهره برده و در جایی بکار میرود که کسی زیاد راحته یاخیلی داره حال می کنه و اوضاع خیلی به وِفق مُرادشه و برای تلنگر ... ١٣٩٦/٠٤/٢٨
|

448 گُتره ای-این واژه به جای حرفِ نادخِ "گاییدن" هم استفاده می شود.
این واژه از ضرب المثل(ترپند):
گُتره ای کاری را انجام دادن آمده است!
معنی: ا ...
١٣٩٦/٠٤/٢٨
|

449 دو دوزه!-
ریو(ریب)،خَُِدعه،مکر و حیله،نیرنگ،فریب،تزویر،کَلَک،حقّه-اشتباه،تردید،شک،دودلی-موزمار!
١٣٩٦/٠٤/٢٨
|

450 آتش به فرمان! ١٣٩٦/٠٤/٠٨
|