برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مجتبی عیوض صحرا

مجتبی عیوض صحرا سرآغازِ دفتر نوشتم، به امیدِ بسمه تعالا / از جان و سِرشتم، ندا آمد که تو هستی توانا (صحرا)
ما دو برادر دوقلو هستیم، من دبیر ادبیات و برادرم دبیر انگلیسی است.
ما جزوه،مقاله(جُستار)،اسلاید(نماجا)،فرهنگ نامه،گروه بندی واژگان،داستان و تاریخچه واژگان(داستان واره)،جملات قصار(دلنوشته)،
آرایه و دستور زبان های فارسی،ترکی و انگلیسی،شعر و ترانه و...
گردآوری و نوشته ایم و دارای روش های نوین و پیشرفته ای در فارسی،انگلیسی و زمینه های گفته شده هستیم!
( گرچه از نظر استاد ابوالحسن نجفی: واژه (( نوین )) حشو است و همان معنای نو را می دهد و دیگر نیازی به ساختن آن نیست!
" نو " صفت است و " ین " پسوند نسبت صفت ساز که با اسم می آید.
ولی امروزه برای برابر پارسی: " مُدِرن" استفاده می شود که معنای: نو تر،جدید تر،به روز تر،امروزی تر و... می دهد! )

این ها رو ننوشتم که کبّاده بکشیم،میخواستم فقط گفته باشم که شبِ(شب های) راحتی رو نگذروندیم و آسون و یه شبه هم،بدستش نیاوردیم! و در این راه، سختی ها و دشواری های وَشنادی(زیادی) کشیده ایم، تا اینکه تونستیم با ریاضت و همدلی هم به این دستاورد برسیم.(البته در نُه سال)
برادرم هنوز یک واژه انگلیسی هم در آبادیس ثبت نکرده است،خودش می گوید وقت و حوصله ندارد! و من هم تنها شُمارِ اندکی از واژگانم را نگارش کرده ام ولی ناگفته نماند که بیشتر واژه‌های انگلیسی را با کمکِ برادرم نوشتم!

هنوز هم بخاطرِ واژه ای، هیچ پولی نگرفتم(بر خلاف خیلی از جاهای دیگر که خودتون میدونید) و مجانی و رایگان(عاشقانه،دِلی) واژه ساختم و نوشتم!
تا به امید اینکه:
دعای خیرتان بدرقه راهِمان شود و جوانانی به مانند ما دیده شوند و از طرح ها و واژگان ما استفاده بیشتری شود یا به زبون خودمونی، از ما تقدیر شود! چون تا حالا هیچ کسی بخاطرِ این واژگان از ما قدردانی نکرده است،به امید روزی که این کار صورت گیرد
و به قول دکتر شریعتی: مدرک جای خودش را به درک آدم ها دهد!
برای کسی که می فهمد،هیچ توضیحی لازم نیست
برای کسی که نمی فهمد،هر توضیحی اضافه است
آنان که می فهمند،عذاب می کِشند
و
آنان که نمی فهمند،عذاب می دهند

مهم نیست، که چه "مدرکی" دارید
مهم اینه که، چه "درکی" دارید!

و همچنین آموزش کشورِمان درست شود و به فرزندانمان توانایی و شِگردهای زندگی و آدم واری(انسانیت) بیاموزیم تا گرفتن نمره!
" حقا که این تردستان،بازی دادند ما را / با طاقِ ضَربی خشتی،راضی کردند ما را
(( طاقِ ضَربی خشتی: تشبیه شده به پرسش های چهار گزینه ای بیهوده ))
بازیگران آن ها،بازیچه ی تشویش اند / داوریَش با شما،جایِ تشویق ندارد!
(( بازیگران: دانش آموزان و دانشجویان هستند! ))
حقا که قانونش،جزء در دفتر و کاغذ / در هیچ جای دنیا،جای عمل ندارد
عاری از این بدتر نیست،بر پیکر کنکوری / آری،نیست عدالت،در عرصه ی کیهانی
حقا که زندگانی درس نیست لایِ دفتر / معلم بزرگی است،تخته و گچ ندارد
اکنون گو ای صحرا،این است عروج غایی / که ارزشِ هر کسی،شود نمره نهایی
حقا که این آموزش، مانند تیر مَشقی / موحش است و ترسناک، اما اثر ندارد! "
((مَشقی!: ایهام تناسب-1.گلوله تمرینی و آموزشی 2.مشقِ بی خودی و الکی که با آموزش تناسب دارد ))

[[ از شرکت آبادیس گرانقدر هم، بخاطرِ اینکه گذاشت شُمارِ اندکی از واژه های خودم و واژه های بوده(از قبل موجود) دیگر را، ثبت یا معنی جدید کنم،
سپاس گزارم و امیدوارم مسؤلین(مسئولین!) و به ویژه مردم، از شرکت های ایرانیِ مثل ایشان حمایت جانانه ای کنند. ]]

یک روشنگری درباره این نشان(!): این نشان افزون بر اینکه در زبان فارسی برای علامت تعجّب،حالت و خطاب به کسی بکار می رود.
من این نشان را به معنی (رجوع شود) تلقی کردم >>> پس هر موقع این نشان را در واژه های من دیدید، یه نظر هم به این واژه (!) بیَندازید.
مثلِ: چالش: بُحران،تَنِش-دَرگیری،کَلَنجار،دردسر،دلمشغولی،دغدغه!
پس در اینجا برای بهتر فهمیدن این واژه می توانید، یه نگاهی هم به دغدغه یا هر کدوم از واژه های نا آشنا بیَندازید.

هر سازمان،دانشگاه و مدرسه ای(در تهران،البرز) میخواهد برای همکاری و آموزش دادن و... با ما ارتباط بگیرد؛ می تواند به این آدرسِ تلگرامی پیامک بزند: m2sahra@
ما هم به دیده ی منّت قبول می کنیم و در صورت صلاحدید با ایشان تماس میگیریم.ممنون و سپاسگزارم

(( یه خواهش هم از بَروبَچ رسانه ، نویسندگان و شاعران عزیز دارم:
لطف کنید حقوق معنوی ما رو هم رعایت کنید یا وقتی از کلماتمون استفاده می کنید،
خواهشمندم از ما هم اسمی ببرید تا مردم ما را هم بشناسند یا بفهمند نخستین بار این کلمات رو کی گفته! شاید براشون جالب باشه! ممنون.
مثالی از کلماتی که برگرفته از ماست! و زیاد استفاده میشه. مثلِ:
نام برنامه ها:
نسیم،ماه عسل،نوسفر،دورهمی،خندوانه

واژه های خودمونی و کوچه بازاری:
وِزِّه،منحصر به فرد،خوش خوشون(خوشخوشان)،شاسگول!،پچول،گاگول،
ورپریده،آتیشپاره،ژنِ خوب(آقازاده!)،تابلو،خفن،چنیم،سه سوت،سوتی،گاف،
قُلُپی،جیرینگی،پایه،ترکوندن،گل هم،زاقارت،کَل،کُری،دندت نرم،
بروبچ،تی تیش،لانتور،قزن قورتکی،خوشمَل،فنچ،جقل،جیگیل،نادخ،
موزمار(مارموز!)،دودوزه(دو دوزه!)،جیفنگ،دودَر،کنف،خیت،خنزرپنزری،
قپی،قمپز،سرتق،گوگولی مگولی(گوگول یا گوگولی)،سنکوپ،
اُرت،وا دادن،رد دادن،قاراشمیش،هاگیر واگیر،بزن زنگو،همه چی تموم،
تو خوبی،خوبت شد،بخواب بابا،سوت شو(سوت!)،هاپول،هاپولی،چاپو،
خودمونی(خودمانی)،جیک تو جیک و...(جیک!)،دَقَرنوش،
زپرتی،فکسنی(فکستنی)،زیقی،پیزوری،همینه که هست،
دور برداشتن،دوردور(دور دور)،پرچمت بالاست،خانم خانما،گل پسر،
رکب،تو نختم،هلالوش،باباشمل،بشکاری،پینتی،جناب خان،
کاربشول،دستگرمی،سمبل،الدنگ،اُزگَل(اوزگل)،سر کجی داره،
رُفتار،لاطاقه،ماسیدن،ایسگاه(ایستگاه)

واژه های ساخته شده(یافته شده) و برابر های پارسی:
کاریزما،کارما،دارما،چالش،پویش،پایش،برجام،اینستکس(INSTEX)،
واکاوی،آنالیز(analyze)،آن(body language)،
سِلفی(selfie)،مینو(meaning)،
تیم(team)،کاپیتان(captain)،لیگ(league)،استارت آپ(start up)،ربات(robot)،رباتیک(robotic)،
استندآپ کمدی(stand up comedy)،پانتومیم(pantomime)،دابسمش(dubsmash)،
ریموت(remote)،بِرَند(brand)،خنداننده(کمدین"comedian")،رانت(rent)،کلیشه(cliche)،
نیمه گمشده(the missinig half)،اسلاید(slide)،تله پاتی(telepathy)،سلف سرویس(self service)،
آدرس(address)،تئاتر(theater)،کنسل(cancel)،فراگرد(process)،استاندارد(standard)
گارد،کُمپِلِت،کُنسِرت،پانسیون،معرکه(سیرک)،سانسور،کُمیسیون،اسکی

نام ها:
دلِ علی(دله الی"Dele Alli")،آیسل،سارینا،ماهور،آبادیس،نیرال،
آرامین،آروشا،سورن،سورنا،شاندیز،یاشا،یاشار،ساواش،
آلاش،شادلی،آپادیپا،آبلاتکا،آتسز،جان آقا،مهپاره،فرهاد،
یلدا،مادر(mother)،پدر(father)،برادر(brother)،دختر(daughter)،
دوشیزه،خواهر،پسر،شوهر،آبجی،داداش
گریسا،قاشدیس،آلپای،آشقین،آتیشماز،آلیشان،آلقیش،ترکای،آییق،
باریش،رایش،یازگون،یایگون،هیتمن،چینوانت،خشترا،هوشیدر،آناهیتا،آرشیناز
چاتا،یاشیل،یاراش،ایستک،یاقیش،کپنک،شاریس،زیما
هومت،هوخت،هورشت،ویان،ویانا،تیشتر
آچینا،گوزل(غزل)،غزال،سوبان،ایزل،پادوس،پادوسبان،
هازارد(هزاربد،Hazard)،نوزود،آباریس،داریس،چیترا،تریتا

پسوندها:
وانه،اک،وا،واده،وَند،شَن،نود،اِشت،یاد،ایک،ال،اده،وَش،دیس،یس،
وس(اُوس)،دیز(یز)،یزه،وَر،اُور(ور)،اُو(و)،دَر(تَر)،اَر،تاش،سین،سِل،مَل،لو و...

واژه های ادبیاتی:
کنکاش،گفتاورد،دستاورد،رونمایی،پرسمان،خودجوش،تبانی،تلکه،
پرسپولیس،داو،یکّه تاز،تلنگر،گنگلاج،آستین پوش،دست برنه،آسمان جُل،خیلتاشان،
پروردش،پدوازک،چلمله،چپیره،پژوردن،هموکار،استومند،اهورامزدا،
مهرابه،آبه،فرهنگ،سرهنگ،میسوانه،فرشگرد،پابوس،پرچم ایران،
فراماسون،چهارشنبه سوری،حاجی فیروز،عمو نوروز،نوروز،
کریسمس،هالووین،هولی،سیزده بدر
" تفاوت های (ی)،(ه) و نقش نمای اضافه،چند املایی ها"،
کربلا،پاپی شدن،لکّه(لکّه دویدن)،خطی بر کسی کشیدن،خواجه وار،دل شکر،
آتش به اختیار،آتش به فرمان،محتسب،آبدیده،اختلاس،دست مایه،
کارمایه،تنهاوَش،سلوچ،سربه مهر،سووشون،دست مریزاد،یاشاسین،
ناز شستت،دستِت درست،دست خوش،مورمور و................ ))

(خوشبختی) از زبانِ دکتر علی شریعتی:
خوشبختی ما در سه جمله است:
تجربه از دیروز ، استفاده از امروز ، امید به فردا
ولی ما با سه جمله ی دیگر، زندگیِ مان را تباه می کنیم:
حسرت دیروز ، اتلاف امروز ، ترس از فردا!
در حالی که، معتقد به این هستیم که پروردگار بزرگوار:
دیروز را عفو ، امروز را مَدَد و فردا را کفایت می کند!

:charisma words
Words" are like double- edged"
sword", Be careful of"
incision: They can both penetrate
and break hearts
کاریزمایِ(گیرایی) واژگان:
"کلمات" همانند "شمشیر" دو لبه اند،حواسِمان به بُرّندِگیشان باشد:
هم تواناییِ نفوذ در دل ها را دارند و هم شکستنِ آن ها را (صحرا)

تنها زمینه سازَند:
مهمترین چیزی که در مدرسه و دانشگاه یاد می گیریم
این است که :
مهمترین چیزها را ، در مدرسه و دانشگاه یاد نمی گیریم!
یعنی خودت باید مسیرِ پیشرفتت رو پیدا کنی! (صحرا)

:Live the moment
Always like a "detector" and
! Your present "receptor" now
در لحظه زندگی کُن:
همیشه مثلِ "ردیاب" باش و
حالِ کنونیت رو "دریاب" ! (صحرا)

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

101 دَستگَرمی-واژه مشتق-مرکّب فارسی(دست،گرم،پسوند نسبت"ی")
این واژه نخستین بار:
در بازی های قُماری بکار رفته بود؛ که قمار باز،داوِ نخست(دستِ اول) پ ...
١٣٩٧/٠٣/٢٣
|

102 واژه ای فرانسوی(rent)-
پول و پله ی هَِنگُفتی که آدم های نابِکار؛ بدون تلاش و کاری(رِبا) با بهره بردن از:
ژن خوب(آقازادگی!)،آشنا بازی(پارتی)،نف ...
١٣٩٧/٠٣/٢٣
|

103 کَپَنَک(کَلَبَک)-اسم دخترانه-واژه مشتق ترکی
کَپَن(کَلَب): بالدار،پرواز کننده-رونده،رهرو

ــَــ ک: در اینجا پسوند همانندی و شباهت

معنی ...
١٣٩٧/٠٣/٢٣
|

104 اسم دخترانه-واژه مشتق ترکی
یاق: مایع،آبکی،آبدار،نمناک،مرطوب،تَر،خیس-روغن،مادّه چرب و چیلی،پیِه!

یش: پسوند نسبت و دارندگی ترکی مانند: باریش! ...
١٣٩٧/٠٣/٢٣
|

105 کاربَشول-واژه مرکّبِ فارسی
بَشول: عامل،کارگزار،پیشکار،مُباشِر،نماینده
معنی: مؤثر،اثربخش،کارا،به درد بخور،کارامد(کار آمد)،کارساز،گره گشا،حلال،چا ...
١٣٩٧/٠٣/٢٣
|

106 ایستَک-اسم دخترانه-واژه مشتق ترکی
ایس: آرزو،خواسته،مُراد،قصد-کام،مقصود،هدف،نیّت-حاجت،خواهش،نیاز،وایه!-
سرمایه،ثروت،دارایی،مال و مَنال(پول و پَل ...
١٣٩٧/٠٣/٢٣
|

107 اسم دخترانه-واژه مرکّب ترکی
یار: دوست،رفیق،همدم،همدل،همراه-جانان،دلبر،دلدار،معشوق،نگار

آش: آچ-در گویش ترکی:
بازکردن،گُسترش دادن،گُشادن-ا ...
١٣٩٧/٠٣/٢٣
|

108 شَن-پسوند مکان و دارندگی فارسی میانه(پهلوی)
مانند: گُلشَن،آبشَن،روشَن و...
١٣٩٧/٠٣/٢٣
|

109 نُود-پسوند اسم ساز و شاخص،پسوند چشمگیر،بزرگ کننده و برتری فارسی میانه(پهلوی)
مانند: خشنود(خوشنود)،سپینود،بهنود،فرنود! و...
١٣٩٧/٠٣/٢٣
|

110 اسم دخترانه-واژه مشتق ترکی
یاش: خیس،نمناک،تَر و تازه،با طراوت،شاداب،خوش و خرّم،سر سبز،دلپذیر،با صفا،نَزِه

یل: پسوند نسبت ساز و دارندگی ترکی ...
١٣٩٧/٠٣/٢٣
|

111 اسم پسرانه-واژه مشتق فارسی با ریشه ترکی
چات: رسیدن،کامل شدن،پختن-پَروار شدن،پرورش یافتن-
تیمار و مراقبت کردن،پاسداری،نگهبانی،جانپاسی!

ا: ...
١٣٩٧/٠٣/٢٣
|

112 واژه ای فرانسوی-الگو و چالش(مسئله) تکراری
اگه مربوط به کلام باشد:
حرف های شُعاری و پُروپاگاندایی(فرانسوی)،حرف های همیشگی،تکراری و بازگویی،حرف ه ...
١٣٩٧/٠٣/٢٣
|

113 واژه ای فرانسوی(cliche)-الگو و چالش(مسئله) تکراری
اگه مربوط به کلام باشد:
حرف های شُعاری و پُروپاگاندایی(فرانسوی)،حرف های همیشگی،تکراری و بازگو ...
١٣٩٧/٠٣/٢٣
|

114 نوروز در روایات ناب اسلامی و بزرگان و قرآن:
1.سید بهاءالدین، علی بن عبدالکریم نیلی نجفی، با سند خود از مُعلّی بِن خَنیس نقل کرده است:
مُعلی بِ ...
١٣٩٦/١٢/١٨
|

115 دعای تحویل سال(سال نو):
این دعا در قرآن نیامده است ولی از آیه های گوناگونِ قرآنی، برگرفته شده است!
یا مُقَلَّبَ القُلُوبِ وَ الأبصار: ای دگرگ ...
١٣٩٦/١٢/١٨
|

116 گاهشماری اَوِستایی( 522 سال پیش از میلاد در دوره داریوش یکم،داریوش بزرگ ):
در این تقویم هر 30 روز را یکماه و هر سال را 12 ماه در نظر می گرفتند!
١٣٩٦/١٢/١٨
|

117 در همه ی این جُستارها تا تونستم؛ بدونِ عَصبیّت و جانبداری نوشتم تا خدایی نکرده، جفایی(بیدادی) در سِزا و رَوای کسی نکرده باشم!

جشنی کهن، که از ...
١٣٩٦/١٢/١٨
|

118 نشانه های دیگر مَیزَد(سفره) هفت سین:
آب: مظهری برای پاکی و روشنایی-نمادی از ایزدبانو آناهیتا و ایزد ازدواج و نگهبان پیوند زناشویی: اَنیران(اَنیرا ...
١٣٩٦/١٢/١٨
|

119 این جُستار، بسیار کلیدی است و سالیان سال هست که داستانِ افسانه ای و اسطوره ای آن؛ به نادرستی به گوش مردم رسانده شده است!

نام آن در اوستا: زَر ...
١٣٩٦/١٢/١٨
|

120 آیا حاجی فیروز "گدا" و بابانوئل "بخشنده" است؟
در اساطیر ایران، حاجی فیروز بخاطر شاد و پیروز ساختن مردم،پولی دریافت نمی کرد و این کار را به نمایند ...
١٣٩٦/١٢/١٨
|

121 کاش پس از خواندن این جُستار؛بیشتر، اسطوره ها و افسانه هایمان را قدر بدانیم و برای ماندگاری آن ها در ایران و آشنا ساختن درست آن ها به دیگران کوشش شایس ... ١٣٩٦/١٢/١٨
|

122 آیا چهارشنبه سوری ایرانی است؟
در ایران باستان و آیین زرتشتی؛ " آتش" را جزو چهارمین آخشیج(آخشیگ،اَخشیج،اَخشیک،عنصر،مادّه) طبیعت و حیات "هستی" می د ...
١٣٩٦/١٢/١٨
|

123 فَرزان(فلسفه) پریدن از آتش:
آتش نزد پیامبر ایرانی(سِپَنتمان زَرتُشت) وَرجاوند(مقدس) بوده است!
(( یعنی آن را نمی پرستیدند ولی ارزشمند می دانستند ...
١٣٩٦/١٢/١٨
|

124 امیداوارم که این جُستار را تا پایان خوانش کنید و به فرهنگ دیرینمان ببالید!

واژه "جشن" از کلمه اوستایی (یَسنَه) گرفته شده است که به معنی: قابل ...
١٣٩٦/١٢/١٨
|

125 واژه مرکّب-
شاخص: لقب،عنوان و فَرنامِ یک "اسم" است؛ که بدون فاصله در کنار "اسم" می آید!(شاخص ها می توانند،پیش و پس از" اسم" بیایند)

شاخص ها ...
١٣٩٦/١٢/١٨
|

126 گُل پسر-واژه مرکّب-اسم نوعی گل-اصطلاح عامیانه است!
این واژه را برای پسری که مانند گُل؛ رعنا،خوش اندام و خوشمَل هست بکار می برند!
این اصطلاح را ...
١٣٩٦/١٢/١٨
|

127 واژه فارسی اوستایی-
نام یکی از ملکه های دوران هخامنشی(3000 سال پیش) که به دلیل جذابیت و زیرک بودن، به این نام مشهور گشته است!

آر: آریایی،ای ...
١٣٩٦/١٢/١٨
|

128 واژه ترکی-اسم دخترانه
یای: تابستان،تَموز،صَیف-فصل گرما و حرارت
گون: مِهر،خورشید،آفتاب،هور،شمس-روز،شید(فارسی اَوِستایی)،دا(فارسی میانه،پهلوی)
١٣٩٦/١٢/١٨
|

129 این نوشته رو 25 بهمن نوشتم ولی به فَرنودهایی(دلایلی) پاکِش کردم:
چون به خیال خودم میخواستم پاسخ(جواب) دندان شکن بدم ولی حواسم به قلب آدم ها نبود!< ...
١٣٩٦/١٢/١٨
|

130 واژه ای ترکی-در گویش بازاری و تهرانی(کوچه بازاری)
ژولیده،شلخته،نامرتب،نا آراسته،شوریده،پریشان،افشان،مُشَوَّش،دَر هم،قاراشمیش!
مثال: یارو خیلی پ ...
١٣٩٦/١٢/١٨
|

131 یاد(یات)-پسوند نسبت،مالکیت،دارندگی و همراهی فارسی اَوِستایی
آبانیاد،زامیاد،فریاد،بنیاد،مَهیاد،شهیاد و...
١٣٩٦/١٢/١٨
|

132 اِشت-پسوند اسم ساز و شاخص فارسی یا پسوند چشمگیر،بزرگ کننده و برتری دهنده فارسی-پسوند نسبت،مالکیت،دارندگی و همراهی فارسی اَوِستایی
مانند: خورشت(خور ...
١٣٩٦/١٢/١٨
|

133 بِشکاری-واژه مرکّب
بِش: خوشرو،خوش برخورد-خوشمزه،لذیذ،گوارا
معنی: کارایی خوش،کارآمدی سرخوش و خفن،کارگری شاداب،سودمندی جالب و شگفت انگیز-
اثر ...
١٣٩٦/١٢/١٨
|

134 بَلبَشو،هر کی هر کی،شیر تو شیر(خر تو خر)،شَلَم شوربا،پینتی(ترکی)،هلالوش! ١٣٩٦/١٢/١٨
|

135 نمادهای برگرفته شده فرهنگ های فَرَنگی و درونی از فرهنگِ کُهَن و ریشه دار ایران؛وابسته به آناهیتا،مِهر(میترا) و زرتشتیان:

توجه: ((ایران الهه و ...
١٣٩٦/١١/٢١
|

136 چگونگی مراسم تاج گذاری و یاری دهندگی آناهیتا در اساطیر ایران و نیایشگاه های آن:
افراد بسیاری از جمله: شاهان،بزرگان و پهلوانان از آناهیتا درخواست ک ...
١٣٩٦/١١/٢١
|

137 ویژگی های آناهیتا:
اسب: اسب حیوان سودمندی است و نقش حیاتی در زندگی و جنگاوری دارد!
اسب حیوان نجیب،باهوش،با وَقار و سازنده است!
در آیین کُهَن ...
١٣٩٦/١١/٢١
|

138 قدرتمندی و نیروهای آناهیتا:
ایزدان به معنای سزاواران ستایش و عناصر ستوده شده می باشند و به دو دسته تقسیم می شوند:
1. ایزدان مینویی(معنوی) 2. ای ...
١٣٩٦/١١/٢١
|

139 گُل نیلوفر آبی(لوتوس):
این گُل در ایران از ارزشمندیِ ویژه ای برخوردار است و نمادِ ایزدبانو آناهیتا است!
در آسیای شرقی(شرق آسیا) به نام گُل سوسَ ...
١٣٩٦/١١/٢١
|

140 از نظر دانشمندان زرتشتی و موبدان آن ها، درباره ستاره شش پَر:
" این ستاره شش گوشه؛نشان از شش روز هفته است و مرکز ستاره؛نشان از مقدس و مورد ارزشمند ...
١٣٩٦/١١/٢١
|

141 ناهید:
ستاره صبح یا بامدادی یا شبانگاهی(زُهره)،ونوس(نئوس) در اسطوره های رومیان و آفرودیت(آفرودیته) در اساطیر یونان
ویژگی ها: نزدیک ترین ستاره ...
١٣٩٦/١١/٢١
|

142 اَردَِویسورَه اَناهیتَه: نام یک رود و یک ستاره است!
رود اَردَِوی(اَردَِویسورَه): همان رود آمودریا(جیحون) است؛ که بزرگترین،پر آب ترین،درازترین و په ...
١٣٩٦/١١/٢١
|

143 خواهشمند است برای آشنا شدن با فرهنگ آریایی و ایران باستان خود و گیرایی آن بر دیگر فرهنگ ها؛
این جُستار را مطالعه(خوانش) فرمایید و مورد کند و کاو و ...
١٣٩٦/١١/٢١
|

144 توجه: این واژه را به همراه واژه " آناهیتا" بخوانید!
مقایسه پرچم هخامنشی با پرچم کنونی ایران:
شرح مختصر:
پرچم ایران از دوران پیش از تاریخ ا ...
١٣٩٦/١١/٢١
|

145 نشان های فراماسونی:
1. فراماسون ها نمادهایی همچون: گونیا و پرگار(حرف G در وسط آن"Goat": بُز یا "God": خدا )،خط کش،بیلچه،داس،شاغول،چَکُش و... داشتن ...
١٣٩٦/١١/٢١
|

146 بُز بافومه(بُز بافومِنت،بُز سباتیک):
1. الهه بزرگ آنان بُز بافومه(بُز بافومِنت،بُز سُباتیک)؛ که دو جنسیتی بوده و نماد جفت بشر است
2.دارای دو ب ...
١٣٩٦/١١/٢١
|

147 توجه: این واژه را به همراه واژه " آناهیتا" بخوانید!
روشنگری گزیده درباره فِراماسون(Freemason) یا بنّای آزادی خواه:
حضرت سلیمان(ع) در شهر اورشل ...
١٣٩٦/١١/٢١
|

148 این زبانزد(اصطلاح) در زمان مادها و از رسوم پیشین و کهن ایران زمین به شمار می رفت که به هخامنشیان هم راه یافته بود!
(( واژه یونانی پُروسکینِس(پُروس ...
١٣٩٦/١١/٢١
|

149 هُوشیدَر(شیذیر،شیذَر!)-یکی از نام های پروردگار-
اُوشیدَر(اُشیدَر)،سوشیانت،سوشینت،سیوشانس،سوشیانس،
اَوَخشیت اِرِتَه(گسترنده پارسایی(اَشا)،وابسته ...
١٣٩٦/١١/٢١
|

150 فَرَشگَرد-فَراشگرد(فرشوکَرت)-واژه مرکّب اَوِستایی-
فَرَش: دوباره،مجدد،از نو،نوسازی،از سَرگیری،بازسازی
گرد: از مصدر گَشتَن
کَرت: وقت،زمان،هنگ ...
١٣٩٦/١١/٢١
|