کوروش شفیعی

کوروش شفیعی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



discombobulate٠٥:٤٣ - ١٤٠٠/١٠/٢٠می شود معادل گیج کردن و گم و گمراه کردن هم در نظر گرفت مثل: Confuse Baffle Puzzle Perplexe & . . . .گزارش
2 | 0
تند٠٤:٣٧ - ١٤٠٠/١٠/١٨یک مزه، مانند مزه فلفل ( مزه های دیگر: شیرین، شور، تلخ، ملس، و غیره )گزارش
0 | 0
boundless١٩:٥١ - ١٤٠٠/١٠/٠٧می توان بی نهایت نامتناهی بی پایان و واژگان مشابه ترجمه کردگزارش
0 | 0
dream maker٠٤:٠٧ - ١٤٠٠/١٠/٠٢رویاپرداز ( مصدر: رویاپردازی )گزارش
0 | 0
overreaction١٨:٤٢ - ١٤٠٠/٠٩/٢٥واکنش افراطی عکس العمل افراطی زیاده روی در واکنش و غیرهم.گزارش
0 | 0
nuance٢٠:٤٤ - ١٤٠٠/٠٩/٢١نوانس ( به فرانسوی: nuance ) از اصطلاحات موسیقی به معنی مقدار یا درجهٔ شدت ( قوّت و ضعف ) است که به موسیقی داده می شود تا حالت پیدا کند. به بیان دیگر ... گزارش
5 | 0
take someone٢٣:٠٠ - ١٤٠٠/٠٩/٢٠کسی را لمس کردن و در دست گرفتن نیز میتوان ترجمه کرد، ( بسته به متن و محتوا ) . ❤️گزارش
0 | 0
resolution٠١:٣٨ - ١٤٠٠/٠٩/٢٠در حقوق: حل و فصل، فیصله، تصمیم، قطعنامهگزارش
0 | 0
unapproachable٠١:٠٦ - ١٤٠٠/٠٩/٢٠بر اساس تحلیل اجزای واژه، می توان آن را: دست نیافتنی ترجمه کرد❤️گزارش
0 | 0
horrified٢١:١٤ - ١٤٠٠/٠٩/١٨هولناکگزارش
0 | 0
candor١٩:٥٧ - ١٤٠٠/٠٩/١٨بر اساس دیکشنری �فرهنگ معاصر�: صداقت صراحت رک گوییگزارش
0 | 0
owning to١٩:٥٤ - ١٤٠٠/٠٩/١٨به خاطر به دلیل زیرا به واسطه ی چون و غیرهم. . .گزارش
0 | 0
upon٠٣:٢٧ - ١٤٠٠/٠٩/١٧بسته به کاربرد در متن، ممکن است برابر واژه ی while بکار برود. از این نظر می توانید به معانی while برای ترجمه به فارسی بهره ببرید❤️گزارش
2 | 0
knight٠٣:٢٣ - ١٤٠٠/٠٩/١٧واژه شوالیه در واقع از واژه cheval با تلفظ شُ وال از زبان فرانسوی گرفته شده. در حقیقت شوالیه به معنای اسب سوار است. هرچند امروزه به معانی سلحشور و د ... گزارش
5 | 0
come over١٥:١٤ - ١٤٠٠/٠٩/١٦از آنجایی که برابر واژه �مستولی� است، می تواند �چیرگی� �تسلط و تسلیط� �تصرف� �تملیک یا تملک یا مالکیت� �حکم فرمایی� �نفوذ� �فرمانروایی� �غلبه ... گزارش
0 | 0
wholesome١٥:١١ - ١٤٠٠/٠٩/١٦از آنجایی که �شاداب� یکی از معانی این واژه است می توان واژه� با طراوت یا تازه� را نیز از معانی این واژه در نظر گرفت.گزارش
2 | 0
feel١٥:٠٣ - ١٤٠٠/٠٩/١٦دقت کنید، احساس برابر feel هست و واژه حس برابر sense. از احساس برای مواردی چون ناراحتی، شادی، خشم، حسادت، غرور و اینطور موارد استفاده میشه؛ همون طور ... گزارش
2 | 1
possess٠٢:٠٦ - ١٤٠٠/٠٩/١٦از آنجایی که برابر واژه �مستولی� است، می تواند �چیرگی� �تسلط و تسلیط� �تصرف� �تملیک یا تملک یا مالکیت� �حکم فرمایی� �نفوذ� �فرمانروایی� �غلبه یافتن ... گزارش
5 | 1
come٠١:٥٢ - ١٤٠٠/٠٩/١٦بسته به متن و محتوا، می تواند برابر appear هم ترجمه شود. مثل: ظاهر شدن، به نظر رسیدن، نمایش دادن، نمودن، سر و کله ( کسی ) پیدا شدن، آفتابی شدن ( کسی ... گزارش
0 | 0
fold٠٠:١٧ - ١٤٠٠/٠٩/١٦برای لباس ها، می تواند �چین و چروک� هم معنا شود بستگی به متن دارد که �تا� معنی شود یا �چین و چروک� ❤️گزارش
0 | 0
pried٠٠:٠٦ - ١٤٠٠/٠٩/١٦زمان گذشته ی pry به این واژه مراجعه کنید به معنای فضولی، سرک کشیدن، دخالت کردن، سر و گوشی آب دادن، کاوش کردن، کنجکاوی کردن و یا با دقت نگاه کردن و ا ... گزارش
0 | 0
hook٢٣:٥٤ - ١٤٠٠/٠٩/١٥چوب لباسی گیره لباس جا لباسی رخت آویز ( قدیمی ) این معانی هنگام استفاده از هوک با لباس ها استفاده می شود.گزارش
2 | 0
otherwise٠٢:٥٥ - ١٤٠٠/٠٩/١٤در دیگر سو در سوی دیگر معادل ِِ on the other handگزارش
2 | 0
شکنج٠٢:٤٥ - ١٤٠٠/٠٩/١٤در دریانوردی به موج های کوچک و پیچش های آب، شکنج یا موجک ( موج کوچک ) گفته می شود. انگلیسی: rippleگزارش
0 | 0
alert٠٢:٠٧ - ١٤٠٠/٠٩/١٤می تواند به معنای �خبر دادن� نیز معنا شود. To alert someoneگزارش
7 | 0
ring false٠٢:٠٥ - ١٤٠٠/٠٩/١٤to sound false Her explanation rang false.گزارش
0 | 0
adagio٠٠:٤٦ - ١٤٠٠/٠٩/١٤لارا فابیان ترانه ای به همین نام منتشر کرده که شنیدن آن خالی از لطف نیست. این واژه در ایتالیایی معانی دیگری نیز دارد.گزارش
0 | 0
must confess٠٠:٣٤ - ١٤٠٠/٠٩/١٤اعتراف اجباریگزارش
0 | 0
come along٢٣:١٠ - ١٤٠٠/٠٩/١٣�کنار آمدن� نیز معنا می دهد. I can't come along with him. نمی توانم با او کنار بیایم.گزارش
5 | 0
intend٢٣:٠٦ - ١٤٠٠/٠٩/١٣قصد و نیت واژه نیت را از آنجایی ذکر کردم که در معانی فرهنگ لغت و دوستان اشاره ای به آن نشده بود.گزارش
2 | 0
pub٢٢:٥٥ - ١٤٠٠/٠٩/١٣مترجم ترگمان، pub را �کافه� معنی کرده بود. ترجمه درستی به نظر نمیاد، ولی شاید به کار برخی از دوستان بیاد✓گزارش
2 | 0
closing time٢٢:٥٣ - ١٤٠٠/٠٩/١٣ساعت خاموشی، ساعت تعطیلی ساعتی که مغازه ها و ادارات و غیره درهایشان را می بندند یا به اصطلاح کرکره هایشان را پایین می کشند و تعطیل می کنند 🤗گزارش
0 | 0
faggot٠٢:٤٢ - ١٤٠٠/٠٩/١٣فگت اصطلاحی تحقیرآمیز برای همجنسگرایان مرد استفاده میشه. جزو کلماتی هست که منع قانونی داره و استفاده از اون جرم هست. مثل کلمه نیگا که نژادپرستانه تلق ... گزارش
7 | 1
apparition٠٤:٤٤ - ١٤٠٠/٠٩/٠٩فکر و خیال کسی یا چیزی تصور و تجسم کسی یا چیزیگزارش
0 | 0
eye water٠٤:٥٣ - ١٤٠٠/٠٩/٠٧آبریزی از چشم آبریزش از ناحیه چشم آبریزش چشمگزارش
0 | 0
throw in٠١:١٢ - ١٤٠٠/٠٩/٠٣اضافه کردن He threw in: او افزود ( به ادامه حرفش ) /یا او اضافه کرد ( به ادامه حرفش )گزارش
2 | 0
blandishment٢١:٤٢ - ١٤٠٠/٠٩/٠٢چرب زبانی، زبان بازی، چاپلوسی، وسوسهگزارش
0 | 0
resolve١٩:٤٩ - ١٤٠٠/٠٩/٠٢۱. تصمیم گرفتن ۲. تصویب کردن، رأی دادن ۳. رفع کردن، حل کردن ۴. تجزیه کردن ۵. تصمیم، عزم اگر مفید واقع شد، لطفا لایک کنید🙏🏻گزارش
16 | 0
fuddle٢١:٥٩ - ١٤٠٠/٠٨/٢٥در دیکشنری Urban بسیاری از مردم چنین ترجمه کرده اند: ترکیب واژه های fuck و cuddle ( یعنی در آغوش گرفتن ) پس fuddle پوزیشنی است که آلت مرد در واژن زن ... گزارش
2 | 0
misread٢١:٣٩ - ١٤٠٠/٠٨/٢٥سؤ تعبیرگزارش
0 | 0
fuddle٢١:٣٧ - ١٤٠٠/٠٨/٢٥گوگل ترنسلیت در جایی �غوغا کردن� معنا کرده بود.گزارش
0 | 0
unflinching٢١:٣٤ - ١٤٠٠/٠٨/٢٥می توان �استوار� نیز معنا کرد.گزارش
0 | 0
chastened١٨:٤٦ - ١٤٠٠/٠٨/١٤گذشته ی تنبیه و توبیخ و اتهام.گزارش
0 | 0
luxury١٨:٥٥ - ١٤٠٠/٠٨/٠٧در جواب خانم عاطفه عارف باید بگم شما صرفاً با دو زبان فارسی و انگلیسی آشنا هستید، و فکر می کنید انگلیسی معیار تمام زبان ها و شیوه تلفظ صحیح واژگان اس ... گزارش
14 | 1
man to man٠٥:١٩ - ١٤٠٠/٠٨/٠٧مردانه/مردونه چیزی که بین مردان می گذردگزارش
7 | 0
crackling٠٤:٣١ - ١٤٠٠/٠٨/٠٧صدای دو رگه برای مثال crackling voice صدایی است که دو رگه است. صدایی که می لرزد و شکست صوتی در آن رخ می دهد. خوانندگان اعم از زن و مرد با هنرمندی تم ... گزارش
5 | 1
coy٠٤:٢٢ - ١٤٠٠/٠٨/٠٧وقتی می گوییم کسی coy است، یعنی آن فرد تظاهر به خجالت و فروتنی می کند. همچنین واژه coy می تواند بی میلی به ابراز چیزی باشد، به شکلی که برای مردم کمی ... گزارش
5 | 0
petting zoo٠٣:٥٣ - ١٤٠٠/٠٨/٠٦واژه petting به معنای نوازش است و zoo یعنی باغ وحش. در این نوع باغ وحش حیوانات رام شده هستند، ممکن است اهلی یا وحشی باشند، ولی رام و مطیع هستند و کو ... گزارش
5 | 0
abbreviation٠٠:٥٥ - ١٤٠٠/٠٨/٠٥Abbreviation:مخفف ( New York ➡️NY ) Contraction: اختصار ( she is➡️ she's ) این دو کلمه متفاوت هستند، خلط معانی نکنین. مخفف معمولا با حروف بزرگ و گ ... گزارش
5 | 0
groupie٢٢:٠٩ - ١٤٠٠/٠٨/٠٣گروپی به انسان هایی گفته می شود که علاقه و شور جنسی خاصی به خواننده ها و شخصیت های معروف دارند.گزارش
2 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



as if١٩:٠٠ - ١٤٠٠/٠٩/٢٥
• The house seemed muted, hushed as if it had been deserted.
خانه طوری ساکت و خاموش به نظر می رسید که انگار رهایش کرده بودند.
0 | 0
upon٠٣:٢٦ - ١٤٠٠/٠٩/١٧
• The king sat upon his throne.
پادشاه بر تخت خویش بنشست.
2 | 0
upon٠٣:٢٥ - ١٤٠٠/٠٩/١٧
• We greeted the dignitaries upon their arrival.
ما هنگام ورود مقامات، از آنها استقبال کردیم.
0 | 0
turn to٠٠:٥١ - ١٤٠٠/٠٩/١٦
• He says that bored youngsters turn to crime.
می گوید جوان های خسته و ملول به جرم روی می آورند.
0 | 0
snuggle٠٠:١٢ - ١٤٠٠/٠٩/١٦
• I'd love to snuggle up in bed right now!
دوست دارم همین الان در آغوش تخت باشم.
0 | 0
closing time٢٢:٥٧ - ١٤٠٠/٠٩/١٣
• We were in the pub until closing time.
تا وقت تعطیلی در بار بودیم
0 | 0
closing time٢٢:٥٦ - ١٤٠٠/٠٩/١٣
• He was in the pub until closing time.
تا ساعت تعطیلی در بار بود.
0 | 0
curdle٠٣:٠٠ - ١٤٠٠/٠٩/١٣
• Milk may curdle in warm weather.
ممکن است شیر در آب و هوای گرم بسته شود/ببند/خودش را بگیرد.
0 | 0
curl٠٢:٥٧ - ١٤٠٠/٠٩/١٣
• Wet paper curls when it dries.
کاغذ مرطوب وقتی خشک شود، حلقه ای می شود/گرد و دایره ای می شود.
0 | 0
homecoming٢٢:١٨ - ١٤٠٠/٠٨/٢٥
• The parents rejoiced at the homecoming of their soldier son.
پدر و مادر از بازگشت پسر سرباز شان به خانه شادمان شدند.
0 | 0
reinforce٠٤:٠١ - ١٤٠٠/٠٨/٠٦
• She supplied facts to reinforce her argument.
او برای متقاعدکننده تر کردن بحثش ( یا استدلالش ) ، حقایق ( یا واقعیت هایی ) را عرضه کرد.
0 | 0
hereditary٠٣:٥٨ - ١٤٠٠/٠٨/٠٦
• a hereditary disease
یک بیماری موروثی
2 | 0
epilepsy٠٣:٥٦ - ١٤٠٠/٠٨/٠٦
• She can't drive because she suffers from/has epilepsy.
او ( مؤنث ) نمی تواند رانندگی کند، زیرا او از بیماری صرع رنج می برد.
0 | 0
freak out٠٣:٥٠ - ١٤٠٠/٠٨/٠٦
• Brilliant actress - I can totally freak out and not even my best friend knows.
من میتوانم مست و از خود بیخود بشوم و حتی بهترین دوستم هم نداند!
0 | 0