جواد افشاری

جواد افشاری ارتباط با من
javadafshari72@gmail. com

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



sour٠٠:٠٩ - ١٤٠٠/٠٨/٠٣به میوه نرسیده و اصطلاحاً کال هم میگن که هنوز آماده خوردن نیستگزارش
14 | 1
esteemed٠٠:١٦ - ١٤٠٠/٠٨/٠٢ارجمند، محترم، لایق respected and admiredگزارش
9 | 0
court٢٣:٤٣ - ١٤٠٠/٠٨/٠١old - fashioned to try to persuade a woman to love you and marry you دلبری کردنگزارش
12 | 0
shun٢٢:٤١ - ١٤٠٠/٠٨/٠١طرد شدنگزارش
12 | 0
i can tell٠٠:٤١ - ١٤٠٠/٠٧/٢٧برام واضحه.گزارش
12 | 0
sold١٤:٥٣ - ١٤٠٠/٠٧/٢٣I'm completely sold کاملاً گول خوردمگزارش
12 | 0
carnival٢١:٢٢ - ١٤٠٠/٠٧/٢٢شهربازیگزارش
14 | 0
fitting٠٠:٥٦ - ١٤٠٠/٠٧/٢١برازندهگزارش
18 | 0
impose upon٠٠:٤١ - ١٤٠٠/٠٧/٢١اسباب زحمت شدنگزارش
23 | 0
bank١٤:٠٠ - ١٤٠٠/٠٧/١٩نیمکتگزارش
25 | 0
at bay١٣:٥٤ - ١٤٠٠/٠٧/١٩Keep at bay Hold at bay جلوی پیشروی رو گرفتنگزارش
25 | 0
grabby١٨:٢٥ - ١٤٠٠/٠٧/١٦حریصگزارش
23 | 0
quest١٨:١٣ - ١٤٠٠/٠٧/١٦ماجراجویی برای یافتن چیزیگزارش
18 | 0
hint of١٨:٥٤ - ١٤٠٠/٠٧/١٥یه ذره A hint of compassion یه ذره ترحمگزارش
21 | 0
pathetic١٤:٤٧ - ١٤٠٠/٠٧/١٤رقت انگیز، حقیرانه، تأسف انگیز یا تأسف بارگزارش
25 | 0
in league with١٥:١٧ - ١٤٠٠/٠٧/٠٦be in league with sb با کسی طرح و نقشه ی مخفیانه کشیدن با هدف انجام کار ی بدگزارش
23 | 0
restructure١٧:٤٨ - ١٤٠٠/٠٧/٠٥تعدیل نیروگزارش
28 | 0
trip١٧:٤٣ - ١٤٠٠/٠٧/٠٥سُر خوردنگزارش
32 | 1
honeycomb٠١:١٥ - ١٤٠٠/٠٧/٠٥کندوگزارش
25 | 0
allotted area٠٠:٢٩ - ١٤٠٠/٠٧/٠٥محدودهٔ تعیین شدهگزارش
28 | 0
on the outside٢٣:٤٨ - ١٤٠٠/٠٧/٠٤۱. در ظاهر، ظاهراً ۲. خارج از زندانگزارش
30 | 0
bereaved families١٧:٥٠ - ١٤٠٠/٠٧/٠٤خانواده های داغدارگزارش
30 | 0
thug٢٠:٠٢ - ١٤٠٠/٠٧/٠٣تبهکار، جانی زورگو، گردن کلفتگزارش
34 | 0
resigned١٩:٣٤ - ١٤٠٠/٠٧/٠٣استعفا دادن نه اینکه دلش خواسته استعفا بده شرایط ایجاب کرده که استعفا بده یعنی مجبور شده مثلاً به سبب تهدیدگزارش
34 | 0
infiltration٠٠:١٨ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢عملیات نفوذی ( ترجیحاً در خفا و به تدریج ) به خطوط دشمنگزارش
32 | 0
on the sauce١٦:٠٦ - ١٤٠٠/٠٦/٣٠آدم الکلی، آدم دائم الخمرگزارش
34 | 0
cape٢٠:٤٠ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨شنل قرمزی که توی کشورهایی مثل اسپانیا توی نمایش گاوبازی استفاده میشه و با اون گاو نر رو تحریک می کنند که بهشون حمله کنه.گزارش
41 | 0
endurance١٦:٢٧ - ١٤٠٠/٠٦/٢٧ریاضتگزارش
32 | 0
nature preserve١٩:٤٤ - ١٤٠٠/٠٦/٢٦منطقه حفاظت شدهگزارش
34 | 0
look away٠٠:٢٠ - ١٤٠٠/٠٦/٢٦نادیده گرفتنگزارش
30 | 0
blundered٢٣:٥٢ - ١٤٠٠/٠٦/٢٥اشتباه کردنگزارش
25 | 0
disclose١٨:٢٩ - ١٤٠٠/٠٦/٢٥لو دادنگزارش
25 | 0
surface١٨:١٣ - ١٤٠٠/٠٦/٢٥آفتابی شدن، ظاهر شدن، حضور پیدا کردن He doesn't surface اون جایی آفتابی نمیشهگزارش
21 | 0
lift١٨:٠١ - ١٤٠٠/٠٦/٢٥سرقت، دزدی ، ربودن چیزی از کسی یا از جائیگزارش
21 | 0
accelerated١٧:١٢ - ١٤٠٠/٠٦/٢٥حاد، شدیدگزارش
28 | 0
double first١٣:٣٣ - ١٤٠٠/٠٦/٢٤دانشنامه یِ دو رشته ایگزارش
18 | 0
emotionally loaded١٢:٥٤ - ١٤٠٠/٠٦/٢٤برانگیخته از احساساتگزارش
18 | 0
compromised١٢:٣٩ - ١٤٠٠/٠٦/٢٤آدم بی اعتبار، آدم رسوا، آدم بدنامگزارش
23 | 0
driven١٢:٢٩ - ١٤٠٠/٠٦/٢٤با انگیزهگزارش
21 | 0
shagged٢٢:٥٩ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣آمیزش جنسی، سکس کردن ( بریتیش )گزارش
18 | 0
bolt٢٠:١٤ - ١٤٠٠/٠٦/٢٢تند تند غذا خوردن Don't bolt your food like thatگزارش
21 | 0
jonah١٢:٣٨ - ١٤٠٠/٠٦/٢١آدم بدقدمگزارش
21 | 0
wasteful١٦:٠٨ - ١٤٠٠/٠٦/٢٠زیاده رویگزارش
21 | 0
sacramental١٩:٣١ - ١٤٠٠/٠٦/١٩تقدیس کردنگزارش
14 | 0
occultist١٢:٣٠ - ١٤٠٠/٠٦/١٩معتقد به علوم خَفیّه یا علوم غریبهگزارش
21 | 0
peasant٢٣:٠٥ - ١٤٠٠/٠٦/١٨خرده دهقان پیشهگزارش
18 | 0
rtb١٦:٢٤ - ١٤٠٠/٠٦/١٧RTB: Return to Base اصطلاح جنگی به معنای بازگشت به پایگاهگزارش
12 | 0
bucket of bolts١٦:١٩ - ١٤٠٠/٠٦/١٧آهن قراضهگزارش
7 | 0
slip away١٥:١٢ - ١٤٠٠/٠٦/٠٨مُردنگزارش
9 | 0
prattle away١١:٢١ - ١٤٠٠/٠٦/٠٨پُر حرفی، وراجی، پرچانگیگزارش
9 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



impose upon٢٠:٣٨ - ١٤٠٠/٠٧/٢١
• I hope we are not imposing upon you by staying here.
امیدوارم که موندمون در اینجا اسباب زحمت شما نشه.
9 | 0