نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
only way to go: بهترین راه انجام کاری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
god is my witness: خدا شاهده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
happy now: حالا راضی شدی؟
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i'm pissed off: اعصابم خورده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
act up: بد رفتاری کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bear in mind: bear it in mind یادت باشه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll make it work: یه کاریش میکنم.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i'll make it work: یه کاریش میکنم.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my car is overheating: ماشینم جوش آورده.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that car cut me off: اون ماشین پیچید جلوم.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put it in reverse: بزن دنده عقب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
over take the car: از ماشین سبقت بگیر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
over take the car: از ماشین سبقت بگیر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hit the brakes: تُرمز کن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hit the brakes: تُرمز کن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
give it a try: یه امتحانی بکن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
lanky: دیلاق
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
black sheep: نخاله
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep it under wraps: بین خودمون باشه.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am all set: من آماده ام.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am bemused: گیج و مبهوتم.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
it's on me: من حساب میکنم، مهمون من
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are so naive: خیلی ساده ای
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be young for one's age: ( کسی ) نسبت به سنش خوب ماندن مثال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
on the nose: دقیقا ( سر وقت )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tickled pickled: خر ذوق
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a thumbs up: خیلی خوبه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drinks like a fish: کسی که خیلی مشروب میخوره
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're busted: دستت رو شد.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you're busted: دستت رو شد.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
piddle around: وقت تلف کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pitch a bitch: شکوه و شکایت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
no such luck: از این شانسا نداریم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
catch a chill: سرما خوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we stick together: ما هوای هم رو داریم.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put on street: عالم و آدم رو خبر دار کردن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
that sucks: افتضاحه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is a looker: طرف خیلی جیگره.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put that in your pipe and smoke it: دندت نرم!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pull leg: کسی رو دست انداختن مسخره کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
queer for: هوس چیزی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put a con on someone: سر کسی را کلاه گذاشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we're doomed: بیچاره شدیم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
we're doomed: بیچاره شدیم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
raise hell: قشقرق به پا کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
raise hell: قشقرق به پا کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's up in the air: بلاتکلیفه رو هواست
٢ سال پیش
نوع مدال

انتخاب عکس پروفایل

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fuck this shit: گور پدرش کون لقش کیر توش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fuck this shit: گور پدرش کون لقش کیر توش
٢ سال پیش