نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
couldn't be better: بهتر از این نمیتونم باشم.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sick to one's stomach: تا مغز استخونم سوخت تا فیها خالدونم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pain in the ass: آدم رو مخی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lessons learned: درس عبرت شد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wait your turn: صبر کن تا نوبتت بشه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wait your turn: صبر کن تا نوبتت بشه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mercy fuck: سکس ترحم آمیز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cheapness: گدابازی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a physical: معاینه پزشکی شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
couch doctor: روانپزشک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run some tests: آزمایش گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
clean bill of health: تاییدیه سلامت پروانه بهداشت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
draw blood: آزمایش خون گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take someone's temperature: درجه حرارت بدن کسی را اندازه گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look the picture of health: سلامت و سرحال بودن مظهر سلامتی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the mend: در حال خوب شدن رو به بهبود
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feel on top of the world: سرحال بودن سالم و سرزنده بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
toss one's cookies: بالا آوردن استفراغ کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a turn for the worse: وخیم تر شدن بیماری بدتر شدن بیماری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
breathe one's last: از دنیا رفتن نفس آخر را کشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
break out: جوش زدن شروع شدن هر نوع اختلال پوست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's very sweet of you: خیلی لطف داری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
that's very sweet of you: خیلی لطف داری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ballpark figure: برآورد تقریبی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the works: در دست تولید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go public: سهامی عام شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cut someone's losses: کاهش دادن ضرر و زیان جلوی ضرر و زیا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
budget squeeze: کاهش بودجه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
close the books: حساب ها را بستن حساب ها را موازنه ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
finger in the pie: نخود هر آشی بودن در هر کاری دخالت ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
jack up: بالا بردن قیمت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw money at something: پول وسط گذاشتن پول به پای چیزی ریخت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
throw money at something: پول وسط گذاشتن پول به پای چیزی ریخت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in the long run: در گذر زمان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in short supply: کم بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in short supply: کم بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run short of something: چیزی را تمام کردن چیزی رو کم آوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tight spot: تنگنا
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a nose dive: به شدت و سرعت سقوط کردن تحلیل رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
saddled with debt: زیر بار قرض رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
red ink: بدهی ضرر مالی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bottom fall out: سقوط کردن افت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
piece of the action: سهم سود
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
kickback: باج زیرمیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
deliver the goods: از پس کاری برآمدن از عهده کار برآمد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
captain of industry: مالک یک شرکت بزرگ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
number cruncher: حسابدار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
company man: بله قربان گو
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
boys in the backroom: دست های پشت پرده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
big cheese: کله گنده
٢ سال پیش