نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
close the loop on something: بستن پرونده یه چیزی. کاری یا پروژه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
throw the baby out with the bathwater: عطایش را به لقایش بخشیدن. تر و خشک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
funny you should mention that: چقدر جالب! اتفاق من هم دقیقا همینو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's the matter of hours: دیر و زود داره، سوخت و سوز نداره.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this didn't age well: یا That didn’t age well خیلی زود اش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull oneself by one's bootstraps: گلیم خود را ( خود ) از آب کشیدن. با ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not etched in stone: آیه از آسمون نیومده. برنامه نهایی ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chew someone up and spit them out: فیتیله پیچ کردن. درسته خوردن یک نفر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i didn't sign up for this: قرارمون این نبود. قرار نبود این بلا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fuck it all: به جهنم لعنت بهش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
load of shit: یه مشت مزخرف
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pulling teeth: به زور کاری رو انجام دادن.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put one's foot in their mouth: حرف احمقانه زدن. خود یا کسی رو خجا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it doesn't ring a bell: به جا نمیآرم. به نظر آشنا نیست.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm fed up with you: از دستت کلافه شدم.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get locked out: پشت در ماندن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get locked out: پشت در ماندن.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get goose pimples: مو به تن سیخ شدن ( به علت ترس، سرما ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reach a conclusion: به نتیجه رسیدن، نتیجه گیری کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hit send: ارسال کردن، فرستادن، روی گزینه ی ار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
say a mouthful: گل گفتن حرف حساب زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
most would agree that: اکثرا بر این باورند که. . .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go hot and cold: ناگهان ترسیدن ناگهان حیرت زده شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hear something second hand: چیزی را به طور غیر مستقیم شنیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
strongly believe: قویا ( به چیزی ) باور داشتن قویا ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wait tables: غذا سرو کردن پیش خدمتی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
can't wait: بی صبرانه منتظر بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
made for: به سمتی رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fall off one's perch: از چشم افتادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'd like to return the favor: میخوام لطف شما رو جبران کنم.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it looks like it's going to: انگار قراره. . .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ask for a favor: تقاضای انجام کاری از کسی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give feedback: بازخورد دادن نظر دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a rat's ass: اهمیت دادن اهمیت داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get plenty of sleep: زیاد خوابیدن به اندازه کافی خوابیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a stop: توقف کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get hooked on: معتاد شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep interrupting: مدام وقفه ایجاد کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go round the bend: دیوانه شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
call letters: حروف معرف شبکه های تلویزیونی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
what's more: علاوه بر این تازه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm drawing a blank: یادم نمیاد.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i'm drawing a blank: یادم نمیاد.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't make waves: شلوغش نکن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
don't make waves: شلوغش نکن.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take the wrong way: اشتباه برداشت کردن اشتباه متوجه شدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take the wrong way: اشتباه برداشت کردن اشتباه متوجه شدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the facts speak for themselves: چیزی که عیان است چه حاجت به بیان اس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let us not: بیایید. . . Let us not get too exc ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's going to be: خواهد بود .
٢ سال پیش