نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's make a pact: بیا یه قراری بذاریم.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leader of the house: رئیس مجلس
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
green around the gills: مریض بودت ناخوش احوال بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm bushed: خیلی خسته ام.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm not on the way: من تو دست و پا نیستم.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let me rephrase that: بذار یه جور دیگه بگم.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let something roll off one's back: تحت تاثیر قرار نگرفتن چیزی را نشنید ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
old goat: پیرمرد خرفت هوس باز
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chew on that: خوب بهش فکر کن تمام جوانب کار رو بس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you talked me into it: تو منو متقاعد کردی.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bust one's ass: سخت تلاش کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if it'd been a snake it would've bitten you: کاملا در دید بود کاملا قابل ملاحظه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lead somebody astray: از راه بدر کردن منحرف کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
goal area: محوطه شش قدم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take the law into one's own hands: شخصا قانون را برای کسی اجرا کردن شخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm parched: خیلی تشنه ام
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can't do anything for yourself: شما نمی تونید گلیم خودتون رو از آب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the cat's out of the bag: ماجرا لو رفت، حقیقت آشکار شد.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slept like a log: مثل خرس خوابیدن.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
promo code: کد تخفیف
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you need a lift: برسونمت؟؟
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't patronize me: منو احمق فرض نکن.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's all coming together: همه چیز درست میشه.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you had a close call: خطر از بیخ گوشت گذشت.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
knock yourself out: این گوی و این میدان، ببینم چیکار می ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are so full of it: داری چرت میگی.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
last rites: مراسم مذهبی لحظات قبل از مرگ مراسم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're a little wet behind the ears: دهنت بوی شیر میده.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll bust your ass: دهنتو سرویس میکنم.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was the last straw: دیگه صبرم تموم شده.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm a people pleaser: من یه شخص مردم راضی کن هستم نمی تون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to walk somebody: کسی را پیاده همراهی کردن.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i bruise like a peach: مثل شفتالو کبود شدن مثل هلو سیاه شد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it’s not the end of the world: دنیا به آخر نرسیده این نشد دفعه دیگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can we just drop this: صحبت و بحث رو متوقف و تموم کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the nose of a bloodhound: شامه تیز بویایی قوی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i flew off the handle: از کوره در رفتم.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
start at the bottom: از پله اول شروع کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop me off: پیاده می شم.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drop me off: پیاده می شم.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come up with: به ذهن خطور کردن به فکر و ذهن افتاد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you left me hanging: بلاتکلیفم گذاشتی.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a slap in the face: تو دهنی، توهین
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to show your true color: نشون دادن چهره واقعی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's stoned: اون خماره اون نشئه است اون مواد کش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hunt you down: گیر انداختن شکار کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
great news: خبر درجه یک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm heading: قصد دارم شروع کنم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i nabbed him: قاپیدمش گیرش انداختم یهویی و ناگهان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'd like to be acknowledged: منم به حساب بیارین. نگاه! منم هستم ...
٢ سال پیش